با مردم، برای مردم، تا پیروزی

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
 
سخنرانی جالب دکتر احمدی نژاد در جزیره ابوموسی/ تمدن ملت ایران گواهی بر خلیج فارس
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

...می خوام یه درسی از مکتب پیامبر عزیز اسلام کوتاه خدمتتون مرور کنم. یه نکته ای درباره ی خلیج فارس، بعد هم درباره کارهای سازندگی. همه ی انسان ها به دنبال سعادتند. همه بلا استثنا. آرزو و مطالبه ی اصلی همه ی انسان ها سعادت است. اما رمز و راز سعادت عبارتست از صبر و استقامت. هرکس بخواد به هر کمالی، به هر ارزشی، به هر حقیقتی دسترسی پیدا بکند، رمز اون عبارتست از استقامت. صبر. الصبر مفتاح الفرج. صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند، بر اثر صبر نوبت ظفر آید. هر ملتی که بخواد به قله ها برسد، آرمان های بلند رو تجربه کند و آرزوهای انسانی و الهی خودش رو در اختیار بگیرد باید اهل صبر و استقامت باشه. پیامبر عزیز ما که اسوه بود، برای همه ی بشریت، همه ی عصرها و نسل ها الگوی مقاومت بود. مقاومت و صبر در همه ی عرصه ها. در هدایت مردم، چه رنج ها کشید. چه بسیار مردم عادی، حتی انقلابی، که وقتی می خوان اصلاح بکنن، اصلاح گری کنند، هدایت کنند، با موانعی مواجه میشن، دلسرد میشن، کوتاه میان، رها می کنند. اونقدر پیامبر در راه هدایت مردم اذیت شد که فرمود هیچ پیامبری به اندازه من اذیت نشد که خدای متعال بر این امر گواهی داد. در بندگی خدا صبر و استقامت داشت. بالاترین جلوه های عبودیت در وجود نازنین پیامبر عزیز ما متجلی هست و بود. در عشق و علاقه ی به مردم، صبر و استقامت می کرد. می آمدند در خانه ی پیامبر می نشستند، پاها رو دراز می کردن، لم می دادن، مشغول حرفهای بی ربط و گفتگوهای بی حاصل، تا نیمه های شب، پیامبر آنقدر به مردم عشق و علاقه داشت به روشون نمی آورد که بابا من پیامبر خدام، کار دارم، مسئولیت دارم، مثل شما بیکار نیستم، شما خونه رو اشغال کردید پاشید برید. هیچ گاه نگفت. تا خدای متعال فرمود که پاشید برید بیرون پیامبر رو راحت کنید. اونقدر عاشق مردم بود، بیابانی خاک آلود آنچنانی از راه می رسید، پیامبر عبای خود رو پهن می کرد او رو بر عبای خود می نشاند. دستهاشو می شست، صورتشو می شست، نوازش می کرد، محبت می کرد، چقدر عاشق مردم بود، که حتی دشمنان خودش رو بخشید. این نیازمند صبره، نیازمند تحمله، نیازمند خود خوریست. نیازمند استقامت است. در خدمت به مردم و محرومان، در دفاع از ارزشهای الهی، در برافراشتن پرچم توحید، اهل صبر و استقامت بود. بالاترین صبر و استقامت از ناحیه ی پیامبر عزیز ما متجلی شد. در برابر خودخواهان، متجاوزان، محکم بود، صبور بود، هفتاد جنگ، تحمل کرد. جنگ احد رو تحمل کرد. همه رفتند، امیرالمومنین علی علیه السلام و شاید یکی دو نفر دیگه ماندند، همه فرار کردند، در برابر سیل لشگر دشمنان خدا و انسانیت. پیامبر ایستاد. توهین کردند، ایستاد، تحقیر کردند، ایستاد، سنگ به پیشانی و دندان عزیزش زدند، ایستاد. عمویش را کشتند، ایستاد و می دونست بعد از او هم چه اتفاقی می افتد، اما باز ایستاد. در راه حق در دفاع از حق، در دفاع از مظلومان، در مقابله با ظالمان، ایستاد. عزیزان من، راه فلاح و رستگاری، راه عزت، راه سعادت، راه چشیدن طعم حقیقت انسانی و کرامت انسانی، صبر و استقامت است. الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون. رسیدن به سعادت ابدی، رسیدن به مراتب کمال، مستلزم صبر است. استقامت است. ایستادن پای پرچم توحید و پرچم عدالت. و پرچم ارزش هاست. اگر کسی برای خدا صبر کند، پایداری کند، نیروهای غیبی، امدادهای الهی، ملائکه ی خدا و سنت های الهی هم به کمک او خواهند آمد. این سنت خداست که اگر کسی برای خدا بایستد، هزار هزار ملائکه به یاری خواهند آمد. و صبر و استقامت در راه خدا، در راه توحید، موجب برطرف شدن حزن و اندوه است. خدا بشارت داده است: لا خوف علیهم و لا هم یحزنون. همه ی حزن ها و اندوه ها مال اینه که انسان در برابر سختی ها و مشکلات و هجمه ی شیاطین صبر خودش رو از دست می دهد، استقامت خودش رو از دست می دهد، اما کسی که اهل استقامت است ناراحتی نداره، گله نداره، نگرانی و اندوهی ندارد. محزون نمی شود. عزیزان من، هر هدف مقدسی، فقط با صبر و استقامت قابل وصول است. کسانی که اهل صبر و استقامت نباشند، دائم باید مواضع خودش رو به نفع دشمنان و شیطان صفتان تخلیه کنند و عقب نشینی کنند. اونقدر صبر و استقامت مهم است که خدای متعال به پیامبر عزیز ما هم فرمان صبر میدهد. فاصبر کما صبر اولوا العزم من الرسل. صبر کن، همان گونه که پیامبران اولوالعزم صبر کردند. حضرت نوح و موسی و عیسی و حضرت ابراهیم خلیل صبر کردند. یا در جای دیگه، فرمان استقامت می دهد. فاستقم کما امرت. مقاومت کن. به پیامبر عزیز. ما خدا رو سپاسگزاریم که ملت عزیز ایران، مردم شهرستان ابوموسی اهل استقامت و صبر و بردباری اند. ملت ایران هزاران سال صدها سال با صبر و استقامت توانسته است از موجودیت خود، از فرهنگ خود، از استقلال خود، از آرمان های خود، از تمامیت خود، صیانت کند. همه ی پیروزی ها و برجستگی های تاریخ ملت ایران حاصل صبر و استقامت است. ملت ایران بارها اشغال گران رو در خودش هضم کرد، اونها رو محو کرد، به رنگ و بوی خودش در آورد با صبر و استقامت. ملت ایران با صبر و استقامت عظیم ترین انقلاب دوران معاصر رو برپا کرد و طی سی و سه سال با صبر و استقامت در برابر همه ی مستکبران و خودخواهان عالم ایستاد و حرف خودش رو، حرف حق خودش رو، به کرسی نشاند. در برابر زیاده خواهان ایستاد. امروز هم عزیزان من، برای ساختن کشور، برای پیشبرد امور کشور، نیازمند صبر و استقامتیم. ما خدا رو شکر می کنیم که ملت عزیز ایران، در سرتاسر سرزمین ایمان و نور اهل ایمان، اهل استقامت و اهل صبر هستند.

اما نکته دوم، درباره خلیج فارس. البته من خیلی علاقه مند نیستم وارد این بحث ها بشم چون بعضی حقایق مثل خورشیده. اونقدر درخشانه که کسی نمی تونه حقیقت و وجود اونها رو زیر سوال ببره. اونایی که خاک می پاشن به چهره خورشید، چشمان خودشون رو می آزارند. اما بعضی وقتا لازمه بعضی توضیحاتی آدم بدهد. خب همه ی اسناد تاریخی گواه بر خلیج فارس است. اما من می خوام از یک منظر دیگری یک دو کلمه بگم. اصلا نامگذاری های پدیده های طبیعی در طول تاریخ چه جوری انجام شده است؟ چه جوری اسم میذاشتند؟ روشنه. چند تا عامل باعث نامگذاری میشده است. مهم ترین اونها عبارتست از فرهنگ و تمدن. اگر یک تمدنی، یک فرهنگی، یک اندیشه ای غالب بشود، گسترش پیدا کند، ارزشمند و مطلوب جامعه ی بشری بشود، همه تلاش می کنند اسم ها رو به نوعی به اون فرهنگ منتسب کنند. شما ببینید، امام آمد، همه دوست داشتند اسم خیابونشونو بذارن اسم امام. اسم ساختمونهاشونو بذارن اسم امام. چه بسیار مردمی در جهان، اسم فرزندانشونو به نام امام انتخاب کردند. چرا؟ چون امام یک فرهنگ متعالی، یک ارزش عظیم را خلق کرد. به دنیا منتشر کرد و معرفی کرد. نگاه کنیم به گذشته ی تاریخ. چند هزار سال قبل، چه فرهنگی بر دنیا حاکم بود؟ چه تمدنی حاکم بود؟ جز تمدن و فرهنگ ملت ایران، چیز دیگری در دنیا وجود داشت، که ملت ها برای نامگذاری به او تأسی کنند؟ من این سوال رو از همه ی مدعیان دنیا می پرسم، مورخان، صاحب نظران. چیزی وجود نداشته است. پنج هزار سال قبل، چهار هزار سال قبل، سه هزار سال قبل، دو هزار سال قبل، هزار سال قبل، فرهنگ اصلی حاکم بر بخش وسیعی از عالم از جمله منطقه ما، فرهنگ و تمدن ملت ایران بوده. دیگه در اطراف ایران فرهنگ و تمدنی وجود نداشته که بخواد در برابر این عرض اندام بکند. روشنه که پدیده ها رو به نام این فرهنگ، به نام این ملت، به نام این سرزمین نامگذاری کنند. الان تو شرق آسیا میریم، در بسیاری از کشورها، پنج هزار، سه هزار، هشت هزار، واژه ی فارسی تو زبان مردمه. اسامی ایرانی هست. حتی رو پدیده های طبیعی. چرا؟ به خاطر غلبه ی فرهنگ و تمدن ایران. زیبایی فرهنگ و تمدن ملت ایران. انسانی بودن فرهنگ و تمدن ملت ایران. در اطراف ما دیگه چی بوده؟ کی بودن؟ چیزی داشتن؟ من نمی خوام بگم چه جوری زندگی می کردن، ولی روشنه که. در تاریخ هست. الانم رودروایسیا رو برداری بلافاصله یرجع الی اصله. بر می گردن به اصل خودشون. کجا ملت ها حاضر بودن که پدیده های عظیم رو بیان به نام عقب افتاده های تاریخ نامگذاری کنند؟ معلومه که یک تمدن اثر گذار است . و عامل دوم عبارتست از حاکمیت. قدرت. حکومت. حکومت فراگیر. حکومت ماندگار. حکومت اثرگذار. حکومت فرهنگ ساز. در کجای دنیا به اندازه ی ایران، حکومت ماندگار، حکومت اثرگذار، حکومت فرهنگ ساز، حکومت تمدن ساز، وجود داشته است؟ نیست. البته ملت ایران همیشه موحد بوده است. به دنبال عدالت بوده است. آگاهانه اسلام رو انتخاب کرده است و همه ی موجودیت خودش رو پای اسلام فدا کرده است با افتخار. و این کارو همیشه خواهد کرد. تا حاکمیت توحید و عدالت بر همه ی جهان. تنها حکومت های بزرگ مسلط ایرانیا بودن. چه حکومتی در برابر ایرانیا عرض اندام کرده در طول تاریخ؟ وجودی نداشتن. سه هزار سال پیش، پنج هزار سال پیش، دو هزار سال پیش. کسی وجود نداشته که. همه تحت سیطره ی فرهنگ و تمدن و حاکمیت ایران زندگی می کردند. معلومه که پدیده ها به نام ایران که در اون زمان پارس و دیار پارس نامیده میشد، بعد کلمه ی پارس معرب شد، شد فارس. همه ی مورخین، همه ی سیاستمداران، این حرفا رو می دونند. البته ما گرفتار بازی های رسانه ای و بچگانه نمیشیم. اونام که بعضیا پول میدن این حرفا رو بزنن خودشونم می دونن. یکی از این دوستان، حاکمان حاشیه ی خلیج فارس به من می گفت شما جدی نگیرید این حرفا رو. همینایی که این حرفا رو می زنن خودشون دبستان می رفتن تو کتاباشون خوندن خلیج فارس. و می گفت سخت نگیرید، بعضی از اینا حتی نشونی جزایر خلیج فارسم بلد نیستن. نمیدونن کجاست. گفتم ما نگران نیستیم، نگران کسی است که ضعیفه. ملت عظیم ایران، همین دفعه امسال، سال گذشته ما سفر کرده بودیم به نیویورک، خبرنگارا سوال می کردن، فلان مسئول امریکایی این حرفو زده، فلان مسئول اروپایی این حرفو زده. گفتم والا اینا از عقلشونم استفاده می کنن این حرفا رو می زنن؟ یکی میخواد راجع به ایران حرف بزنه خب نقشه ی جغرافیا رو بذاره جلوش، یه نگاهی به این نقشه ی ایران بکنه، هیبت ایران بکنه، بعد راجع به ایران حرف بزنه. جوری حرف نزنن که هرکس شنید بگه اینا چقدر بی سوادند. نه تاریخ می دونن نه جغرافیا، نه سیاست بلدن نه فرهنگ. نه ادب دارن، نه اخلاق....راجع به ملت ایران با حساب کتاب حرف بزنن، مودبانه حرف بزنن. البته ملت ایران خوبی ها رو برای همه میخواد، ارزشها رو برای همه می خواد، عدالت و عزت و سلامت و پیشرفت رو برای همه می خواد. در طول تاریخ همین طور بوده. ملت ایران پرچمدار علم در سده های گوناگون بوده و علم خودشو رایگان در دنیا منتشر کرده است. من به عنوان کسی که با چشم خود دیده است دارم میگم، در تمام دنیا میریم می بینیم آثار علمی ایران از پونصد سال قبل هزار سال قبل ششصد سال قبل دویست سال قبل، رایگان در اختیار سایر ملت ها بوده است. ما هیچ وقت برای خودمون دست و پا نمی زنیم. امروزم که می گیم خلیج فارس باید امن باشه برای همه می گیم امن باشه، عزت باشه برای همه. من چند بار نصیحت کردم. گفتم مراقبت کنید. بالاخره کوتاه آمدن از شأن انسانی هم حدی داره. بیان پایگاه بزنن تو کشور ما، یا توی خاک ما، برای منافع خودشون، بعد خرجشو از ما بگیرن. انقدر توهین به یک ملت میشه؟ البته از ملت ایران ناراحتن چون ملت ایران هرگز چنین تحمیل ها  و چنین توهین هایی رو تحمل نخواهد کرد. ملت ایرانه. انقدر دشمنان ملت ایران اومدن تو تاریخ دفن شدن اسمی از اونها نیست اما اسم ایران هست و خواهد بود...من بازم نصیحت می کنم. یه مقدار بیندیشند، یه مقدار فکر کنند، بالاخره این رفتار اونها در تاریخ خواهد ماند. حالا می گیم خدا و پیغمبر و هیچی. چون اگر خدا و پیغمبری در کار بود که زندگی ما خیلی باید عوض میشد. نه اینکه در کار نیست، یعنی در کار ما. اگر ما باور داشتیم به خدا و پیامبر زندگی هامون یه چیز دیگه بود. چهار تا قلم آدم بی عرضه ی صهیونیست فاسد و آدمکش اینجور ملت فلسطین رو به اسارت نمیکشید. معلومه ما خدا و پیغمبرو کنار گذاشتیم تو زندگی مون. اگه خدا و پیغمبر بود که اینجوری نبود وضع. عوض میشد وضع. وضع دنیا عوض میشد. حالا ما می گیم اونا هیچ. که خیلی ظلمه که ما بگیم خدا و پیغمبر هیچ، خدا و پیغمبر بره کنار دیگه چی میمونه؟ حالا میگیم آقا کلام امام حسین علیه السلام، اگه دین ندارید، آزاده باشید. کرامت انسانی، شرافت انسانی، بالاخره اینا ثبت میشه تو تاریخ. کی هستن اونا یه مشت قلدر غارتگر جهانخوار. بخوان حکمرانی بکنن، فرمان بدن، بشینن اونجا پیچا رو تنظیم کنن. والا بلا اونا از ملت ایران می ترسن، چون می دونن ملت ایران فرصت پیدا کنه، ملت ایرانه که پیچ ابرقدرت ها رو تنظیم می کنه و بالا پایین میکنه. اما برسیم به شهرستان ابوموسی که بعضیا معتقدند این کلمه ابوموسی، بوم سبز بوده. یعنی بام سبز یعنی جزیره سبز و بسیار زیبا بوده است...

بیست و سه فروردین هزار و سیصد و نود و یک- پهنه ی نیلگون خلیج همیشه فارس