با مردم، برای مردم، تا پیروزی

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
 
جملاتی برای ثبت در تاریخ
ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۱ : توسط : توحید

http://president.ir/media/main/121589.jpg

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

این مطالب که بیان می کنم ربطی به این ندارد که امروز چه کسی در اینجا دارد صحبت می‌کند، چه کسی آنجا نشسته، چه کسی این بالا نشسته و چه کسی در جای دیگری نشسته است و بعضی مسائل سیاسی و غیرسیاسی که دارد، دخالت می‌کند و من مطمئنم که اکثریت قاطع، بلکه همه نمایندگان مجلس در جریان آن نیستند که من به بعضی از آنها اشاره خواهم کرد. البته این را بگویم که من نمی‌خواستم وارد این مسائل بشوم. من همه تلاش خودم را کردم که ورود نکنم. بالاخره شما می‌دانید که دولت سه سال است که تحت سنگین‌ترین فشارهاست. همکاران پاک ما تحت سنگین‌ترین تهمت‌ها و افتراها بودند. همه چیز گفتند. چقدر احضار، برو و بیا و برخوردهای گوناگون صورت گرفت؟ من سکوت کردم، تحمل کردم و همکاران را به تحمل وا داشتم.همین الان شما می‌دانید که بولتن چاپ می‌کنند و در چند هزار نسخه آن را منتشر می‌کنند که سر تا پای آن تهمت و افترا به دولت و همکاران پاک من است، اما ما همه اینها را تحمل کردیم و بالاخره اینها خواهند گذشت، اما در روند اداری یک کشور من می‌دانم به جایی می‌رسیم که فردا خدای ناکرده به بن‌بست برمی‌خوریم. ملت دارد آسیب می‌بیند، لذا من چاره‌ای ندیدم که برخی از مسائل را در اینجا بگویم.

 

سازمان تامین اجتماعی یک نهاد عمومی غیردولتی است که متعلق به کارگران و بازنشستگان است. از پول اینها کم شده تا این صندوق تشکیل شده است، برای رسیدگی به امور این افراد تشکیل شده است و نه من و نه شما حق نداریم باری را بر آن تحمیل کنیم و هزینه و بدهی برای آن درست کنیم. فردا این خواهد ماند. بعضی از کشورهای اروپایی جلوی چشم ما هستند. این متعلق به کارگران و افراد معلوم و مشخص است. بزرگان و علما بگویند که از نظر شرعی چطور می‌شود. عده‌ای پول‌هایشان را گذاشته‌اند و صندوقی درست کرده‌اند. من و شما نمی‌توانیم برای آن خرج بتراشیم و باری را بر آن تحمیل کنیم. خلاف شرع است. این مال مردم است. این یک نهاد عمومی غیردولتی است، حالا برای تعیین رییس آن ترتیباتی تنظیم کرده‌اید تا یکی بیاید در هیات امنا انتخاب شود و بالای سر این صندوق بگذارند. امروز روزی است که ما باید به سازمان تامین اجتماعی کمک کنیم. ما باید از این سازمان که مربوط به کارگران عزیز است، حمایت و پشتیبانی بکنیم.

 

اینجا حکم دیوان عدالت اداری مطرح می‌شود. صرف‌نظر از این‌که امروز چه کسی رییس دیوان است، موضع سیاسی او چیست چه کسی رییس‌جمهور است، بالاخره دیوان عدالت باید یک نقطه اعتماد و آرامش و ثبات باشد. همین دیوان معظم عین همین شکایت اخیر که مطرح شده در سال 87 هم مطرح شده است. یعنی یک نفر آمده و گفته رییس سازمان تامین اجتماعی واجد شرایط نیست. همین دیوان اظهارنظر کرده است و گفته است چون این یک نهاد عمومی غیردولتی است ما صالح برای رسیدگی به عزل و نصب‌های آن نیستیم. امروز چه شده است که دیوان برای رسیدگی به این موضوع صلاحیت پیدا کرده است، یک اشکالی وجود دارد و ما باید اشکال را پیدا کنیم. اگر آرای هیات عمومی بخواهد تغییر کند چه چیزی ثبات پیدا می‌کند در این کشور؟ البته بگذریم از این‌که پرونده قبلی دو سال و خرده‌ای طول کشید و این مورد اخیر چند ماه بیشتر طول نکشید. در سال 85 سازمان مالیاتی یک شکایتی می‌کند که طبق اصلاحیه قانون مالیات‌ها، نهادهای وابسته به شهرداری‌های سراسر کشور از معافیت مالیاتی خارج می‌شوند. پنج سال طول می‌کشد تا به این پرونده رسیدگی شود، اما راجع به موضوع اخیر به سرعت رسیدگی می‌شود.

رییس دیوان تقاضای ابطال مصوبه دولت را کرده است. در آنجا فقط آیین‌نامه‌ها و تصویب‌نامه‌های دولت آمده است. چطور شما آمده‌اید و نصب دولت را رد می‌کنید؟ پس فردا چطور دولت می‌تواند در کشور کار کند؟ اگر ما اجازه دهیم دیوان خارج از چارچوب قانون اساسی عمل کند، چطور می‌توانیم بعدا کشور را اداره کنیم؟

اصل 55 قانون اساسی: «دیوان‏ محاسبات‏ به‏ کلیه‏ حسابهای‏ وزارتخانه‏‌ها، موسسات‏، شرکتهای‏ دولتی‏ و سایر دستگاه‏‌هایی‏ که‏ به‏ نحوی‏ از انحا از بودجه‏ کل‏ کشور استفاده‏ می‏‌کنند به‏ ترتیبی‏ که‏ قانون‏ مقرر می‏ دارد رسیدگی‏ یا حسابرسی‏ می‏‌نماید که‏ هیچ‏ هزینه‏‌ای‏ از اعتبارات‏ مصوب‏ تجاوز نکرده‏ و هر وجهی‏ در محل‏ خود به‏ مصرف‏ رسیده‏ باشد. دیوان‏ محاسبات‏، حسابها و اسناد و مدارک‏ مربوطه‏ را برابر قانون‏ جمع آوری‏ و گزارش‏ تفریغ بودجه‏ هر سال‏ را به‏ انضمام‏ نظرات‏ خود به‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ تسلیم‏ می‏‌نماید. این‏ گزارش‏ باید در دسترس‏ عموم‏ گذاشته‏ شود»، دیوان محاسبات نمی‌تواند به وزیر نامه دهد که مجلس مصوبه دولت راجع به نصب یک نفر را رد کرده و تو اگر بخواهی ادامه بدهی مجازات می‌شوی. این تجاوز از قانون اساسی است. اینها روابط را به هم می‌زند. آیا در اینجا راجع به مصوبات دولت چیزی هست؟ اصلا گفته شده که دیوان محاسبات می‌تواند دادگاه داشته باشد، محاکمه کرده و مجازات و اعلام کند؟ در اینجا دیوان محاسبات دو هفته قبل رییس بانک مرکزی را که از بودجه استفاده نمی‌کند، یک سال انفصال داد. عزیزان آثار این را در بازار ببینیم. من و شما ساعت‌ها برنامه‌ریزی اقتصادی می‌کنیم، بانک مرکزی باید جلو ببرد. این خلاف قانون اساسی است.

جلسه قبل ما خدمت شما آمدیم و عرض ارادت کردیم، دوستی‌ها را تقویت کردیم و پشت‌بند آن یک استیضاح درآمد. اشکالی ندارد ما بر سر عهد خودمان هستیم.

اصل 138 قانون اساسی: «علاوه‏ بر مواردی‏ که‏ هیات‏ وزیران‏ یا وزیری‏ مامور تدوین‏ آیین‏‌نامه‏‌های‏ اجرایی‏ قوانین‏ می‏‌شود، هیات‏ وزیران‏ حق‏ دارد برای‏ انجام‏ وظایف‏ اداری‏ و تامین‏ اجرای‏ قوانین‏ و تنظیم‏ سازمانهای‏ اداری‏ به‏ وضع تصویب‏ نامه‏ و آیین‏ نامه‏ بپردازد. هریک‏ از وزیران‏ نیز در حدود وظایف‏ خویش‏ و مصوبات‏ هیات‏ وزیران‏ حق‏ وضع آیین‏ نامه‏ و صدور بخشنامه‏ را دارد ولی‏ مفاد این‏ مقررات‏ نباید با متن‏ و روح‏ قوانین‏ مخالف‏ باشد. دولت‏ می‏ تواند تصویب‏ برخی‏ از امور مربوط به‏ وظایف‏ خود را به‏ کمیسیونهای‏ متشکل‏ از چند وزیر واگذار نماید. مصوبات‏ این‏ کمیسیونها در محدوده‏ قوانین‏ پس‏ از تایید رییس‏‌جمهور لازم‏‌الاجرا است‏. تصویب‏ نامه‏ ها و آیین‏ نامه‏ های‏ دولت‏ و مصوبات‏ کمیسیونهای‏ مذکور در این‏ اصل‏، ضمن‏ ابلاغ‏ برای‏ اجرا به‏ اطلاع‏ رییس‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ می‏ رسد تا در صورتی‏ که‏ آنها را بر خلاف‏ قوانین‏ بیابد با ذکر دلیل‏ برای‏ تجدید نظر به‏ هیات‏ وزیران‏ بفرستند»، در کجای این اصل اجازه داده که مصوبات دولت لغو شود؟ ما کاری به شخصی که اینجا نشسته نداریم، این بحثی حقوقی است. خواهران و برادران! این جلسه در محضر خدا، تاریخ و ملت است. من دارم اکنون یک درد کشور را برای شما می‌گویم. من امروز آمده‌ام برای شما درد دل کنم و برای حل مسائل کشور استمداد بطلبم. کجای این اصل نوشته است رییس مجلس می‌تواند مصوبات دولت و بخشنامه‌های رییس‌جمهور را باطل کند؟ پرسش من از مردم، حقوقدانان و شماست. دقیقا موضوع استیضاح از همین جاها سرچشمه می‌گیرد. دولت یک مصوبه می‌گذارد و لغو می‌شود و نگویید چون قانون است تو دهنت را ببند. من از شما عذر می‌خواهم.

ما به قانون اساسی سوگند خورده‌ایم. پس همه کسانی که گوش می‌دهند، بگویند از قانون چطور بیرون می‌آید که نه تنها رییس مجلس بر دولت حاکم شده، بلکه بر کل مجلس هم حاکم شده است و این غلط است و قانون اساسی ما این نیست. اگر بنا بود رییس مجلس بر دولت و بر مجلس حاکم شود، باید با رای مستقیم انتخاب می‌شد و به جای رییس جمهور گذاشته می‌شد و می‌گفتند مستقیم مردم رییس مجلس را انتخاب کنند، نه این‌که رییس جمهور را انتخاب کنند.

 

این دولت می‌خواهد مصوبات شما را در کشور اجرا کند و بالاخره اختیارات دولت چیست؟ وقتی عزل و نصب‌ها هم از دست دولت گرفته می‌شود، دیگر برای دولت چه می‌ماند، برای اداره کشور و این یک بحث دردمندانه است. من ریشه درد کشور را خدمت شما می‌گویم ، همه باید در چارچوب حرکت کنند، پس به طور مثال اگر دیوان عدالت اشتباه کرد، من به چه کسی باید شکایت کنم، در حالی که راه بسته است و می‌گویند به خود ما شکایت کن و من چطور به شما به خاطر جرم خودتان شکایت کنم؟ من از موضع نماینده ملت و رییس جمهور صحبت می‌کنم، من نوکر ملت، نوکر همه و نوکر شما هستم، اما الان رییس جمهور این کشور هستم و می‌خواهم از حقوق اساسی ملت دفاع کنم. ملت رای داده‌اند و رییس جمهور انتخاب کرده‌اند، به ملت بگویید رییس جمهوری که می‌خواهید انتخاب کنید، تحت امر رییس مجلس است و بگذارید ملت رای دهند و اشکالی ندارد که در این صورت باید قانون اساسی را از پایه اصلاح کنیم یا اگر بنا بر این است که دیوان عدالت در انتصابات دولت دخالت کند، مشکل‌آفرین خواهد شد و در تاریخ خواهد ماند و رفتارهای ما را تحلیل خواهد کرد. باید به قانون اساسی برگردیم، باید مسائل را ریشه‌ای حل کنیم و بحث من اصلا دفاع از شخص آقای مرتضوی نیست و من از یک روند بحث می‌کنم و از حقوق اساسی حرف می‌زنم.

یک نفر بالاخره بگوید که دولت در این کشور چه کاره است، سه قوه مستقل در کشور داریم و استقلال قوه مجریه در کجاست؟ وقتی همه مصوبات دولت به راحتی لغو می‌شود، و انتصاباتش لغو می‌شود، دولت چه کار باید بکند؟ و به طور مثال معاونی بگذارد و بگویند نباید بگذاری و یا استانداری انتخاب می‌کند و می‌گویند نباید این اتفاق بیفتد که همه اینها به ضرر کشور است. کسی فکر نکند اگر اختیارات بیشتر و فوق قانون اساسی برای یک قوه گرفتیم، به نفع کشور می‌شود و یا به نفع ما می‌شود.

 

آقای مرتضوی هم فردی مثل همه افراد جامعه است و هزاران نفر در این کشور مدیر هستند و ایشان هم یکی از آنهاست، پس چرا اینقدر حساسیت وجود دارد؟ من فکر می‌کنم مسائلی در پشت صحنه می‌گذرد که نه نمایندگان و نه ما از آن خبر نداریم و وقتی در میدان اداره کشور وارد می‌شوند عناوین دیگری پیدا می‌کند و به دعوای من و شما تبدیل می‌شود در حالی که ما با هم دعوا نداریم بلکه می‌خواهیم با هم کار کنیم.

{پخش نوار مربوط به مکالمه فاضل لاریجانی و سعید مرتضوی مبنی بر ورود فاضل لاریجانی به پرونده مرتضوی به پشتوانه برادرانش برای امتیازگیری از مرتضوی در پروژه های اقتصادی....}

بخش هایی از صحبت های دکتر احمدی نژاد در مجلس شورای اسلامی در جلسه استیضاح وزیر کار- پانزده بهمن نود و یک

با تشکر از خبرگزاری ایسنا