با مردم، برای مردم، تا پیروزی

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
 
انتخاب مردم ایران
ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خدا

علی رغم ناعادلانه بودن صحنه انتخابات و حذف یکی از مهم ترین کاندیداهای انتخابات یعنی مهندس مشایی که شانس بسیار بالایی برای کسب رأی داشت اما در مجموع آنچه اتفاق افتاد پیام های زیادی داشت. صحنه بسیار دقیق و زیرکانه چیده شده بود. اما حضور مردم و مطالبه آنها بار دیگر یادآوری می کند که مردم ایران در حقیقت به دنبال چه چیزی هستند. آنها که فکر میکنند این انتخاب می تواند بار دیگر روند مردمی شدن اقتصاد و فرهنگ و مدیریت کشور را معکوس کرده و قدرت را به الیگارشی تنفیذ نماید، سخت در اشتباهند. شرایط ناپایدار اقتصادی و وعده آزادی های اجتماعی خارج از حدود اختیارات رئیس جمهور، موضوعاتی هستند که با پوششی از فریب نمی توان بیش از یکی دو روز و تا فرو نشاندن شادی مردم ناراضی با آن آنها را دل خوش کرد. با وجودی که اغلب نامزدهای انتخابات تصویری توهمی از نیازهای واقعی مردم و خواست ملت ایران داشتند اما به مدد رسانه پربیننده بریتانیای کبیر، جمع بسیاری از ناراضیان خاموش این بار به امید اصلاحات بنیادین به سمت دیگری هدایت شدند. همانطور که به شدت اعتقاد دارم پایگاه اجتماعی اولیه ی دکتر احمدی نژاد رأی دهندگان خاموش و ناراضی هستند امروز هم به شدت اعتقاد دارم بسیاری از رأی دهندگان به منتخب جدید و اکثریت قریب به اتفاق نزدیک به چهارده میلیون کسانی که رأی نداده اند یا رأی باطله داده اند کسانی هستند جزء همین ناراضیان خاموش که دکتر احمدی نژاد در دو دوره ریاست جمهوری خود آنها را جذب کرد و باز هم باور دارم که پایگاه ادعایی کسانی که در تمام این سالها ریاست جمهوری احمدی نژاد را مرهون و مدیون خود می دانستند اغلب در این انتخابات به اصولگرایان رأی دادند که اکثریت مخالفان احمدی نژاد در این زمره قرار می گیرند و رأی بسیار کمی را به خود اختصاص دادند. محتمل است که طبقات محروم و فرودست جامعه که در سال هشتاد و هشت به حامیان دکتر احمدی نژاد اضافه شده بودند نیز رأی نداده یا رأیشان میان کاندیداها پخش شده باشد اما واضح است که هیچ کاندیدای مشخصی نداشتند و هیچ یک از نامزدها نیز پایگاه مشخص و تعریف شده ای نداشتند به جز منتخب جدید که پایگاه اجتماعی اش به وضوح مردم ناراضی بود. 

بنابراین آنچه امروز شاید پیروزی الیگارشی در انتخابات تلقی شود، دیر یا زود ماهیت حقیقی خودش را نشان خواهد داد و صف مردم را از مدعیان جدا خواهد ساخت. اتفاق امروز از ابعاد محتلف اتفاق مبارکی بود و اثبات دیگری بود بر اینکه ملت ایران به سرعت آماده بهار می شود. ملت ایران برخلاف تصور آنها که شاید ناآگاهانه معنای رأی مردم را چیز دیگری تلقی کرده اند، کاملاً آگاهانه و برای تحقق اهدافش - از طریق هرکسی باشد حتی نماینده تام و تمام الیگارشی- از این صحنه استفاده کرده است.

بر این باورم که ایران جدید شکل گرفته است و پیوند طیف جدید نخبگان و مردم نویدبخش اتفاقات بسیار درخشانی خواهد بود. مضاف بر اینکه حساب دستگاه قدرت را از مردم بیش از پیش جدا می کند.

امروز نقش دکتر احمدی نژاد و اندیشه هایش چه در بعد ملی و چه بین المللی حتی پررنگ تر هم خواهد بود چرا که امروز او چهره ای شناخته شده است و بدون اتصال به دستگاه قدرت می تواند پرچمدار راهی باشد که آغاز شده است.

به امید روزی که در هوای بهاری و در عطر دل انگیز بهار تنفس کنیم و زندگی انسانی و سعادتمند را روی این کره خاکی نظاره گر باشیم.

بیست و پنج خرداد نود و دو


 
پیام تبریک خادم ملت ایران به رئیس جمهور منتخب
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

بسمه تعالی

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

ملت عزیز و آرمانی ایران در طول تاریخ با باوری عمیق به دنبال استقرار حق و عدالت در جهان بوده است و در هر فراز، متناسب با شرایط و مقتضیات، تصمیمات سرنوشت ساز گرفته است.

رویداد مهم انتخابات بیست و چهارم خرداد نود و دو را به ملت شریف، مقام معظم رهبری و منتخب محترم ملت تبریک می گویم.

اینجانب همواره به ظرفیت های عظیم و بی پایان ملت ایران برای ایجاد تحول و تعالی عمیقاً باور داشته و معتقدم که توانمندیها و استعدادهای ذاتی و شگرف ملت ایران بسیار بالاتر و بیشتر از فرصت های پدید آمده بوده است. معتقدم با اعتماد و باور به ملت ایران و احترام به سلایق و علایق گوناگون می توان همه قله های افتخار را فتح کرد و کشور را در بالاترین سطح از رفاه و پیشرفت جهانی قرار داد و همه آرزوها و آرمان ها را محقق کرد. امیدوارم با همبستگی و تلاش گسترده تر امید دستیابی به مطالبات تاریخی ایرانیان در رسیدن به جامعه سعادتمند و استقرار حکومت عدل جهانی روز به روز عمیق تر و بیشتر شود.

ضمن تبریک مجدد به جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای حسن روحانی که مورد اعتماد اکثریت ملت قرار گرفته اند امیدوارم با قدرشناسی از عواطف و اعتماد ملت عزیز فرصت خدمتگزاری و تلاش برای استقرار عدالت و آبادانی کشور بیش از پیش مهیا گردد.

از همه علاقه مندان به سرافرازی ایران انتظار دارد که در تمام فرصت ها رییس جمهور و دولت منتخب را برای پیشبرد هر چه بهتر امور یاری رساند اینجانب و دولت خدمتگزار تا آخرین لحظات مسئولیت همچون روز اول به وظایف خود به طور جدی عمل خواهیم کرد.

از خداوند منان عزت، رفاه و سلامت همه مردم و همه ملت ها را در سایه عنایات امام عصر(عج) مسئلت دارم.

خادم ملت ایران

محمود احمدی نژاد


 
سروده ای از دکتر احمدی نژاد برای مهدی موعود (عج): آوای نگار من جهانگیر شود...
ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به گزارش خبرگزاری ایسنا، دکتر احمدی نژاد امروز در حاشیه سفر به استان های خوزستان و ایلام برای افتتاح پروژه های عمرانی، به مناسبت اعیاد شعبانیه سروده ای در وصف منجی عالم بشریت خواند:

آنگاه که عالم از ستم سیر شود / دانای جوان ز بی‌کسی پیر شود

از کعبه برون شود لوای توحید / آوای نگار من جهانگیر شود

http://isna.ir/fa/news/92032112550/سروده-ای-از-احمدی-نژاد-برای-امام-زمان-عج


 
زادروز او که در اوج ظلم و اختناق، با جانش از آزادگی و حقیقت پاسداری کرد
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خدا

گاهی حق آنچنان مظلوم و ناشناخته است و باطل آنچنان قدرتمند و مسلط که جز با نثار خون نمی توان فریاد حقانیت انسان را به گوش وجدان بشری رساند. و حسین (ع) در چنین زمانی می زیست که کرامت و عزت انسان ها باید زنده می شد تا حقیقت انسان باقی بماند. تا صفات انسانی جاویدان شود و تا پرچم حق همیشه در اهتزاز باشد چرا که خون حسین (ع) و یارانش در رگهای همه انسان های آزادیخواه تا ابد جاری شده است. و چه زیبا گفته است زنده یاد دکتر شریعتی که "اگر باطل را نمی توان ساقط کرد، می توان رسوا ساخت. اگر حق را نمی توان استقرار بخشید، می توان اثبات کرد، طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت" و چه زیباست شهادت در روزگاری که نامردان می خواهند که تو ندانی و شاهد نباشی و حقیقت را فریاد نزنی و  "شهادت حضور در صحنه حق و باطل همیشه تاریخ است".

زادروزش بر همه آزادگان و آزادیخواهان خجسته باد


 
خدایا می خواهم از زجرکشان باشم...
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

"آنانی که بیشتر می فهمند بیشتر زجر می کشند و آنانی که کمتر می فهمند بیشتر زجر می دهند. خدایا می خواهم از زجرکشان باشم."

زنده یاد دکتر شریعتی


 
ستاد زنده باد بهار
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خدا

اسامی نامزدهای چهارمین دوره شورای شهر تهران معرفی شده از سوی ستاد "زنده باد بهار" که فعالیت این ستاد مورد تأیید دکتر احمدی نژاد می باشد:

1- عبدالرضا شیخ‌الاسلامی

2- پروین احمدی‌نژاد

3- سیدیاسر زواره‌ای

4- سعید کریمی

5- معصومه (الهه) رضایی

6- افشین نیلی

7- روح‌الله هدایتی

8- علی ذبیحی

9- محمد ابوالحسنی

10- هما فلاح تفتی

11- حسین هاشمی

12- غلامرضا حیدری‌کردزنگنه

13- مختار جباری

14- علی بهرامی

15- آتنا آل‌یاسین

16- اسدالله حیدری

17- ناصر بختیاری

18- مسعود رهنما

19- مهدی طیبی شیرمرد

20- فاطمه زرین‌ماه

21- علی طهماسبی

22- مهرداد کارگری

23- علی حسینی

24- عین‌الله خنجری میانه

25- حدیث پازوکی

26- محمود مغربی سینکی

27- سیدمحمد حسینی

28- ولی‌الله صالحی

29- عبدالله مظفری

30- علی همتی

31- داوود نظام‌آبادی

لازم به ذکر است که شهردار انتخابی این لیست، آقای مهندس نیکزاد وزیر فعلی راه و شهرسازی می باشند.


 
دکتر احمدی نژاد: بنده خادم ملت هستم و از هیچ کاندیدایی حمایت نخواهم کرد
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

دکتر احمدی نژاد امروز بیست و یکم خرداد ماه در پاسخ به خبرنگاران در خصوص حمایت ایشان و دولت از کاندیدایی خاص در انتخابات گفت: نه دولت و نه شخص بنده از هیچ کاندیدایی حمایت نخواهیم کرد. ایشان در ادامه افزود: بنده حداکثر یک رأی دارم که آن را نیز فقط خودم می دانم.

منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری

http://president.ir/fa/49212


 
پرونده هسته ای نقطه عطف در رویارویی تاریخی مردم و الیگارشی
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خدا

هر چند صحنه انتخابات پیش رو در ایران یکی از پیچیده ترین صحنه های سیاسی در عمر نظام جمهوری اسلامی است و کمتر کسی می تواند پیش بینی کند که چه اتفاقی خواهد افتاد و باز هم هر چند با حذف جریان رئیس جمهور فعلی کشور حتی به لحاظ اصول سیاسی مرسوم نیز، نظام ریسک کاهش مشارکت و سردی فضای انتخابات را پذیرفته است اما همچنان پرونده هسته ای ایران شاه کلید اتفاقات آتی خواهد بود و بی دلیل نیست که یکی از کاندیداها که شهرتش را - مثبت یا منفی- در این قضیه دارد، نماد کلید را - به معنای خوب یا بد- برگزیده است و با وجود اینکه به لحاظ ظاهری و شخصیتی به هیچ وجه کاریزمای لازم را ندارد، بیش از سایر نامزدها مقام نمایندگی الیگارشی در انتخابات پیش رو را احراز کرده است. مقامی که در حقیقت با استقبال و تمجید روزافزون کلیدسازان اصلی مواجه بوده است و او را در خور توجه کرده است. این دانش آموخته ی بریتانیای کبیر به خوبی توانسته است با سکوت یا یاری سایر اضلاع الیگارشی، پازل تحریم و فشار اقتصادی به بهانه پرونده هسته ای ایران را که در یکی دو سال اخیر به صورت بی سابقه، قابل تأمل و هوشمندانه علیه ملت ایران چیده شده است تکمیل کرده و کلیددار جدید این بازی معرفی شود.

مهم ترین نکته ای که درباره برنامه هسته ای ایران در هشت سال اخیر نادیده گرفته شده است چند وجهی بودن آن است و اینجاست که نقش کلیددار و کلیدداران مشابه را در رویارویی با مردم پررنگ میکند. وجهی که در برنامه هسته ای ایران نادیده گرفته شده است نقش مردم در پرونده هسته ای است. در سال ۸۴ و پس از دستور فک پلمب تأسیسات هسته ای توسط دکتر احمدی نژاد، اتفاق مهمی در کشور افتاد و آن قرار گرفتن مسیر این پرونده در دست مردم بود. دکتر احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور و نماد اراده ملی، از یک سو با پشتیبانی بی چون و چرا از دانشمندان هسته ای کشور و با چراغ سبز دولت مسیر برای فعالیت های کامل هسته ای را باز کرد و از سوی دیگر عامه ی مردم را شهر به شهر و روستا به روستا در جریان ریز و جزئیات برنامه هسته ای ایران قرار داد و مشارکت عمومی و غرور ملی ایرانیان را جهت قرار گرفتن پشت سر این برنامه برانگیخت. به عبارت دیگر خود مردم و دانشمندان را وارد صحنه دفاع از حقوق هسته ای کرد تا بتواند راه را بر هرگونه سیاسی کاری جهت تضعیف مجدد این حقوق ببندد. و از سوی دیگر نیز خودش به عنوان نماینده ملت ایران در صحنه بین المللی با تمام قوا از این حق دفاع کرد تا تکمیل چرخه سوخت هسته ای، نصب سانتریفیوژها و سایر مراحل بی بازگشت برای ایران در عرصه کسب این فناوری طی شد و از همین رو بود که ملت ایران با ایستادگی در مقابل فشارهای ناشی از این قضیه و دانشمندان هسته ای با اهدای چندین شهید که سندهای جاوید ایستادگی ملت بر حق هسته ای خود هستند، اثبات کردند که صحنه گردان اصلی خودشان هستند و نه سیاستمداران و مذاکره کنندگان و ،،،

پس از عبور ایران از نقطه بی بازگشت در تولید سوخت هسته ای و حتی پیش رفتن تا غنی سازی بیست درصد- که لازم است یادآوری کنیم که دولت دکتر احمدی نژاد در این مرحله تلاش کرد از راه تعامل (قرارداد تهران) پرونده هسته ای ایران را فیصله داده و حقوق هسته ای را به عنوان پیروزی ملت ایران بر قدرت های استکباری و البته جلوگیری از فشارهای بیشتر به ملت ثبت کند که متأسفانه از داخل و خارج دستهایی مانع این اتفاق شدند- دوره جدیدی از رویارویی الیگارشی با ملت آغاز شد و در این مرحله ملت که با اتحاد و پشتیبانی همه جانبه توانست حقوق هسته ای خود را نه به عنوان یک فناوری بلکه به عنوان نماد عزت و ایستادگی و زیر بار زور نرفتن در جهان به اثبات برساند و تمام قدرت های بزرگ را به زانو درآورد با امید به اینکه در عرصه دیپلماتیک مذاکره کنندگان بتوانند این پیروزی حاصل شده در عالم واقعیت را به سیاستمداران غربی بقبولانند و آنان را وادار به اعتراف به آنچه اتفاق افتاده است بکنند، این موضوغ را تمام شده تلقی می نمودند.

اما متأسفانه آنچه اتفاق افتاد حاکی از آن است که در عرصه دیپلماتیک کسانی که باید کار را پیش می بردند، نتوانستند یا نخواستند که این امر اتفاق بیفتد و به نوعی خواستند پازل عزت ملت ایران را به هم ریخته و طرحی دیگر در اندازند. طرحی که توأم بود با افزایش بی سابقه تحریم های غیر قانونی علیه ملت ایران به بهانه موضوع هسته ای، ایجاد مشکلات اقتصادی، جان بخشی به روش سازش و تسلیم به عنوان تنها راه برون رفت از بحران اقتصادی و به تبع آن مطرح شدن چهره های وابسته به پدرخوانده های کلیدساز اتحاد انگلیسی-صهیونیستی به عنوان تنها کلید باز کردن مشکلات.

شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد که هدف این تقابل جدا از موضوعیت پیدا کردن حداقل دو تن از نامزدهای ریاست جمهوری که امروز آنها را در این عرصه می بینیم، پایین کشیدن دکتر احمدی نژاد باشد چرا که نه تنها عدم توفیق دیپلماتیک در پایان دادن به پرونده هسته ای موجب فشارهای اقتصادی بر مردم شد، بلکه جشن پیروزی هسته ای ایران را تبدیل به یک رویارویی فرسایشی و تکرارشونده کرد که به بهانه آن هر روز تهدیدات و تنش های جدیدی را متوجه کشور می سازد، با این حال نکته قابل تأمل در این میان آن است که دکتر احمدی نژاد فقط به عنوان یکی از مردم و البته به عنوان نماد اراده جمعی مردم بر حقوق هسته ای ایستادگی و تا به سرانجام رساندن و تثبیت آن ایستاد و در حقیقت بازوی اعمال قدرت مردم و باز کننده راه برای جاری شدن خواست مردم بود. و امروز کلیدسازان و کلیدداران همین موضوع را هدف قرار گرفته اند یعنی عقب راندن مردم به بهانه اینکه ایستادن بر حقوق هسته ای - تأکید میکنم نه به معنای یک فناوری بلکه به عنوان نماد عزت و غرور ملی یک ملت- مساوی است با مشکلات روزافزون اقتصادی و فشارهای بی دلیل و بی توجیه و تنش و بحران و ... و قفل آن هم پشت درهای بسته و در مذاکرات دور از چشم مردم با قدرت های جهانی باز می شود.

در این حالت دو اتفاق خواهد افتاد. اول اینکه وقتی مردم از صحنه اثرگذاری و حمایت از حقوق خود خارج شوند، راه برای هرگونه سازش و کوتاه آمدن های سیاسی باز می شود و دوم اینکه تمام عزت و میراثی را که ملت در این سالها با تحمل مرارت های بسیار و اهدای تعدادی از بهترین فرزندانش کسب کرده است، در یک انتقام گیری ناجوانمردانه پایمال می کنند.

حال باید دید آیا ملتی که بیدار شده است را می توان با فشار و فریب وادار به خوابیدن کرد یا نه و آیا هنوز هم کلیدسازان بزرگ و استادان اعظم کلیدساز می توانند کلیدی برای قفل های تازه ای که در این سالها ایجاد شده است بسازند یا خیر.

بیست خرداد نود و دو


 
انتخاباتی با همه سلایق؛ ملت ایران انتخاب کنید
ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خدا

انتخابات پیش رو قطعا محک بسیار خوبی است برای آنها که می خواهند سلیقه ملت ایران را بفهمند. از همه سلایق در این انتخابات حضور دارند از انواع مختلف طیف اصولگرایان گرفته تا کاندیداهای مشترک کارگزاران و اصلاح طلبان که در سالهای اخیر در یکدیگر حل شده اند و تا شخصی که می خواهد همان معجزه هزاره سوم خانم رجبی باشد و احمدی نژادی باشد که نقاط مثبت را دارد ولی نقاط منفی را نه. همان احمدی نژادی که برخی بزرگان می گفتند با حمایت ما به قدرت رسید و وامدار ماست و اینک ما دیگر اشتباهمان را  تکرار نخواهیم کرد و ورژنی از او ارائه می دهیم آنگونه که خود می خواهیم! خلاصه همه سلایقی که معتقد به نظام جمهوری اسلامی هستند در این انتخابات که قرار است تجلی حماسه سیاسی شود حضور دارند به جز آنها که سلیقه شان مردی از جنس مردم است سلیقه ای که همیشه یا انکار شده یا درجه دو حساب شده و بی ارزش قلمداد شده یا امروز تصور می کنند می توانند این سلیقه را به راحتی بفریبند. بنابراین طبق شواهد ارائه شده توسط این صاحبان قدرت و ثروت و رسانه، این گروه از مردم یا بی سلیقه اند و مهم نیستند یا اصلا وجود خارجی ندارند. خدای بزرگ را بسیار سپاسگزاریم که امروز بعد از هشت سال چهره ادعایی آنها از دکتر احمدی نژاد در شخصی دیگر متجلی شده و رأی ایشان ملاک بسیار خوبی خواهد بود از اینکه آیا مردم نیز احمدی نژاد را همان گونه می دیدند که این افراد تصویر می کردند یا نه. ما بی سلیقگان نیز بالاخره خواهیم فهمید وجود خارجی داریم یا نه!

و به قول دکتر احمدی نژاد ببینیم آیا خداوند حال آنهایی را که فکر می کردند آنها این دولت را سر کار آورده اند خواهد گرفت یا نه.


 
آقای جلیلی به دنبال فوت کوزه گری باشید
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خدا

هر چقدر بیشتر از مواضع و اظهارنظرها و برنامه های آقای جلیلی مطلع می شوم بیشتر به این نتیجه می رسم که ایشان با تمام وجود در حال تطبیق با این معیار هستند: واجد نقاط مثبت دولت کنونی منهای نقاط ضعف آن...از یک طرف گفتمان و شعارهای عدالت طلبانه و ایستادگی در مقابل استکبار و مبارزه با تبعیض و حتی طرح برنامه های مشابه برنامه های اقتصادی و سیاسی دکتر احمدی نژاد و تاکید بر ادامه برخی منش های مدیریتی او مانند سفرهای استانی و ... و از سوی دیگر ایشان نه تنها مانند سایر نامزدها حاضر به اعتراف به خدمات کم نظیر این دولت نیستند که با اظهارنظری کلیدی مبنی بر اینکه "حب قدرت احمدی نژاد را منحرف کرد". در صدد تطبیق با نیمه دوم معیار مذکور یعنی نقاط ضعف این دولت را نداشته باشد هستند. به نظر می رسد همه چیز هماهنگ و درست است به جز یک چیز و آن فوت کوزه گری است برای احمدی نژاد شدن (از بعد مثبت آن!) که ظاهرا ایشان آنرا نیاموخته اند...


 
سکوت
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

"سکوت عجب فریاد رسایی است، آنجا که حنجره ای برای فریاد نمی ماند."

زنده یاد دکتر شریعتی


 
سخنان دکتر احمدی نژاد در روز بعثت پیامبر (ص)
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

بسم‌الله الرحمن الرحیم

اَلْحَمْدُللهِ رَبِّ الْعالَمین، وَالَّصَلوة وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدنا وَ نَبِّینا مُحَمَّد و آله الطاهِرین

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

مبعث نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) را به ساحت مقدس حضرت ولی‌عصر(عج)، مقام معظم رهبری، ملت بزرگ ایران، جامعه بشری و عالم هستی و نمایندگان کشورهای حاضر تبریک می‌گویم.

نبی اکرم(ص) «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ» است، ایشان اول مخلوق و در بالاترین مرتبه وجود و عقل کل است، گنجینه علم به اصرار خدای متعال است.

خداوندی که در حق خود فرمود عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ.

پیامبر اعظم رحمه‌ للعالمین است و خداوند فرمود «مَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ». او همه وجودش رحمت بود، او از جنس محبت و از جنس عموم مردم و تبلور فطرت الهی آنان بود.

به همین دلیل نسبت به مردم مهربان بود و دل می‌سوزاند و همه وجودش عشق به انسان‌ها بود.

خداوند فرمود «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ»، وجود مبارکش همه سختی‌ها، فشارها، اهانت‌ها و تهمت‌ها را تحمل می‌فرمود، تا مردم هدایت شوند و کرامت انسانی و مقصود از آفرینش انسان تأمین گردد.

او مأمور به گذشت و عفو نسبت به مردم و استغفار برای آنان و مشاوره با آنها بود، خداوند فرمود «فاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ» سختی‌هایی که بر مردم وارد می‌شد و آنان را رنج می‌داد، پیامبر عزیز را هم رنج می‌داد. «عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ». او بر هدایت مردم حریص بود. « حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ». او نسبت به مؤمنین، رئوف و مهربان بود، «بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیم».

هدایت او بر محبت و اخلاص استوار بود و‌ قبل از توصیه به دیگران خود به خوبی و در حد کمال عمل می‌کرد تا جایی که خداوند متعال اخلاص او را می‌ستاید و می‌فرماید، «وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ».

رسالت او اتمام مکارم اخلاق از طریق تلاوت و تبیین آیات الهی و تزکیه و تعلیم بود، او برای نجات انسان نوع انسان و همه انسان‌ها مبعوث شد، رسالت او جهانی است، مرز، نژاد، طایفه، جغرافیا و تعصبات را نمی‌شناسد، مخاطب پیام او همه بشریت هستند.

خداوند فرمود «قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا» رسالت او استقرار کلمه توحید، عدالت در همه جهان، گسترش ایمان الهی، معرفت و اخلاق، رحمت و رأفت کمال همه انسان‌ها، حرکت در صراط مستقیم و برکشیدن انسان‌ها از خاک تا خدا بود.

«و إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَی‏ صِرَ اطٍ مُّسْتَقِیمٍ» او در یک زندگی سراسر مجاهدت همه دین خدا برای هدایت انسان و راه رسیدن به قله‌های کمال و برقراری جامعه سعادتمند را به بهترین شکل عرضه فرمود.



اما عزیزان

علی‌رغم همه مجاهدت‌ها و فداکاری‌های پیامبر و آل او و یارانش و همه مجاهدت‌های موحدان و عدالت‌طلبان، اهداف رسالت او به دلیل تعصبات جاهلی، خودخواهی‌ها، قدرت‌طلبی‌ها، کوته‌بینی‌ها و رشدنایافتگی‌ها ناتمام مانده است.

مستکبران و خودپرستان راه را بر رشد و کمال انسان‌ها، تنگ و فرصت‌های تعالی را محدود کرده‌اند.

هنوز جهان بشری و حقیقت انسان از ظلم، تبعیض، تحقیر، فقر و ناامنی گسترده در رنج است.

هنوز جامعه انسانی، طعم حقیقی و شیرین انسان بودن و عزت خلیفه‌اللهی را نچشیده است.

‌هنوز سعادت جامعه بشری محقق نشده است و هزاران هزار آرزو به گور می‌شود و میلیون‌ها و میلیارد غنچه ناشکفته پرپر می‌گردد.

تحقق اهداف رسالت پیامبران الهی به پرچمدار و خاتمیت پیامبر اعظم(ص) با استقرار توحید در همه جهان، آزاد شدن حقیقت انسان از همه قیدهای ساخته شیطان و در کمال عبودیت و برپایی جامعه سعادتمند سرشار از عقل، عمل، عدالت و عشق خواهد بود.

و آن دوران درخشان نزدیک است، این وعده الهی است. مردی از جنس و نسل پیامبر اعظم(ص) و متصل به آسمان که گنجینه علم، رحمت الهی، عینیت توحید به عدالت و عشق است، در انتظار رسیدن انسان‌ها و جامعه انسانی به میعادگاه و نقطه موعود است.

او منتظر است تا انسان‌ها پس از هزاران سال تجربه، با رشد معرفت و ایمان و با دل‌زدگی از همه طاغوت‌ها و خودپرستان، ضرورت رسیدن به او، همراهی با او و یاوری او و حاکمیت او را دریابند و قدم در این راه روشن و سراسر نور و سرور بگذارند.

انقلاب عظیم اسلامی ملت ایران به رهبری مردی الهی، فریادی بلند در بازخواهی این حقیقت و دعوت جهانی به این راه پرافتخار و سعادت‌آفرین است.

نسیمی وزیدن گرفته است و عطر بهار به سرعت در جهان پراکنده می‌شود.

آری او می‌آید و در پس یک زمستان طولانی، حقیقت بهار انسان و حقیقت زندگی انسانی، صلح، امنیت و کرامت را با سبدهایی از گل و زیبایی و عشق و معرفت ناب به همگان هدیه خواهد کرد.

او می‌آید و همه غل و زنجیرها را می‌گسلد و کمال آزادی را به انسان‌ها تقدیم می‌کند.

او می‌آید و با رهبری او مستضعفان و صالحان، ائمه زمین و وارث آن خواهند شد.

«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ»

«وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ»

والسلام علیکم و رحمة الله

هفدهم خرداد نود و دو

منبع: پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری


 
اسلام امیرالمؤمنین کدام است؟
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خدا

به قول انیشتین دو چیز را پایانی نیست، جهان هستی و حماقت انسان.

امروز روز اشتباه کردن نیست برای انسان های عصر مدرن: عصر رسانه و آگاهی.

هیچ کس انتظار ندارد رسانه ها حقیقت را همان گونه که هست بگویند اما برای آنها که به دنبال حقیقت اند و اهل تفکر امروز هیچ بهانه ای وجود ندارد. امروز روزی نیست که انسان ها بهانه بیاورند که نمی دانستیم نفهمیدیم فریب خوردیم...بعد از هزار و چهارصد سال هنوز میلیاردها دلار نفتی خرج تخریب امیرالمومنین می شود و ترس دشمنان بشریت از عاشورا و مهدی موعود است. چقدر فیلم و مطلب تخریبی در دنیا ساخته می شود تا چهره ای غیر واقعی و دروغین از موعود و منجی عالم بشریت بسازند که مردم باور کنند آمدنش یعنی جنگ یعنی کشتار یعنی حکومت مسلمانان (با تعریف خاصی که از مسلمانان و مسلمانی ارائه داده اند) یعنی پایان جهان و ... آیا وقت آن نشده است که آنها که به دنبال حقیقت اند آنها که می خواهند انسان باشند و انسانی زندگی کنند کمی به خود بیایند. آنان که ادعای علم و آگاهی دارند فقط یک بار وقت بگذارند و مطالبی که دشمنان بشریت می نویسند بخوانند تا متوجه شوند آنها که مهدی موعود و امیرالمومنین را تخریب می کنند و از اسلام آنها می ترسند چگونه از یک شخصیت ملبس به لباس روحانیت یعنی نماد اسلام سیاسی استقبال و تمجید می کنند و چگونه هنوز و به طور دائمی مشغول تخریب شخصیتی هستند که نه تنها معمم نیست بلکه جز مفاهیم والای مورد پذیرش همه انسان ها چیزی به زبان نیاورده است. آیا یافتن اسلام امیرالمومنین امروز اینقدر سخت است؟ آیا با وجود شبکه اطلاع رسانی گسترده جهانی و عقلی که خداوند به همه مان داده است بهانه ای خواهیم داشت برای نفهمیدن و اشتباه کردن؟ آیا هنوز هم نباید برای یافتن اسلام حقیقی که دشمنان انسان و انسانیت نمی خواهند انسان ها هیچ گاه به آن برسند حرکت کرد؟


 
ایران جدید
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خدا

"ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم"

انتخاب دکتر احمدی نژاد در سال ۸۴ یک پیام روشن بود که از سوی بسیاری از کسانی که همیشه عادت کرده اند جز صدای خودشان و اطرافیانشان را نشنوند، شنیده نشد. دکتر احمدی نژاد در شرایطی به ریاست جمهوری ایران رسید که نزدیک به سی سال از تجربه برقراری نظام جمهوری اسلامی می گذشت و نه تنها نظام با فاصله های جدی از آرمان ها و خواست مردم در انقلاب ۵۷ مواجه بود بلکه طبقه جدیدی که خود را صاحبان انقلاب قلمداد می کردند شکل گرفته و با انواع رانت های ممکن نه تنها قدرت، که اقتصاد و فرهنگ و سیاست گذاری ها و همه شئون زندگی مردم را قبضه کرده بودند. چیزی که مردم به خوبی می دیدند و می دانستند اما هیچ کس نه جرأت بیانش را داشت و نه قدرت مقابله با آن. حضور کمرنگ و کمرنگ تر مردم در صحنه های گوناگون و بی تفاوتی روزافزون نسبت به سرنوشت کشور و حذف بخش های وسیعی از مردم از دایره تصمیم گیری های کلان که تحت عنوان توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی مشابه نظام سرمایه داری و لیبرالی و البته با پوشش اسلامی دنبال می شد کاملا مشهود بود. همچنین برخی وقایع نظیر قتل های زنجیره ای و حادثه کوی دانشگاه تا حد زیادی به قداست نظام حتی از دید مذهبی ترها هم ضربه زده بود. جنبش معترض و آگاه دانشجویی نیز اغلب به علت اتصال سرشاخه هایش به غرب یا دست کم تفکر غربی فاصله بسیار معناداری با مطالبات حقیقی مردم داشت. در چنین شرایطی بود که دکتر احمدی نژاد که چهره ای ناشناخته برای اغلب مردم ایران بود با هدف قرار دادن ریشه وضعیت موجود در آن زمان، موج مردم ناراضی، حذف شده و خاموش را به سمت خود کشید. دکتر احمدی نژاد از این جهت مورد اقبال قرار گرفت که دقیقا همان چیزی را گفت که در دل مردم بود و نه حرفهای شعارگونه برای جذب مردم. چرا که وابستگی به نظم موجود نداشت و براحتی می توانست ریشه ها را هدف قرار دهد و نه ظواهر را و مردم این را به خوبی درک کردند و اتفاقا من فکر می کنم بر خلاف ادعاهایی که اغلب مطرح می شود، پایگاه اولیه احمدی نژاد همین گروه های دیده نشده، خاموش و ناراضی مردم ایران بودند که اضافه شدن حدود هشت میلیون به رای احمدی نژاد در انتخابات سال ۸۸ نسبت به سال ۸۴ نشان می دهد کسانی که اغلب از طبقات محروم و فرودست جامعه بوده اند و در طی دولت او از خدمات مستقیم و قابل توجهی بهره مند شدند، در واقع بعدا به جمع حامیان او پیوستند و اتقاقا بخش عظیمی از طرفداران دکتر احمدی نژاد را معترضین وضع موجود تشکیل می دادند و باز هم اتفاقا بخش عظیمی از رأی دهندگان به آقای موسوی در سال ۸۸ را طرفداران نظام و مسئولین پیشین و خانواده هایشان و آقازاده ها و بهره مندان از انواع رانت ها در طی سی سال تشکیل می دادند. این موضوع از اینجا اهمیت پیدا می کند که درک واقعی تری از مطالبات مردم و حقیقت جامعه ایران به دست می دهد. حقیقتی که به دلیل انحصاری و بسته بودن فضای رسانه ای کشور معمولا جز از طریق انتخابات قابل کشف و بروز و ظهور نیست.  دکتر احمدی نژاد با تکیه بر این مطالبات به قدرت دست یافت و البته نه تنها مردم را فریب نداد بلکه در تمام دوران دولتش کوشید که صدای همین بخش خاموش یا فراموش شده جامعه باشد. احمدی نژاد تجلی نیاز ملت ایران بود و تعبیر اشتباه عامل به قدرت رسیدن او باعث شد که بسیاری در تحلیل اتفاقات بعدی و حتی تحلیل رفتارها و صحبت های او دچار سردرگمی شده و غافلگیر شوند تا جایی که ادعا کنند شخصی او را سحر کرده است. در حالیکه احمدی نژاد در تمام این سالها یک هدف را بیشتر دنبال نکرده است و آن توانمندسازی و به صحنه آوردن اکثریت نادیده گرفته شده و ناراضی بوده است که پیش از این صدایشان به هیچ جا نمی رسید و اگر می رسید صدایشان خفه میشد. این توانمندسازی را برای اقشار محروم و فرودست جامعه به شکل اقتصادی و بالا کشیدن سطح زندگی و توقعات آنها و برای اقشار دیگر با شکستن حلقه های مدیریتی و حتی شکستن تابوهای موجود در نظام - از همه نوعش - و ایجاد فرصت برای کسانی که در فرهنگ، اقتصاد، سیاست و ... به سرشاخه های قدرت وصل نبودند به انجام رساند. به همین دلیل بسیاری از طبقه نخبگان شکل گرفته در نظام در طی سی سال به مخالفت با احمدی نژاد پرداختند. آگاه سازی مردم و بالا بردن سطح مطالبات و توقعات آنها که در بیش از ۱۰۰ سفر استانی و سفر به تمام شهرهای کوچک و بزرگ ایران به انجام رسید و نهادینه کردن فرهنگ حضور و پاسخگویی مسئولین به مردم که در دیدار رو در روی آنها انجام می شد و ادبیات ساده و صمیمی و مردمی وی همه و همه موجب شده است که توقع و نگاه مردم نسبت به زمامداران به طور جدی دستخوش تغییر شود و از بی تفاوتی به سرنوشت خود به مطالبه گری و اثرگذاری بدل شود (که حتی می توانیم این اثر دوران احمدی نژاد را در صحنه بین المللی نیز شاهد باشیم). در واقع احمدی نژاد به آن بخشی از جامعه در میان اقشار گوناگون از مردم عادی گرفته تا روحانیون، هنرمندان، ورزشکاران، اهالی علم و اقتصاد، سیاسیون و ... که به علت عدم اتصال به سرشاخه های قدرت یا حتی عدم تطابق با خواست و معیارهای آنها درجه دو محسوب می شدند، بها و میدانی برای ورود و اثرگذاری و درجه یک شدن داد (و از همین رو متهم شد به عدم توجه به نخبگان (نخبگان مرسوم) و ...) چرا که در واقع اکثریت مردم ایران را همین افراد تشکیل میدادند که در طی سی سال بیشتر و بیشتر شده بودند. بررسی ساعتها عکس و فیلم و صوت و گزارش خبری از دیدارها، جلسات، برنامه ها، سفرها و مصاحبه های احمدی نژاد نشان می دهد که بخش وسیع و میلیونی مردم و نخبگان به صورت رو در رو و نه از دریچه سایت ها و رسانه های حکومتی، با احمدی نژاد در ارتباط بوده و از اثرات اقدامات او بهره مند شده اند. امروز این بخش از جامعه نه به عنوان بخشی خنثی و بی تفاوت بلکه به عنوان بخشی موثر و باور شده با دیدگاه و تفکر تغییر کشور و رقم زدن آینده ای روشن برای خودشان و آیندگانشان وارد صحنه شده اند و در همه بخش ها اثرات این تفکر به چشم می خورد. اثر این فرهنگ جدید و این چهره جدید از ایران تا به آنجاست که حتی کاندیداهای ریاست جمهوری را که همگی برای برچیدن بساط این دولت بسیج شده اند تحت تأثیر قرار داده است و اغلب برنامه ها و حتی ژست های انتخاباتی شان -ناخواسته- تقلیدی از احمدی نژاد است. احمدی نژاد به عنوان یک ایرانی و یکی از ما به نیاز واقعی جامعه اش پاسخ گفت و با توانمندسازی و آگاهی بخشی از بخش های وسیعی از مردم افرادی موثر و مطالبه گر ساخت که برای رقم زدن سرنوشت خودشان به پا خواهند خواست. امروز این صحنه در دستان مردم است و خودشان باید انتخاب کنند با چشمانی باز و آگاهانه. باور من این است که دکتر احمدی نژاد وظیفه تاریخی خود در قبال مردم و کشورش و تاریخ را انجام داد و اینک این مردم هستند که باید ادامه این راه را این بار نه به عنوان اکثریتی خاموش و فراموش شده که به عنوان اکثریتی آگاه و اثرگذار به سرانجام برسانند.

شانزده خرداد نود و دو

http://president.ir/media/main/125949.jpg

http://president.ir/media/main/128532.jpg

http://president.ir/media/main/125973.jpg

http://president.ir/media/main/128675.jpg

http://president.ir/media/main/128695.jpg

http://president.ir/media/main/128702.jpg

http://president.ir/media/main/128711.jpg

http://media.isna.ir/content/rooholla%20Vahdati%20(7%20of%2021).jpg/4

http://president.ir/media/main/128686.jpg

(تصاویر سفرهای استانی در اردی بهشت ۹۲)


 
آنچه امروز دیدم...
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خدا

چند جمله کوتاه بعد از دیدن بخشی از مناظره نامزدهای ریاست جمهوری یازدهم سرزمین ایران:

میهنم! عاشقانه برایت اشک می ریزم که چه بسیار عاشقان حقیقی ات و دلدادگانت را بر سر دار کرده اند و ناپاکان و نالایقان بر خاک اهورایی ات حکم رانده اند...

نقل از دکتر احمدی نژاد : شما فکر می کنید که اینها همه با هم هستند "و لکن قلوبهم شتی" -دلهایشان پراکنده است- (درباره آنها که با هم متحدند اما با نیت هایی غیر الهی)

جمله ای زیبا از زنده یاد دکتر شریعتی: و اگر خفه ام کنند سازش نخواهم کرد و حقیقت را قربانی مصلحت نمی کنم و اما آن قوم اگر موفق شوند مرا بر دار کشند و یا همچون عین القضاه شمع آجین کنند و یا مانند ژوردانو در آتشم بسوزانند حسرت شنیدن یک آخ را هم بر دلشان خواهم گذاشت.

و سخنی ماندگار از مولا علی (ع): کجایند عقل های روشنی خواه از چراغ هدایت؟ و کجایند چشم های دوخته شده بر نشانه های پرهیزگاری؟ کجایند دل های به خدا پیش کش شده و در اطاعت خدا پیمان بسته؟ افسوس که دنیاپرستان بر متاع پست دنیا هجوم آوردند، و برای به دست آوردن حرام یورش آورده یکدیگر را پس زدند. نشانه بهشت و جهنم برای آنان برافراشته، اما از بهشت روی گردان و با کردار زشت خود به طرف آتش روی آوردند. پروردگارشان آنان را فراخواند، اما پشت کرده، فرار کردند، و شیطان آنان را دعوت کرد، پذیرفته، به سوی او شتابان حرکت کردند.


 
باز هم اشتباه می کنند
ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خدا

هر چند اتفاقات و حوادث این عالم معلول علل و پارامترهای گوناگونی است که شاید بسیاری از آنها برای ما ناشناخته باشد اما در کتاب آسمانی مان، پروردگار امر کرده است به تدبر در احوال گذشتگان و پندگیری از تاریخ به عنوان چراغ راه آینده و این نشان می دهد که علی رغم تفاوت ها میان شرایط و انسان ها در برهه های مختلف تاریخی، یکسری قوانین و سنت های ثابتی بر جوامع بشری و حتی واکنش مردمان حاکم است و آنها که از تاریخ عبرت نگیرند باید بهای تکرار آنچه تجربه شده است را بپردازند. سراسر کتاب آسمانی ما سرشار است از سرگذشت مردمان ، برخورد آنها با پیامبران، راه و روش مردان حق، عزت و ذلت اقوام گوناگون، نتیجه اعمال و از این دست مطالب که هریک در هر زمان و در هر جامعه ای می تواند ما را یاری کند تا بدانیم و بتوانیم طوری رفتار کنیم که سعادت را برای خودمان و جامعه مان رقم بزنیم. شاید این عبرت آموزی از کتاب آسمانی در بیان سنت های الهی، این روزها باز هم تلنگری باشد بر آنان که حقیقت را فراموش کرده اند و دنیا را خدای خویش ساخته اند...

ایران، کشور عزیز ما که در چند قرن اخیر افول و عقب ماندگی را از سر گذرانده است امروز در مسیر پیشرفت و حرکت پر شتاب به سمت بازیابی شأن و جایگاه والای خود است و حتی اگر چشممان را بر تمام این پیشرفت ها و تلاش های مداوم ملت برای رهایی از حصار عقب ماندگی -که قدرت های بزرگ جهانی به دور کشورهای مستقل جهان کشیده اند تا هیچ گاه مدعیان جدید در عرصه رقابت جهانی قد علم نکنند- ببندیم، فشارهای بی سابقه، قطعنامه های پی در پی، مختل کردن مبادلات با ایران، کنترل سیستم مالی ایران و بسیاری اقدام توحش آمیز دیگر در سالهای اخیر خود گواه ترس مستکبران از پرواز ملت ایران به عنوان ملتی با فرهنگ و تمدنی غنی است که رقیبی بلامنازع برای قدرت های فاسد جهانی خواهد بود. همه اینها و در شرایطی که صهیونیسم -نه به عنوان یک رژیم در سرزمین های اشغالی بلکه به عنوان یک تفکر مسلط در جهان امروز- حسرت یک لحظه کند شدن یا توقف پیشرفت ملت ایران را دارد متاسفانه امروز در صحنه سیاسی کشور شاهد یکی از فاجعه بارترین صحنه های سلاخی اخلاق و انسانیت هستیم. شاهد کسانی هستیم که با خنجرهایی زهرآگین آزاد شده اند تا بر پیکر ملت و فرزندان دلاور ملت هر چه می توانند ضربه بزنند. کسانی که عقب ماندگی ها و نارسایی های چند صد ساله، مانع تراشی ها و تحریم های ناجوانمردانه غرب، کارشکنی ها و محدودیت ایجاد کردن ها و اعمال نظرهای دستگاه ها و سایر ارکان نظام را همه و همه به پای فرزندان خستگی ناپذیر ملت می نویسند و بر پیشرفت ها و دستاوردهای عظیم ملت خاک می پاشند. دستاوردهای عظیمی که هر ایرانی را مفتخر و هر ناظر بیرونی را به شگفتی وا می دارد آن هم در این شرایط سخت و دشوار و با وجود بهای فراوانی که ملت با عشق و افتخار برای پیشرفت و تعالی خود می پردازد...

ملی شدن فناوری هسته ای در ایران که اگر باارزش تر از ملی شدن صنعت نفت نباشد کمتر از آن هم نیست، پیشرفت های عظیم ایران در فناوری های فضایی که جزء پیچیده ترین فناوری ها و در مرز دانش است از این رو که چندین رشته مهندسی به طور خاص درگیر به ثمر رسیدن یک پروژه فضایی هستند، پیشرفت های خیره کننده در حوزه های پزشکی و تولید داروهای نوترکیب، نانوتکنولوژی و بیوتکنولوژی که همگی در مرز دانش هستند. ساخت چند میلیون مسکن توسط یک دولت با نازل ترین قیمت برای مردم که در تمام جهان بی سابقه بوده است، گسترش غیر قابل انکار دولت الکترونیک در اقصی نقاط کشور. شاید خیلی از هم سن و سالان من و حتی قدیمی ترها به خوبی به یاد بیاورند که هفت هشت ده سال پیش حتی یک انتخاب واحد ساده در دانشگاه با چه زجر و صف کشیدن هایی همراه بود، به خاطر بیاورند که فقط عده کمی از مردم سیمکارت تلفن همراه داشتند آن هم با ثبت نام و صف و قیمت بسیار بالا و تحویل بعد از چند ماه، به خاطر بیاورند که برای پرداخت یک قبض ساده باید مدت ها در صف بانک می ایستادیم، به خاطر بیاورند که خدمات اینترنت و موبایل حتی در برخی از شهرهای بزرگ نیز وجود نداشت چه برسد به شهرهای کوچک و روستاها، به خاطر بیاورند که چطور بنزین ما حتی در همین پمپ بنزین های خودمان حیف و میل میشد و مردم چگونه حتی در بنزین زدن هم این سرمایه ارزشمند را هدر می دادند. این سیستم پیشرفته که پمپ بنزین ها حتی در دورترین شهرهای کشور را به سیستم مرکزی وصل می کند و شما می توانید در هر جای ایران با کارت خود بنزین بزنید بدون کوچکترین اختلال، امروز در دور افتاده ترین روستاها هم مردم یارانه شان را با کارت و از طریق یک سیستم یکپارچه دریافت می کنند و اطلاعات تمامی خانوارها به طور منسجم برای اولین بار در ایران ثبت شده است. اینها برای کشوری که نه با اتکا به صاحبان این فناوری ها -مثل بسیاری از کشورهای عربی- بلکه با دست جوانان خودش و در شرایط تحریم، تمام این سیستم های مخابراتی و الکترونیکی پیشرفته را در کشور گسترش داده است حقیقتا شگفت آور و قابل ستایش است. تولید بنزین برای اولین بار و برطرف کردن نیاز کشور در شرایطی که استکبار با هدف فلج کردن کشور واردات بنزین به ایران را با مشکل مواجه کرده بود. به خوبی به یاد می آورم که تولید بنزین برای ما همیشه شبیه یک آرزوی دست نیافتی بود. خودکفایی در بسیاری از محصولات صنعتی نظیر فولاد و سیمان و عمران و آبادانی کم نظیر در تاریخ کشور در شهرها و روستاها که حاصل بیش از صد سفر استانی رییس جمهور و هیئت دولت به اقصی نقاط کشور است،  ثبت جهانی دهها میراث تاریخی و فرهنگی ملت ایران تنها گوشه ای است از افتخارات عظیمی که در این سالها توسط ملت و فرزندان ملت که به ملت اعتماد کرده و راه را برای این افتخارآفرینی باز کردند به تحقق پیوسته است و دشمنان فاسد این ملت را بر آن داشته است که با هجومی همه جانبه روز به روز فشار خود را بر این ملت بیشتر کنند. سوال اصلی اینجاست از آنان که امروز با تیرها و خنجرهای زهرآگینشان بدون هیچ گونه محدودیت و کاملا آزادانه به جان این ملت و فرزندانشان افتاده اند و حتی یک نفرشان حاضر نیست این همه دستاورد عظیم را ببیند و تنها مشکلاتی را به تصویر می کشند که حاصل تلاش دشمنان این ملت و هم پیمانان داخلی شان است که با تمام وجود کوشیده اند جلوی طرح های تحولی اقتصاد ایران را بگیرند. آیا این شیوه ناجوانمردانه می تواند توجیه گر حتی مقدس ترین هدف ها باشد؟ آیا کسانی که در سخت ترین شرایط، اقتصاد ایران را به اقتصاد هفدهم جهان رساندند و سرعت تولید علم در ایران را به رتبه اول باید اینگونه مورد قدرناشناسی قرار بگیرند؟ در کدام نقطه جهان با کسانی که تمام لحظات و جسم و توانشان را وقف خدمت و بالا کشیدن کشورشان می کنند و با عشق به مردم و سرزمینشان شبانه روز تلاش می کنند اینگونه رفتار می شود؟ در کدام نقطه جهان مردان بزرگی که روح خودباوری و استقلال را در مردم می دمند و ایثارگرانه پیشاپیش ملت برای رساندن کشورشان به قله ها تلاش می کنند را با دست و پا و دهان بسته مورد هجوم همه جانبه قرار می دهند؟ آیا معنای اسلام و دین و قرآن این است که کسانی که دهه ها پایشان را از تهران و چند شهر بزرگ دیگر فراتر نگذاشته اند بروند و سختی های مردمی را که در این مجاهدت پیگیر برای برپایی کشوری مستقل و پیشرفته به عنوان میراثی بی نظیر برای نسل های آینده حتی یک لحظه ایستادگی و عزت خود را نفروخته اند، به تصویر بکشند تا به آن وسیله فرزندان ملت را بکوبند؟ مردمی که تنها همین فرزندان ملت بودند که بعد از سالها پای درد دلشان نشستند و این مردم فراموش شده را به یاد مرفهین بی درد نشسته در کاخ ها آوردند. آیا حاصل ایمان به پروردگار عالم و رستاخیز این می شود که به هر قیمتی خاک بر چهره خورشید بپاشند و شب را پیش چشمان مردم تصویر کنند که اگر نبود این اعتقاد نیز، به حکم انسانیت هیچ انسانی چنین نمی کرد...

تعالیم کتاب آسمانی مان و تاریخ پر فراز و نشیب بشریت به ما می گوید که حتی نیرنگ ورزی و ظلم نیز اگر از حدی فراتر رود نه تنها به سود عاملان آن نخواهد بود بلکه خود عاملی می شود برای آشکار شدن حقیقت و طلوع خورشید آگاهی و بیداری در مردمان. در روز عاشورا سپاه شقاوت و کینه، سرهای نیکان عالم را بر سر نیزه بردند و بر پیکرهایشان اسب ها را دواندند تا حقیقت تابان را خاموش سازند اما سرهای بر سر نیزه خورشیدهای درخشانی شدند که تا ابد سند شقاوت یزیدیان و حقانیت یاران حسین در همیشه ی تاریخ اند...

فاعتبروا یا اولی الابصار

پانزده خرداد نود و دو


 
تابلویی که خدا می کشد زیباترین است
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خدا

دکتر احمدی نژاد برای من همواره یک استاد و الگوی بسیار متعالی بوده است که از صحبت ها و منش او چیزهای بسیاری زیادی آموخته ام. چیزهای با ارزشی که شاید هیچ گاه نمی توانستم در عمل در وجود یک انسان همه آنها را بیابم و این چنین مرا تحت تأثیر قرار دهد. یکی از با ارزش ترین چیزهایی که من از ایشان آموخته ام اعتماد عمیق و باور قلبی ایشان به خدای متعال است. خیلی از ما، خصوصا در این کشور که اغلب افراد داعیه مسلمانی و آن هم از بهترین نوعش را دارند فکر می کنیم واقعا موحدیم و به خدایی جز خدای یگانه باور نداریم اما وقتی پای عمل به میان می آید آنطور که باید و شاید به خدا اعتماد نداریم و هرکس و هرچیز را حتی آن چیزی را که خودمان فکر می کنیم بهتر است، در کنار قدرت و حکمت لایزال خداوند قرار می دهیم. با این حال من در این سالها ذره ای تردید و تزلزل در دکتر احمدی نژاد نسبت به قدرت و اراده خداوند ندیدم و با تمام وجود تسلیم محض خدا بودن را در گفتار و کردار او مشاهده کرده ام و شهادت می دهم که ایشان را یک انسان موحد به معنای واقعی کلمه یافته ام. کسی که در سخت ترین و دشوارترین صحنه ها همیشه تنها به وظیفه اش عمل کرده است. وظیفه ای الهی و انسانی که فقط انسان های بزرگ، متعالی و از خود رها شده سنگینی اش را آنچنان بر دوششان حس می کنند که نمی توانند در برابرش سکوت کنند یا بی تفاوت باشند. وقتی به آرامش و صبر و ایمان او فکر می کنم بسیاری از صحنه ها در این هشت سال برایم معنا پیدا می کند. صحنه هایی که خداوند به زیباترین شکل ممکن آنها را ترسیم کرده است تا تابلویی زیبا و بدیع بسازد و دکتر احمدی نژاد تنها خود را به دست خدا سپرده است تا طرحی زیبا شود در این تابلوی باشکوه.

به تاریخ فکر می کردم و صحنه هایی از این جنس که برای من که سست عقیده ام و متزلزل، شاید عمق این صحنه ها پیش از این آشکار نبوده است و این که خداوند همیشه زیباترین صحنه هایش را با بهترین و مومن ترین بندگانش خلق کرده است. کسانی که هیچ گاه تردیدی به خود راه نداده اند. صحنه گلستان شدن آتش بر ابراهیم خلیل یکی از این صحنه هاست. خداوند اجازه می دهد پیامبرش را در میان آتش قرار دهند. آتشی عظیم و فروزان و در حالیکه همه شرایط مادی و اوج قدرت انسان ها در وجود فرمانروای فاسد آن زمان مهیاست، ابراهیم (ع) با آرامش و اعتماد کامل به خدا در میان آتش قرار می گیرد و در این لحظه است که خداوند آتش را بر او گلستان می کند و صحنه ای زیبا و باشکوه را به تصویر می کشد. حتی صحنه کربلا نیز تابلوی زیبایی است که خداوند ترسیم کرده است و به همین دلیل است که حضرت زینب علیها سلام می گوید که جز زیبایی چیزی ندیدم. زیبایی شجاعت شهامت و آزادگی و از خود گذشتگی انسان هایی که کوچکترین منیت و خودخواهی در وجودشان نیست و تمام وجودشان را عاشقانه نثار می کنند تا ارزش های انسانی باقی بماند. تا انسانیت نمیرد و تا آزادگی و ایثار توسط این بهترین ها، الگو شود برای همه انسان ها. این انسان ها هم کسانی بودند که تنها به وظیفه شان عمل کردند و خود را به دست خدا سپردند تا تابلویی با شکوه و ماندگار ترسیم کند که برای همیشه در تاریخ بماند. باز هم اگر به تاریخ رجوع کنیم تابلوهایی از این دست بسیار است. تابلوهایی که خداوند می کشد تا شکوه و عظمت انسان را که جلوه و آیینه صفات الهی است در آن به تصویر بکشد. انسان های بزرگی که هریک در سخت ترین شرایط به نقاش چیره دست هستی اعتماد کردند و با عزیزترین سرمایه، یعنی جانشان، حقیقت را فریاد زدند.

از روزی که دکتر احمدی نژاد را شناختم، از این صحنه ها بسیار دیده ام. صحنه هایی که در آن همه طراحی های مادی و ابزار قدرت در دست کسانی دیگر بوده است و می خواسته اند صحنه ای ترسیم کنند که در آن زشتی و خودخواهی و سلطه نفسانیت موج بزند اما این بنده مومن با اعتماد کامل به خداوند و تسلیم محض در برابر او، در صحنه ای نقش آفرینی کرده است که تمام این توطئه ها را نقش بر آب کرده است و خود را آماده کرده است برای تابلوی ماندگاری که خداوند فقط برای انسان های بزرگ و متعالی و بندگان مخلصش رسم می کند.

هر چه به صحنه انتخابات پیش رو و اتفاقات سالهای اخیر نگاه می کنم، جز بی اخلاقی، سیاهی، زشتی، نامردی، پنهان کردن حقیقت که گاهی تا مرز ظلم و بیداد پیش رفته است هیچ نمی بینم. در تمام لحظات این سالها، ناامیدی یا تردید در چهره و رفتار و کلام دکتر احمدی نژاد ندیدم و اینک که شاید همگان منتظرند تا بر اساس طراحی های مادی صحنه ای رقم بخورد که حق سوزانده شود، تکه تکه شود، و باطل پیروزمندانه برای یک بار هم شده در تاریخ ثبت کند که آری این بار من توانستم در مقابل یکی از بندگان مومن خداوند عالم، تابلویی آنگونه که خود می خواهم ترسیم کنم اما باز هم دکتر آرام و صبور است و امید و پیروزی را بشارت می دهد چرا که ایمان و اعتماد دارد به خالقش و هر چه هیزم را بیشتر فراهم می آورند تا آتشی عظیم تر بیفروزند، او بر یقینش افزوده می شود که صحنه باشکوه تر خواهد بود و تابلویی که در آن نقش آفرینی خواهد کرد این بار ماندگارتر. او که باور دارد به عبور سیاوش وارش از آتش و باور دارد که از دل همه این سیاهی ها و زشتی ها اگر او به راهش مطمئن باشد و او خودش را به دست هنرمند بزرگ عالم هستی بسپارد، بی شک یکی از زیباترین صحنه ها خلق خواهد شد. من هم به باور او باورمندم و می دانم تابلوی خدا رسم خواهد شد بدون عیب و نقص و به زیباترین شکل ممکن که حتی در تصور ما نیز نمی گنجد. سالها بعد هیچ یک از ما و هیچ کس و هیچ چیز روی زمین نخواهد بود. تنها تابلوهای زیبایی که خدا کشیده است ماندگار و درخشان در آسمان عالم پرتو افشانی می کنند و آنچه خدا می خواسته است به نمایش می گذارند. تابلوهای باشکوهی که در آخر به شکوه ابدی غلبه ی انسانیت بر ظلم و استبداد و خودخواهی می پیوندد و بهشت زیبای روی زمین را به عنوان آخرین تصویر از انعکاس حیات ما در این کره خاکی به یادگار می گذارند.

فاعتبروا یا اولی الابصار

سیزدهم خرداد نود و دو


 
کاریزما زدایی از رییس جمهور
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خدا

مطلبی جالب از عبدالرضا داوری مدیر مسئول روزنامه شهروند که علاقه مندم اینجا بازنشرش کنم:

شوی تلویزیونی عصر جمعه صدا و سیما که به نام «مناظره» پخش شد و در آن کاندیداهای ریاست جمهوری تا سرحد شرکت کنندگان مسابقات تلویزیونی تنزل یافتند، موضوعی تصادفی نبود. این برنامه که به وضوح «کاریزما » زدایی از رئیس‌جمهوری را دنبال می‌کرد ، بخشی از پروژه حذف رئیس جمهوری از ساختار سیاسی کشور و به تبع آن «پارلمانیزاسیون نظام» ارزیابی می شود. در این رابطه ذکر چند نکته ضروری است:

اول:تا پیش از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ ، برخی نهادها و علی الخصوص مجلس، به خوبی منویات خود را به روسای دولت‌های سازندگی و اصلاحات دیکته می کردند . فارغ از قضاوت در مورد جهت‌گیری دو دولت مذکور ، واقعیت آن است که هاشمی رفسنجانی از ابتدای دولت دوم خود در سال ۷۲ ، ناچار به عقب نشینی گام به گام از برنامه های اقتصادی خود در برابر حملات مجالس چهارم و پنجم شد و خاتمی هم آنچنان از بی اختیاری خود سخن می‌گفت که کارش به نگارش لوایح دوقلو و تدارکاتچی خواندن رئیس‌جمهوری انجامید. داستان احمدی‌نژاد اما داستانی دیگر بود. احمدی نژاد با ایمان به میثاقی که ملت با او بسته و توجه جدی‌اش به مردمی که با رای خود به احمدی نژاد امید بسته بودند ، بر اصول قانون اساسی پای فشرد و نشان داد که رئیس‌جمهوری در نظام جمهوری اسلامی نه تنها یک تدارکاتچی نیست بلکه با اختیارات فراوانی که قانون اساسی در اختیار او نهاده، می تواند هم به مطالبات مردم جامه عمل بپوشاند و هم مجری مقتدر قانون اساسی باشد. رای بی سابقه مردم به احمدی نژاد در کنار نبوغ ذهنی و پشتکار طاقت فرسای او ، چنان چهره کاریزماتیکی از «محمود احمدی نژاد» عرضه کرد که مجلس و سایر نهادهایی که دولت هاشمی و خاتمی را به دولتهایی دیکته نویس مبدل ساخته بودند ، دریافتند که با احیاء ظرفیت‌های نهاد ریاست‌جمهوری در قانون اساسی توسط احمدی‌نژاد، دولت از فاز «دیکته‌نویسی» به فاز «انشاء‌نویسی» تغییر موقعیت داده است. بر همین اساس بود که عده‌ای از نمایندگان مجلس به شدت موضوع «پارلمانی شدن نظام» را دنبال می‌کردند و در مقابل هم احمدی‌نژاد به درستی انتخاب مستقیم رئیس‌جمهوری توسط مردم را نماد حاکمیت «جمهوری» می‌خواند و چنین تغییراتی را مخالف روح قانون اساسی و آرمان‌های انقلاب اسلامی معرفی می کرد.

دوم: کاریزماتیک بودن چهره منتخب ریاست‌جمهوری و اتکاء او به آراء چند ده میلیونی توده‌های مردم یکی از موانع جدی در مسیر «پارلمانیزاسیون نظام» است.بر همین مبنا جریانی که پارلمانی کردن ساختار سیاسی نظام را دنبال می کند ، در عرصه انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۹۲ تلاش کرده است تا کاندیداهایی که از ویژگی‌های کاریزماتیک و احتمال رای آوری بالا برخوردارند درعرصه انتخابات حاضر نباشند . به نظر می رسد ویژگی مشترک افراد حاضر در فهرست ۸ نفره شورای نگهبان برای انتخابات آتی ریاست جمهوری نیز غیرکاریزما بودن هر هشت نفر کاندیدای احراز صلاحیت شده است.

سوم: طراحان شوی تلویزیونی عصر جمعه صدا‌وسیما ، که به نام مناظره پخش شد، مهمترین هدف خود را تعمیق فرایند کاریزما زدایی از کاندیداهای ریاست جمهوری قرار دادند. نشاندن کاندیداها پشت میزهایی شبیه میزهای مسابقات زرد و عامه پسند تلویزیونی ، پرسیدن سوالات تستی و نشان دادن تصاویر غریبی چون معدن مس یوتای آمریکا برای به چالش کشیدن اطلاعات عمومی کاندیداها ، از جمله اقدامات برنامه ریزی شده ای بود تا به جامعه پیام «معمولی و دم دستی بودن» کاندیداها را منتقل کند و بهره مندی آنان از اختیارات وسیع ریاست‌جمهوری را مضر نشان دهد و با شکستن تصویر کاریزماتیک رئیس‌جمهوری، زمینه ذهنی جامعه را برای پذیرش پارلمانی شدن نظام و انتقال دولت به زیرمجموعه مجلس آماده سازند و همه این اقدامات برای آن است که احمدی‌نژادی دیگر ظهور نکند یا اگر هم مردی از جنس احمدی نژاد در راس دولت حضور یافت نتواند بدون چراغ سبز پارلمان قدم از قدم بردارد.

با تشکر از خبرگزاری ایرنا


 
دردسرهای جریان سوم
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خدا

شاید از تشکیل جریان های اصلی (راست - چپ ، اصولگرا - اصلاح طلب یا هر اسم دیگری که می خواهید روی این دو جریان بگذارید) در جمهوری اسلامی نزدیک به دو دهه بگذرد. جریان هایی که نه در واقع حزب بلکه تقسیم و موازنه قدرت میان این دو جریان بوده اند و در انتخابات های گوناگون به طوری تقریبا متوازن مهره هایشان را وارد کرده اند. دو جریانی که به خوبی از چارچوب ها و خطوط قرمز یکدیگر پا را فراتر نمی گذارند و منافع مشترکی دارند که در مواقع لزوم متحدشان می کند. این دو جریان یکی با شعار آرمان های اصیل انقلاب (تاکید می کنم که صرفا با شعار) و دیگری با شعار تغییر و انطباق آرمان های اصیل انقلاب با شرایط جدید جهان هر یک به نوعی کوشیده اند تا بخشی از صاحبان اصلی انقلاب یعنی مردم را به این تقسیم بندی جدید جذب کنند و به این ترتیب در راس هرم قدرت باقی بمانند. جریان راست با شعار آرمان های اصیل انقلاب وارد شد و به دلیل اینکه این شعارها را صرفا در حد توجیه و پوشش مطرح میکرد و حاضر به هزینه دادن و راه دشوار پیاده کردن این شعارها و رسیدن به آرمان که مستلزم از خود گذشتگی فراوان بود نشد و پوسته ای توخالی و هیبتی پوشالی را به مردم عرضه کرد بعد از مدتی جذابیت خود را برای مردم از دست داد. اینجا بود که جریان دوم ایراد را نه در پیاده نشدن حقیقی آرمان ها بلکه در ماهیت آرمان ها معرفی و با هدف اصلاح و تحول، مردمی را که از شعارهای پوچ و توخالی خسته شده بودند و تنها پوسته ای متحجرانه از این آرمان های انسانی به آنها عرضه شده بود، به سمت خود جذب کرد. این جریان نیز به دلیل اینکه از اصالت برخوردار نبود و بر پایه فرضیه ای دروغین یعنی ناکارآمدی آرمان های امام و انقلاب - یعنی آرمان هایی بر پایه فطرت الهی انسان ها و خواست حقیقی انسان ها - بود، نتوانست در عرصه عمل مردم را راضی کند. سال هشتاد و چهار اتفاق جدیدی در مناسبات قدرت به وقوع پیوست و جریان راست که به شدت از عدم محبوبیت مردمی رنج می برد، چهره ای را دید که در ظاهر شعارهایش به آن نزدیک است و از سوی دیگر قدرت جذب مردم و ایجاد پایگاه مردمی برای این جریان در مقابل جریان چپ را نیز دارا می باشد. از این رو با به قدرت رسیدن این چهره جدید خود را به او نزدیک کرده تا هم علاوه بر انتقال وزنه منفی کم اقبالی خود در میان مردم او را زیر نظر و کنترل خود داشته باشند و هم با انتقال وزنه مثبت اقبال مردمی به او جایگاه خود را در مناسبات قدرت بهبود ببخشند. با گذشت زمان اما مشخص شد این چهره جدید آرمان های اصیل انقلاب را نه برای ارتقای جایگاه راست ها و مانند آنها برای حفظ قدرت و در حد شعارهایی پوچ و توخالی، بلکه برای رسیدن به این آرمان ها و پیاده شدن مو به موی آنها ولو به ضرر صاحبان قدرت باشد و پرداخت هر نوع هزینه ای در این راه می خواهد. بعد از مدتی آنها فهمیدند که احمدی نژاد حقیقتا به دنبال این آرمان هاست نه مانند خودشان به دنبال استفاده ابزاری از این آرمان ها و اتفاقا همین هم موجب اقبال و جذب مردم شده است. این دو جریان که در طی سالیان با توافقی نانوشته موازنه قدرت و ثروت و خطوط قرمز یکدیگر را حفظ کرده بودند با شرایط جدیدی مواجه شدند که به نفع هیچ کدام نبود و اینجا بود که به تدریج با عملی شدن آرمان های اصیل انقلاب و اقبال روزافزون مردم به این جریان سوم که کم کم سر بر می آورد و نه زیر پرچم هیچ یک از این دو جریان که با پرچم اهداف اصیل و حقیقی انقلاب یعنی همان خواست ملت، مناسبات قدرت را به کلی دگرگون می ساخت این دو جریان باز متحد شده و در کنار هم قرار گرفتند تا این خطر روزافزون را مهار کنند و در این راه از هیچ گونه کارشکنی، انواع فشار به مردم، تهمت، سرکوب و حتی دستگیری برخی همفکران اثرگذار احمدی نژاد دریغ نورزیدند. امروز که انتخابات دیگری در پیش است به وضوح می توان صحنه آرایی این دو جریان را که امروز به واسطه جریان سوم هر دو در شرایط نسبتا مشابهی به سر می برند دید. دو چهره شاخص و یک چهره کمتر مطرح از هر دو جریان و دو چهره مشترک میان دو جریان. راست و چپ اینک بعد از یک کابوس طاقت فرسا با حذف کاندیدای جریان سوم به دنبال آن است که زمان را به پیش از لحظه ی به خواب رفتن شیخ مهدی کروبی در سال هشتاد و چهار برگرداند و بعد چشمهایش را باز کند و ببیند تمام اینها خوابی بیش نبوده است و باز همان تقسیم قدرت ها و ... اما همه ما خوب می دانیم که زمان به عقب باز نخواهد گشت و امروز هشت سال یعنی دو هزار و نهصد و بیست روز یعنی هفتاد هزار و هشتاد ساعت است که جریان سوم با سرعت نور می تازد و دیگر فقط یک شخص نیست جریانی است که همه جا را تسخیر کرده است...

http://president.ir/media/main/130055.jpg

پی نوشت: استفاده از راست و چپ برای این دو جریان نه به معنای مرسوم آن بلکه صرفا به معنای اتصال دو جریان به سرشاخه های قدرت است.


 
بخشی از جسمش را نزد خدا به ودیعه گذاشته است...
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

بسم رب الشهدا

بعد از رد صلاحیت تنها کاندیدای جریان عدالت خواه که دکتر احمدی نژاد با حمایت همه جانبه خود او را تایید و به مردم ایران معرفی نمود، اقتدارگرایان برای توجیه این اقدام و کاستن از شوک و تعجب مردمی که با حذف کاندیدای یکی از محبوب ترین شخصیت های سیاسی کشور روبرو شده بودند، دکتر جلیلی را گزینه دولت معرفی کردند و علی رغم تکذیب خود رییس جمهور همچنان به این شایعه پراکنی ها دامن می زدند و من با خودم فکر می کردم چرا آقای جلیلی که از جانبازان میهنمان هستند در برابر این جو که اگر فقط به ماهیت مدعیان این ادعا هم توجه کنیم متوجه می شویم با اهداف شومی در صدد این کار هستند سکوت اختیار کرده اند و ایشان که بهتر از هر کسی می دانند این ادعا کذب است دم فرو بسته اند.

یکبار آقای احمدی نژاد در دیدار با خانواده شهیدان، ایثارگران و جانبازان تعبیر زیبایی را درباره جانبازان به کار برد. ایشان جمله ای به این مضمون گفت که جانباز بخشی از جسمش را نزد خداوند به امانت گذاشته است و منتظر است تا به آن بپیوندد. (در قرآن تعبیری در مورد شهید است که می فرماید شهیدان زنده اند و نزد خداوند روزی می گیرند)

دیروز از آقای جلیلی نقل کردند که ایشان در پاسخ به شایعه انتسابش به دولت، در مقابل این جو سنگین و دروغ پراکنی مداوم، این انتساب را صد در صد تکذیب کرده است.

حقیقتا مردانگی اش را تحسین کردم.


 
حماسه آفرینان
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خدای بزرگ

حماسه در فرهنگ ملی و دینی ملت ایران جایگاه بسیار برجسته ای دارد و همواره ایرانیان در صحنه های سخت و طاقت فرسای تاریخ قهرمانان و پهلوانان دلاوری در دامن خود پرورده اند که خالق حماسه شده اند. حماسه هایی که شاهنامه فردوسی آیینه تمام نمای آن است. در فرهنگ دینی نیز ملت ایران عاشق و دلداده کسی هستند که بزرگترین حماسه تاریخ بشر را رقم زد و چون روحی در کالبد همه آزادیخواهان جهان تا ابد دمیده شد. آنجا که استاد مطهری در کتاب حماسه حسینی صحنه عاشورا را یک حماسه می داند. و این حماسه است که الهام بخشی و اثرگذاری قیام امام حسین بر انسان ها فارغ از دین و رنگ و نژاد و عقیده را موجب شده است. حماسه با لشگر دروغ و فریب رقم نمی خورد که اگر این بود لشگر عمر سعد که از هزاران انسان نمای در اوج شقاوت یا اوج جهالت تشکیل شده بود و انتهایش ناپیدا بود حماسه را رقم می زد. حماسه را هفتاد و دو تن رقم زدند که در اوج انسانیت بودند در اوج آزادگی و شهامت در اوج دلاوری و ایثار و در اوج "آگاهی". حماسه مرد می خواهد و شیوه حماسه مردانگی و از خود گذشتگی است. انسان های پاکبازی که تن به ذلت نمی دهند خالقان حماسه اند نه فوج فوج فریب خورده ای که از تفکر و تعقل عاجزند و چشم و گوششان با تزویر پر شده است. ملت ایران در طول تاریخ خود هرگز تن به ذلت نداده است و در مقابل هر ذلتی و از میان هر فریبی سرانجام راه را یافته و هویت و عزت خود را احیا کرده است. این ملت هرگز تن به حماسه ساختگی که مدعیان و متصدیان برپایی آن شیوه شان زور و فشار و سانسور و اختناق است تن نخواهد داد که در این صورت اصلا حماسه ای در کار نخواهد بود. حماسه به فریب دادن مردم از قابی شیشه ای نیست حماسه با انسان های آگاه رقم می خورد که همه چیز را می دانند می بینند می فهمند و آگاهانه و آزادانه تصمیم می گیرند. آنها که پس از دو سال فشار سخت و سنگین اقتصادی و سیاسی و حتی فرهنگی بر ملت ایران پس از دو سال و اخیرا به ناجوانمردانه ترین شکل ممکن سانسور رییس جمهور قانونی کشور در تنها رسانه آن و پس از بستن کورسوهای آگاهی در مقابل تریبون ها و سایت های گسترده ای که از هیچ دروغ و توهینی به رییس جمهور و یاران نزدیکش ابا ندارند همچنان از حماسه حقیقی آنقدر می ترسند که حق انتخاب آزاد را از مردم سلب کرده و باز رو به فریبکاری و دروغ سازی و جنگ روانی می آورند آیا می توانند منادی حماسه باشند؟ حماسه سازان نه با فریب و سانسور که در روشنای آفتاب و با شهامت و باور به حقانیت خود به میدان می آیند و حماسه را با شجاعت و دلاورانه خلق می کنند. حماسه تنها با عشق با آگاهی با آزادی و با شجاعت رقم خواهد خورد که اصلا حماسه معنایی جز این ندارد که اگر این بود جهل مردمانی که فوج فوج به سپاه معاویه پیوستند و تیغ به روی امیر مومنان کشیدند حماسه ای بس بزرگتر بود از هر آنچه امروز با زور رسانه و صدها حیله دیگر می خواهند مردم را با آن بفریبند. حماسه خلق خواهد شد بی شک اما توسط مردان و زنان گمنام و آگاه سرزمینمان که می دانند و آزادانه و آگاهانه حرکت می کنند و پیمان خویش را به جای می آورند برای ایران برای انسان و برای آینده درخشانی که بهاری و زیباست...


 
حقانیت آنها در چیست؟
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

به نام خالق یکتا

حقانیت آنها که با داشتن صدها سایت و تنها رادیو و تلویزیون ملی از چند وبلاگ با خواننده محدود می ترسند در چیست؟

حقانیت آنها که آنقدر به مردم اعتماد ندارند که تنها کاندیدای مورد حمایت و تایید رئیس جمهور قانونی کشور را رد صلاحیت می کنند در چیست؟

حقانیت آنها که از شنیدن نام ایران نام بهار نام انسان کامل و از بازگو کردن عظمت و کرامت انسان می ترسند در چیست؟

حقانیت آنها که می بندند می گیرند و می خواهند که مردم نبینند ندانند و نشنوند مگر از دریچه دروغ و تحریف آنها در چیست؟

حقانیت آنها که می گویند اما نمی شنوند در چیست؟

حقانیت آنها که انتخابات ریاست جمهوری را که بالاترین نماد مردم سالاری در جمهوری اسلامی است این چنین خشک و بی روح کرده اند در چیست؟

حقیقت مثل خورشید درخشانی است که نور آن همه عالم را گرم و روشن می کند نه مانند سراب که تشنگان را به امید آب در بیابان خشک فریب دهد...


 
دکتر احمدی نژاد: ما هستیم، همه هستیم، تازه کار ما آغاز شده است.
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : توحید

دکتر احمدی نژاد : ". اندیشه و خود بهار چیزی نیست که با پایمال کردن یک جوانه از بین برود. وقتی بهار می‌شود جوانه‌ها از دل سنگ، خاک، دیوار و حتی در برخی نقاط از زیر آسفالت بیرون می‌آید. این وعده خداست که اگر ملتی به عشق بهار انسان‌ها می‌اندیشد و زندگی و حرکت می‌کند بدون شک بهار حقیقی را در آغوش خواهد کشید."

سوم خرداد نود و دو- نخستین جشنواره عکس بهار


ویدیوی این صحبت های شور انگیز: