با مردم، برای مردم، تا پیروزی

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
 
دکتر احمدی نژاد: فردوسی ریشه ی همه حکمرانی های ضد انسانی را سوزانده است
ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

... موضوع نشست شما نقش انجمن ها در فعالیت های بین الملل و جهانی شدن است. البته من درس پس میدم خدمت اساتید عزیز. چرا جهانی شدن مهمه ؟ اصلا یعنی چی جهانی شدن؟ اصلا انسان بدون نگاه جهانی می تواند به جایگاه شایسته خودش دسترسی پیدا کنه؟ اصلا انسان می تونه جهانی نباشه؟ آرمان های تاریخی ما داریم. یعنی انسان از روز اول آرمان هایی رو دنبال می کرده حتی اون انسان های قبیله ای رفته از تاریخ یا حتی اونهایی که هنوز به یه نوعی دوام دارند. وقتی عمق آرزوهاشون رو می کاویم دنبال آرزوهای واحدی هستند. دنبال عدالت اند، دنبال عزت اند، دنبال بزرگ شدن و عظمت اند. اینا مطالبات مشترک بشری است. همه از پاکی خوششون میاد همه از احترام خوششون میاد همه از محبت خوششون میاد همه از کرامت و بزرگواری خوششون میاد از جوانمردی از شجاعت ، خوششون میاد. همه دوست دارن بر همه ی هستی سیطره پیدا کنند هیچ کس به اون حدی که درش قرار داره راضی نیست. این عناصر مثبت و مشترک تک تک انسان ها در طول تاریخ است. تحقق این مطالبات و آرزوها که مطالبات فطری است - که حالا یه اشاره ای می کنم که فطرت یعنی چی- اینها فقط و فقط در گرو جهانی شدن انسانه. تا نگاه انسان، عمل انسان، کارکردهای انسان، مدیریت انسان، خودش رو نکشه در سطح جهان این مطالبات فرصت تحقق پیدا نمی کنه. این نیست که یه کسی بره در یک گوشه ای درها رو به روی خودش ببنده ، ارتباطشو با جامعه بشری قطع بکنه، تصور کنه که میتونه این مطالبات خودش رو محقق کنه. نشدنی است. حتی یک کشور اگر خیلی هم بزرگ باشه، دور خودشو دیوار بکشه بگه من می خوام عدالت رو پیاده کنم، میخوام انسان رو بزرگ بشمارم ، میخوام مسائل انسان رو حل کنم، آرزوهاش رو برآورده کنم، حتما موفق نمیشه. تجربه شد. شکست خورد. اصلا انسانیت انسان در ارتباط با دیگران معنا و مفهوم پیدا می کنه. و الا یک انسان مجردی در قلب یک جنگل حصار کشیده چه چیزی از انسانیت او فرصت تجلی و بروز و ظهور پیدا می کنه؟ فرقش با بقیه موجودات که اون اطراف هستند خیلی قابل تمیز نیست. در ارتباطات هست و اون حقیقت انسان زمانی ظرف ظهور پیدا می کنه که جهانی بشه. حالا تو پرانتز یه جمله ای بگم. اون مطالبات، اون حقیقت مشترک انسان چی هست؟ تو ذهنتون یه سری چیزا رو حذف کنید. همه ی آدما رو بیارید تو ذهنتون. چهره ها رو بردارید- بالاخره همه جسمیم دیگه هر کس یه چهره ای یه اندامی داره اینو حذف کنید- زبان ها را هم حذف کنید، گذشته تاریخی را هم حذف کنید. نژاد و جغرافیا را هم بردارید. یکی خوش اخلاقه یکی بد اخلاقه یکی خنده رو است یکی اخمو ، اینا رو هم حذف کنید. اینا رفتاریه. هر چیزی که قابل جدا شدن از انسان هست و انسان میتونه از او عبور کنه اینا رو بذارید کنار. تهش اون خالصش چی می مونه؟ یه حقیقت الهی که به دنبال تعالی است. به دنبال خدایی شدنه. همه ی اون صفاتی که برای خدا ما ذکر می کنیم تک تک آدمها به دنبال کسب اون صفات هستند. در بالاترین حد ممکن. همه دنبال قدرتند، همه دنبال جاودانگی اند، همه دنبال عزت اند، همه دنبال اشراف علمی بر هستی اند، همه به دنبال تسلط بر هستی اند، از ضعیف ترین آدمهای دنیا هم شما سوال جواب بکنید بپرسید به چه حدی قانع است خواهید دید که به هیچ حدی قانع نیست. این فطرت الهی انسان هاست. جلوه خدا در عالم هستی است. که در دل انسان گذاشته شده. و فقط انسانه که این ظرفیت رو داره. و زمانی میتونه به اون نقطه کمال برسه که جهانی فکر کنه. ارتباطات جهانی ، نگاه جهانی، برنامه ریزیها جهانی، تعاملات جهانی. حالا چطوری میتونیم جهانی بشیم چطوری میتونیم یک جهانی انسانی و پایدار بشویم؟ چون خیلیا ممکنه جهانی بشن. الان دولتی رو ما می شناسیم که بیش از پنج هزار پایگاه نظامی و اطلاعاتی در تمام دنیا داره. تمام شبکه های اصلی ارتباطی جهان مال اونه. تو تمام نقاط دنیا سفارتخونه داره کنسول گری داره...اینجوری هم بعضی ها دنبال جهانی شدن هستن. با هجوم به فرهنگ ها و تخریب همه سنت ها و آیین ها و اصالت ها. بعضی ها هم اینجوری دنبال جهانی شدن هستند. همانطور که یه عده از دوستان اشاره کردند اینجا این حتما شکست خورده است. هر برنامه ای هر حرکتی که مبتنی بر فطرت الهی انسان ها نباشد، در جهت شکوفایی فطرت های الهی نباشد، این بالاخره پایدار نخواهد بود حتی اگر همه ی دنیا رو فتح کنه. شرایط لازم برای ماندگاری رو نداره. بالاخره می خوره زمین...سی سال قبل فرهنگ آمریکایی در دنیا فرهنگ درجه یک بود. من مردم رو بحث نمی کنم- مردم آمریکا هم مثل مردم جاهای دیگه - مثل ما- همه جا مردم حق طلب اند ، عدالت طلب اند. من حاکمان رو میگم. اونا میخوان از موضع قدرت سیاسی جهانی بشن. این حتما بن بسته. باز اینجا یه تعریفی بکنم، بازم درس پس میدم، خیلی ظلم شده به واژه ها، خیلی ظلم شده به فرهنگ ها، یکی از واژه هایی که خیلی بهش ظلم شده واژه سیاسته. سیاست یعنی تدبیر، تدبیر امور. اما امروز سیاست شده یک محملی برای پیشبرد خودخواهی ها و خودبرتربینی ها و سلطه طلبی ها و زورگویی ها و ... وقتی میگیم سیاست بلافاصله این در ذهن ها تداعی میشه. از این طریق عده ای میخوان جهانی بشن. قطعا ما در نقطه مقابل این هستیم. راه اصیل جهانی شدن عبارتست از راه علم و راه فرهنگ. اصلا اون حقیقت وجودی انسان جز در سایه علم و فرهنگ و معرفت شکوفا نمیشه، بزرگ نمیشه. محاله. نه اینکه آدما قوی و قدرتمند نمیشن. اما قدرتی به دست میارن که در جهت کمال خود اونها هم نیست. وقتی ما میگیم کار علمی در واقع بالاترین خدمت به حقیقت انسانه. نه اینکه باز علمو میخوایم برای تسلط بر دیگران. بعضی ها کار علمی هم می کنند باز برای تسلط بر دیگران. دیدید دیگه الان دیدن بمب اتم دیگه جواب نمیده رفتن سراغ سلاح های بسیار خطرناک تر و کشنده تر از بمب اتم. بمب اتم را بندازیم یه مقدار امکانات مادی هم از بین میره آثارش در نسل ها می مونه، نمی خوان تبعات منفی رو تحمل کنن. سلاح هایی ساختن که فقط موجودات زنده رو از زمین پاک می کنه برای یک بار ، اثر ماندگار هم نداره.بقیه چیزها سالم سرجاشه. آزمایشم کردن. ما کار علمی در جهت نزدیک شدن انسان ها به هم ، در جهت شکوفا شدن حقیقت انسان ها، در جهت رسیدن به فصل مشترک همه ی انسان ها که پاکی و عدالت و عزت و ... علم نباشه انسان معنا پیدا نمی کنه. دروازه ی ورود انسان به هستی علمه و اگه علم نباشه اصلا انسان معنا نداره و بعد هم فرهنگ و معرفت است. فرهنگ باز به معنای اون ادبیات و سنت ها و ارزش هایی که ناظر بر همون مطالبات مشترک فطری است. حالا کی باید کار علمی انجام بده کی کار فرهنگی انجام بده؟ کشور ما شاید بیشتر بعد از انقلاب اینطور شد، قبل از انقلاب هم بوده ، همیشه مردم ما توقعشون از حاکمان بالا بوده. همیشه. اینم فی نفسه چیز بدی نیست. مردم باید توقعشون از حاکم خیلی بالا باشه. از او عدالت بخواد، از او احترام بخواد ، از او اندیشه بخواد ، از او حرکت درست بخواد، صیانت از حریم ملی بخواد. اما چند دهه است این توقع بالا تبدیل شده به مطالبات جزئی و فراموش شدن توان ملی. یعنی همه کارو دولت انجام بده. شدنی است؟ قدرتمندترین دولت تاریخ هم نمیتونه همه ی نیازها رو برآورده کنه. اصلا نشدنی است. یه دولت چقدر توان داره ؟ اصلا دولت توانشو از کجا میگیره؟ حالا با همه ی ایراداتی که به سیستم های دولتی وارده. اون توانی که باید بیاد به عرصه و به نیازهای تاریخی، به نیازهای زمان، پاسخ بده توان مردمی است. هفتاد و پنج میلیون جمعیت داریم نزدیک هفتاد و شش میلیون. اگه هفتاد و شش میلیون انسان همه تنظیم بشن تو یه راستا حرکت کنند همه ی توان ها هم افزا بشود یه ظرفیت بی نهایته. همه ی هدف ها قابل تحققه. هیچ قدرتی با این نمی تونه برابری کنه. هنر دولت اینه که راه رو باز کنه این توان ها بیاد بیفته تو یه جاده اما اصل با کار مردمی است. کی باید کار علمی انجام بده؟ خود مردم. کی باید کار فرهنگی انجام بده؟ خود مردم. حتی سیاست به تعبیر درستش، کی باید سیاست ها رو جلو ببره؟ خود مردم. خیلی وقتا ملاقات یک دانشمند ما با یک دانشمند صدها گره رو باز میکنه که تو دهها ملاقات سیاسی و کار دیپلماسی قابل باز شدن نیست. مردم. چند میلیون ایرانی ارتباطات دارن با بیرون از کشور. فقط هفت هشت ده میلیون نفر هر سال مسافرت می کنند. اینا هم که ارتباط علمی و فکری دارن عددشو نداریم ولی حتما بیش از اینه. کل کارکنان وزارت خارجه سه هزار نفرن. چی کار میخوان بکنن سه هزار نفر؟ چند تا هیئت علمی داریم تو کشور؟ هفتاد هزار تا. اعضای انجمن ها چند نفرند؟ صد هزار نفر. اصلا قابل مقایسه نیست. هر یک نفر عضو انجمن میتونه با پنجاه نفر در دنیا ارتباط داشته باشه. نامحدود. تو اتاقت نشستی تماس داری دیگه. حرف میزنی، میشنوی ، پیام میدی، پیام میگیری. باید بریم به سمت جهانی شدن و آینده رو ما بسازیم. باید آینده رو بسازیم. آینده چه خواهد بود؟ همونی که ما اراده می کنیم. اونی که ما اراده کنیم همون میشه آینده. خارج از این وجود نداره. خدای متعال اینطور مقرر کرده است که "ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" هر چی بشیم و اراده کنیم او خواهد شد. باید آینده رو بسازیم. و می توانیم. و می توانیم. از کارهای اصلی شیطان برای جلوگیری از کمال انسان ها تحقیر انسانه. کاری میکنه که آدما خودشون خودشونو کوچیک بینگارند. کسی خودش خودشو کوچیک بی انگاره کارش تمامه. می تونیم. من با نخبگان یه مطلبی رو عرض کردم، اشاره میکنم عرضمو تمام می کنم. تو دنیا کجا می تونیم وایسیم؟ سطح ملت ایران کجاست؟ شایستگی ما کجاست؟ کی اینو تعیین می کنه؟ عوامل متعددی دست اندر کار است. اما به نظرم مهمترین عامل خود ما هستیم. ما خودمونو در چه سطحی باور کنیم به همون جا خواهیم رسید. به سرعت در دسترس ما قرار میگیره. مثل یه ورزشکار می مونه. یه ورزشکار اگر خودشو المپیکی فرض کنه حتما خواهد شد. مگر حالا حادثه ای اتفاق بیفته. و الا سنت الهی اینه که خواهد شد. از نظر علمی اگر ما خودمونو در قله ی جهان باور کنیم به سرعت به قله جهان خواهیم رسید. خواهیم رسید. باید در هر بخشی بالاترین قله ممکنو هدف بگیریم. در هر بخشی. و من باورم اینه که می توانیم. می توانیم. حالا من باورهای خودمو می گم. اگر ما خودمونو باور کنیم زمان هم در اختیار ماست. زمان هم به تسخیر انسان در میاد. یه دفعه می بینید کار پنجاه ساله تو ده سال انجام شد. کار پنجاه ساله تو پنج سال انجام شد. این تسخیر زمانه دیگه به نوعی، یک تعبیری از تسخیر زمانه. دیگران تو پنجاه سال رسیدن، ما تو سه سال میرسیم. جلو زدیم از زمان. ارتباطات علمی، ارتباطات فرهنگی، بعضیا منفعلند چون خودشونو کوچیک می بینن. داشتیم دیگه. یه ایرانی به محض اینکه با یه خارجی حرف می زنه میگه حرف نزنید - منظور با یک غیر ایرانی است ، من به خارجی داخلی عقیده ندارم چون بالاخره این مرزها به زودی برداشته خواهد شد ، هر مرزی که بخواد بین انسانیت انسان ها فاصله بندازه بین ارتباط انسانی افراد با هم فاصله بندازه اینا برداشته خواهد شد با شتاب بالا داریم میریم به اون سمت- بعضیا ملت را کوچک می انگارند. فکر می کنن حالا مثلا اگر چند تا استاد ما نشست با چند تا استاد اروپایی یا آمریکایی حرف زد اونا اینو به کار می گیرند و مسلط بر این میشن. کوچک انگاشتن توان ملت. رها کنید. باید بره این نیروی عظیم و انرژی عظیم آزاد بشه تو دنیا. اشاره کردن آقای دکتر محقق اینکه فرمودن، من خودم رفتم تو قلب آفریقا دیدم آثار فرهنگ ایران رو. رفتم از کتابخونه های قدیمی بازدید کردم نسخ خطی رو دیدم. با علما نشستم صحبت کردم. واژه های فارسی، سنت های ایرانی، نوع نگاه ایرانی به مسائل جهان و بشریت در علوم گوناگون در فلسفه در ریاضیات در پزشکی، کتبی مال ششصد سال قبل هشتصد سال قبل اونجا هست مطالعه می کنند مباحثه می کنند. باید انرژی عظیم ملت ایران یک بار دیگه آزاد بشه در جهت جهانی شدن و اینم مجراش ارتباطات علمی است ارتباطات فرهنگی است. در این جلسه بزرگداشت حافظ سفیر یک کشور اروپایی یه جمله زیبایی گفت، گفت متاسفانه امروز سیاست و سیاستمداران فرهنگ و انسانیت ما رو به گروگان گرفتند. نمیذارن ارتباط بین انسان ها برقرار بشه. من علتشو میدونم. اونایی که نمیذارن ارتباط بین انسان ها برقرار بشه میدونن اگر این ارتباطات برقرار بشه دیگه جایی برای اونها نمی مونه. چند سال پیش ما نامه دادیم گفتیم بذارید بین تهران و نیویورک پرواز مستقیم برقرار شه. دانشگاهی ها برن ، بیان، موافقت نکردند. من میدونم چرا موافقت نکردند. بعضی هام البته در داخل هستند که با این چیزا مخالف اند. باید بریم با اون خودباوری حقیقی ایرانی برآمده از اندیشه ی توحیدی اندیشه ی الهی . با اون بریم. با اون ایرانی که فردوسی تعریف کرد حالا به مناسبت این دو جمله بگم عرضمو تموم کنم. عرض ارادتی واقعا به ساحت فردوسی داشته باشیم.  چه عظمتی بوده این مرد. بله فشار بهش زیاد بوده. استاد فرمودند. تحت فشار بوده. ولی خوب که تحت فشار بود. اگر در اون دوره از فردوسی تجلیل می کردند کار فردوسی عبث بود و بی اثر بود. ارزشی نداشت. ارزشی نداشت. فردوسی یک حکیم بود، عمیق، تاریخ رو می شناخت، انسان رو می شناخت، تحولات رو می شناخت ، همه ی ارزش های الهی رو زنده کرد، نه فقط برای ملت ایران برای بشر. همین شعری که خوندن، خودش داره میگه:

بسی رنج بردم در این سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

اون موقع عرب بود، غیر عرب همه عجم بودند. فقط ایرانی ها عجم نبودند که. همه عجم بودند. عجم زنده کردم. بشریت رو زنده کردم. استدلالش هم روشنه. شما فرهیخته و اندیشمندید. اشاره کفایت می کنه. شکوفایی حقیقت انسانی در سایه توحیده، در سایه عدالته. در سایه پیگیری راه انبیای الهی است. که ملت ایران همیشه دنبال این بوده. ملت ایران همیشه دنبال این راه بوده. در طول تاریخ. فداکاری کرده. هزینه کرده. جان فشانی کرده در راه این آرمان های متعالی، درخشان ترین کارنامه متعلق به ملت ایرانه. از پیش می رفتند به استقبال تحولات بزرگ بشری. از اینجا می رفتن، شنیده بودن قراره حضرت عیسی به دنیا بیاد رفتن به استقبال. شنیده بودن که قراره رسول خاتم به دنیا بیاد رفتن به استقبال. عده ای اومدن گفتن ما شما رو دعوت می کنیم به مکتب پیامبر ملت پذیرفت تسلیم کرد خودشو. ملت پذیرفت. اما تو دویست سیصد سال یه فریب تاریخی اتفاق افتاد. عده ای آمدند به نام جانشینان پیامبر همون افکار ضد بشری، همون افکار ظالمانه، همون جهانگشایی ها و ظلم ها رو به نام پیامبر. خیلی سخته. ضد دین به نام دین، ضد عدالت به نام عدالت ، دارای تعصبات جاهلی اند، لباس پیامبر پوشیدند. مقابله باهاش خیلی سخت است. نیازمند بت شکنی است. نیازمند خط شکنی است. نیازمند احیای هویت یک ملت بزرگ به نام ایران است. و فردوسی این کارو کرد. اومد هویت تاریخی ایرانی ها رو زنده کرد. کار عظیمی کرد فردوسی. معلومه که اون شاه زمان نباید خوشش می اومد. چون ریشه تمام اشغالگری های تاریخ رو فردوسی سوزانده است. ریشه همه حکمرانی های ضد انسانی را سوزانده است. ریشه ی خودخواهی ها را سوزانده. بایدم بدش می اومد. خدا خیلی فردوسی رو دوست داشت ، خیلی فردوسی رو دوست داشت. اون طرف هم فهمید که اشتباه کرده. فردوسی رو طرد کرده،  در تاریخ منفوره. اون روزهای آخر جایزه فرستاد. من فکر می کنم فردوسی رو خدا خیلی دوست داشت. وقتی جایزه اومد از این ور بدن فردوسی داشت میرفت برای قبرستان. چه بسا اگر زنده بود می رفتند بالا سرش با شمشیر می گفتند یالا بگیر. چاره ای نداشت. و بلافاصله شیپورچی ها تو عالم شیپور می زدند که فردوسی از شاه این چنینی جایزه گرفته است. دیگه شاهنامه معنا نداشت. حکمت معنا نداشت. هویت ایران معنا نداشت. او جانشو گذاشت برای احیای هویت ایرانی. هویت ایرانی میگیم باز بعضیا نگن آقا ضد اسلام حرف زد! اینا آدمهای کوته بینند. اشاره کردن دوستان، هویت ایرانی یعنی هویت توحیدی هویت انسانی هویت عدالت مرز هم نداره. هر جای دنیا اینا باشه اونجا ایرانه. هر جا. مرز نداره که. حوزه فرهنگی ایران کجاست؟ همه ی دنیا. توحید جهانیه، عدالت جهانیه، انصاف جهانیه، عشق جهانیه، کرامت جهانیه ، احترام به دیگران جهانیه. علم جهانیه. همه جا. و او زنده کرد. این یک کار عالمانه است. یه کار عمیقه که بشریت رو زنده میکنه. من تشکر می کنم از همه ی شما امیدوارم که بتونیم در آینده ی نزدیک ساز و کاری داشته باشیم که بیش از گذشته از این ظرفیت عظیم علمی استفاده بشه... یک کسی در خدمت جامعه بشری قرار می گیرد خودشو وقف خدمت به جامعه بشری می کنه در واقع داره به خودش خدمت می کنه، خودشو داره تو این هستی بالا میبره. بیاید دست به دست هم بدیم همه ی ارزش های الهی و انسانی که ملت ایران حداقل هفت هزار سال پای اونها ایستاده از طریق کار علمی، از طریق کار فرهنگی و از طریق کار عالمانه انشاالله در دنیا منتشر کنیم. من تردید ندارم که فردای ایران و فردای بشریت با این استعداد عظیم علمی و فرهنگی فردایی بسیار درخشان است. پیش به سوی ساختن فردای زیبا و دوست داشتنی. موفق و سربلند و پیروز باشید.

سخنرانی در نشست انجمن های علمی ایران- آبان نود و یک