با مردم، برای مردم، تا پیروزی

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
 
متن کامل سخنرانی دکتر احمدی نژاد در جشنواره خدمت، پاسداشت یکصدمین سفر استانی
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

خدای بزرگ رو سپاسگزارم که در بهترین ایام سال و در بهترین نقطه ی زمین، میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها و مشهد مقدس در خدمت شما یکصدمین سفر استانی دولت رو برگزار می کنیم. خب جلسه طولانی شده، حرفها هم زده شده، در روز اول سفر به مشهد هم، من درباره اهداف سفر مطالبی رو بیان کردم اینجا دیگه تکرار نمی کنم. می خوام یه تشکر کنم، یه جمله راجع به مردم ایران، یه جمله هم درباره ایران خدمتتون عرض کنم. در جمع ما عده ی زیادی از خادمان، دلسوزان، مردم خوب مشهد، از شهرهای گوناگون، جمعی از ورزشکاران عزیز و قهرمانانمون، هنرمندان عزیزمون، جمعی از مدیران، حضور دارند. من حضور همه ی شما رو گرامی می دارم. اما درباره ی ملت ایران، خب درباره ی ملت ایران شما زیاد شنیدید، بهتر از من هم می دانید. اما من اعتقاداتی دارم بر اساس اون عمل می کنم. باور من این است که ملت ایران بهترین ملت تاریخ و بهترین ملت امروز عالم است. وقتی می گیم ملت ایران بهترین است، معناش این نیست که ما نژادپرستیم یا تعصبات قومی داریم. خیر. بیان یک حقیقت و یک واقعیت جاری در تاریخ است. همه ی ملت ها رو تو ذهنتون بیارید، در یه لحظه با هم مقایسه کنید. کدام ملت پاک تر، صمیمی تر، شجاع تر، مهربان تر، انسانی تر، آرمانی تر از ملت ایران در تاریخ سراغ دارید؟ ما داریم ذکر یک نعمت خدا رو می کنیم. شکر می کنیم خدا رو که خدا ما رو جزء ایرانی ها قرار داد. افتخار می کنیم که یک ایرانی هستیم و تا آخر هم ان شاالله ایرانی خواهیم ماند. بذارید این جمله رو هم بگم. بعضی ها تصور می کنند اگر بناست ما ارزش های الهی رو حاکم کنیم، می خوایم حکومت دینی داشته باشیم، دیگه خیلی مهم نیست که مردم باشند یا نباشند، همراه باشند یا نباشند، همکاری بکنند یا نکنند، بخواهند یا نخواهند، این باور با هر توجیهی که بخواد ارائه بشود باور غلطی است. اولا ارزشهای الهی زمانی مستقر می شود که مردم بخواهند. اینو خدا قرار داده است. خدا انسان ها رو آزاد و صاحب اختیار خلق کرده است. زمانی یک انتخاب، انتخاب خوب، ارزشمند است که آزادانه و آگاهانه باشد. و الا قدرتمندتر از امثال ما بودند، پیامبر عزیز بود، امیرالمؤمنین بود، می تونستن اراده ی خودشون رو در جامعه جاری کنند و تحمیل بکنند. هیچ وقت این کار رو نکردند. هزار و چهارصد سال سختی ها، مشکلات، بعضی ائمه ی ما، زندان ها، شکنجه ها رو تحمل کردند اما به حق انتخاب مردم احترام گذاشتن. زمانی عدالت مستقر خواهد شد که مردم بخواهند. زیبایی کار پیامبر در این است، کاری کرد که مردم، عدالت را و توحید را و پاکی رو بخوان. اصلا حکومت مال مردمه، متعلق به مردمه. اراده ی خداست، که از طریق مردم اعمال می شود. دست قدرت خداست، که از آستین مردم بیرون می آید. مردم بالاترین سرمایه، صاحبِ کارند، مالک اند. نه اینکه تصور کنیم یه عده ی خاصی امثال من، ما اختیار داریم، ما مالکیم، ما صاحبیم، حالا با مردمم یه جوری کنار می آییم. در سخنرانی هامونم  مردم مردم می کنیم، بالاخره یه جوری اونا رو قیچی می کنیم بعدم کار خودمونو می کنیم. اینطور نیست. اراده ی مردم، خواست مردم، در یک حکومت الهی، اصالت، دارد. اینکه انقدر رأی مردم محترم است، اینکه انقدر انتخابات مهم است، انتخابات دکور نیست و هرگز نباید دکور باشد. یه نمایشی از دموکراسی؛ این نیست. در دنیا بله، حرف از مردم زیاد می زنند، حاکمیت مردم، اما احزاب و قدرت سالاران و ثروت سالاران همه چیزو سازمان میدن. اراده ی مردم حاکم نمی شود. اما در فرهنگ ما، در آیین ما، در باور و اعتقادات ما باید اراده ی مردم حاکم بشود و زیبایی و ارزش کار زمانی است که این اراده در مسیر حق و عدالت و زیبایی ها قرار بگیرد. همه ی ملت ها این حق رو دارند و شایسته تر از همه ی ملت ها، ملت عزیز ایران است. تاریخ، ثبت نکرده است، که روح جمعی ملت ایران، اراده ی جمعی ملت ایران، یه تصمیمی بگیرد و اون تصمیم غلط باشه یا بر خلاف منافع و مصالح و اعتقادات ملت ایران باشه. روح جمعی ملت ایران، اراده ی جمعی ملت ایران، همیشه یک روح پاک، اراده ای الهی، و در جهت توحید و عدالت و پاکی و آزادگی و آزادمنشی بوده است. اگه سفر استانی انجام میشه در واقع انجام وظیفه است. حالا از چند نفر هم تجلیل شد. فقط این چند نفر نیستن، دستشون درد نکنه، خیلی ممنون، صدها نفر تلاش می کنند، بی نام و نشان. حالا اینجا اسم منو چند بار بردن، رسمه تو ایرانیا بالاخره، اسم میبرن، بنده جزء کوچکترین ها هستم. افراد زیادی دارن زحمت می کشن، با همین باور، که آقا اصل حکومت، اصل حاکمیت، مال همین توده های مردم است. مال همینایی که ما می بینیم تو کوچه و بازار. و امثال بنده، خادم و نوکر و وظیفه بگیر مردمیم. یه مسئله ی شعاری نیست. باید در دل انسان باشه. اصلا بذارید خیالتونو راحت کنم، اگر کسی عاشق مردم نباشد، نمی تواند خادم مردم باشه. در یه حکومت، تنظیم کننده ی رابطه ی بین خادمان و ملت، عشق است و عشق است و عشق است، و لا غیر. اصلا اگر دل خالی از عشق بشود، بلافاصله انسان از انسانیت خارج می شود. همه ی انسانیت انسان به عشق نسبت به دیگران است. و به شما بگم، به خدا، به خدا، ما، به عشق ملت ایران افتخار می کنیم، حاضر نیستیم عشق و نوکری ملت ایران رو با هیچی تو دنیا عوض بکنیم. این عشق یه عشق الهی ست. یه چیز تبلیغاتیِ سیاسیِ این جناح، اون جناح، این گروه، اون گروه، یه کسی بخواد بیاد حالا بشینه در یه مسندی، این حرفا نیست. بعضی صحنه ها رو نشون دادن. از من زیاد می پرسن، میگن آقا یه خاطره ای، یه صحنه ای که برات خیلی جالب بوده بگو. همه ش زیباییست. همه ش زیباییست. حالا بذارید پس برای شما خاطره رو بگم. من از این صحنه های شیرین عزیز و محمد زیاد دیدم. ولی به خدا از اون روزی که شیرین رو دیدم و اون حال یه دختر بچه ی کوچکی که پدرش تازه شهید شده. بیارید تو ذهنتون، یه بچه ی چار پنج ساله، شش هفت ساله، تازه پدرشو از دست داده. شمام یه مسئولی، در برابر این بچه قرار میگیری، بگیم شوک، بگیم ضربه ی روحی، بگیم پتک، تأثیری که نگاه این دختر، اشک این دختر، کلمات این دختر، صفا و صمیمیت و پاکی این دختر، تو روح انسان میذاره قابل مقایسه با هیچی نیست. اصلا آدم نمی تونه یه لحظه از این دور بشه. اون چشمان اشک بار همیشه جلوی چشم آدمه. یا اون محمدی که با اون هیجان، یه پسر بچه، دیدید، کفش پای خودش نبود، من همون جا متوجه شدم، که این بچه کفش نداره پاش، اما وقتی به من رسید، نگفت به من کفش بده یا لباس بده یا به من برس، گفت آقا ما می خوایم درس بخونیم، این وضع مدرسه مون نامناسبه، یه کاری واسه این مدرسه ی ما بکن. به خدا، ملتی که بچه ی هفت هشت ده ساله ش اینجوری می فهمد، این ملت قابل افتخاره، نوکری این ملت بالاترین افتخار عالم است. بذارید یه جمله هم درباره ی ایران عزیز بگم. در بعضی صحبت ها من گفتم. بالاخره شاید، تنها کسی، تنها گروهی که همه  جای ایران رو دیده ، این گروهی ست که الان تو این سالن نشسته، بعضی هاشونم نیستن امشب. در تاریخ، نداریم یه گروهی همه جای ایران رو دیده باشه. البته ایران فعلی. چون اصل ایران... ایران خیلی بزرگه. تو آمریکای جنوبی یکی می گفت ایران کجاست، گفتم همین جا که وایسادی، هر جا که عشق و پاکی و ایمان و محبت و برادری و عدالت باشه همون جا ایرانه و ملت ایران اونجا حضور داره. آقا هر جای ایران میریم، به خدا هر جایی رو که ما می بینیم، یه مقدار مطالعه میکنیم، میریم صحبت می کنیم، حرفا رو گوش میدیم، نگاه می کنیم، فکر می کنیم اینجا بهترین جای ایرانه، و بهترین جای عالم است. خدای متعال اومده، ایران رو مثل یک جواهر، خراش داده، ساخته، پرداخته، برای امروز، و برای فردا. اتفاقی نیست. آقای بقایی می فرمودن به من، که آقا از تمام تصویرهای ماهواره ای که کره زمینو می گیرن، چون از اون بالا که می گیری که مرز نیست، خط کشی مرز نقشه ی کشیده شده ی با دستگاه نیست که، از اون بالا کره زمینو می بینی، تنها کشوری که براحتی قابل تشخیص دادنه ایران عزیزه. از اون بالا دریای مازندران، از اونورم خلیج فارس و دریای متصل به خلیج فارس. خدا ما رو در بهترین موقعیت جغرافیایی عالم قرار داده. همه ی زیباییها رو خدا در این سرزمین به امانت گذاشته، بهترین معادن، جنگل ها، کوه ها، رودخانه ها، دریاها، همه چی خدا گذاشته و از همه بالاتر، بهترین ملت عالم رو خدا در این سرزمین قرار داده است. ملتی که در دامان خودش، ابن سیناها و ابوریحان ها و خواجه نصیر ها و طباطبایی ها و، دو ساعت طول میکشه فقط فهرست دانشمندان و علما رو بخونیم، حافظ و سعدی و مولوی و خیام و سنایی و عنصری و فرخی و وحشی بافقی و ... همه ی زیبایی ها رو خدا اینجا قرار داده است. عزیزان من، همه ی نعمت ها را داده است، برای انجام یک مأموریت. اون ذکر نعمت بود، برای معرفی یک مأموریت. من تقریبا همه جای دنیا رو دیدم، همه ی کشورهای مهم دنیا، با دانشگاهیا، صنعتگرا، هنرمندا، رسانه ها، گروه های مختلف نشستم صحبت کردم. سه تا نکته امروز در دنیا به وضوح دیده میشه. اول، تقریبا همه ملت ها، همه ی اندیشمندان ، همه ی هنرمندان، همه ی دلسوزان، از وضع موجود جهان به شدت ناراضی اند، نمی پسندند، در اندیشه ی تغییرند. دوم، به شخصیت ها و احزاب و گروه ها و مدعیان اطراف خودشون امید و اعتمادی ندارند. و سوم، نگاه ملت ها، امید ملت ها، برای ساختن یک آینده ی مناسب، به سرعت در حال چرخیدن به سمت ملت ایران است. ما میریم تو کشورها، دانشگاهیا، سیاستمدارا، می بینیم راجع به تاریخ ایران سوال می کنند. سوالات بسیار ریز. اوائل من یه مقدار تعجب می کردم، چرا اینا اینقدر دقیقن، حساسن نسبت به تاریخ ایران. بعد که گفتگو کردیم، سوال کردیم، بحث کردیم، متوجه شدم که ملت ایران، ایران، قدرت ایران، قدرت مدیریت ایران، قدرت اثرگذاری ایران، اندیشه های ملت ایران، باورهای ملت ایران، امید به ملت ایران برای ایجاد تغییرات اساسی در جهان یه مسئله ی بسیار جدی در ذهن اوناست. دارن بهش فکر می کنن. دارن ارزیابی می کنن. عزیزان من، امروز، باید ایرانو بسازیم، مشکلات زیاد داریم. اول باید عدالت اینجا حاکم بشود، آزادی، حریت انسان، کرامت انسان، در حد اعلی، باید اینجا حاکم بشود. بعد ان شاالله به تمام جهان منتشر شود. جهان امروز منتظر اندیشه ی جدید، راه جدید، فرهنگ جدید، منش جدیدی است، و باور من این است، تنها ملتی که می تواند پاسخ مناسب و درست و اثربخش به نیاز امروز تاریخ بدهد، ملت عزیز و پر افتخار ایران است و ایران است و ایران است. از همه ی شما تشکر می کنم، انشاالله سفرهای استانی تا روزی که هستیم، تا روزی که نفس داریم، ادامه پیدا خواهد کرد، با افتخار در خدمت ملت ایران خواهیم بود. روستا به روستا، شهر به شهر خواهیم رفت، عهد خودمونو با ملت ایران تجدید می کنیم. موفق و سربلند و پیروز باشید...

بیست و چهار اردی بهشت هزار و سیصد و نود و یک- مشهد مقدس