با مردم، برای مردم، تا پیروزی

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
 
سخنان مهم دکتر احمدی نژاد- از اسلام حقیقی تا قانون اساسی جمهوری اسلامی
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

خداوند بزرگ رو سپاسگزارم که توفیق آستان بوسی حضرت امام رضا علیه السلام رو عنایت فرمود. اعیاد شعبانیه و عید عظیم نیمه شعبان را به شما ، ملت ایران و جامعه بشری تبریک عرض می کنم. یاد و نام شهید مظلوم بهشتی و یارانش رو گرامی می دارم و هفته قوه قضائیه را به همه شما و همه قضات مؤمن و پاک و شجاع و کارکنان شریف و به ویژه ریاست محترم قوه تبریک عرض می کنم. بدون تردید نقش اساسی مرحوم شهید بهشتی ، اولین رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی در تبیین و ترویج اندیشه انقلاب اسلامی و تدوین آن در قالب قانون اساسی و همچنین ترسیم خط روشن قضاوت اسلامی بر کسی پوشیده نیست. سال شصت ، سال تمیز خط اصیل و ناب انقلاب اسلامی از پیرایه ها و انحرافات و تحمیل ها بود. امروز در خدمت شما ، نه به عنوان رئیس جمهور و برگزیده ملت بزرگ ایران بلکه به عنوان یک برادر مسلمان و ایرانی معتقد به مبانی انقلاب اسلامی و در محضر خدای متعال، امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و حضرت امام رضا علیه السلام و در پیشگاه تاریخ می خواهم درباره دو مطلب با شما سخن بگویم. جناب آقای بختیاری گزارش کار و ساختارها و تحولات رو دادند اما از اونجا که در هفت تیر قرار داریم، من می خوام مطلب اولم رو درباره اصل انقلاب اسلامی و اهداف انقلاب با شما در میون بگذارم و مطلب دوم درباره حقوق اساسی مردم. اما درباره انقلاب عظیم اسلامی؛ همه می دانند که بدون تردید انقلاب ما بزرگترین و مهم ترین تحول دوران معاصر نه تنها در ایران بلکه در جهان است. انقلاب اسلامی ، مردمی ترین و گسترده ترین موج انقلابی و تحول خواهی در جهان است. اما هر روز و در هر جلسه ای باید ما اهداف انقلاب را یادآور شویم. براستی اهداف انقلاب اسلامی سال پنجاه و هفت کدام است. شما بهتر می دانید که اصولا انسان به طور فطری به دنبال کمال و خدایی شدن است. تحقق این خواست فطری در برپایی عدالت ، آزادی و احیای کرامت انسانی است. در حاکمیت طاغوت ، بسیاری از مظاهر موجودیت و شخصیت ملت ایران پایمال شد. حاکمیت تبعیض و شکل گیری طبقه ممتازه ی هزار فامیل و برخوردار از ثروت سرشار و حقوق گسترده تر و بالاتر و در مقابل تحقیر شخصیت ملت ایران و فقر گسترده و چپاول بی سابقه ثروت ملت ، فرصت شکوفایی و بالندگی را از ملت ایران سلب کرده بود. وابستگی حاکمیت به بیگانگان و دشمنان ، نقض گسترده استقلال کشور، همراه با خفقان گسترده و شکنجه ی بی حد و مرز در زندان های ساواک جهنمی و دادگاه های نظامی و سرکوب اندیشه و تفکر و هر نوع حرکت عدالت طلبانه و آزادیخواه، ملی و مردمی ، فرصت اعتلای ملت را از بین برده بود. روشن است که ملت بزرگ و تاریخ ساز ایران ، یک بار دیگر و مانند هزار و چهار صد سال قبل تحقق همه ی آمال و آرزوهای خود یعنی عدالت و آزادی و برخورداری از کرامت انسانی و پیشرفت و تعالی را در اسلام ناب محمدی جستجو کرد و به آن ایمان آورد. همان اسلامی که امام راحل عظیم الشأن ، آن را رهبری و عرضه کرد. اسلامی که به همه ی انسان ها احترام می گذارد. حقوق و نظر آنها را محترم می شمارد و به آن اصالت می دهد و امامش می فرماید که میزان رأی ملت است. اسلامی که امام متقینش به خاطر شدت عدالتش در محراب به شهادت می رسد و حاضر نیست دانه ای را به ظلم از دهان موری بگیرد. اسلامی که رهبرانش با وجود اینکه اندیشه های آنان حق مطلق بود ، لکن آنرا به نزدیکترین افراد خانواده خود نیز تحمیل نکردند. اسلامی که امام مبینش در برابر تضییع حق و ظلم به یک دختر یهودی تحت ضمه حکومت می فرماید اگر مردی از غصه شنیدن این خبر بمیرد قابل ملامت نیست. اسلامی که ضامن آبرو و احترام و کرامت آحاد مردم و آزادی آنهاست. اسلامی که در برابر سیری عده ای قلیل و گرسنگی توده های مردم فریاد می زند و تیغ تیز عدالت را بر سر تبعیض و بی عدالتی فرود می آورد. اسلامی که رهبرانش با سادگی و پاکی و زندگی در سطح پایین ترین طبقات اجتماعی در بین مردم، همراه مردم، و برای مردم اند و رفاه خود را فدای برخورداری جامعه می کنند. اسلامی که با مجرم زندانی و قاتل امام خود نیز به احترام رفتار می کند و از غذای امام به او می خوراند و اجازه ی ظلم و بی عدالتی به او را نمی دهد. اسلامی که امام معصومش حتی یک عبارت تبعیض آلود را از قاضی نمی پذیرد و دادگاه را ترک می کند. اسلامی که دائما مردم را ، حقوق اساسی آنها را ،  اصالت اراده ی آنان را و کرامت آنان را مورد تأکید قرار می دهد و اسلامی که امامش - امام راحل- حکومت را پاکی و خدمتگزاری به مردم و فداکاری در راه صیانت از حقوق آنان و اجرای عدالت نامید. آری عزیزان من، ملت ایران تحقق همه ی آرمان ها و آرزوهای چند صد ساله ی خود را در این اسلام دید و به ندای امام لبیک گفت و حرکت کرد. همه ی موجودیت خود را ، جان و مال و آرامش خود را ، در طبق اخلاص گذاشت و به انقلاب هدیه کرد. ملت حرکت کرد تا با برپایی ارزش های الهی جامعه الگو و نمونه ای بسازد و راه را برای حاکمیت جهانی توحید و عدالت و عشق باز کند. به گواهی امام راحل و مقام معظم رهبری ، ملت وفادار ایران همواره مأموریت خود را به خوبی انجام داده است. هیچ کوتاهی نکرده و کم نگذاشته است. دوستان و همکاران عزیز، این مناسبت ها برای این است که ما همواره مسئولیت خطیر انقلابی خود را یادآوری و وضعیت خود را با آن اهداف و ارزش ها ارزیابی نماییم. هرگز نباید خود را با شرق و غرب و یا کشورهای همسایه دور و نزدیک مقایسه نماییم. و البته در صورت ضرورت باید با برجستگی ها و نقاط اصلی قوت و نه با نقاط ضعف آنها مقایسه کنیم. ما باید خود را با اصل انقلاب مقایسه کنیم چرا که مدعی یک مکتبیم. انقلاب برای انقلاب و یا حکومت برای حکومت و یا جابه جایی در قدرت و چهره ها نیست که این در نقطه مقابل حقیقت انقلاب است. اصل حکومت برای برپایی عدالت و احقاق حقوق و آزادی های مردم و صیانت از کرامت ملت و ترویج پاکی و یگانه پرستی است. بی تردید رضایت مردم و مقبولیت نظام معادل مشروعیت آن و به همان اهمیت است. حکومت اگر به اجرای عدالت و احقاق حق نینجامد به گفته مولای عدالت خواهان از عطسه بز بی ارزش تر است. مبادا، مبادا ارزش های انقلاب و حقوق مردم در پس کوچه های گرایشات و ادبیات قدرت و ثروت به لق لقه ی زبان ها و تعارفات سیاسی تبدیل شود و یا فرهنگ حقیقی اسلام و انقلاب اسلامی در جامعه و در حکومت مهجور گردد. مبادا جناح بندی های قدرت و ثروت جای حق و باطل بنشیند و تعصبات گروهی و حزبی مشروعیت یابد و مانع از مشاهده ی حقیقت شود. در دوره ی انقلاب زمانی بود که افراد را برای پذیرش مسئولیت تحت فشار اخلاقی و تکلیف شرعی قرار می دادند. زمانی بود که افرادی فداکارانه شبانه روز و اضافه کار می کردند و حقوق نمی خواستند و یا اینکه پس از دریافت آن مازاد نیاز خود را به بیت المال بر می گرداندند. زمانی بود که پارتی بازی و یا هزینه کردن و تبلیغات پر خرج برای رسیدن به مناصب حکومتی ضد ارزش و مطرود تلقی می گردید. زمانی بود که با مشاهده تبعیض و بی عدالتی و یا نقض حقوق مردم چهره ها بر افروخته و فریادها بلند می شد. مبادا این حقایق و ارزش ها در پیچ و خم توجیهات بی پایه و حتی تحت عنوان حفظ نظام در حاشیه قرار بگیرد. چرا که حفظ نظام مکتبی به حفظ و زنده نگه داشتن و پایبندی به همین ارزش هاست. صیانت از حقوق اساسی و آزادی های مشروع مردم و اجرای عدالت بهترین حافظ کشور و نظام است. اساسا نظام بدون اجرای عدالت و صیانت از حقوق مردم ، نظام نیست. همه باید بین خود و خدا خود را با این حقایق بسنجیم. قرار نیست کسی را قانع کنیم. هرکس بین خود و خدا. باید خود را به گونه ای ارزیابی نماییم که خداوند می بیند و قضاوت نهایی با اوست و خدا را نمی شود فریب داد، و یا به نحوی و یا ملاحظاتی ساکت کرد. خداوند با هیچ کس خویشاوندی ندارد و تضمین های او صرفا در رعایت موازین و اصول و حرکت در مسیر درست است.

اما مطلب دوم درباره برخی از حقوق ملت و مسئولیت های حکومت در قانون اساسی است. که شهید مظلوم بهشتی با مدیریت الهی خود و با کمک یاران الهی خود به عنوان سند افتخار و میراث ماندگار انقلاب به ثبت رسانید. واقعا هر بار اینها را مرور می کنیم می بینیم اسلام ناب چه عظمتی دارد و ما چه سرمایه عظیمی در اختیار داریم. حقوق اساسی ملت در قانون اساسی قابل عرضه به همه دنیاست. باور من این است در مقایسه با حقوق اساسی ملت ها در قوانین اساسی گوناگون ، مترقی ترین ، الهی ترین ، و زیباترین حقوق اساسی مردم در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. به چند تا اصل می خوام اشاره کنم. اصل دوم. جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ی ایمان به : 1- خدای یکتا ، لا اله الا الله و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او. 2- وحی الهی و نقش بنیادین آن در بیان قوانین. 3- معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا 4- عدل خدا در خلقت و تشریع 5- امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در دوام انقلاب اسلامی. 6- کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا. یعنی کرامت و ارزش انسان، آزادی انسان ها، هم عرض وحی الهی ، معاد ، عدل ، امامت و رهبری . در کجا کرامت انسان در این حد از ارزش ثبت شده است؟  که البته ذیل همین بند شش جزء جیم ، نفی هرگونه ستمگری و ستم کشی ، سلطه گری و سلطه پذیری ، قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی الی آخر. اصل 3. دولت جمهوری اسلامی، یعنی حکومت جمهوری اسلامی، موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم همه ی امکانات خود را برای امور ذیل به کار گیرد: ایجاد محیط مناسب برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی. بالا بردن سطح آگاهی های عمومی ، آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان ، تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار، طرد کامل استعمار ، جلوگیری از نفوذ اجانب؛ می رسیم به حقوق مردم. محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی، تأمین آزادی های سیاسی و اجتماعی در حدود قانون. مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خویش. حاکمیت اراده مردم. رفع تبعیضات ناروا. ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی. تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون. در اصل شش، اصالت اراده و رأی مردم در اداره ی کشور. در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکا آرای عمومی اداره شود. از راه انتخابات. انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، اعضای شوراها، و نظایر اینها یا از راه همه پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می گردد. امور کشور باید به اتکای آراء عمومی اداره شود. اصل 9، اینم از اصل های  بسیار مهم قانون اساسی است. در جمهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند. آزادی ، استقلال، وحدت ، تمامیت ارضی تفکیک ناپذیر، و حفظ آن ها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی ، اقتصادی ، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند. حالا اینجا برمی گردیم به حقوق مردم؛ و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند.   بعید می دونم در قانون اساسی کشوری این جور از آزادی های مشروع مردم صیانت شده باشه. اجازه بدید یک تکه صورت مذاکرات را استخراج کردم، مرحوم شهید بهشتی متن اصل رو که می خونن این از اصولی است که خیلی وقت گرفت. حالا بعضی از آقایون یادشون هست، من دیدم حضرت آیت الله یزدی هم اسمشون هست اینجا،  وارد مذاکره شدن و بحث کردن. از اصولی است که بعد از اینکه تو کمیسیون ها و چند بار رفت و برگشته تو صحن عمومی حداقل دو ساعت وقت گرفت. دیگه آخرش تذکر میدن آقا دو ساعت بسه دیگه تمومش بکنید. اینجا بحث میشه که خب استقلال رو چه جور تشخیص بدیم، مرز استقلال، مرز آزادی، اینا با هم اند با هم نیستند دو مقوله اند یک مقوله اند اینجا مرحوم شهید بهشتی توضیح بسیار زیبایی میده: نائب رئیس، متشکرم ، عنایت بفرمایید ، آن چیزی که در همان پیش نویس به عنوان اصل ششم آمده بود همان اندیشه زیربنای اصل فعلی بود. این اصل که حفظ واقعی استقلال کشور از طریق حفظ عدالت و آزادی در کشور است. وقتی در یک جامعه و کشوری عدل و آزادی درست پاسداری نشود، خود به خود راه برای نفوذ بیگانگان هموار می شود  و بالعکس، آنچه می تواند به آزادی یک ملت معنا بدهد استقلال آن ملت است. استقلال آزادی می آورد، آزادی استقلال می آورد.لازم و ملزوم یکدیگرند. ایشون میگن در جامعه ای که دیکتاتوری باشه وابستگی هم خواهد آمد ، جامعه ای که آزادی باشه استقلال خواهد آمد. جامعه ای که استقلال و عدم وابستگی به بیگانه باشد آزادی خواهد آمد. اصل نوزده: مردم ایران از هر قوم و قبیله باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و نژاد و زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد شد. اصل بیست : همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند. و از همه ی حقوق انسانی، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند. اصل بیست و دو: اینم جزء اصل های بسیار زیباست. حیثیت ، جان ، مال ، حقوق ، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است. مگر در مواردی که قانون تجویز می کند. اصل بیست و سه، اینم جزء افتخارات قانون اساسی ماست. تفتیش عقاید ممنوع است. و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد. اصل بیست و هفت: تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.  اینم بحث زیاد برده در مجلس خبرگان قانون اساسی. به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد, نه هر چیز دیگه.  آقا فلان بخشدار و فرماندار و فلان مدیر کل به خطر میفته. خب بیفتد. هزاران اینها فدای یک ثانیه حاکمیت اسلام ناب. اصل سی و دو : اینم جزء افتخاراته. هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود. بلافاصله. و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت ، پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.  اصل سی و شش: حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد. و البته قانون هم عطف به ماسبق نمی شود. اصل سی و هفت: باز از اصول مترقی و زیباست. اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد. و اصل سی و هشت: سند افتخار اندیشه اسلام ناب و قانون اساسی جمهوری اسلامی است. هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت ، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود. اینم از اصولی است که در زمان تصویب قانون اساسی ساعت ها وقت به خودش اختصاص داد. درباره جزئیاتش بحث شد. وقتی متن رو خوندند، بحث شد مفصل. یکی از اعضا گفتند که جوری بنویسیم که شامل تنبیه مدارس هم بشه. چون بعضی از مربی های مدارس ناآگاهانه تنبیه می کنند بچه ها رو، اینم باید بیاریم جزءش به شکلی بنویسیم که حتی تنبیه در یک مدرسه هم ممنوع مطلق بشود. دیگرانی هم نظرات دیگری داشتند، این نکته جالبه که می خوام ببینید ، بعد نظر شهید بهشتی. یه شخص عزیزی که بسیار عزیز بود، فرد بسیار خوب ، انقلابی و صالحی بود. خدا رحمت کند ، از دنیا رفته است. او وقت می گیره صحبت میکنه، میگه "شکنجه به هر نحو برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع، ممنوع است. ما معتقدیم که این یک امر غیر اسلامی ، یعنی شکنجه، و غیر انسانی است و رأی هم به این می دهیم ، یعنی اصلو قبول داریم." حالا می خواد یه حاشیه بزنه؛ یه حاشیه ظریف ، بعد موضع شهید بهشتی، "ولی بعضی از مسائل باید مورد توجه قرار گیرد. مثل اینکه احتمالا چند نفر از شخصیت های برجسته را ربودند، و دو سه نفر هستند که می دانیم اینها از ربایندگان اطلاع دارند و اگر چند سیلی به آنها بزنند ممکن است کشف شود. آیا در چنین مواردی شکنجه ممنوع است؟" رئیس جلسه: کسب اطلاع راه هایی دارد که بدون آن هم می توانند اطلاعات را به دست آورند. دوباره همون فرد خوبِ مرحوم، می فرمایند، "اگر چند شکنجه اینجوری به او بدهند، مثلا سیلی بزنند، مطلب را می گوید. مثلا در واقعه استاد مطهری یک فردی می شناسد که احتمالا ضارب چه کسی است. اگر به او بگویند تو گفتی می گوید نه". یعنی باید بالاخره سیلی بخورد. رئیس جلسه می گن، ضرر این کار بیش از نفعش هست. دوباره همون عزیز می فرمایند که "مسئله دفع افسد به فاسد آیا در این مورد صدق ندارد؟ با توجه به اینکه در گذشته هم وجود داشته است." اینجا شهید بهشتی وارد میشن. میگن آقای عزیز ، توجه بفرمایید که مسئله ی راه چیزی باز شدن است. به محض اینکه این راه باز شد، و خواستند کسی را که متهم به بزرگترین جرم ها باشد یک سیلی به او بزنند ، مطمئن باشید به داغ کردن همه ی افراد منتهی می شود. پس این راه را باید بست. یعنی حتی اگر ده نفر از افراد سرشناس ربوده شوند و این راه باز نشود جامعه سالم تر است. رئیس جلسه هم میگن ، اگر گناهکاری آزاد شود، بهتر از این است که بیگناهی گرفتار شود. ما اینو می تونیم در تمام مجامع جهانی به عنوان نگاه انقلاب به کرامت انسان و حقوق اساسی انسان ها عرضه کنیم و به اون افتخار کنیم و خوشبختانه رأی بسیار بالایی هم دادند خبرگان به این اصل با همین ترتیبی که قرائت شد و امروز جزء اصول قانون اساسی است.  باز اصل سی و نه: هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت ، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است. معمولا در دنیا یک کسی که متهم است یا محکوم میشه دیگه آبروش هدر است. میگه به هر ترتیب که باشد ممنوع است. موجب مجازات است. دوستان من، آنقدر حقوق اساسی و آزادی مردم و حرمت اشخاص و عدالت و حق مهم است که در اصل صد و بیست و یک رئیس جمهور طی سوگند شرعی ملزم به صیانت از آنها می شود. که من همه شو نمی خونم. میگه من ، به عنوان رئیس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می کنم که ... خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور ، ترویج دین و اخلاق ، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص همان گونه که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم الی آخر. دوستان من ، اینها متن و تار و پود قانون اساسی است که میثاق ملی و سند افتخار و مبنای قانونی ارزیابی هاست. همه مسئولیم و باید دائما خود را با این معیارها و ارزش ها ارزیابی کنیم. روشنه که مسئولیت قوه قضائیه مسئولیت محوری است. خود خدای متعال قاضی است. امر قضاوت امری است که مسئولیت اولیاست مسئولیت انبیاست. در سلسله مراتب نظام اجتماعی اول قانون عادلانه و جامع و مانع قرار دارد و سپس قضاوت صحیح و عادلانه و سریع. یک قطره عدالت جامعه را احیا می کند. برخی از صاحب نظرانی که در مورد دایره نفوذ ولایت فقیه اختلاف نظر دارند اما قضاوت را جزء مسلمات مسئولیت فقیه می دانند. شاید به همین دلیل است که در جمهوری اسلامی قوه قضائیه به طور کامل تحت نظر فقیهِ حاکم و با نصب مستقیم او مستقر می شود.  من نمی خواهم نقش سایر دستگاه ها و سایر قوا را در اجرای عدالت و در برنامه ریزی و یا قانون نویسی و یا اجرای درست کمرنگ کنم یا نادیده بگیرم ولی قطعا جایگاه و نقش قضاوت بی بدیل است. ویژگی هایی که برای قاضی برشمرده شده است، برای قانون گذار و یا مجری نیامده است. نه اینکه آنان نباید از این ویژگی ها برخوردار باشند بلکه برخورداری از آنها برای قاضی الزامی است. و اصل صد و شصت و چهار قانون اساسی ، لوازم استقلال قاضی و صیانت از شأن قاضی و قضاوت را به روشنی بیان کرده است. عزیزان من ، اینها مسئولیت همگانی است. همه باید دست به دست هم بدیم برای اجرای این اصول نورانی که منبعث از اسلام ناب محمدی است. امیدوارم با ایمان به خدا و عشق به آینده روشن بشریت، یعنی حاکمیت نهایی عدالت و توحید تحت زعامت یگانه ی هستی ، حضرت ولی عصر عجل تعالی فرجه الشریف، کشور را در طراز انقلاب اسلامی و با اهداف و معیارهای اعلامی سال پنجاه و هفت اداره کنیم و هر روز خود را به آن معیارها نزدیک تر سازیم. انشاء الله. از حوصله ای که کردید و از رؤسای محترم دو قوه و از بقیه عزیزان سپاسگزارم. سربلند و عزیز و موفق باشید.

ششم تیر ماه هزار و سیصد و نود و یک- بزرگداشت هفته قوه قضائیه مشهد مقدس

فایل صوتی : http://president.ir/media/main/112071.mp3