با مردم، برای مردم، تا پیروزی

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
 
دستو بستی قبول! وزنه رو بستی قبول! دیگه چرا کله مونو میکنی زیر آب؟!
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ : توسط : توحید

pourmand-6-12.jpg

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

...خدای بزرگ رو سپاسگزارم یک بار دیگر توفیق سفر به این استان و عرض ارادت و احترام به مردم بزرگوار اون رو عنایت فرمود. عزیزان من! سه تا مطلب کوتاه. مطلب اول، درباره کشور و کارهای کشور. مطلب دوم یک نگاهی به عرصه ی بین الملل و مطلب سوم درباره خوزستان عزیز و راهی که باید ادامه بدهیم در استان خوزستان.

اما مطلب اول. عزیزان من! ما یک ملت بزرگ هستیم. ملت تاریخ ساز و تمدن آفرین. در طول تاریخ، همدل، پیوسته و متحد برای رسیدن به قله های شرف، به عدالت، به پاکی و توحید همراه هم، در کنار هم، حرکت کرده ایم. تاریخ ما سرشار از فراز و نشیب هاست. شاید بلکه تقریباً و قطعاً تاریخ ملت ایران پر حادثه ترین تاریخ یک ملتی است که تا امروز در کره زمین زیسته است. حوادث بزرگ، جنگ ها، درگیری ها، فرازها و فرودها. اما این ملت از آنجا که دارای ایمانی مستحکم، عشق به خدا، عشق به ارزشهای الهی بوده است، از همه ی این حوادث سرافراز عبور کرده است. دشمنان ملت ایران، بدخواهان ملت ایران یکی پس از دیگری آمده اند و به تاریخ پیوسته اند اما ملت عزیز ایران همچنان ایستاده است و من میخوام با افتخار اعلام بکنم تا رسیدن به اون اهداف بلند و قله های شرف این ملت همچنان خواهد ایستاد. امروز عزیزان من، جهان به سرعت به اون نقطه ی موعود نزدیک می شود. خدای متعال انسان ها رو خلق کرد در زمین، به اونها اختیار داد، فرصت انتخاب داد، اجازه داد تصمیم بگیرند، حرکت کنند و جلو بروند. به دوش انسان ها مسئولیت های مهمی قرار داد. از انسانها خواست اولا خود را بالا بکشند. انسانیت خود را، فطرت خود را، ارزشهای الهی را، در درون خودشون شکوفا کنند. الهی زندگی کنند. خدایی بشوند. عالم ، حکیم، شجاع،  مهربان، با کرامت، بزرگوار و فداکار. و بعد هم خدا خواسته است انسان ها دست به دست هم بدهند، زمین را آباد کنند، عدالت برپا کنند، شرافت انسانی را احیا بکنند. عزیزان من! ده هزار سال از عمر انسان بر زمین میگذرد. همه ی پیامبران آمده اند انسان را به اون قله ی موعود برسانند. یاری کنند. هدایت کنند. چشمها و ذهن ها و دلها رو بازکنند. تا انسان ها به نقطه ی ترسیم شده از ناحیه خدا نائل بشوند. حوادث گذشته است. پیامبران ، امامان، صالحان. من میخوام خدمت شما عرض کنم: امروز بشر در یک پیچ تند تاریخ قرار گرفته است. در آستانه ی رسیدن به قله ی موعود. این حرکت عمومی بشر است. دیدید در همین دو سفر اخیر به ونزوئلا در آمریکای لاتین، منطقه ای که چهارصد سال به طور پیوسته تحت سلطه ی استعمارگران، غارتگران، آدمکشهای حرفه ای و فاسدهای حرفه ای بوده است. طی چهارصد سال اونقدر این مردم رو سرکوب کردند، فرهنگ اونها رو پایمال کردند، شخصیت اونها رو خرد کردند، ثروت اونها رو غارت کردند. بعد هم هر قهرمانی که برخاست برای استقلال، برای نجات، او رو سرکوب کردند. هر نهضتی که به پا شد، یا منحرف کردند یا سرکوب کردند. اما می بینید امروز در چه شرایطی قرار گرفته اند. مردمی با اون سابقه ی حضور استکبار، یکپارچه به دنبال عدالت، به دنبال انسانیت، به دنبال کرامت انسانی فریاد می زنند و وقتی یک مرد بزرگ، یک قهرمان به نام آقای چاوز پرچم عدالت را، پرچم توحید را بلند میکند ملت ها یکپارچه گرد او جمع می شوند. عزیزان من! اینها همه نشانه های حرکت بشریت به سمت قله است. آماده شدن شرایط جهان برای رسیدن به اون آرزوی تاریخی است. اما چرا این مقدمه رو مطرح کردم؟ برای اینکه برگردم به مأموریت ملت ایران. در این تاریخ پر فراز و نشیب ملت ایران مسئولیت بسیار بسیار سنگین بر عهده دارد. تنها ملتی که در طول تاریخ موحد بوده است. مؤمن بوده است. صلح طلب و عدالتخواه بوده است. ملتی که از قبل به دنبال بعثت پیامبران و ایمان آوردن به پیامبران بوده است. یک ملتی که یگانه و ممتاز است. ملتی که سرزمین او سرشار از استعدادها و منابع طبیعی است و ملتی که سرشار از اندیشه و فکر و توان انسانی است. این یک مأموریت بسیار سنگین بر عهده دارد. امروز ملت ایران باید مأموریت پرچم داری عدالت و توحید در جهان را بر عهده بگیرد که گرفته است. امروز عزیزان من، چشم همه ی ملت ها، چشم همه ی عدالت خواهان، چشم همه ی مستضعفان، همه ی مظلومان به سمت ملت ایران است. سابقه ای که از ملت ایران دارند، توانایی که در ملت ایران می بینند، امید بسته اند. اتکا کرده اند به ملت ایران. برای چی؟ برای دو منظور که در یک راستا قرار دارند. اول اینکه ایران ساخته بشود، ایران پیشرفت بکند، ایران قدرتمند بشود. ایران بشود محور اصلی و ستون تکیه گاه ملت ها برای رسیدن به آرزوها. و دوم اینکه ملت ایران حرکت بکند در جهان، فرهنگ اسلام را، اسلام ناب را، فرهنگ توحید و عدالت را منتشر بکند. ملت ها را متحد بکند، در کنار هم قرار بدهد، از حرکت های مردمی اونها پشتیبانی معنوی کند، روحیه بدهد و جبهه ی استکبار رو به کمک ملت ها در هم بشکند. عزیزان من! امروز باید ایران را بسازیم اونطوری که شایسته ی ایران است. شایسته ی مأموریت ملت ایران است. من به عنوان خادمی کوچک، کوچک همه ی خادمان ملت و نوکر ملت ، نوکر مردم خوزستان عزیز، میخوام عرض کنم، به خدا ساختن ایران یک امر شدنی است. میبینیم همه ی شرایط فراهم است. اما نیازمند چند تا عامله. باید کنار هم قرار بگیرد. اول همدلی است. عزم برای ساختن است. به هیچ ملتی از بیرون و از کرات دیگر هدیه نخواهند فرستاد. هیچ کس خودش را قربانی ملت دیگری نخواهد کرد. مستکبران مطلقا نفعی به ملت ها نخواهند رساند. هر ملتی باید رو پای خودش بایستد. با همدلی، با اتکاء به منابع خودی، امکانات خودی، و با تلاش. با کار. یه کشور با کار ساخته میشود. آدم یه منزل دوتا اتاقی میخواد برای خودش بسازه چقدر زحمت داره چقدر نگرانی داره چقدر باید پیگیری بکند. حالا یه کشور میخواد ساخته بشود. باید همه کار، تلاش، همدلی. دیگه به چی نیاز داریم؟ اعتماد به قدرت ملت. باید به ملت اعتماد کرد. باید فرصت ها رو در اختیار ملت قرار بدیم. اجازه بدیم ملت در صحنه های گوناگون تصمیم بگیرد، عمل کند. فرصت ها را، منابع را، در اختیار توده های مردم {قرار دهیم}. مردم بیان تو میدون. تجربه نشان داده است هر جا به مردم اعتماد کردیم، هر جا به مردم تکیه کردیم، دستاوردهای بزرگ برای ملت ایران حاصل شد. اصل انقلاب عظیم اسلامی را ملت برپا کرد. امام به ملت اعتماد کرد. به جوانها اعتماد کرد. میدان را باز کرد. اجازه داد توده های مردم در عرصه ی انقلاب وارد بشوند. بزرگترین حادثه ی تاریخ سیاسی ایران در یک دوران کوتاهی رقم خورد. بزرگترین انقلاب بعد از صدر اسلام به پیروزی رسید. دوره ی دفاع مقدس هم همینطور. بعدها هم هر جا پیروزی بود همین طور بود. اجازه بدید من به بعضی هاش اشاره کنم.

یکی از نقاط اعتماد به مردم و نیروهای مردم موضوع هسته ای است. من یادم هست. سال هشتاد و چهار، بعد از انتخابات و قبل از شروع کار رسمی رئیس جمهور، ما سفر کردیم به نطنز. دیدیم تمام ابزار کار جوان ها پلمب شده است. قفل و زنجیرهای استعمار اونها رو بسته است. جوونهای دانشمند ما نشسته بودند عزا گرفته بودند، گرد ماتم بر چهره ی همه ی اونها پاشیده بود. من با اونها جلسه گذاشتم. سؤال کردم چه خبر؟ گفتند میبینید ما در ابتدای راهیم هنوز صفر کار را شروع نکردیم آمده اند و قفل زده اند به همه ی امکانات ما. سؤال کردم ازشون. گفتم آیا شما می توانید آیا میتوانید چرخه ی غنی سازی رو راه بندازید؟ یه کم با همدیگه مشورت کردند به من گفتند بله میتوانیم. گفتم اعتماد کنم؟ گفتند اعتماد کن. با هم قرار گذاشتیم، دست دادیم گفتیم بسم الله. اعتماد از ما، کار از شما. ظرف چند ماه - من یادم هست اولین باری که رفتیم نیویورک بعضی از این کشورهای غربی آمده بودند، به ما میگفتند آقا دست بردار، نمیتونید برسید، بعد با خودشون صحبت میکردند مصاحبه میکردند میگفتن امکان ندارد ایرانی ها بتوانند چرخه سوخت هسته ای رو راه بندازند. ما هم به اونها میگفتیم به همین خیال باشید. بسیار خب. شما همین طور فکر بکنید- ظرف چند ماه همون جوونهایی که به اونها اعتماد کردیم، امکانات دادیم، گفتیم برید کار بکنید، حرکت کردند و چرخه سوخت هسته ای رو راه انداختند. بعد خواستند اینو از ما بگیرند. ملت بسیج شد، شهر به شهر ، روستا به روستا ، مدرسه به مدرسه ، کارخانه و مزرعه و دانشگاه و خیابان، ایستاد و دشمنان رو مأیوس کرد. این یک صحنه ی اعتماد به مردم بود. در عرصه ی اقتصاد هم باید به مردم اعتماد بکنیم. اینکه تصور کنیم اقتصاد دست یه گروه کوچکی باشد، بقیه ملت هم دنباله رو و کارمند و کارگر اونها باشند ، اینطور اقتصاد راه نخواهد افتاد. باید توده های مردم رو اعتماد کنیم. امکانات کشور در اختیار توده های مردم. هرجا با این مسیر حرکت کردیم، پیروزی بود، عزت بود. بذارید بعضیاشو مثال بزنم.

در سال هشتاد و پنج، یادتون هست چه بساطی در سیمان به پا بود. یه نفر دو تا کیسه سیمان میخواست گیرش نمیامد. به قیمت های چند برابر. کل تولید سیمان کشور سی و دو میلیون تن بود. در دولت جلسه گذاشتیم چه باید کرد. مگر میشه همه ش سهمیه بندی کنیم ، صف درست کنیم ، کوپن بدیم. اینطور نمیشه. یه کشور بزرگ قراره ساخته بشود. این سیمان میخواد، فولاد میخواد، لوله میخواد، کاشی میخواد، شیرآلات میخواد...قرار شد بسیج همگانی بدیم. همه ی کسانی که قادرند دعوت کنیم، پشتیبانی کنیم، پول بدیم تسهیلات بانکی بدیم. خب شما خبر دارید. ظرف پنج شش سال از سی و دو میلیون تن الان رسیدیم به بیش از هشتاد میلیون تن تولید سیمان. سال گذشته دوازده میلیون تن صادر شد. اعتماد شد. در بخش برق، در بخش فولاد، در بخش های گوناگون. باید به ملت اعتماد کنیم. ملت حرکت بکند. وظیفه ی دولت، وظیفه ی دستگاه های گوناگون ، قوای گوناگون اینه که راه رو باز کنند برای ملت. اینکه امام فرمود، مقام معظم رهبری فرمودند که ما خادم مردمیم، نوکر مردمیم، معناش اینه : یعنی ما راه رو باز کنیم. نه اینکه همه چی دست ما. خب درست نمی شود. همه چی دست یه عده ی قلیل، درست نمی شود.

در اقتصاد دولت چند بار هجوم کرد که ثروت را در بدنه ی اجتماعی توزیع بکنه. پول رو ببره از پایین ترین  لایه های کشور تقسیم بکنه بیاد بالا. یکی از اینها طرح های زودبازده بود. یکی از اینها سهام عدالت است، یکی از اینها مسکن مهر است، یکی از اینها هدفمندی است. البته به شما عرض بکنم، شیاطین و بدخواهان و خودخواهان و انحصارطلبان، اینها نمیخوان کار دست ملت بیفتد. نه در عرصه اقتصاد، نه در عرصه سیاست. میخوان دست خودشون باشه. هر طرحی که به سمت توزیع ثروت در بدنه اجتماعی، به سمت عدالت است، به سمت فعال کردن توده های مردم در اقتصاد، در سیاست است، مخالفت میکنند. جو سازی می کنند. بذارید مثال بزنم. این طرح بنگاه های کوچک یک طرح موفقی بود. در عرصه بین المللی ارزیابی شد، موفق بود. چندین گروه اعزام کردیم در کل کشور. معمولاً طرح ها انحراف داره. یعنی وقتی انبوه کار میکنیم یه مقدارش در محل خودش نمی نشینه. اونی که در ایران اجرا شد کمترین انحراف را نسبت به کل کشورهای دنیا که این طرح رو اجرا کردند داشت. بیش از یک میلیون و شصت هزار شغل ثابت ایجاد شد. البته بودند معدودی افراد که پنج میلیون ده میلیون رو گرفتند برای اشتغال، رفتند ماشین خریدند یا خونه خریدند. اون هم اشکالی ندارد. بالاخره توده های مردم اند. پول مال مردم است. اما چقدر با این طرح مخالفت شد. کیا مخالفت میکردند؟ کسانی که صد و هشتاد میلیارد، دویست میلیارد، هزار میلیارد تومن گرفتن از بانک پس نمیدن. اما چون رسانه دارن، بلندگو دارن، فریاد می زنند ای داد، ای بیداد. این پنج میلیون ده میلیونی که دادید به یه جوونی یه کاری برای خودش درست بکند، این برنگشت و اقتصاد خراب شد! آدرس غلط میدن، آدرس انحرافی میدن. چرا ؟ برای اینکه اونها نمیخوان توده های مردم قدرت پیدا کنند. توده های مردم فعال بشن. البته غربی ها، دشمنان بیرونی هم همین طورند. اونها نمیخوان توده های ملت ما در عرصه های گوناگون وارد بشود. معلومه در یک کشور، هفتاد و شش میلیون جمعیت داره، بیش از سی میلیون انسان آماده به کار. اگر سی میلیون انرژی فعال بشه در اقتصاد، همه برای ساختن کار بکنند. همه خودشون به نوعی مالک باشند در کشور. چه اتفاقی می افته؟ انقلاب اقتصادی خواهد شد. سهام عدالت دادیم همین طور حمله کردند. مسکن مهر همین طور حمله کردند. هدفمندی یارانه ها که موفق ترین طرح تاریخ اقتصاد کشور است. میگیم آقا، سیصد هزار میلیارد تومن یارانه داره تقسیم میشود، بدون برنامه. بیست درصد جامعه داره هفتاد درصدشو میبره. اجازه بدید این تقسیم بشه تو توده های مردم. چهل و پنج هزار و پونصد تومن گذاشتیم تو جیب مردم اونم از خود مردم گرفتیم. اونی که بیشتر مصرف میکنه گرفتیم دادیم به اونی که کمتر مصرف میکند. چه غوغایی راه انداختن. چرا؟ برای اینکه میگن اگر توده های مردم توانمند بشن، وارد عرصه های اقتصاد بشن، اونوقت دیگه فرصت انحصار طلبی ، فرصت انباشتن ثروت های باد آورده، از یه عده ی قلیل گرفته خواهد شد. مخالفت میکنند. میخوان از همون صفر کار، کار رو قفل بکنند. اجازه ندن. همون طوری که غربیا در موضوع هسته ای...سال دوم سوم بود در نیویورک اومدن عده ای از عناصر بلندپایه آمریکایی- بیست و هفت هشت نفر- با ما جلسه گذاشتن، مفصل. بحث هسته ای سوال جواب سوال جواب. آخر کار اون مرشدشون، اون پیرشون، برگشت گفت خب آقای احمدی نژاد، اگر ما این موضوع هسته ای شما رو به رسمیت بشناسیم، دیگه شما تا همین جا توقف میکنید؟ دیگه جلوتر نمیرید؟ من گفتم یعنی چی جلوتر نمیرید؟ گفت به همین قناعت کنید بسیار خب ما قبول کنیم همین جا تمام. خب من باید چی میگفتم اونجا؟ اونا چون میخوان هسته ای در انحصار خودشون باشد، انرژی هسته ای، نیروی هسته ای، پزشکی هسته ای، کشاورزی هسته ای و به وسیله ی اون دنیا رو چپاول کنند. نمیخوان اجازه بدن سایر ملت ها از این انرژی عظیم استفاده کنند. خب اگر دویست تا ملت دنیا همه از این انرژی استفاده کنند، دیگه جایی برای قلدری های قلدرهای بین المللی و چپاول ثروت ملت ها باقی نمی ماند. من گفتم هرگز. این حق ملت ایرانه. ملت ایران انرژی هسته ای رو میخواد، همه شم میخواد! در داخلم همینطوره. ثروت ملت، امکانات ملت، باید توزیع بشه در بدنه ی اجتماعی. ما گفتیم این هدفمندی یارانه ها پول خود مردمه. از جیب مردم به جیب مردم . توزیع عادلانه است. گفتیم آقا والا بلا به جای چهل و پنج هزار و پونصد تومن به خدا میشه دویست و پنجاه هزار تومن به هر ایرانی داد. داد و بیداد. یه کس دیگری احتکار کرده، یه کس دیگری بازار ارز رو به هم ریخته، یه کس دیگری تحریم کرده ، اینا رو میذارن کنار، همه ش میگن مال هدفمندی است. هدفمندی چه گناهی کرده؟ هدفمندی پول مردم تو جیب مردم هست. من به شما بگم، به خدا- حالا این رو باید بگم دیگه مردم خوزستان اند، اینجا نگیم کجا باید بگیم- بابا من گفتم در سمنان، گفتم در شاهرود. گفتم دست ما رو بستی انداختی تو حوض، میگی خودت بیا بیرون، کشورم بیار بیرون. میگیم چشم، بسیار خب. با دست بسته هم میتونیم انجام بدیم. میان یه وزنه هم به پامون میبندن. میگیم بابا دستو بستی دیگه چرا وزنه میبندی؟ عیب نداره. دستو بستی، وزنه بستی، خب بالاخره به هر ضرب و زوری شده به کمک ملت از این حوض میایم بیرون. می بینن نمیشه هی دستو گذاشتن رو سر ما هی هل میدن زیر آب! هی کله ی ما رو میکنن زیر آب. میگیم یه خرده انصاف داشته باش! دستو بستی قبول! وزنه رو بستی قبول! دیگه چرا کله مونو میکنی زیر آب؟! بذار خدمت کنیم، دو تا کار بکنیم این کشور جلو برود و اقتصاد کشور نجات پیدا کند. عزیزان من، دشمن اومده تحریم کرده، به امید اینکه ملت ما رو به زانو در بیاره. سال گذشته رو یادتون بیارید. به خدا همه ی شیاطین جن و انس جمع شده بودند برای اینکه ملت ایران رو بشکنند. سنگین ترین تحریم ها از بیرون، ناجوانمردانه ترین اقدامات در داخل. همونی که خودش احتکار کرده، همونی که خودش پدرسوخته بازی درآورده، میاد میشینه در رسانه، طلبکاری میکنه و میندازه گردن ملت، میندازه گردن دولت. میشه با دو تا حرکت، کاری بکنیم که دیگه دشمن از اینکه اعلام کرده ما رو تحریم کرده شرمنده بشود. ما یه کشور بزرگیم. پر از ثروت، پر از اراده، پر از مردم خوب. راهش اینه که به مردم اعتماد کنیم. کی گفته اگر ثروت ملت دست یه عده ی خاصی باشه کشور بهتر اداره میشود؟ من اینجا با افتخار میگم: اگر ثروت ملت دست ملت باشه، به خدا ایران ظرف چهار پنج سال قدرتمندترین کشور جهان می شود. به ملت اعتماد کنیم. بعضیا از اینکه طبقات محروم یه ذره، همچین بگی نگی، یه ذره وضعشون بهتر شده ناراحتن. میگن این مردم مستضعف اگر یه مقدار وضعشون بهتر بشه فردا یه چیزای دیگه هم از ما میخوان. خب بخوان! مال ملت است. کشور مال ملته. خب ملت اگه نخواد پس کی باید بخواد؟

در موضوع تحریم و اینها هم همینه. اون بدخواهان بدونند. سال گذشته فشار اقتصادی رو به ملت حداکثر کردند. بدتر از فشار اقتصادی ، فشار جنگ روانی. هر روز سیاه نمایی، هر روز دروغ ، هر روز جوسازی، هر روز شایعه. هدفشون این بود که ملت ایران رو بشکنند. نوروز دیدیم چه خبر شد. ملت ایران هوشمندانه همه ی طراحی دشمن رو در هم شکست. من میخوام از زبان مردم خوزستان به نیابت از ملت ایران اعلام کنم. بابا گوشاتونو باز کنید، بفهمید:

اینجا ایران است! به خدا برای له کردن شما فقط و فقط جوانان های خوزستان، عشایر لر، بختیاری، عرب کافی هستند.

شما خیال کردید، اشتباه میکنید. اون زمانی که ما هسته ای نشده بودیم، شما تلاش کردید با همه ی امکاناتتون جلوی هسته ای شدن ما رو بگیرید. بابا الان ایرانیا هسته ای شدن شما که چیزی نیستید. همه ی شیاطین تاریخو بسیج کنید، قادر نیستید هسته ای رو از ملت ایران بگیرید {ابراز احساسات شدید مردم}

فرمودند امسال سال حماسه ی سیاسی، حماسه ی اقتصادی. حماسه یعنی چه؟ حماسه چه زمانی به کار میاد؟ حماسه زمانی است که بعضی کارها قفل می شود. شرایط پیچیده می شود. با اقدامات عادی مسائل حل نمیشود. نیازمند یک کار بزرگ است. نیازمند کار جوشکن و دشمن شکن است. نیازمند کاری است که شرایط را به نفع ملت تغییر بدهد. من میخوام با افتخار اعلام کنم. به خدا در این سرزمین هم حماسه ی سیاسی ممکن است هم حماسه ی اقتصادی ممکن است. مقدمه ی حماسه آن است که توده های مردم به میدان بیایند. مقدمه آمدن توده های مردم به میدان آن است که به توده های مردم اعتماد بکنیم. امام به توده های مردم اعتماد کرد. مقام معظم رهبری به توده های مردم اعتماد کردند، دیدید در مشهد چه فرمودند: همون جمله ی امام را. فرمودند من یک رأی بیشتر ندارم. کشور متعلق به مردم است. انتخابات متعلق به مردم است. اراده ی ملت باید کشور را اداره کند. اعتماد به ملت. تجربه نشان داده است. هرگاه ملت ایران به صحنه آمد، تصمیم او درست بود. بهترین تصمیم در شرایط بود. امروز هم همینطور است. البته درست مثل عرصه ی اقتصاد، عده ای انحصارطلب هستند. نمیخوان بذارن ملت تصمیم بگیرد. میخوان کاری کنند که عرصه ی سیاست در انحصار اونها باشد. درست مثل نظام آمریکا و اروپا. در آمریکا یه تعدادی هستند همیشه سیاست دست اینهاست. اونا میان دو تا گزینه میذارن، ملت هم مجبورن از تو اونا انتخاب بکنند. در ایران اینطور نیست. رهبری فرمودند من خودم یک رأی بیشتر ندارم و کسی نمیداند به کی رأی میدم. کار ، کار ملت است. رأی ، رأی ملت است. میزان رأی ملت است. بعضیا نشستن از قبل برای شورای نگهبان هم دارن نسخه میپیچن. آقا تو چه کاره هستی؟ به چه حقی اظهار نظر میکنی راجع به دیگران؟  رهبری فرمودند همه ی سلایق باید بیان. ما نیازمند یک حماسه ایم. یعنی باید یک انتخابات نزدیک به پنجاه میلیونی به فضل الهی در این کشور برگزار بشود تا کمر دشمن بشکند {ابراز احساسات شدید مردم}

به شما عرض کنم. بالاخره من آشنا هستم با شرایط بین الملل. امروز یک انتخابات پرشور پنجاه میلیونی، یک منتخب با رأی بالا، همه ی شرایط داخلی و بین المللی را به نفع ملت ایران تغییر خواهد داد. هرکس هرکس که مؤمن به این کشور است، مؤمن به انقلاب است، مؤمن به اصول امام و رهبری است باید راه را باز کند. نباید حرفی بزند، خدای نکرده عده ای از مردم بی انگیزه بشوند. نباید کاری بکند، عملی انجام بدهد، عده ای از مردم بی انگیزه بشوند. همه باید بیان. ملت ما هم نشان داده است بهتر از همه تشخیص می دهد چه چیزی به نفع کشور است، چه چیزی به ضرر کشور است. یه ملت رشید است. بعضیا جوری حرف میزنن انگار قیم ملت اند. صاحب ملت اند. چطور وقتی جوونهای خوزستان میخواستند روی مین بروند، راه رو باز کنند برای رزمندگان، اون موقع رشید بودند ، می فهمیدند، اما حالا میخوان انتخابات کنند متوجه نمیشن. فلان گروه و دسته و باند باید تصمیم بگیرد!

یک حماسه نیازمندیم. لازمه ش حضور همه ی سلایق. لازمه ش اعتماد به ملت. لازمه ش حضور مردم و انشاالله شکستن کمر همه ی دشمنان خواهد بود.  و این حماسه ی سیاسی به فضل الهی شرایط را برای حماسه ی اقتصادی فراهم خواهد کرد. باید بریم به سمتی که دشمنان از مأیوس کردن ملت ایران مأیوس بشوند. من میخوام اینجا با افتخار اعلام کنم: خدایا تو شاهدی منِ کوچکِ ملت ایران، ایمان دارم که این ملت حماسه ای خواهند آفرید که در تاریخ بشریت  بدرخشد {ابراز احساسات مردم}

امروز دنیا منتظر هنرنمایی ملت ایران است. ما دیروز از ونزوئلا اومدیم. بیست و هشت ساعت بیست و نه ساعت پرواز کردیم. در عزای مردم ونزوئلا رفتیم شرکت کردیم، در اجتماع چند میلیونی مردم. در شادی اونها هم رفتیم. برای اینکه حضور ملت ایران تثبیت بشود. ای کاش رسانه های ما یه مقدار نگاهشون ملی تر و آرمانی تر بشود، منعکس کنند. صدها هزار نفر، به محض اینکه ما وارد شدیم، مثل انفجار در آتشفشان. همه ی مشت ها گره کرده، دست ها بالا، با صدای بلند فریاد میزدند "viva Iran" یعنی زنده باد ایران! زنده باد ایران! زنده باد ایران! زنده باد ایران! {ابراز احساسات مردم}

امروز عزیزان من، همه باید دست به دست هم، همه ی ملت، اعتماد به ملت، باید کارهای بزرگ انجام بدیم. یه ملت که نمیتونه و نخواهد شد که  تسلیم چهار تا آدم فاسد بین المللی، نشستن بانک ها و شبکه نفت و ارز رو در اختیار گرفتن، میگن ما ایرانیا رو تحریم کردیم میخوایم اینا رو بشکنیم. ملت که نمیتونه تسلیم بشود. با دو سه تا کار بزرگ، میدون دادن به مردم- بذارید باز مثال بزنم:

این کشور خیلی بزرگ است. صد و هشتاد و هفت میلیون هکتار ، وسعت این کشور است. پنجاه میلیون هکتار زمین کشاورزی ما داریم. چهارده میلیونشو میکاریم. خب اینو بدیم دست مردم ، بدیم دست جوونها. اینقدر ایراد نگیرن. اینقدر مصوبات دولت رو لغو نکنند. انقدر مانع نشن. خب این زمینو بدیم دست جوونا یه وامی هم بدیم بگیم برو آبادش بکن. آباد میکنن. اینهمه فارغ التحصیل. تو همین راه میومدیم چقدر جوون به من گفتن بابا ما لیسانس گرفتیم، فوق لیسانس گرفتیم الان بیکار هستیم. خب بدیم دست جوون. زمین هست، معدن هست. بذارن کار بشود در کشور. بابا به خدا اگر توده های مردم وضع مالیشون خوب بشه، اقتصادشون پیشرفت بکنه ، به نفع شمام هست. چرا خیال میکنید زمانی به نفع شماست که توده های مردم محروم باشند شما فقط دستتون تو جیبتون باشد. حالا به شما عرض کنم،  من مطمئنم ملت ایران، راه پر افتخار ساختن ایران را ادامه خواهد داد و هیچ قدرتی، هیچ شیطانی قادر نخواهد بود مانع حرکت ملت ایران بشود {ابراز احساسات مردم}...

 

pourmand-2-14.jpg

بخشی از سخنرانی دکتر احمدی نژاد در جمع با شکوه مردم اهواز - اول اردی بهشت نود و دو