با مردم، برای مردم، تا پیروزی

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
 
خلاصه ای از تفکر دکتر احمدی نژاد درباره انسان و ... ایران
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱ : توسط : توحید

Mona Hoobehfekr (4 of 7).jpg

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

خدای بزرگ رو سپاسگزارم، از صمیم دل خوشحال، این فرصت و توفیق رو عنایت فرمود لحظاتی رو در جمع گروهی از برگزیدگان و نخبگان جوان از سرزمین بزرگ و نورانی ایران باشیم...دو عنصر همه ی ما که در این سالن هستیم و همه ی ملت ایران رو به هم پیوند میده. عوامل پیوند ما دو تاست. عنصر اول انسان بودن ما. حلقه ی اصلی ارتباطی بین ما و همه ی جوامع بشری عبارتست از انسان بودن. بزرگ ترین لطف خدا بر ما این است که ما رو انسان خلق کرد و ما رو در زمره ی انسان ها قرار داد. انسان چیست؟ چه باید بکند؟ به کجا باید برود؟ اینها سوالات اساسی است که در برابر هر فردی در هر مقطعی از تاریخ و هر نقطه ای از جغرافیا وجود داره.  انسان چیست؟ بهترین تعریف رو خدای متعال داده است. او که انسان رو به عنوان بالاترین مخلوق خلق کرد و در خلق انسان کامل به خودش آفرین گفت. از میان همه ی مخلوقات متنوع و بی شمار عالم هستی، انسان رو برگزید و او رو بالاترین قرار داد و در خلق او به خودش تبریک گفت. انسان چیست؟ انسان ظرفی است که می تواند و باید، نماینده و تجلی خدا باشد. همه ی موجودات عالم به نوعی ظرف تجلی خدا هستند. آیه هستند، نشانه اند، تجلی اند. اما با ظرفیت های محدود. انسان، دارای ظرفیت تجلی نامحدود است. یعنی می تواند به گونه ای عمل کند، به جایی برسد که تجلی همه ی زیبایی ها و همه ی صفات خدای متعال بشود. خدا انسان رو در خاک آفریده است. در پایین ترین مرتبه. اما در دل او و در نهاد او و در فطرت او، استعداد خدایی شدن قرار داده است. پاسخ سوال دوم معلوم شد. انسان چه باید بکند؟ باید خود را از خاک تا خدا بالا بکشد. ماموریت انسان در زمین جز این نیست. هرکس از زبان خود این ماموریت را تعریف کرده است. یکی گفته به کمال رسیدن، یکی گفته سعادت انسان، یکی دیگه گفته آرامش انسان، یکی گفته رسیدن به مقام بندگی مطلق خدا، یکی دیگه هم گفته رسیدن به مقام تجلی تمام صفات و اسماء الهی. همه ی اینها یک مفهوم داره. انسان خلق شده است تا از نقطه ی زمین خودش رو تا اوج آسمان یعنی خدا بالا بکشد. این ماموریت همه ی انسان ها در طول تاریخ است. نقطه ی نهایی کجاست. نهایتی نداریم. یک سیر کمالی بی نهایت است. اما، چگونه می شود خود را شناخت؟ چگونه می شود راه را شناخت؟ چگونه می شود حرکت کرد؟ چگونه می توان قله ها را یکی پس از دیگری شناخت و فتح کرد؟ برای پاسخ به همه ی اینها که نیاز انسان برای کمال است، ما نیازمند یک حقیقت دیگری هستیم و اون عبارتست از انسان کامل. همه می دانند دسترسی به خدا، دسترسی به ذات خدا، شناخت خدا به معنای شناخت ذات خدا، ناممکن است. برای اینکه او خالق است، ما مخلوق. او بر همه ی عالم اشراف دارد و محیط است. ما محاط هستیم. ما نمی توانیم به ذات خدا و حقیقت خدا دسترسی پیدا کنیم. خب چه باید کرد؟ برای رسیدن به خدا ما نیازمند شناخت خدا هستیم. راه، به ظاهر بسته است. آیا می توان تصور کرد که خدای مهربان، خدای بزرگ، انسان رو خلق کرده است، برای او ماموریتی تعریف کرده است، اما راه انجام اون مأموریت بسته است؟ قطعا چنین تصوری خلاف است. راه بسته نیست. راه باز است. راه عبارتست از انسان کامل. انسان کامل کسی است که همه ی صفات و زیبایی های خدای متعال را در وجود خودش متجلی کرده است. معنای این حرف این است: اگر می خواهید خدا را ببینید، انسان کامل را ببینید. اگر می خواهید به حقیقت علم و حکمت و لطف و مهربانی و زیبایی خدا دسترسی پیدا کنید، به سراغ انسان کامل بروید که او تجلی اتم خداست. بالاترین تجلی خدا در عالم هستی انسان کامل است. اگر می خواهید بدانید به کجا باید برسید، قله ی سعادت شما، نشانه ی حرکت در مسیر سعادت شما کدام است، انسان کامل است. او هدایت یافته ی کامل است. اوست که در مسیر مستقیم حرکت می کند. عزیزان من، برای شناختن خود نیز، نیازمند انسان کاملیم. بدون انسان کامل، آفرینش هستی، آفرینش انسان، توصیه به سعادت، به کمال، به انسانیت، به ایمان، به پاکی، به عدالت، بی معناست. رمز همه ی اینها انسان کامل است. به لحاظ خلقت عالم، انسان کامل در مرتبه ی اول خلق است. چرا که بالاترین است. و بقیه ی موجودات عالم به تبع انسان کامل خلق می شوند. انسان کامل، مظهر علم خداست، مظهر حکمت خداست، مظهر مهربانی و لطف خداست. همان گونه که خدای متعال، مطلق علم و حکمت و مهربانی و زیبایی است، انسان کامل، عالم ترین، حکیم ترین، زیباترین، مهربان ترین و انسانی ترین انسان عالم است. و دسترسی به او آسان. خدا او رو خلق کرده است. در دسترس بشر قرار داده است. در کنار بشر، برای بشر. برای چشاندن شیرینی مهربانی به بشر. برای چشاندن زیبایی انسان بودن به بشر. خدا انسان کامل رو خلق کرده است. انسان کامل متعلق به همه ی انسان هاست. متعلق به همه ی بشریت است. عزیزان من، تنها راه کمال، تنها راه پیشرفت حقیقی، تنها راه انسان شدن حقیقی، تنها راه رسیدن به خدا، عبارتست از انسان کامل. و او متعلق به همه است. به همه نزدیک است. در کنار همه است، دلسوز همه است، عاشق همه است. برای همه است. در طول تاریخ، شیطان و شیاطین، برای منحرف کردن انسان ها از مسیر کمال و سعادت، یعنی از رسیدن به خدا، پیچیده ترین و بزرگ ترین تزویر و توطئه را به کار بسته اند و آن نیست جز غفلت کردن انسان ها از حقیقت و وجود انسان کامل. محال است کسی بدون انسان کامل و بدون حرکت در مسیر انسان کامل بتواند یک ارزش، یک زیبایی و یک خوبی را در زمین مستقر کند. هر جا شما هر خوبی که می بینید، هر زیبایی که می بینید، هر ارزشی که می بینید، به واسطه ی وجود انسان کامل است. کسی که همراه انسان کامل، در مسیر انسان کامل حرکت نمی کند، محال است که بتواند در زمین عدالت را، مهربانی را، عزت را و زیبایی را مستقر کند. به همین دلیل است که همه ی پیامبران الهی آمده اند، نقطه ی ثقل و محور اصلی دعوت اونها به انسان کامل است. آشنا کردن ملت ها و انسان ها با انسان کامل است. انسان کامل محور وحدت همه است. امروز ببینید وضعیت دنیا رو. اقوام گوناگون، مذاهب گوناگون، بعضی ها در درگیری، در تفرقه، در جدال. برای چی؟ وقتی از تک تک انسان ها سوال کنیم برای چی زندگی می کنید، برای چی تلاش می کنید، میگن میخوایم به عدالت برسیم، به سعادت برسیم، به آزادی برسیم، به کمال برسیم. اینها مشترک همه ی انسان هاست. اما شیاطین میان، بر ذهن و اندیشه ی بعضی مسلط میشن، هدف رو منحرف می کنند، خودخواهی ها، سلطه گری ها، دنیاخواهی ها، خودپرستی ها را به جای سعادت طلبی حاکم می کنند و این میشه وضع دنیا. جنگ ها، کشتارها، تبعیض ها، کینه ها، دشمنی ها، همه به خاطر این است که انسان ها- گروهی از انسان ها- حقیقت انسان کامل رو فراموش کردند و از تلاش برای رسیدن به او و پیروی او و عشق به او، به سمت تلاش برای خودخواهی ها، سلطه طلبی ها، ثروت اندوزی ها، روی آوردند. تمرکز شیطان، بر غفلت انسان ها از انسان کامل است. می بینید وضع دنیا رو. چرا باید انسان ها با هم دشمنی داشته باشند؟ اینجا اشاره کردند: شیعه، سنی. شیعه یعنی چه؟ سنی یعنی چه؟ مگر نه این است که همه ی ما به دنبال توحید هستیم؟ مگر نه این است که همه به دنبال عدالتیم. مگر نه این است که همه به دنبال محبت و انسانیت و سعادتیم؟ همه به دنبال خداییم. مرزبندی ها برای چیست؟ تفرقه ها برای چیست؟ تقسیم بندی ها از کجاست؟ عده ای مسیحی اند، عده ای مسلمان. عده ای بودایی اند، هندو هستند، طبیعت گرا، این  تقسیم بندی ها از کجاست؟ دعواها از کجاست؟ تعصبات از کجاست؟ همه از ناحیه ی اولا غفلت از انسان کامل و ثانیا پیروی از شیطان است. عده ای برای خودشون حکومت راه انداختن در دنیا. به اشکال مختلف. یکی ممکنه ادعاش فقط سیاسی باشد. مثل رهبران آمریکا. دیگرانی هستند ادعای صرفا مذهبی دارند. مثل بسیاری از رهبران مذاهب. هر کدام دکانی. هر کدام برای خود حکومتی. اون کسی که حقیقتا به دنبال سعادت بشر هست، باید به دنبال وحدت بین ملت ها، همدلی بین ملت ها، گرد آوردن ملت ها حول پرچم توحید، عدالت و عشق به انسانیت باشد. نه اینکه دنبال جدا کردن ملت ها. فاصله انداختن بین ملت ها، طبقه بندی کردن انسان ها، ایجاد درگیری و کینه و نفرت بین انسان ها. هر انسانی، هر رهبری، هر سیاستمداری، هر رهبر مذهبی، اگر به دنبال وحدت بین ملت ها، برداشتن مرزها، و کمک به انسان ها برای رسیدن به مقام انسان کامل نباشد، حتما طاغوت است. حتما یک نوع طاغوت و زمامداری ناصالح است. عزیزان من، محور اصلی و اول مشترک ما عبارتست از انسان بودن و انسان کامل و تلاش برای رسیدن به انسان کامل. انسان کامل رمز وحدت همه ی ملت ها و انسان هاست. فارغ از رنگ و نژاد و زبان و طایفه و حتی مذهب. همان گونه که هر پیامبری وقتی آمد، محور وحدت همه در دوران خودش بود. مردم رو دسته بندی نکرد، جدا نکرد. همگان را به توحید و عدالت دعوت کرد. صرف نظر از موجودیت فعلی اونها یا موجودیتی که در زمان داشته اند. انسان کامل هم متعلق به همه ی ماست. او محور وحدت همه است. چرا که تجلی عدالت و توحید و عشق است. همه ی اون چیزی است که بشر در طول تاریخ آرزو کرده است. از آن خوبی ها و زیبایی ها. امروز هرکس به فکر صلاح بشریت است. به فکر اصلاح جامعه بشری است، راهی جز دعوت ملت ها به انسان کامل ندارد.

و محور دوم مشترک همه ی ما، عبارتست از ایران عزیز. همه ی ما عاشق ایرانیم. ایران یک گلستان بزرگ با گل های زیبا و رنگارنگ است. ای کاش، ای کاش، زمانی برسد که تمام اقوام ایرانی، در زندگی روزمره و اجتماعی، با همون سنت های زیبا، با همون اخلاق انسانی، با همون مهربانی و با همین لباس های زیبای اقوام ایرانی تردد کنند، ارتباط برقرار کنند، زندگی کنند و فعالیت کنند. از این بالا ما نگاه می کنیم، اقوام گوناگون هستند: آذری ها، کردها، لک ها، لرها، بختیاری ها، قشقایی ها، عرب ها، همین طور دور می زنیم، هرمزی ها، بلوچ ها، سیستانی ها، خراسانی ها، گیلک ها، ترکمن ها، گیلانی ها، تات ها، ... چقدر زیباست! رنگارنگ، اما همه یکی هستیم: ایرانی! ما ایران رو دوست داریم.  چرا دوست داریم؟ به دو دلیل. دلیل اول، هرکس وطن خودش رو دوست داره، هرکس خانه ی خودش رو دوست داره. همه ی ما هم ایران رو داریم. اما علت بالاتر و اون علتی که همه ی ما رو در طول تاریخ به هم پیوند داده است، عبارتست از زیبایی های فرهنگی و انسانی ایران زمین. وقتی میگیم ایران، ایران فقط یک جغرافیا نیست. ایران کوه ها و دشت ها و دریاها و رودخانه ها و جنگل های زیبای این سرزمین نیست، ایران یک فرهنگ است. ایران شیوه ی ویژه و خاصی از نگاه به انسان و عالم و نگاه به زندگی است. ایران یعنی عشق، ایران یعنی توحید، ایران یعنی عدالت. ایران یعنی فداکاری، ایران یعنی شجاعت، ایران یعنی تلاش برای سعادت انسان. ایران یعنی صلح. ایران یعنی برادری. ایران یعنی تقسیم خوبی ها با همه ی انسان ها. ایران یعنی در غم و شادی همه ی انسان ها شریکیم و ایران یعنی...جوانان عزیز و برومند بی نظیری که امروز در ایران دارن زندگی می کنند. ایران یعنی ابن سینا، ایران یعنی خواجه نصیر، ایران یعنی ابوریحان، ایران یعنی حافظ، ایران یعنی سعدی، ایران یعنی مولوی ایران یعنی سنایی ایران یعنی وحشی بافقی و ایران یعنی پروین اعتصامی، ایران یعنی صائب تبریزی... ما ایرانو دوست داریم به خاطر زیبایی های ایران. به خاطر عظمت های این سرزمین. به خاطر مردان و زنان بزرگ این سرزمین و به خاطر پرچمداری عدالت و توحید و محبت که ملت ایران در طول تاریخ بر دوش کشیده است. ما با همیم. همیشه با هم بوده ایم. صرف نظر از فراز و نشیب های روزگار، صرف نظر از خوبی ها یا بدی های حاکمان و زمامداران، ما همیشه با هم بوده ایم. و از مرزهای فرهنگی این سرزمین بزرگ صیانت کرده ایم... ملت ایران اهل حمله و تجاوز نیست، هیچ وقت نبوده. اهل جنگ افروزی نیست چون یه ملت فرهنگی است. ببینید، محاورات روزمره ملت ایران رو ببینید. همه ش توش شعره، لطیفه است، ادبه. احساساته، پاکیست، زیباییست. ادبیات ایران رو ببینید همه ش ادبیات انسانی است. توحیده، عدالته، عشقه، انسانه. ملت ما اهل تجاوز نیست، اما شما می دانید که ملت ایران در دفاع بسیار پیشرفته و قدرتمند است. تاریخ نشان داده است، هر دستی به سمت ایران دراز یشود، قطع خواهد شد. من میخوام از قول شما جوونها به همه ی بدخواهان ملت ایران، چه اونایی که در مراکز قدرت جهانی نشستند، چه اونایی که احیانا در اطراف مرزهای ما هستند، چه اونایی که ممکنه، غافلانه و خودخواهانه، در داخل کشور باشند، میخوام بهشون بگم: اگه همه ی شیاطین، همه ی بدهای تاریخ، همه ی زشت اندیشه های تاریخ، اگه دستهاشونو به هم بدن، بخواهند ملت ایران را از راه رسیدن به عدالت و آزادی و توحید و انسان کامل باز بدارند، ملت ایران همه اونها رو پشیمان خواهد کرد و انگ ننگ را بر پیشانی اونها خواهد زد. بله ممکنه امثال بنده، شبیه بنده، شایستگی ملت ایران رو نداشته باشیم  و وقتی در منصب نمایندگی ملت ایران قرار می گیریم، اونطوری که لازم است و در تراز ملت ایران است، عمل نکنیم. این ملت مانند یک رودخانه ی عظیم زلال است که آلودگی ها را، بد اخلاقی ها را، بد اندیشی ها را، خودخواهی ها را، و بد اندیش ها و آلوده ها و خودخواه ها را خودش از دامن خودش پالایش خواهد کرد و بیرون خواهد انداخت. ملت ایران خودش از خودش مراقبت خواهد کرد و اگر آلودگی پیدا بشود، آلودگی را پاک خواهد کرد. ملت ایران به دنبال استقرار عدالت و آزادی و صلح در همه ی جهان است و البته در الویت اول، در ایران عزیز. من خدا رو سپاسگزارم که امروز می بینیم، تلاش برای ساختن ایران، یعنی برافراشتن پرچم فرهنگ، اندیشه، عدالت و صلح به یک اندیشه ی عمومی در همه ی سرزمین و در دل و جان جوانان تبدیل شده است. امروز جوانان ایران زمین ، بالاترین سرمایه ملت ایران و جامعه ی بشری هستند. در  هر کجا که می رویم، اون نقطه ی نهایی آرزوی جوانان ایران زمین استقرار عدالت، پیشرفت، عزت، عشق و انسانیت در همه ی جهان است. و من بذارید، بهتون بگم- بالاخره من اعتقادات خودمو میگم، خیلیام ناراحت میشن، تحمل نمی کنن، عکس العمل های تند نشون میدن- من باورم این است که جوانان ایران، جوانان ایران، عاشق انسان کامل، امام زمان هستند و تا استقرار حکومت او مبارزه خواهند کرد. من ایمان دارم اگر افرادی در این کشور باشند که قدر جوانان را و عدالت و توحید و عشق را نشناسند و بخواهند که مانع حرکت جوانان این سرزمین بشوند، جوانان این سرزمین  با ایمان، با پاکی، با وحدت، همه ی این موانع رو از پیش پا بر خواهند داشت و ایران رو خواهند ساخت و به نقطه ی اوج عزت شایسته خواهند رساند. امروز جوانان ما خودشون رو باور کردند. منتظر امثال بنده نمی مانند. راه کمال رو پیدا کردند. دیدید این عزیز نقاشمون رو. اومدند، شعارشون چی بود: ما می توانیم.

بذارید یکی دو دقیقه جمله آخر رو هم عرض کنم...عزیزان من، هرکس دنیای خودش را خودش می سازه. هر نسلی زندگی را خودش می سازد. هر ملتی آینده را خودش می سازد. هرکس منتظر دیگران ماند، ماند. و هرکس آستین همت را بالا زد، رسید. امروز باید حرکت کنیم برای استقرار عدالت، آزادی، توحید، انسانیت، اخلاق، برادری و پیشرفت در زمینه های گوناگون و حرکت کنیم. من اطمینان دارم که جوانان این سرزمین، راه نورانی سعادت رو با ایمان و شجاعت و اعتماد به نفس کامل دنبال خواهند کرد...

سخنرانی در دومین اجلاس وحدت و انسجام جوانان ایران- بیست و چهارم آبان نود و یک