با مردم، برای مردم، تا پیروزی

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
 
اگر برداشتمان از اسلام را اصلاح نکنیم همیشه تحت فشار و سلطه خواهیم ماند
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و السلام و الصلوه علی سیدنا و نبینا محمد (ص) و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

...همه ی جامعه بشری امروز تحت ظلم و ستم هست. چه باید کرد؟ علت این ظلم و ستم از کجاست؟ من میخوام خیلی کوتاه یک ریشه یابی و علت یابی داشته باشیم از وضع موجود دنیا. خواهش می کنم ذهنمونو از این جلسه ببریم بیرون. همه ی دنیا رو در نظر بگیریم. از زمان خودمون هم بریم بیرون. تمام تاریخ رو نگاه کنیم. آیا تمام تاریخ شرایطی غیر از شرایط امروز ما رو تجربه کرده؟ پاسخ روشنه. در طول تاریخ بشریت تحت ظلم و ستم بوده. آرزوهای اساسی بشر محقق نشده. انسان، والاترین مخلوق خداست. خدای متعال همه ی عالم هستی رو به خاطر انسان خلق کرده. همه ی هستی در خدمت انسانه. انسان تنها مخلوقی است که خدا در خلق او به خودش تبریک گفت. سوال، این انسانی که در طول تاریخ ما می بینیم آیا همان مخلوقی است که خدا در خلق آن به خودش تبریک گفت؟ معلومه که پاسخ منفی است. انسان موجودی است که دارای فطرت الهی است. خدا انسان رو در خاک خلق کرده است اما ظرفیت رسیدن تا خود خدا را در انسان قرار داده. خدای متعال استعدادی در انسان خلق کرده است که می تواند جلوه ی خدا باشد. می تواند تجلی همه ی اسما و صفات خداوند باشد. می تواند به خلیفه اللهی برسد. مقام انسان مقام بسیار بالایی است. چطور انسان می تونه به اون مقام برسه؟ به نظرم با تکیه بر چند عامل و تلاش برای حاکمیت چند عامل انسان میتونه به اونجا برسه. اولین عامل توحیده. توحید محور همه ی خوبی و کمالات انسان است. خارج از توحید هیچ ارزش و زیبایی وجود نداره. همه ی پیامبران الهی اول به توحید دعوت کردند. توحید ستون فقرات انسانیت انسانه. عامل دوم عدالت است. عدالت تنها راه رسیدن به سعادت و کمال انسانی است. اگر عدالت نباشد استعدادهای انسان ها شکوفا نمی شود. دومین ماموریت پیامبران الهی برپایی عدالت است. استقرار عدالت نقطه ی شروع حرکت کمالی انسان است. بعضی ها فکر می کنند بشریت باید تلاش بکنه و در قله کمال خودش به عدالت برسد. در حالیکه عدالت نقطه ی آغاز حرکت انسان به سمت قله کمال است. وقتی عدالت مستقر شد تازه انسانیت انسان رشد می کند. عامل سوم عبارت است از محبت و عشق به انسان ها و خوبی ها. اگر در دل انسان نسبت به سایر انسان ها محبت و عشق نباشد، انسان انسان نیست. اشرف مخلوقات عبارت است از پیامبر عزیز اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) که او اسوه برای همه ی بشریت است. در بالاترین رتبه ی کمال است و همه ی خیرات و برکات و رحمت عالم به واسطه وجود نورانی اون عزیز است. همین پیامبر عزیز از ناحیه خدا به عنوان رحمت للعالمین معرفی می شود یعنی رحمت برای همه ی عالم و همه ی انسان ها. پیامبر ما عینیت رحمت و مهربانی و عشق بود. تجلی رحمت بود. برای همه. برای همه رحمت بود. چقدر دلسوز بود. حتی برای دشمنانش هم دلسوزی میکرد. در وجود پیامبر کینه وجود نداشت. همه ش محبت و عشق است. حتی اونجا که می جنگد با عشق می جنگد. اجازه بدید یک آمار تاریخی رو خدمتتون بگم. صهیونیست ها و دشمنان پیامبر اینجور بیان می کنند که دین پیامبر ما با جنگ پیشرفت کرده است. پیامبر هفتاد جنگ داشت در تمام هفتاد جنگ، صد و پنجاه مسلمان شهید شدند، دویست و پنجاه تا دشمنان کشته شدند. یعنی مجموع کشته ها چهارصد نفر. اون کسانی که با یک بمب در هیروشیما دویست و پنجاه هزار نفر رو کشتند میگن دین پیامبر اسلام با جنگ جلو رفته. کی با جنگ جلو رفته است؟ پیامبر ما پیامبر رحمت است. عزیزان من، توحید با عشق و محبت و رحمت منتشر می شود. توحید ایمان قلبی است. توحید با شمشیر حاکم نمیشه. افراد تسلیم میشوند اما مومن نمی شوند. ایمان در قلبه. و قلب جای محبته. محبت و عشق پیامبر ما توحید رو در دنیا منتشر کرد. اما چرا وضع ما اینطوره؟ همه ی پیامبران آمده اند برای توحید و عدالت و عشق. اما مستقر نشده است. چرا؟ برای اینکه در نقطه ی مقابل شیطان هست. شیطان از روز اول در نقطه ی مقابل توحید ایستاده است. مهم ترین نقشه ی شیطان آن است که انسان ها رو از انسانیت خودشون جدا می کند. به محض اینکه کسی انسانیت خودش رو فراموش کرد در دام شیطان است. در طول تاریخ دو تا کاروان مقابل هم حرکت کردند. کاروان توحید و کاروان شیطانیان و دنیاپرستان. و تاریخ صحنه ی نبرد حق و باطل است. اما پیروان شیطان چون از روش های غیر انسانی استفاده می کردند ، در اکثر مقاطع تاریخ حاکم بودند. من نمیخوام تاریخ رو اینجا تکرار کنم. میخوام یه اشاره ای به چهارصد سال اخیر داشته باشم. چهارصد سال اخیر صحنه ی حاکمیت عده ای قلیل ضد بشر بر کل دنیاست. یه دوره ی طولانی برده داری. مردم محروم و مظلوم آفریقا رو به بردگی کشیدند. خانواده ها متلاشی شد و نسل ها نابود شد. در یه گزارش هست که بیست میلیون انسان به بردگی کشیده شدند و چند صد سال استعمار بر دنیا حکومت کرد. و شما با استعمار آشنا هستید. ثروت ملت ها رو غارت کردند. فرهنگ ملت ها رو از بین بردند. ملت ها رو تحقیر کردند. و برای خودشون ثروت ها رو انباشتند. می بینید. یه جوری تبلیغ می کنند که ثروت ها حاصل دسترنج و تلاش خودشون هست. فقط همین منطقه ما شبه قاره بیش از صد سال توسط استعمار پیر غارت شد. ما رفتیم به اندونزی. یه کشور کوچیک اروپایی بیش از دویست سال بر اندونزی حاکم بود و ثروت اندونزی را غارت کرد. مبارزات ضد برده داری و مبارزات ضد استعماری در دنیا راه افتاد. و کشورها مستقل شدند. به ظاهر برده داری و استعمار از بین رفت. اما برده داران و استعمارگران ماندند. چهره عوض کردند. با شیوه ی جدیدی بر دنیا مسلط شدند. دنیا رو ببینید. یه کشوری مثل آمریکا در بالای شورای امنیت نشسته است و به همه ی ملت ها زور میگه. ثروت ملت ها رو غارت می کند. اما با روش های جدید. من به کشورهای زیادی از آفریقا سفر کردم. سرزمین آفریقا سرشار از ثروت هست. اما مردم گرسنه هستند. فقیرند. همزمان معادن اصلی و ثروت اصلی آفریقا دست شرکت های اروپایی و آمریکایی است. در همین ایران قبل از انقلاب روزانه شش میلیون بشکه نفت تولید می شد. پونصد هزار مصرف داخل ایران بود. پنج و نیم میلیون صادر میشد. ملت ایران در فقر به سر می برد. با جمعیت سی و سه میلیون. و دولت آمریکا و دولت های غربی از حکومت دیکتاتور وابسته به خودشون حمایت می کردند. چرا؟ برای اینکه نفت ما به حلقوم اونها سرازیر بود و ملت ایران فقیر. از روز پیروزی انقلاب با ما دشمن اند. ما می دونیم برای چی. به خاطر نفت، به خاطر معادن. خواهش میکنم این عددها رو دقت کنید. از روز پیروزی انقلاب تا امروز ما حداکثر نفتی که تولید کردیم چهار میلیون بشکه بود. که یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار مصرف داخل هست. یعنی حدود دو میلیون و سیصد هزار ما صادر می کنیم. امروز جمعیت ایران هفتاد و پنج میلیون نفره. وضع امروز ایرانو ببینید وضع قبل از انقلابو ببینید...بذارید یه روش دیگه ی غارت رو براتون بگم که بسیار مدرنه. اون هم غارت از طریق دلار. دلار پول مسلط جهانی است. چقدر چاپ بشه و کجا توزیع بشه دست خزانه داری آمریکاست. در هزار و نهصد و بیست و نه وقتی قرار شد دلار جهانی بشود دولت آمریکا متعهد شد به ازای هر سی و پنج دلار یک اونس طلا ذخیره کند...از سال هزار و نهصد و هفتاد تا هفتاد و سه دولت آمریکا اون تعهد رو یک جانبه لغو کرد. از اون تاریخ تا امروز بیش از سی و دو هزار ملیارد دلار کاغذی چاپ کرده اند. یه اسکناس صد دلاری پنج سنت هزینه داره. اما صد دلار تو دنیا می فروشه. این بزرگترین غارت تاریخ است. همین الان هر سال دولت آمریکا هزار و ششصد ملیارد دلار کسری بودجه دارد.  این کسری رو از کجا تامین می کنه؟ از جیب من و شما. بدهکاری ها رو از کجا جبران می کنه؟ از جیب من و شما. مراکز اقتصادی دنیا دست خودشونه. بذارید یه مثال دیگه براتون بزنم. الان دولت ایران بیش از صد میلیارد دلار ذخیره ی ارزی داره. این تو بانک های جهانه. بانک های جهان هم دست اوناست. خود ما وقتی می خوایم ازشون وام بگیریم به ما وام نمیدن. اما این پولو به همدیگه وام میدن. آیا ظلم از این بالاتر هست؟ هر ملتی و هر کشوری بخواد پیشرفت کنه از یه حدی عبور بکنه بلافاصله میان سراغش. یه بهانه ای درست میکنن. بهانه ی هسته ای. بهانه ی خقوق بشر. تحریم میکنن و از پیشرفت جلوگیری میکنن. خب این مطالبو شما بهتر از من می دونید. مهم اینه که بدانیم امروز چه باید کرد. اول باید روش های دشمن رو شناخت. به نظر من مهم ترین طراحی دشمن این است که بین ملت ها اختلاف ایجاد کند. اگر شما به جامعه ی آمریکا و اروپا نگاه بکنید، بیشترین زمینه و ریشه ی اختلاف در اونجاست. فقط در نیمه ی اول قرن بیستم در اروپا دو تا جنگ اتفاق افتاد که هفتاد میلیون آدم کشته شد. تاریخ اروپا جنگ و کشتاره. آمریکا هم که سیصد و پنجاه سال جنگ و کشتار. اما اونا تصمیم گرفتن با هم متحد بشوند و تفرقه رو به سایر ملت ها منتقل کنند. چه جوری تفرقه رو درست می کنن؟ اول، تاسیس رژیم صهیونیستی. شما می دونید چه جوری با فریبکاری این رژیم رو تحمیل کردند. مهم ترین ماموریت صهیونیست ها ایجاد تفرقه در بین ملت های منطقه است. شما همین الان نگاه کنید. به غزه حمله شده. ما چی کار باید بکنیم ؟ ملت های منطقه چی کار باید بکنند؟ غیر از اینه که همه باید متحد بشن و از ملت غزه دفاع کنند؟ چی شد؟ بعضی دولت ها که اصلا علیه غزه اند. مسلمان اند اما ضد مسلمان. عرب اند اما ضد عرب اند. کی اینو ایجاد کرد؟ ... ما نشستیم در مقابل چشمان ما زن ها و کودکان غزه دارن قطعه قطعه میشن. دیگه چه جوری تفرقه درست می کنند؟ تفرقه ی قومی. من عربم تو عجم هستی. من این قوم ام تو اون قوم. پیامبر ما هزار و چهارصد سال قبل قومیت رو کنار گذاشت. با وجود نازنین پیامبر، قومیت مرد. روش دیگر ایجاد تفرقه، تفرقه ی مذهبی است. چه جوری ایجاد می کنن؟ شما می دونید. در سایر مذاهب تفرقه خیلی بیشتر از تفرقه در دنیای اسلام هست. اما میان بین مسلمونها طبقه بندی می کنند. تو شیعه هستی تو سنی هستی. شیعه یعنی چی سنی یعنی چی؟ ما چند تا پیغمبر داریم. پیغمبر یکی است. کتاب یکی است. خدا یکی است. کعبه یکی است. اصلا کی سنی است کی شیعه است؟ بذارید من دوستانه بگم، بالاخره ما برادریم می تونیم با هم درد دل کنیم. چه کسی امروز تو دنیا می تونه بگه مثل پیغمبر زندگی می کنه؟ کی میتونه ادعا بکنه که در زندگی خودش تمام روش های پیامبر رو پیاده کرده؟ کدوم دولت کدوم ملت می تونه بگه شبیه پیغمبره؟ ما چقدر شباهت داریم با پیغمبر؟ چقدر پیغمبرو می شناسیم؟ من فکر می کنم خیلی کمه. پیامبر رحمه للعالمین بود. ما کدوممون اینطور هستیم؟ شیعه مثل پیغمبر شده؟ یا سنی مثل پیغمبر شده؟ فاصله ی ما با پیغمبر از زمین تا آسمان است. حالا باید دست به دست هم بدیم تازه پیغمبرو بشناسیم. کمک کنیم دنباله روی کنیم از پیامبر. حالا مقابل هم وایسوندن ما رو. متاسفانه به جایی رسیدن که بعضیا همدیگه رو می کشن. پول های نفت و ثروت های مسلمونها رو برمی دارن خرج ایجاد تفرقه و کشتار می کنند. کار کیه این ؟ معلومه کار صهیونیست هاست و کار دشمنان و استعمارگران است. اول باید تفرقه رو درست بکنند، بعد این بلا رو سر افغانستان و عراق بیارن و هر روز پاکستان رو بمباران کنند. خب اگر پاکستان، افغانستان، ایران ، با هم باشیم کدوم قدرت دنیا می تونه با ما مقابله کنه؟ از دوازده هزار کیلومتر اون طرفتر دنیا اومدن اینجا دارن مردم رو به خاک و خون می کشن. از طریق ایجاد تفرقه مسلط میشن بر دنیا بذارید من بالاتر براتون بگم. چرا باید بین مسلمونها و مسیحی ها جنگ باشه؟ آیا حضرت مسیح با پیامبر ما جنگ داشتن؟ خدای متعال می فرماید : لا نفرق بین احد من رسله. پیامبران همه یک ماموریت داشتند. شرط مسلمانی ما ایمان به پیامبران الهی است. این آیه ی قرآن است. چرا این تفرقه رو درست کردند؟ برای اینکه مسیحی ها به خودشون مشغول باشن، مسلمونها به خودشون مشغول باشن، اونها هم بر دنیا حاکم باشن. اما راه حل چیست؟ من میخوام خدمت شما عرض کنم، هر ملتی، هر دولتی، اگر فقط به فکر نجات خودش باشه شکست خواهد خورد. میشه همین وضعی که امروز بهش گرفتاریم. یک راه نجات وجود داره. همه دست به دست هم بدهیم برای نجات جهان. تا زمانی که صهیونیست ها بر مراکز اصلی دنیا حاکم اند نجاتی وجود ندارد. باید همه دست به دست هم بدیم. برای حاکمیت عدالت در جهان. اگر شورای امنیت درست بشه، اگه سازمان ملل درست بشه، اگر مراکز اقتصادی جهان اصلاح بشه، اگر رسانه ها و فرهنگ درست بشه، جایی برای سلطه ی سلطه گران وجود نخواهد داشت. عزیزان من، باید دست به دست هم بدیم همه ی مرزهای غیر انسانی و غیر عادلانه رو از بین بشریت برداریم. و این شدنی است. یکی از توطئه های شیطان این است که به ملت ها القا می کند که نمی توانند وضع را اصلاح کنند. توانمندی های ملت ها رو در نظر ملت ها کوچک می کند. و قدرت دشمنان بشریت رو بزرگ جلوه میده. به خدا صهیونیسم و حامیان صهیونیسم و آمریکا بسیار بسیار ضعیف اند. ببینید مردم غزه، غزه چقدر  مساحته مگر؟ حدود سیصد و پنجاه کیلومتر مربع. یک شهر کوچک یک و نیم میلیون جمعیت. در مقابل صهیونیست ها ایستاد و پیروز شد. حالا اگر تمام ملت های منطقه دست به دست هم بدن چه خواهد شد؟ آیا دولت آمریکا اونوقت جرات می کنه بره در پنجاه هزار نقطه ی دنیا پایگاه نظامی درست کنه؟ پایگاه نظامی و اطلاعاتی. قدرت اونها از قدرت اونها نیست از ضعف و تفرقه ی ماست. باید دست به دست هم بدیم. به محض اینکه دست به دست هم بدیم اونها فرار می کنند. رابطه ی اینها با وحدت ما مثل جن هست با بسم الله. وقتی بسم الله میگی جن فرار می کنه. وقتی ما متحد بشیم اونها خود به خود رفتن نیازی به جنگ نیست. فکر می کنم همه ی رهبران، همه ی دلسوزان، امروز باید پرچم وحدت رو بلند کنند. هر یک نفر که کشته می شود، برادر یا خواهر ماست که کشته میشود در هر کجا که باشد حتی اگر مسلمان نباشد. مردم آمریکای لاتین چه گناهی کردند؟ در دوره ی استعمار، پنجاه هزار پنجاه هزار از اون مردم کشتار کردند. همین امروز هم تا یک رهبر انقلابی در یک کشور آمریکای لاتین قد علم می کنه، از زمین و دریا و هوا بهش حمله میکنند. اونها هم برادران ما هستند. عزیزان من، اگر ما دریافت و برداشتمونو از اسلام اصلاح نکنیم، همیشه تحت فشار و سلطه خواهیم موند. اسلام اومده برای همه ی بشریت. اومده جهان رو نجات بده. دلسوز همه است. پیغمبر رحمه للعالمین است. معناش اینه که اسلام رحمت للعالمین است. امروز ما مسلمونا اگر به فکر اصلاح جهان بودیم، کشورهای اسلامی هم اصلاح خواهد شد. اما اگر هرکس فقط به فکر خودش باشه اتفاقی نخواهد افتاد. فرض کنید دویست میلیون مردم پاکستان هرکس فقط به فکر خودش باشه. هفتاد و پنج میلیون ملت ایران هرکس فقط به فکر خودش باشه. اصلاح نخواهد شد. اتفاقی نمی افته. همیشه شکست خورده ایم. اما اگر همه به فکر اصلاح جهان باشیم، وحدت درست می شود. و جهان اصلاح خواهد شد. این ماموریت امروز ماست. اما اجازه بدید به شما بشارت بدم. سنت خدا و وعده ی خدا اینه که ظلم از بین خواهد رفت. من وقتی به این تحولات امروز دنیا نگاه می کنم، می بینم بسترهای نابودی ظلم داره فراهم میشه. همه ی دنیا در حال بیدار شدن است. مرزها داره برداشته میشه و همه ی ملت ها شعار و خواسته شون یک حقیقت میشه.  بذارید یه خاطره ای براتون بگم، من بیش از صد کشور جهان رو دیدم و با قشرهای مختلف مردم صحبت کردم. در هر جا که صحبت ها دقیق و عمیق میشه، حرفها یکی است. من از دانشگاهیان و نخبگان و مردم کوچه بازار آمریکای لاتین همون حرفی رو شنیدم که در آسیا و چین شنیدم. از مردم آمریکا و اروپا هم همونو شنیدم. امروز موج عدالت خواهی و پاکی خواهی و اصلاح داره دنیا رو می گیره. و این نشانه ی نابودی ظلمه. من یقین دارم صهیونیست ها رفتنی اند. یه زمانی این صهیونیست ها می گفتن ما می خوایم از نیل تا فرات رو بگیریم. و بیست سال پیش گفتن ایران هم مال ماست! و اگر ایرانو می گرفتن می گفتن پاکستان هم مال ماست. پاکستانو می گرفتن می گفتن هند و چین و ژاپن هم مال ماست. اونها میخوان همه ی دنیا رو غارت کنند. اما امروز کجان؟ دارن در داخل سرزمین فلسطین دور خودشون دیوار بتنی می کشند. کسی که رو به جلو هست که دیوار لازم نداره. کسی که در حال هجمه هست که دیوار لازم نداره. دیوار مال کسی است که به انفعال و دفاع افتاده. انشالله به زودی زود ریشه ی صهیونیسم از دنیا کنده خواهد شد. به شما میگم سلطه ی آمریکا هم از بین خواهد رفت. از بین خواهد رفت. من به شما قول میدم از بین خواهد رفت. اجازه میدید دیگه چند بیت از علامه اقبال، این مرد بزرگ بخونم.

نیست از روم و عرب پیوند ما/ نیست پابند نسب پیوند ما

دل به محبوب حجازی بسته ایم/ زین سبب با یکدگر پیوسته ایم

{حلقه ی وصل ما پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) است}

عشق او سرمایه ی جمعیت است/ همچو خون اندر عروق ملت است

عشق در جان و نسب در پیکر است/ زین سبب عشق از نسب محکم تر است

اما جمله ی آخر، خب عزیزان من، حالا همه با هم متحد شدیم؛ بذارید دقیقتر بگم، تصمیم گرفتیم متحد بشیم. خب، وحدت نیازمند محور وحدت هست. محور وحدت نباشه، وحدت اتفاق نمی افته. خدای متعال فرمود، واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا. اگر حبل الله نباشد، وحدتی معنا ندارد. در زمان رسول خدا، رسول خدا حبل الله بود. و اعتصموا بحبل الله. یعنی همه دور پیامبر جمع بشوید. امروز دور کی باید جمع شیم؟ دور هر کسی جمع بشیم وحدت درست می کند؟ وحدت از ناحیه ی خداست. باید یک انسان الهی و آسمانی باشه تا وحدت درست کنه. پیامبر ما آسمانی و الهی بود، وحدت درست کرد. امروز چی؟ آیا میشه تصور کنیم خدا یک فرمان به ما داده گفته و اعتصموا بحبل الله، اما حبل الله وجود نداره که ما دورش جمع شیم؟ میشه خدا به ما دستوری بده که امکانش وجود نداره. حتما اینطور نیست. اگر خدا ما رو دعوت به وحدت کرده است حتما محور وحدت رو هم قرار داده و خلق کرده است. که حالا راجع به این خواهم گفت. حالا فرض کنیم محور وحدتو پیدا کردیم. میخوایم چی کار کنیم؟ می خوایم عدالتو برپا کنیم. چه کسی میتونه عدالت برپا کنه؟ هر کس میتونه عدالت برپا کنه؟ هرکس به نسبتی که در درون خودش عادل است می تواند عدالت را برپا کند. چه کسی میتونه همه ی عدالت رو حاکم کند؟ باید دنبال کسی بگردیم که وجودش عدالت کامل باشد. ما میخوایم در دنیا محبت و عشق رو منتشر کنیم. کی میتونه منتشر کنه؟ معلومه، کسی که وجودش عشق و محبت باشه. ما میخوایم توحید رو در دنیا مستقر کنیم. چه کسی میتونه توحید رو بر دنیا حاکم کنه؟ کسی که همه ی وجودش توحید باشه. خب حالا دنبال یه کسی باید بگردیم که آسمانی و الهی باشه. وجودش عدالت و توحید و عشق باشه. ما فکر می کنیم خدا چنین کسی رو خلق کرده است. خدا از زبان همه ی پیامبران وجود چنین کسی را وعده داده است. و از زبان پیامبر عزیز ما هم چنین وعده ای داده است. فرموده است که در این دوران - دورانی که ما در آن قرار داریم- فرزندی از فرزندان گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (ص)، او عدالت رو در جهان مستقر خواهد کرد. اما چه زمان مستقر خواهد کرد؟ موقعی که ملت ها اراده کنند و عدالت رو طلب کنند. هر گاه ملت ها به ضرورت استقرار عدالت پی بردند او خواهد آمد. او هست. منتظرِ مردم. اجازه بدید یه مطلبی رو بگم اینجا. وقتی که من از فرزند پیامبر که قراره دنیا رو پر از عدالت کنه و انسان کامل است سخن میگم، بعضیا به من میگن نگو، موجب تفرقه می شود. من میخوام سوال کنم، کدام مسلمان است که اگر بشنود اصلاح نهایی جهان، به دست فرزند پیامبر اسلامه ناراحت بشه؟ همه ی ملت ها دنبال اصلاح جهان اند. خب اگه ما بدونیم فرزند پیامبر اسلام دنیا رو اصلاح خواهد کرد ، باید خوشحال بشیم یا ناراحت بشیم؟ همون طور که وجود نازنین پیامبر محور وحدت بود، وجود فرزند پیامبر هم محور وحدت است. غیر از او کسی نمیتونه محور وحدت بشود. یه کسی باید باشه از همه بالاتر باشه. خدا اونو قرار داده. خب حالا تکلیف چی شد؟ اگر میخوایم دنیا اصلاح بشود، اگر میخوایم عدالت حاکم بشود، اگه میخوایم توحید حاکم بشود، باید دست به دست هم بدیم، تلاش کنیم تا فرزند پیامبر بر دنیا حاکم بشود. اگر ما این پرچمو بلند کنیم، مسیحی ها هم باید بیان. چون محور وحدت مسیحی ها هم هست. محور وحدت همه ی بشریت است. او عصاره و خلاصه ی همه ی پیامبران الهی است. پیامبر عزیز ما فرموده است، او خواهد آمد، حضرت مسیح هم در کنارش میاد، یاریش میکنه. اما جمله ی آخر. دوستان من، شما همه اهل علم و دانشمند هستید. استعمارگران با تئوری و نظریه دنیا رو اداره می کنند. اونا میگن ما میخوایم دموکراسی و حقوق بشر رو بر دنیا حاکم کنیم. ما مسلمونا میخوایم برای دنیا چی کار کنیم؟ پیاممون برای دنیا چیه؟ غیر از اینه که ما میخوایم بگیم که توحید و عدالت و عشق و آزادی رو میخوایم مستقر کنیم؟ ما هم باید برای دنیا برنامه و پیام داشته باشیم. اونا میگن دموکراسی، حقوق بشر، کلیدش هم دست آقای اوباماست. ما میگیم توحید، عدالت، عشق، آزادی. کلیدش دست کیه؟ باید کلیددارو معرفی کنیم به دنیا. اگر معرفی کردیم اونوقت میتونیم برای دنیا برنامه داشته باشیم...ما تا آخر با هم خواهیم بود. تا برافراشتن پرچم توحید و عدالت بر تمام مراکز قدرت دنیا، ملت ایران، ملت پاکستان، با هم خواهند بود...

سخنرانی دکتر احمدی نژاد در جمع نخبگان پاکستان- آذر نود و یک

 


 
بخش هایی از سخنرانی دکتر احمدی نژاد در همایش قوه مجریه در قانون اساسی
ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آذر ۱۳٩۱ : توسط : توحید

وقتی مردم اراده کنند و بخواهند، یک تصمیم محقق می‌شود وگرنه هیچ اتفاقی نمی‌افتد


قانون اساسی مهمترین رکن است اما وحی منزل نیست
•    از قانون اساسی مهم‌تر نداریم. اما این حرف‌ها به این معنا نیست که این سند کامل است و نیاز به اصلاح ندارد، خیر. در دوره‌های زمانی بر اساس تجربیات، دانش و پیشرفت جامعه «باید اصلاحاتی انجام دهیم». «این سند وحی منزل نیست و می‌توان آن‌را تغییر داد» ولی بازهم تاکید بر آن داریم که مهمتر از آن سندی نداریم.

چون مناسبات در حال تغییر است؛ نیاز به تنظیم مجدد قانون اساسی داریم
• نواقصی وجود دارد، البته این ایرادات به واضعان قانون اساسی برنمی‌گردد و آنها نوعا فاقد تجربه حکومت‌داری و زمامداری بودند، چون فرصتی در اختیار آنها در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برای این موضوع نبوده است و «حتی اگر این نیز نبود؛ چون مناسبات در حال تغییر است نیاز به تنظیم مجدد داریم و اصلاح می‌خواهد».

قانون اساسی باید شکل‌دهنده یک نظام اجتماعی متوازن بر مبنای اراده مردم باشد
•    در قانون اساسی ما آزادی بسیار مهم است. برخی از بندهای قانون اساسی در مورد آزادی از جمله آزادی نشریات و مطبوعات، احزاب و همچنین برگزاری راهپیمایی‌ست. «قانون اساسی باید شکل‌دهنده یک نظام اجتماعی متوازن بر مبنای اراده مردم باشد».

همه‌چیز باید در خدمت اعمال اراد‌ه‌ی ملت باشد
•    «حق تعیین سرنوشت در اختیار ملت است». بر اساس آزادی باید در تمام قوا و کسانی که با قانون برخورد دارند این موضوع متبلور شود. باید در همه جا این موضوع لحاظ شود. «دستگاه قضا، اجرا،‌ قانونگذاری، شورای نگهبان و حکومت باید در مطالبه حق مردم،‌ آزادی مردم و حق تعیین سرنوشت آنها باشد، وگرنه حکومت بی‌معناست».

در برداشت‌هایی (اصلاحاتی) که صورت می‌گیرد؛ باید اختیارات و مسئولیت‌های نهادها متوازن باشد
•    در برداشت‌هایی که از قانون اساسی صورت می‌گیرد، باید اختیارات و مسئولیت نهادها متعادل و متوازن باشد. نمی‌توانیم به نهادی 100 واحد مسئولیت بدهیم، ولی اختیار آن 2 واحد باشد. اگر به نهادی 100 واحد مسئولیت می‌دهیم 100 واحد نیز باید اختیار داده شود. هر قوه و مسئولی باید متناسب با اختیارات خود مسئولیت داشته باشد و این یک اصل حقوقی است و مفاهیم حقوقی نیز مفاهیم عقلانی هستند.

نمی‌شود با آیین‌نامه داخلی مجلس، اختیاراتی را به قوه‌ای دیگر داد یا از او سلب کرد
•    شأن روابط بین قوا شأن قانون اساسی است و نمی‌شود ما در قوه مجریه برای خود تعامل با سایر قوا را تنظیم کنیم و نمی‌شود با آیین‌نامه داخلی مجلس، اختیاراتی را به قوه‌ای دیگر داد یا از او سلب کرد.

نمی‌توان با ارجاع به مجمع تشخیص مصلحت نظام، اصل قانون اساسی را عوض کرد
•    یکی دیگر از مسایل، تغییر اصول قانون اساسی است که «روال مشخصی دارد و باید رهبری فرمان بدهند و هیاتی تعیین شود و این تغییرات را اعمال کند و به رفراندوم گذاشته شود». نمی‌توان با تفسیر یا با قانون عادی یا با ارجاع به مجمع تشخیص مصلحت نظام، اصل قانون اساسی را عوض کرد. در این صورت دیگر قانون اساسی لازم نیست. مجمع تشخیص مصلحت برای استثناء‌هاست نه قاعده و نه دورزدن قانون اساسی. مصلحت هم باید آنقدر آشکار باشد که اکثریت قاطع مردم آن را بپذیرند.

نمی‌شود عده قلیلی بگویند مصلحت ملت را ما تشخیص می‌دهیم
•    نمی‌شود عده قلیلی بگویند مصلحت ملت را ما تشخیص می‌دهیم و ملت قادر به تشخیص نیست. چطور این تشخیص را برای ملتی قائل نیستیم در حالی که آنها هستند که ما را انتخاب کرده‌اند؟

تنها مقامی که نماد شکل‌گیری اراده ملی است، رئیس‌جمهور است
•    جایگاه ریاست جمهوری صرف نظر از این که رئیس‌جمهور الان احمدی‌نژاد است یا نه، بحث خیلی مهمی است. اگر از سال اول ریاست جمهوری بحث اختیارات را مطرح می‌کردم برای مردم فضای قبلی تداعی می‌شد و این که رئیس‌جمهور به دنبال افزایش اختیارات بیش از قانون اساسی است و دیگر نتیجه‌ای نمی‌گرفتیم. اما باید دانست تنها مقامی که نماد شکل‌گیری اراده ملی است و همه مردم در یک انتخابات یک فرد را انتخاب می‌کنند، رئیس‌جمهور است.

اگر برای اجرای قانون اساسی تذکر می‌دهم، برای صیانت از حقوق مردم است، نه ایجاد جار و جنجال
•    طبق قانون اساسی تنها کسی که نماینده کل ملت محسوب می‌شود و بالاترین سطح نمایندگی مردم را دارد رئیس‌جمهور است. آنجا که من تذکر برای اجرای قانون اساسی می‌دهم، برای صیانت از اصل قانون اساسی و حقوق مردم است، نه اینکه به دنبال جار و جنجال و ایجاد مسائل اختلافی باشم.

مشکل آنجاست که اقلیتی بخواهد یک ملت را کنترل کند
•    بخش مهم مردمسالاری در نظام جمهوری اسلامی در انتخاب رئیس‌جمهور متبلور می‌شود که همه مردم در آن اعمال اراده می‌کنند. البته همه ارکان نظام باید بر اساس رای مردم باشد و هست، اما مشکل آنجاست که بخواهیم با اقلیتی، ملت را کنترل کنیم.

مجموعه نمایندگان فعلی مجلس، نماینده اقلیتی از مردم هستند
•    یک مقایسه آماری نشان می‌دهد که به‌واسطه تغییرات در قوانین عادی کار به جایی رسیده است که مجموعه نمایندگان مجلس، نماینده اقلیتی از مردم هستند. در قانون اول انتخابات مجلس شورای اسلامی هر نماینده‌ای باید 50 درصد به علاوه یک رای را برای ورود به مجلس کسب می‌کرد. بعدها به خاطر مشکلاتی که پدید آمد، این قانون به 30 درصد به اضافه یک تغییر کرد و هم‌اکنون به 25 درصد بعلاوه یک تقلیل یافته است و امروز در مجلس، در بهترین شرایط هم کسانی به مجلس راه یافته‌اند که تنها 30 درصد آراء ماخذوه را دارند. در حالی که اگر به این رقم میزان افرادی را که در انتخابات شرکت نکرده‌اند نیز اضافه کنیم، وضع بدتر هم می‌شود.

اگر کسانی نماینده اقلیت شوند، قرار گرفتن آنها در نهادها و مسئولیت‌ها مشروعیت دارد؟!
•    سوال این است که اگر کسانی نماینده اقلیت شوند، قرار گرفتن آنها در نهادها و مسئولیت‌ها مشروعیت دارد؟ اراده مردم تنها یک کاغذ نیست که در صندوق‌ها ریخته شود بلکه هر کسی وقتی تصمیم می‌گیرد که در انتخابات شرکت کند اراده او می‌تواند به اندازه خود تغییر ایجاد کند. وقتی مردم اراده کنند و بخواهند، یک تصمیم محقق می‌شود وگرنه هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

طرح اصلاح قانون انتخابات مخالف قانون اساسی است. انتخابات آزاد نیز حق مردم است
•    طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری صرف‌نظر از اینکه به چه سرنوشتی دچار خواهد شد، نفس این کار خلاف قانون اساسی است و نباید وقت و پول و هزینه مردم و بیت‌المال صرف این طرح شود.
این طرح مخالف اصل 6 و 115 قانون اساسی است، چراکه اصل بر رای مردم و انتخابات آزاد نیز حق مردم است که هم اصالت دارد، هم ضرورت و هم اهمیت. اینکه ما برخلاف قانون اساسی کاری کنیم که کسی حق نداشته باشد کاندیدا شود مگر اینکه قبلا از کسانی تائیدیه بگیرد، سیاستش را کسی تایید کند و دینداریش را کسی دیگر. آیا این مکانیزم انتخاب رئیس‌جمهور است؟

برخی می‌خواهند مردم را محدود کنند
•    اصل این نظام با مردم است. برخی می‌خواهند مردم را محدود کنند و به‌نظر من این کار عاقلانه نیست؛ چراکه انقلاب ما با حضور مردم زنده است و مردم این را نمی‌پذیرند و ما هم تلاش می‌کنیم تا قانون اساسی نقض نشود. ما به‌دنبال انتخابات پرشور و گسترده هستیم تا انرژی لازم برای حضور مردم به دست آید.

اگر کسی می‌خواهد وارد انتخابات شود، نظر مردم را جلب کند نه اینکه دست مردم را ببندد
•    نمایندگان مجلس هم نباید اجازه دهند این اقدامات خلاف در پرونده آنها ثبت شود. اگر کسی می‌خواهد وارد انتخابات شود باید نظر مردم را جلب کند نه اینکه دست مردم را ببندد. گرفتن اجرای انتخابات از وزارت کشور و دادن آن به دادستانی، دخالت در اجراست. چرا باید روی چیزهایی دست بگذاریم که دشمنان هم سوء‌استفاده کنند و گذشته هم زیر سوال برود؟ برخی دوستان شوخی می‌کردند و می‌گفتند که در طرح، اسم فردی که می‌خواهند رئیس‌جمهور شود را بگذارند.

برخی خیال می‌کنند زمان قاجار است که همه‌ حقوق مردم در مجلس متبلور باشد
•    تلاش برای دخالت در اجرا مسبوق به سابقه است. برخی خیال می‌کنند که زمان قاجار است و استبداد حاکم است و همه‌ حقوق مردم در مجلس متبلور است. بعد از انقلاب اسلامی و با دستاوردهای حاصل از آن، حقوق و اراده مردم تنها در مجلس نیست. رئیس‌جمهور هم با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود و حتی رهبری با واسطه توسط مردم انتخاب می‌شود. 33 سال است که مردم حاکم بر سرنوشت‌شان هستند و دیگر آن دوره گذشته است.

برخی افراد در شورای پول و اعتبار هستند که ربطی به دولت ندارد و حق رای هم دارند
•    شورای پول و اعتبار یک مرجع حاکمیتی است اما برخی افراد را در آنجا قرار داده‌اند که ربطی به دولت ندارد و حق رای دارند یا حتی برخی تلاش کرده‌اند که در انتخاب رئیس بانک مرکزی حق وتو به برخی نهادها بدهند. برخی خیال می‌کنند که هرچه زیر دست آنها باشد درست است و اگر از زیر دست آنها خارج شد اشکال دارد. اگر ما قانون اساسی را درست اجرا کنیم همه چیز درست می‌شود وگرنه توازن با این کارها به هم می‌خورد و اتفاقا استبداد از همین‌جا شروع می‌شود.

گاهی یک اتفاق می‌افتد و پزشکی قانونی، قاضی و دادستان همه یک نظر می‌دهند!
•    آیا اداره زندان و پزشکی قانونی و ثبت اسناد و احوال یک کار اجرایی نیست و آیا باید در اختیار قوه قضاییه باشد؟ ما مشاهده می‌کنیم که گاهی یک اتفاق می‌افتد و پزشکی قانونی، قاضی و دادستان همه یک نظر می‌دهند. اخیرا هم دیدیم که می‌خواستند کانون وکلا را هم در اختیار بگیرند. به نظر من نباید این امور همه زیر نظر یک قوه باشد.

اگر هر دستگاهی خود را مستثنی بداند و مجزا عمل کند، علی خواهد ماند و حوضش
•    سوال دیگر این است که آیا قوه مجریه تحت امر دو قوه دیگر است یا مستقل از آنها برای خود اختیاراتی دارد؟ برخی خیال می‌کنند قوه مجریه تنها مجری تصمیمات دیگر قواست. اصل 126 قانون اساسی تصریح دارد که امور استخدامی زیر نظر قوه مجریه است اما اگر هر دستگاهی خود را مستثنی بداند و مجزا عمل کند، علی و حوضش می‌ماند. معنای این اصل آن است که تمام کارها در یک نقطه مدیریت شود وگرنه توازن به هم می‌خورد.

برخی خیال می‌کنند که مالک مردمند و مردم رعیت آنها هستند و مردم را درجه یک و درجه دو و درجه سه می‌دانند
•    آیا مجلس با وضع قوانین عادی می‌تواند اختیارات رئیس‌جمهور را محدود کند؟ این مباحث همگی علمی است و ما این مسائل را مطرح می‌کنیم تا اصلاح و درست شود وگرنه قصد انگ زدن به کسی را نداریم. برخی خیال می‌کنند که مالک مردمند و مردم رعیت آنها هستند و مردم را درجه یک و درجه دو و درجه سه می‌دانند.

به عنوان رئیس‌جمهور باید تلاش کنم نهایت آزادی مردم را پاس بدارم
•    طبق قانون اساسی من به عنوان رئیس‌جمهور باید تلاش کنم نهایت آزادی مردم را پاس بدارم و این کار را کرده‌ام و اجازه نداده‌ام در حوزه‌ مسئولیتم با افراد برخورد شود، حتی زمانی که تهمت زدند. جز در موارد خاص که نیاز به برخورد بود و اجازه دادیم که همکاران شکایت کنند، حداکثر سعه صدر را داشتم و گاهی مکاتبه کردم و نامه نوشتم که برخی علنی شد.

حتی پیامبر (ص) اجازه سیطره بر مردم را نداشت. هنر این است که راه باز شود
•    ما همه برای مردم هستیم و حکومت هم برای حفظ حقوق مردم تشکیل شده است. حتی پیامبر (ص) اجازه سیطره بر مردم را نداشت. باید مردم بخواهند و هنر این است که راه باز شود و درعین‌حال جلوی ظلم گرفته شود. استقلال در سایه آزادی و عدالت حفظ می‌شود. مردم باید در حکومت احساس عزت و اثرگذاری و نقش‌آفرینی کنند.

هرکس خیال کند از مردم بالاتر است، سقوط کرده است. باید به مردم اجازه داد که اراده خود را حاکم کنند
•    هرکس خیال کند از مردم بالاتر است، سقوط کرده است. این مردم هستند که نظام را حفظ کرده‌اند و خواهند کرد. باید به آنها اجازه دهیم که اراده خود را حاکم کنند که در اینصورت به خیر و صلاح خواهد بود.

زمانی نظام ارزشی معنا پیدا می‌کند که انتخاب آزادانه باشد
•    در شرایط تحمیل و اکراه، ارزش و ضدارزش و تعالی و سقوط بی‌معناست. زمانی نظام ارزشی و ارزیابی معنا پیدا می‌کند که انتخاب آزادانه باشد و همه ارزش‌های انسانی در سایه آزادی معنا پیدا می‌کند. همه زیبایی‌های عالم نیز در سایه آزادی انسان معنا و مفهوم پیدا می‌کند.

اگر عدالت با اراده آزاد ملت‌ها مستقر نشود، کمال‌آفرین نیست
•    عدالت بستر کمال و تعالی انسان است و اگر همین عدالت با اراده آزاد ملت‌ها و انسان‌ها مستقر نشود، کمال‌آفرین نیست و فاقد ارزش است، چون انسان‌ها آزاد هستند و خداوند برای آنها حق تعیین سرنوشت قرار داده است و این مهم‌ترین حق است.

با تشکر از سایت گفتمگفت

دوازده آذر نود و یک


 
دکتر احمدی نژاد:مردان بزرگ مأموریتی جز آزاد کردن انسان ها و استقرار آزادی ندارند
ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

...شما می دونید مبارزه ی برای استقلال، برای آزادی، برای عدالت، در طول تاریخ بوده است و فراوان بوده. در ایران هم همیشه بوده. به خصوص در صد و پنجاه سال اخیر نهضت های فراوانی در ایران اتفاق افتاد. نهضت تنباکو، نهضت مشروطه، نهضت جنگل، نهضت خیابانی، ...، نهضت ملی شدن، اوج همه ی نهضت های دوره اخیر بلکه عصاره ی حرکت های ملت ایران در طول هزار و چهارصد سال، انقلاب عظیم اسلامی است. باز تأکید می کنم، میخوام برگردم به میرزا کوچک خان و از زاویه ای که مدنظر خودم هست نگاه کنم به این شخصیت. بذارید این نکته رو هم اشاره کنم چون اینجا بحث شد آقای معتضد هم فرمودن، امام جمعه هم تأکید کردن. اینکه عده ای تلاش کردن میرزا رو به خودشون منتسب کنن به نظرم دو سه تا علت داشت. درباره ی کمونیست ها، اونا چون در ایران هیچ گاه نتونستن هیچ شخصیت محبوب و مردمی رو متعلق به خودشون کنن چون در دوره حضور مارکسیست ها و تفکر مارکسیستی در ایران هیچ گاه یک شخصیت مردمی محبوب مردم ، توسط اونها خلق نشد. خب معلومه اونها می چسبونن به خودشون برای اینکه برای خودشون وجهه درست کنن. علت دوم اینکه دسته ای خودشون رو چسبوندن و می چسبانند بر میگرده به اون شخصیت. معمولا شخصیت هایی که بزرگ میشن به لحاظ انسانی، از مرزهای جغرافیا و نژاد عبور می کنند. چون همه خودشون رو در او می بینند او رو متعلق به خودشون می دونند. رودکی، سعدی، حافظ، فردوسی، مولوی، خیلیا...حتی ابن سینا رو میگن مال ماست. اشکالی هم نداره. اینا شخصیت های بزرگی هستن فرامرزی اند، فرا نژادی و فرا قومی اند، جهانی اند. همه ی دنیا بگن مال ما، اشکالی نداره. مگر پیامبر متعلق به یک قوم است؟ مگر امام حسین علیه السلام متعلق به یک قوم است؟ و یه علت سومی هم داره من حالا اینجا نمیخوام وارد بشم چون بحث من چیز دیگری است، یه عده ای هم می چسبونن شخصیت های بزرگ رو به خودشون برای اینکه خرابشون کنن. برای اینکه تخریبشون کنن.  می دونن اگر این انتساب ترویج بشود اون شخصیت رو میاره پایین. چون اون شخصیت با اونها همراهی نکرده، همکاری نکرده، اونها رو تأیید نکرده است، در نقطه ی مقابل اونهاست، برای تخریب این کارو میکنن. خب من حالا میخوام وارد بحث خودم بشم. وقتی ما میخوایم شخصیتی مثل میرزا کوچیک رو بررسی کنیم، از او باید برگردیم به اصل انسان. اگر اصل انسان رو ما تشریح نکنیم و نگاه خودمون رو به انسان در مسیر درست قرار ندیم، تحلیل شخصیت ها به انحراف میره یا شناخت اونها برای ما مشکل میشه. همه ی موضوع هستی انسانه. همه بحثها پیرامون انسانه. انسان مهمترین موجود هستی است. اصلا استقلال، آزادی، عدالت، زیبایی، خوبی، بدی، همه ی اینها در رابطه با انسان معنا پیدا می کنه. امنیت، کرامت. انسان رو برداریم، اینا معنی نداره. همه ی اینها زمانی مفهوم پیدا می کند که یک موجودی به نام انسان در میان است. و باز در انسان زمانی اینها مفهوم پیدا می کنه که انسان وارد ارتباطات اجتماعی بشه. اگه روابط اجتماعی نباشه، باز استقلال، آزادی، عدالت، کرامت، خوبی، بدی، بی معناست. همه ی این ارزش ها در ظرف روابط اجتماعی معنا و مفهوم پیدا میکنه. اما انسان چیست؟ من دارم درس پس میدم. انسان تنها مخلوقی است که میتواند تا خود خدا بالا برود. میتونه اونقدر بزرگ بشود که جلوه ی همه ی بزرگی خدا در عالم شود، میتونه اونقدر وسعت وجودی پیدا بکنه که ظرف تجلی خدا و همه ی صفات و اسماء خدا در زمین بشود. انسان میتونه تجلی خدا باشه در هستی. این ظرفیت انسانه. برای رسیدن به اون نقطه ی اوج، انسان نیازمند عواملی است. باید عواملی فراهم بشه تا انسان به اون اوج برسد. یکیش عدالته. عدالت نباشد، کمالی اتفاق نمی افتد. حقیقت انسان فقط در شرایط عدالت شکوفا می شود. مثل دانه ای که در شرایط اعتدال محیط شکوفا می شود و ثمر می دهد. یکی دیگه ش کرامته. انسان باید عزیز باشه، عزتمند زندگی بکنه، با کرامت زندگی بکنه. خدا انسان را با کرامت خلق کرده است. انسان حقیر، انسان ذلیل، انسان تو سری خور، انسان له شده، هیچ جلوه ای از انسان رو در خودش نداره. یکی دیگه ش استقلاله. و یکی دیگه ش آزادی است. به نظرم مهم ترین این عوامل آزادی است. آزادی ریشه و پایه ی همه ی ارزش ها و همه ی عواملی است که انسان را تا خدا بالا میکشه. انسان منهای آزادی بی معناست. خداوند انسان را آزاد آفریده است. این کلام مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام است. همه ی کمالات انسان و ارزش هایی که درون انسان شکوفا می شود و از درون انسان شکوفا می شود، در پی آزادی است. زیباترین رفتارها، زیباترین اقدامات انسان، اگر آزادانه نباشد، اگر با انتخاب آزاد نباشد، بی ارزش است. اون چیزی که به رفتار انسان ها حسن و قبح میبخشد، ارزش می بخشد، آزادی است. اگه آزادی نباشه، رفتارها بی ارزش است. در حالت اجبار و اکراه، کفر و ایمان یکی است. زمانی ایمان ارزش دارد که همراه با انتخاب آزاد و آگاهانه باشد. عدالت هم در سایه ی آزادی معنا پیدا می کند. اون کسی که به آزادی رسیده است، نیازمند عدالت است؛ ارزش و مفهوم عدالت رو درک می کنه و به دنبال عدالته. همه ی پیامبران آمده اند تا انسان ها قیام به عدالت کنند نه اینکه عدالت را بر انسان ها تحمیل کنند. لیقوم الناس بالقسط. خدا همه ی عالمو خلق کرده، پیامبران را فرستاده است، بینات، میزان، همه ی اینها اومده برای چی؟ لیقوم الناس بالقسط. برای اینکه به عدالت قیام کنند. عدالت هم زمانی ارزش دارد که انسان ها اونو انتخاب کنند و آزادانه اونو مستقر بکنند. هر زمانی که یک جامعه ای به این حقیقت برسد که عدالت برای او بهتر است و عدالت را انتخاب بکند و برای استقرار عدالت قیام بکند، اون زمان است که عدالت حقیقی مستقر خواهد شد. و وقتی عدالت حقیقی آمد، با آگاهی و خواست آزادانه ی ملت ها، اونوقت است که عدالت آثار ذاتی و واقعی خودش رو در زندگی انسان ها بروز می دهد. عزیزان من، استقلال هم در سایه ی آزادی است. اگر آزادی نباشد، استقلال خود به خود مخدوش میشه. و راه برای نفوذ بیگانگان و استیلای اونها باز میشه. اساس استقلال بر پایه ی آزادی یک ملت است. چرا؟ برای اینکه کسی به دنبال استقلال است که در خودش احساس عزت و کرامت می کند و عزت و کرامت جز با آزادی به دست نمیاد. کسی که در خودش احساس عزت نداره، استقلال میخواد چی کار؟ استقلال معنایی نداره برای کسی که تحقیر شده است یا به تحقیر تن داده است. اون کسانی که تن به بیگانه میدهند، اول احساس کرامت ندارند، چرا احساس کرامت ندارند؟ برای اینکه حقیقت آزادی رو نچشیده اند. اما سؤال، حقیقت آزادی چیست؟ خیلی ها مدعی آزادی اند، تعاریف زیادی هم داریم. من تعریف خودمو میخوام عرض کنم. که فکر می کنم امثال میرزا کوچک خان به دنبال این تعریف از آزادی حرکت کردند. آزادی، رها شدن از همه ی قیدهایی است که حقیقت انسانیت انسان را به بند می کشد. هر چی که هست. تعصبات قومی و قبیله ای، تعصبات نژادی، خودخواهی ها، خودبینی ها، زیاده خواهی ها، استبداد، برتری طلبی، قدرت طلبی، حسادت ها، غرق شدن در تمایلات حیوانی. همه ی اینها یعنی دور شدن از حقیقت انسانی و دور شدن از خدا و مسیر کمال. حقیقت انسان یعنی عشق و محبت. یعنی ایثار و فداکاری. یعنی زیبایی دوستی، حق طلبی، عدالت خواهی، پاکی جویی. به هر میزان که این ارزش ها و عشق به این ارزش ها در اندیشه و قلب و رفتار انسان وارد شود، به همان میزان آزاد است و به همان میزان به خدا نزدیک شده است. و انسان هر قدر به خدا نزدیک شود، آزاد است. رمز آزادی کامل، عبودیت مطلق خداوند است و لاغیر. اگر کسی از بندگی خود و تمایلات پست حیوانی، تعصبات و حجاب های تاریخی، طایفه ای و قومی، حتی مذهبی، تعصبات، به طور کامل آزاد نشود، و به بندگی مطلق خدا در نیاید آزاد نیست و در اینصورت است که فقط، به آزادی می رسد.  بندگی مطلق خدا نهایت آزادی انسان است. چرا که خداوند مطلق همه ی ارزش هاست. پس معیار آزادی حقیقی انسان میزان عبودیت اوست. پیامبر عظیم الشأن ما حضرت محمد مصطفی (ص) و اهل بیت او آزادِ آزادِ آزادند چرا که بنده مطلق خداوندند. هر انسانی به میزانی که خود آزاد شده است، هم قدر آزادی را می شناسد و هم برای آزادی فداکاری و تلاش می کند و هم آزادی آفرین می شود. خدا می فرماید که پیامبر عزیز اسلام آمد، تا چه کار بکند؟ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ. اومد تا بندها را باز کند، تا انسان ها را آزادِ آزاد بکند. آمد تا غل و زنجیرهای اسارت آفرین را از هم بگسلد و از دوش انسان ها بردارد.  پیامبر نیامد تا بر مردم سیطره پیدا کند. آمد تا در خدمت مردم و آزادی و کرامت انسان ها باشد. پیامبر آمد تا انسان ها را به حقیقت خودشان آگاه کند تا قدر خود را بشناسند و از همه ی اسارت ها آزاد شوند. پیامبر حتی تشکیل حکومت را برای آزادی و کرامت انسان ها دنبال می کرد. بقیه ی انسان ها هم به میزانی که خودشان آزاد شده اند، آزادی بخش اند. به میزانی که آزاد شده اند، ارزش های انسانی رو در خودشون متجلی می کنند و البته می دانید که نهایت آزادی زمانی است که انسان کامل و بنده مطلق خدا و آزاد مطلق، یعنی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف حاکم بشود و رسالت پیامبر را کامل کند و همه ی غل و زنجیرهای اسارت را از دست و پای بشریت باز کند. برگردیم به میرزا کوچک خودمون. میرزا کوچک از بسیاری از قیود آزاد شده بود. او مؤمن و موحد و بنده ی خدا بود. پس آزاد بود. شجاع و نترس بود چرا که آزاد بود. ترس برای چیه؟ ترس به خاطر اینه که انسان آزاد نشده، آزاد بشه ترس یعنی چی؟ همیشه خندان و خوش لهجه و شوح طبع و در عین حال در کارها بسیار جدی بود چرا؟ چون آزاد بود. سلیم بود. قلب پاک. پر طاقت بود. الان شما ببینید با این همه امکانات ارتباطی شما بخواید یه سفر، دو تا سفر تو یه روز انجام بدید، چه حالی آدم پیدا می کنه. در اون شرایط سخت، که حالا یه اشاره ی کوتاه خواهم کرد. آدم قیام بکنه، مردمو اداره بکنه، خدمت بکنه، در مقابل قدرت های گوناگون بایسته. طاقت بیاره. بردبار و صبور. دیندار. همیشه سحرخیز بود، چرا که آزاد بود. کسی که آزاد نشده رابطه ای با خدا نداره، عشق خدا در دلش نیست. اونی که آزاد شده است عاشق خداست، با خدا راز و نیاز داره، با خدا گفتگو داره. در عفت و پاکدامنی ممتاز بود. اشاره کردن استاد معتضد از قول دشمنان میرزا، که هیچی بهش نمی چسبه. با مردم مهربان و متواضع بود، به مال و منال دنیا بی اعتنا بود، براش ارزشی نداشت، اهل انفاق بود، با گذشت بود، ساده زیست بود. چرا؟ چون آزاد بود. با سیطره ی بیگانه مخالف بود. چرا؟ چون آزاد بود. کسی که آزاد شده است، با سیطره بیگانه مخالف است. عوامل انگلیس مزور، پیشنهاد دادند که بیاید ما حمایت می کنیم شما حکومت مرکزی تشکیل بدید در ایران؛ قاطعانه رد کرد. چرا؟ چون آزاد بود. برای قدرت قیام نکرد، برای حکومت قیام نکرد. برای انسان قیام کرد. برای خدمت قیام کرد. برای آزادی انسان ها قیام کرد. چطور میتونه تن به اسارت بیگانه بدهد؟ عزیزان من، میرزا کوچک برای آزادی حقیقی ملت قیام کرد. اصلا مردان بزرگ مأموریتی جز آزاد کردن انسان ها و استقرار آزادی ندارند. شما ببینید سرلوحه مرامنامه نهضت جنگل و اتحاد اسلام هم آزادی است. من چند تا جمله شو می خونم . آسایش عمومی و نجات طبقات زحمت کش ممکن نیست مگر به تحصیل آزادی و تساوی افراد انسان بدون فرق نژاد و مذهب در اصول زندگانی و حاکمیت اکثر به واسطه منتخبین ملت...آزادی فکر، عقیده، اجتماعات، مطبوعات، کار، کلام و تحصیل. اینا جزء مرامنامه ی جنگل و اتحاد اسلام است... و جالبه که بسیاری از اینها در قانون اساسی امروز ملت ایران ثبت است و به عنوان تکلیفی برای ما و همه ی ملت است...میرزا کوچک خان یکی از سرداران بزرگ آزادی در ایران زمین است که هستی خودش را در این راه فدا کرد. او در سایه ی عبودیت خدا و عشق به پیامبر و پیروی از سیدالشهدا آزاد شد و برای آزادی ملت فدا شد...

سخنرانی دکتر احمدی نژاد در اولین کنگره بزرگداشت میرزا کوچک خان- یازدهم آذر نود و یک


 
ملت ایران هرکس با هر عنوان و بهانه ای که در مقابل پیشرفتش بایستد زیر پا له میکند
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

بنده این روز رو خدمت شما و همه ی پیشکسوتان و بزرگان ایران عزیز صمیمانه تبریک عرض می کنم. خدای بزرگ رو سپاسگزارم و از صمیم قلب خوشحال، این فرصت رو عنایت کرد لحظاتی در خدمت شما عزیزان باشم. خب وقت تقریبا گذشته چون الان اذان هست و من میخوام کوتاه ، دو سه جمله عرض ارادت کنم به شما. جمله ی اولم درباره ی ایرانه. به مناسبت سرود بسیار زیبایی که اجرا شد (سرود ای ایران). حقیقت اینه که اون عشق مشترک ما، پیوند قلبی همه ی ما ایران عزیزه ،  هر کجا که باشیم ، در هر شرایطی که باشیم این عشق مقدس الهی در قلب ما خواهد بود و تحت هیچ شرایطی از قلب ما خارج نخواهد شد. ایران رو دوست داریم به دو دلیل. اول اینکه وطنمونه. حب الوطن من الایمان. کسی که وطنش رو دوست داره این علامت کرامت یک انسانه، بزرگی یک انسانه، شرافت یک انسانه که به وطنش علاقه منده. نه اینکه تعصب به وطن داره ، علاقه مند به وطن هست. اما علت دومش اینه که ایران واقعا دوست داشتنی است. شاید خیلی از شما بدونید شاید خیلی هم ندونند. همین سرود بسیار زیبا و عمیقی که راجع به ایران هست که هر عبارتش، هر بیتش یک کتابه. نقل است، که یکی از اساتید دانشگاه تهران زمان جنگ جهانی میاد در خیابان می بینه نیروهای اشغالگر به چند تا ایرانی خیلی توهین آمیز برخورد می کنند، اهانت می کنند. که داستان غم بارشو شما خبر دارید. بسیار متأثر میشه این استاد و میره میشینه این شعر حماسی عظیم رو خلق می کنه که من فکر می کنم یه لطف الهی بر اون استاد بوده که اینقدر زیبا ایران رو و عشق ملت ایران رو به ایران ترسیم می کنه. خب، همه ی ما عاشق ایران هستیم. ایران رو دوست داریم به خاطر اینکه ایران خیلی عظمت داره. ایران کانون فرهنگه، کانون تمدنه، کانون توحیده، کانون عدالت خواهی است. کانون محبته، کانون انسانیته، کانون دانشمندان بزرگه، کانون تلاش و کار و همبستگی و محبت و دلسوزی و هر چی بگیم کمه. شاید یه زمانی دور هم جمع شیم ، سه چهار ساعت راجع به ایران صحبت کنیم. بی جهت نیست که فردوسی اون حکیم بزرگ ، میگه : چو ایران نباشد تن من مباد/ بر این بوم و بر زنده یک تن مباد. همه ی خوبی ها در این سرزمین فرصت شکوفایی و استقرار پیدا کرده. جمله ی دومم درباره ی خانواده است. بالاخره همه به دنیا میان دوست دارن به سعادت برسن. به کمال برسن. انسانی که به کمال نرسد مثل غنچه ناشکفته است. مثل دانه ای است که کاشتیم اما سبز نشده است. یا سبز شده است به میوه و بر و بار نرسیده است. به بر و بار رسیدن انسان اینه که به سعادت برسه ، به کمال برسه. همه ی استعدادهای بزرگ الهی در وجود او شکوفا بشه. بشه یک موجود بزرگ در عالم هستی که خدا به خلق او به خودش تبریک می گوید. خیلی لوازم باید فراهم بشه تا انسان به اونجا برسه. اما همه ی شما می دونید پایگاه اصلی برای سعادت انسان ، برای کمال انسان، برای رشد انسان عبارتست از خانواده. خانواده کانون اصلی است. خانواده اگر نباشه ، عمر انسان ها پنجاه برابر باشه ، تلاششون صد برابر باشه، تقریبا راه بسته است. چرا خانواده؟ من میخوام خلاصه به شما بگم- همه گیرنده هاتون قویه، استاد بنده هستید، من میخوام درس پس بدم، چرا خانواده؟ علتش این است که حقیقت وجود انسان، جوهره ی انسان، شکوفا شدن انسان فقط بر پایه ی محبت است. انسان با زور انسان نمیشه، با تحمیل انسان نمیشه. با محبت انسان میشه. و خانواده محورش، بسترش، جوهرش، موجودیتش، محبته. خانواده ای که توش محبت نباشه خانواده نمیتونه باشه. اونی که خانواده رو شکل میده ، اونی که خانواده رو دوام میده، اونی که خانواده رو موفق می کنه، محبت است. و باز محور محبت خانواده عبارتست از عشقی که بین دو تا همسر هست. زن و مرد. و باز بین زن و مرد، زن ها هستند که کانون اصلی جوشش محبت اند. خدا قلب زن ها رو سرشار کرده از محبت. این میشه خانواده. خانواده نباشه هیچی وجود نداره. متاسفانه اومدن به خاطر منافع سرمایه داران همه رو تبدیل کنن به کارگر بی چون و چرای سرمایه داران، بنیان ها رو هی زدن. وقتی خانواده مستحکم نیست توش جنایتکارها تربیت میشن. یه رئیس جمهور درست میشه ، یه میلیون میکشه. یکی دیگه درست میشه ، بمب اتم میندازه چند صد هزار نفرو میکشه. چون خانواده درست عمل نکرده. اگر خانواده درست عمل می کرد از درون خانواده انسان های بزرگ، انسان های توانا، انسان های محبت دار، تربیت میشن در خدمت جامعه. این بحث دایره ش وسیعه. اینکه می بینید تو یه جامعه ای یا تو جوامع یه عده ای حاضرن به قیمت فقر دیگران، به قیمت زجر دیگران، جیباشونو پر کنن. چرا اینطوری است؟ برای اینکه محبت در دلشون نیست. یه مادر حاضر نیست به بچه ش ظلم کنه. چرا؟ چون دوسش داره، عاشقشه. دلش پر از محبته. خودشو فدا می کنه برای بچه ش. چرا او غارت میکنه و به ظاهر کیف می کنه؟ برای اینکه دلش از محبت خالی شده و هر چقدر دل از محبت خالی بشه انسان از انسانیت دور میشه. اونایی که دلشون کاملا خالی از محبته، اولئک کالانعام بل هم اضل. مثل حیووناتند بلکه بدتر. خانواده پایه است. حفظ خانواده. تقویت خانواده. اونوقت خانواده همه چی میخواد. بر خلاف اینایی که اومدن تبلیغ کردن. خانواده پدربزرگ مادربزرگ میخواد. پدر مادر میخواد. عمو میخواد، عمه هم میخواد. دایی میخواد، خاله هم میخواد. برادر خواهر هم میخواد. باید باشن. حالا طبیعیش اینجوریه. ممکنه بعضیا خدا به یکی ده تا پسر بده به یکی ده تا دختر بده. همه ش عالیه. ولی اینا استثنائاته. اصل بر اینه که خدا ترکیبی میده. خدا جنسو جور میفرسته. چون خانواده یه مجموعه ی به هم پیوسته است. هر چقدر خانواده رو حفظ کنیم جامعه رو حفظ کردیم. بسیاری از نابسامانی های اجتماعی بر میگرده به جایی که خانواده تضعیف شده است.

اما مطلب سوم، درباره پیشکسوتانه. بالاخره صحبتها شده، زیاد هم شده. شما همه تون از میزان عشق و علاقه ی دولت و فرزندتون نسبت به خودتون اطلاع دارید. بالاخره نمی تونم اون احساسم رو در قالب کلمات برای شما بیان کنم. خدا خودش می داند لحظه ای که من پیشانی این مرد بزرگ رو بوس می کردم، حس می کردم که عزیزترین کس خودم رو دارم بوسش می کنم. و حالا اون کسی که زرنگ بود این عکس رو انداخت یه سند افتخار تاریخی برای این فرزند کوچک ملت ایران درست کرد. بابا ملت ایران زنده است به همین ارتباطات. به همین احترامات، به همین محبت ها، به همین تلاش ها و پیگیری ها. در دولت واقعا ما داریم تلاشمونو انجام میدیم. بالاخره مطالباتو بدیم. نمیگم اینایی که انجام شده تونسته زیر و رو کنه. الان بالاخره اوضاع اقتصادی و فشارها و تحولات و مسائل، ما می فهمیم چه خبره. بعضیا خیال میکنن سن که میره بالاتر خرج کمتر میشه، بچه ها که از خونه میرن بیرون خرج کمتر میشه. معلومه که کمتر نمیشه. بیشتر میشه. حالا خدا نکنه کسی مریض بشه. انشالله خدا به همه ی شما، به همه ی ملت ایران سلامتی کامل بده انشاالله. خدا کنه هیچ کس پاش به بیمارستان باز نشه.

{این قسمت را از فایل صوتی پاک کرده اند} ... تمام اقتصاد نابود شد، نقدینگی رفت بالا. حالا من نمیخوام عددشو بگم چون بالاخره ما تو سیستم جهانی کار می کنیم باز میان بهانه پیدا می کنن فشار بیارن به بعضی بانک های ما. به یکی پنج میلیون بخوایم بدیم قرض الحسنه – بالاخره پیش میاد تو زندگی دیگه، هزاران کار هست- میگن ای وای اقتصاد به هم ریخت. اما همونا فشار میارن ، صد میلیارد صد میلیارد، پنجاه میلیارد پنجاه میلیارد، بده به این، بده به این، بده به این. اینجا اقتصاد به هم نمیریزه! رفتیم سه ماه قبل، یعنی چهار ساله ما داریم دنبال می کنیم اینایی که وام های کلان گرفتن، هشتاد درصد وام ها – رقمش – دست کمتر از ده دوازده درصد جمعیته. نه جمعیت، فعال اقتصادی؛ یعنی تعدادش خیلی کمه. دست سه هزار نفره. گفتیم خب آقا این گرفته، کارشم انجام داده، نوش جونش، حالا وامو سر وقت برگردون. از زمین و هوا و دریا ریختن سر ما که ای وای شما دارید اقتصادو داغون می کنید. میگیم بابا نود درصد مردم ، هشتاد درصد مردم، ده درصد وامو میبرن بذار همون ده درصدو بدیم بهشون. با این ده درصد که اقتصاد به هم نمی خوره. هشتاد درصدو درست کن. بیست درصد اون هشتاد درصد که بردن برگرده به بانک، همه چی درسته. اما یه مسائل پیچیده ای است، منم نمیخوام اوقات تلخی درست کنم برای مردم. من معمولا اهل منفی گفتن نیستم، همیشه مثبت و رو به جلو میگم. خواستم یه اشاره بکنم ببینید، من میخوام از زبان شما بخوام. بابا تا میخوایم دو زار پول تو جیب مردم بذاریم- خب الان فشار اقتصادی شده، اومدن یه جنگ اقتصادی درست کردن رو ارز و فلان، مصنوعی قیمت ها رو دارن میبرن بالا. خب باید چی کار کنیم؟ باید دو زار بذاریم تو جیب مردم، بگیم آقا تو پونصد می گرفتی، این صد تومن روش، جبران کن. تا اینو میخوایم انجام بدیم، ای وای ... همین الان اگر یه کسی، یه باندی، یه گروهی، یه دسته ای، یهو پونصد تومن بندازه رو قیمت ارز، دهها هزار میلیارد تومن ببره، هیچی. به او کاری ندارن. بازم اینجا بد و بیراهشو به ما میگن. اما به محض اینکه دولت بگه خب حالا جلوی اونو که نمی تونید بگیرید، بیا بذارید دو زار ما بذاریم کف دست مردم آآ اقتصاد به هم می خوره. اینا یه بحثایی است که بالاخره یه روزی باید مطرح بشه و مطرح خواهد شد. من میخوام از زبون شما از اونا خواهش کنم، بابا تو رو هر کی دوست دارید، هر کی می پرستید، همراهی بکنید. دشمن وقتی فشار میاره ما باید از مردم حمایت کنیم. وظیفه ی حکومت است. نمیتونه بگه که مردمو رها می کنیم، کاری نداریم به مردم. اصل مردم اند. باید مردمو تأمین کنیم. اگه مردم تأمین باشن، همه ی امپراتورها و دزدهای تاریخ هم جمع بشن نمی تونن یه لطمه ای به کشور وارد بکنن. اصل مردم اند. باید مردمو ما برسیم.  اینا یه حرفایی است که ما تو جلسات و حرص و جوش خوردن ها هی ادامه داریم میدیم. من از زبان شما هم گفتم امیدوارم که بشنوند، یه ذره همراهی بکنن. ما کشور بزرگیم، کشور ثروتمندیم، اقتصادمون به سرعت داره رشد میکنه، حالا تو یک دست انداز الان افتاده به خاطر چاله کنی دشمن، یه دست اندازی افتاده، و الا تو جاده ی درست داریم حرکت می کنیم خب افتاده تو دست انداز باید دستی بذاریم پشت ملت یه تکونی بدیم، حمایت کنیم، پشتیبانی کنیم. هر راهی می خوایم بریم میان یه قفل میزنن، یه راه میخوایم بریم دو تا قفل میزنن، یه راه دیگه پیدا می کنیم دوازده تا قفل میزنن. بابا این ثروت مال ملته، پول مال ملته، تازه دولت میخواد از خود مردم بگیره به خود مردم بده. دولت میگه اون کسی که مثلا داره در ماه سه هزار لیتر بنزین مصرف میکنه خب پولشو بده ما بدیم به این مردمی که ماهی پنجاه لیتر شصت لیتر صد لیتر مصرف می کنن. این حرف کجاش غلطه؟ این تورم زاست؟ به خدا تورم زا نیست. نقدینگی اضافه می کنه؟ کجا اضافه می کنه؟ همین طوری پشت سر هم بهانه میارن و راهها رو میبندن. ولی بدانید به لطف خدا، ملت ایران بر همه ی این موانع غلبه خواهد کرد. به لطف خدا، ما از همه ی این موانع عبور خواهیم کرد. ما یه ملتی هستیم، سنگین ترین موانع در طول تاریخ در برابر ملت ایران درست شده. اونایی که با تاریخ آشنان می دونن، اما این ملت با وحدت، با اراده، همه ی این موانع رو پشت سر گذاشته؛ ملت هست، موانع نیستن. من اینو اشاره کردم اونجا، گفتم شما همه تون جمع شدید یک حیوان انسان نما به نام صدام رو انداختید به جون ملت ایران. اون شهرها رو موشکباران می کرد، کف میزدید براش. شیمیایی میزد، کف میزدید. آدم می کشت، کف میزدید. اسرا رو می کشت، کف میزدید. خب حالا صدام کجاست، ملت ایران کجاست؟ صدام کجاست؟ محو شد در تاریخ. اما ایران هست، ملت ایران هست. من به شما بگم، هرکس، تحت هر عنوان، با هر قیافه ای، با هر بهانه ای، در مسیر پیشرفت ملت ایران بخواد بایسته، در مسیر منافع ملت ایران بخواد بایسته، از هر دسته ای باشه، از هر باندی باشه، این ملت به لطف خدا او رو زیر پای خودش له می کنه، از او عبور میکنه و قله های پیشرفت و عدالت را فتح خواهد کرد. امیدوارم تو همین دو سه ماهه در زمان تنظیم بودجه، دولت بتونه یه تصمیماتی بگیره هم موجب شادمانی همه ی ملت بشه، به خصوص موجب شادمانی جامعه بزرگ پیشکسوتان عزیز ایران اسلامی. موفق و سربلند و سالم باشید.

آبان هزار و سیصد و نود و یک-  سخنرانی دکتر احمدی نژاد در دیدار با پیشکسوتان و بازنشستگان


 
در حاشیه به رأی گذاشتن عضویت فلسطین در سازمان ملل با حمایت اکثریت اتحادیه اروپا
ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

...همه باید مراقبت کنیم از طراحی دشمن برای نجات رژیم صهیونیستی. اونها یه روزی میگفتن از نیل تا فرات. حتی درباره فارس و شیراز و ایران هم ادعا کردن. یعنی همه ی جهان. خب افشا شدن ، زیر سوال رفتن، ملت ها حرکت کردن. امروز دست به یک طراحی بسیار پیچیده و فریبنده زدن. اونم عبارتست از دو دولت. رژیم صهیونیستی و صهیونیست ها غده سرطانی اند. حتی اگر یک سلول سرطانی در یک وجب از سرزمین فلسطین بماند در آینده آش همان آش است و کاسه همان کاسه. اینها آدمهای سلطه طلبند. آدمهای دنبال گسترش سلطه اند.

...حضور صهیونیست ها در یک وجب از سرزمین فلسطین خطرناک است. چه برسه به اینکه بخوان یه دولت داشته باشن، دولت رسمی و قانونی. همه باید حواسشون باشه. من اینطوری میفهمم از صحنه. بالاخره فهمه دیگه. فردا ما رو متهم نکنن که آقا تو از انقلاب دست کشیدی! نه این فهم منه. من اینطور می فهمم. اینجوری طراحی کردن. یه شلوغ کاری راه بندازن توسط صهیونیست ها. بعد رهبران آمریکا بیان بتوپن به اینها بگن باید دو دولت رو بپذیری، غلط کردی کشتی، پدرتو در میاریم. یه برخورد ظاهری خیمه شب بازی درست بکنن. بالاخره اینا با من و مون و ادا و اطوار و با کلی منت گذاشتن بگن بسیار خب ما حالا دو تا دولتو می پذیریم. دوازده درصد پونزده درصد حالا حداکثر هیجده درصد از خاک فلسطین رو بدن به فلسطینی ها. بعد هم اونها مستقر باشن. حتی اگر ده درصد هم بمونه برای صهیونیست ها بازهم خطر است. دو دولت یعنی یک فرصت تاریخی برای بازسازی خودشون. همه باید مراقب باشن. پذیرش دو دولت یعنی بر باد دادن صد سال مقاومت. یعنی روز از نو روزی از نو. هر کس بپذیرد، بداند که در خط ملت ها نیست و در نقطه مقابل ملت هاست. همه ملت ها توجه کنند، معیار صداقت اهالی سیاست ، معیار صداقت دولتمردان در پایبندی به حقوق مردم از یک طرف و ضدیت با رژیم صهیونیستی است. اینها با هم است. یک کسی بیاد بگه من طرفدار حقوق مردمم اما دنبال امضا با رژیم صهیونیستی باشد، در ادعای اول هم صادق نیست. مگه میشه کسی بگه من طرفدار حقوق ملتم و ملت ها هستم اما در نقطه مقابل صهیونیست ها و آمریکا و سلطه آمریکا نباشد؟ نمیشه یه کسی با رژیم صهیونیستی در تضاد اساسی نباشه، بشینه کنار بیاد یا دو تا دولت رو در کنار هم بپذیره و ادعای طرفداری از حقوق مردم و آزادی رو بکنه. همه باید مراقب باشند که یکباره نیروهای ناتو مدعی حقوق ملت ها و آزادی نشن. عدالت و آزادی با گلوله اجنبی و نیروهای ناتو مستقر نخواهد شد. ممکن است جابه جایی در قدرت اتفاق بیفتد ، اما استقلال و حقوق اساسی ملت ها حتما محقق نمیشود.

بخشی از سخنرانی دکتر احمدی نژاد در مراسم روز قدس سال ۹۱


 
دکتر احمدی نژاد : ذبح عظیم برای تحقق آرزوی تاریخی بشریت...
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ آذر ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

...امام حسین (ع) حقیقت انسانیت را به تمام و کمال معنا کرد. جایگاه انسان را، عزت انسان را،  و ظرفیت کمال جویی انسان را به نمایش گذاشت. پیامبر عزیز ما فرمود که حسین علیه السلام چراغ هدایت و کشتی نجات برای همه ی بشریت است. چرا چنین است؟ چرا تنها کسی که می تواند با مکتب خود راه درست را و راه نجات را در برابر بشریت قرار دهد امام حسین علیه السلام است؟ چرا او عزیز شکست ناپذیر است؟ چرا او زنده جاوید است؟ چرا به خاطر او هر روز عاشورا و هر سرزمینی کربلاست؟ چرا مکتب حسینی مکتب نجات همه ی بشریت است؟ اینها سوال های بسیار جدی است که پاسخ آن راه زندگی را، راه سعادت را و راه رسیدن به قله های کمال انسانی را در برابر ملت ما و در برابر بشریت خواهد گشود. البته برای ملت ما پاسخ به این سوالات روشن است. اما این خطاب و این کلام خطاب به همه ی بشریت و نسل های آینده است. ما در انقلاب خودمون و تا امروز اثر و هدایتگری شور حسینی و انقلاب حسینی را به وضوح دیده ایم. سی و دو سال قبل در همین روزهایی ، ایام محرم ، اوج نهضت ملت ایران به تبعیت از امام حسین علیه  السلام بود و ملت ایران با عشق به اون امام کاری کارستان کرد و بزرگترین و مسلح ترین طاغوت وابسته را با دست خالی و البته با سینه های آخته به زانو در آورد و یک بار دیگر پس از قریب هزار و چهارصد سال در صحنه ی عمل کارآمدی ، عزت آفرینی و اثربخشی فرهنگ حسینی و مکتب حسینی را اثبات کرد و ثابت کرد که در هر مقطعی و در هر دوره ای خون بر شمشیر پیروز است. عزیزان من، امام حسین علیه السلام اسم اعظم خداست. تجلی تام و تمام خدای متعال است و در بالاترین مرتبه ی وجود در کنار پیامبر و امیرالمومنین و اهل بیت پیامبر است و در عالم هستی مرتبه ای بالاتر از او وجود ندارد. و هیچ مرتبه ای از او، نزدیک تر به حقیقت مطلق به وجود مطلق به حق مطلق یعنی خدای متعال در عالم وجود ندارد. عزیزان من، امام حسین علیه السلام یک هدیه ی بزرگ خداوندی به بشریت است که راه او و مشی او برای همه ی ملت ها ، برای همه ی عصرها و نسل ها مایه ی نجات است. شما هر چه از زیبایی و کمال انسانی بخواهید در وجود امام حسین علیه السلام متجلی است. او در سماحت و شجاعت ، در قله است. در مروت و آزادگی در اوج است، در عشق و محبت و رأفت در نهایت است. دیدید که با دشمنش چه کرد. با حر و یاران حر چه کرد. دیدید که تا لحظه ی آخر برای هدایت مردم برای هدایت یک ملت گمراه چه کرد، چه فریادها زد، و چه دعوت هایی به سوی نور و راه خدا کرد. امام حسین علیه السلام تجلی توحید است. تجلی خداست. در روز عاشورا شما هر چه می بینید خداست، خداست و خداست. تجلی خداست. تجلی پیامبر است. تجلی امیرالمومنین است. تجلی همه ی اسماء الهی و صفات خداست. تجلی خود خداست در روز عاشورا. چرا چنین است؟ عزیزان من، درسی که از مکتب حسینی می گیریم درس ایثار است. ایثار رمز حیات جاوید است. ایثار رمز عزت و زندگی سعادتمند است. خدای متعال چنین مقرر فرموده است که هر خیری، هر نیکی، هر ارزشی ، هر کمالی و هر سعادتی در این عالم، فقط و فقط در سایه ی ایثار و فداکاری به دست می آید. نگاه کنید به تاریخ ، نگاه کنید به زندگی بشر، هر جا که یک ارزشی و خوبی و زیبایی خلق شده است که مورد تمجید بشریت است، مورد مطالبه ی فطرت الهی انسان است، او حاصل یک ایثار است. اگر ایثار از جامعه ی بشری رخت بربندد اولین وجود و موجودی که آسیب می بیند خود انسان است...هر جا اگر بناست خوبی ها حاکم بشود، این نیازمند ایثار است. اگر بناست عدالت حاکم بشود، نیازمند ایثار است. اصلا هر انسانی برای صعود به قله های کمال نیازمند ایثار است. بعضی تصور می کنند در یک حرکت انفرادی در انزوای از جامعه ، دور از محیط اجتماعی و فقط با عبادت تنهایی می توانند به قله های کمال انسانی دسترسی پیدا کنند. این اشتباه محض است. خدای متعال مسیر کمال انسان را از درون جامعه و از راه تلاش برای اصلاح جامعه و از راه تلاش برای خدمت به جامعه قرار داده است. محال است کسی در انزوا بتواند ایمان را، صداقت را، شجاعت را، عدالت را، علم و حکمت را، رأفت و عطوفت را، عشق به انسانها را در خودش متجلی بکند. راه رسیدن به اینها از درون جامعه ، از خدمت به مردم ، از دلسوزی برای مسائل اجتماعی، از تلاش برای تحقق آرمان های الهی و از مسیر خدمت به انسان ها و بندگان الهی می گذرد. خدای متعال فرموده است : "لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون" شما به هیچ نیکی ، به هیچ برّ و خیری نمی رسید مگر آنکه از آنچه دوست میدارید انفاق کنید ، در راه خدا ایثار بکنید. ایثارگری مایه عزت یک ملت است. همین دوره ی خودمون رو نگاه بکنید. اگر ایثارگری ایثارگران ملت ایران نبود امروز اثری از عزت و استقلال و موجودیت ایران نبود. اگر ما به دفاع مقدس افتخار می کنیم همه ی افتخار به خاطر ایثار ایثارگران است. یک انسان هر چقدر ایثارگرتر ، متکامل تر، کمال یافته تر، انسان تر. و به خدا نزدیک تر. درجه ی کمال انسان ها را می توان از روحیه ی ایثارگری و فداکاری اونها اندازه گیری کرد. بعضی ها حاضرند از اموال خودشون بگذرند، اونها مرتبه ی بالایی دارند. کسانی حاضرند از جان خودشون بگذرند، مرتبه ی بالاتر. کسانی حاضرند از جان و مال و آبرو و همه ی موجودیت خودشان برای ارزش های الهی، برای سعادت جامعه گذر کنند و عبور کنند، اینها در بالاترین مرتبه هستند. عزیزان من، در تاریخ ایثارگری فراوان اتفاق افتاده است. همه ی زندگی پیامبران و اولیا ایثار بوده است اما ایثاری که در کربلا ، ایثاری که در عاشورا اتفاق افتاد بالاترین و گسترده ترین ایثار همه ی تاریخ است. خدایی ترین و ناب ترین و خالصانه ترین ایثار در کربلا اتفاق افتاده است و محال است کس دیگری بتواند چنین صحنه ای را خلق کند. امام حسین علیه السلام از همه ی موجودیت خودش، از خانواده ی خودش، از فرزندان خودش، از بهترین یاران خودش، از بستگان خودش، از فرزند شش ماهه ی خودش، و از جوان برومند خودش، همه و همه عبور می کند برای خدا. امام است. قدرتی دارد که به اراده ی او در لحظه ای همه ی دشمنان نابود می شوند. همه ی عالم زیر و رو می شود. اما تحمل می کند. برای نجات بشریت. برای هدایت بشریت. برای جدا کردن راه پاک از راه ناپاک. برای نشان دادن صراط مستقیم الهی. برای نشان دادن قله کمال انسانی در برابر بشریت، از همه چیز خود گذشت. و حتی حاضر نشد قاتلان خود را به بلا گرفتار بکند. صحنه ی عاشورا را ببینید. همه ی زیبایی ها درش هست. بالاترین همبستگی و همدلی یک خانواده در اونجا به نمایش گذاشته می شود. بالاترین مرحله جوانمردی بزرگواری و گذشت ، در اونجا به نمایش در می آید. بالاترین صحنه فداکاری اونجا به نمایش در می آید. بالاترین تجلی عشق در عاشورا به نمایش در آمده است. بالاترین صحنه عطوفت در کربلاست. بالاترین صحنه عبودیت در کربلاست. اوج عدالت در کربلاست. اوج نبوت در کربلاست. همه ی عالم و زیبایی های عالم در کربلا به نمایش در آمده است. کربلا و عاشورا یک دوره ی کامل خداپرستی، یگانه پرستی ، و مکتب توحید است. عزیزان من، امام حسین علیه السلام اوج ایثار است. بالاترین مرتبه ی ایثار و کمال انسانی است. راه حسین ، مکتب حسین ، راه نجات بخش است. هر ملتی که اهل ایثار باشد، طعم عزت را خواهد چشید و اگر ملتی اهل ایثار نباشد تا زمانی که در اون وضع است جامه ی ذلت را به تن خواهد پوشید. مکتب حسینی مکتب نجات است. عزیزان من، امام حسین علیه السلام چراغ هدایت است. چرا؟ برای اینکه تجلی ایثار است. کشتی نجات است. چرا؟ برای اینکه همه ی ایثار است. راه نجات ، راه هدایت ، از مسیر ایثارگری و فرهنگ ایثار می گذرد. معنای این حرف این نیست که همه باید به شهادت برسند، همه باید جانباز بشوند، خیر. اونهایی که به شهادت رسیده اند در اوج قله اند، اونهایی که جانبازند بخشی از وجود خود را در قله به امانت گذاشته اند تا به او ملحق شوند، اون چه که مهم است روحیه ایثارگری است. همین امروز ببینید، چرا دشمنان از ما وحشت دارند؟ چرا قادر نیستند اراده ملت ایران را در هم بشکنند؟ چرا از ملت ایران وحشت دارند و می ترسند؟ چرا هر چی توطئه می کنند با شکست مواجه می شوند؟ رئیس جمهور یک کشور بزرگ در جلسه ی خصوصی به من گفت ما درباره ملت ایران متحیریم. سوال کردم چرا متحیرید؟ گفت ما از بیرون می بینیم چه خبر است دنیا ، مستکبران همه دست به دست هم میدند ، طراحی می کنند، سنگین ترین توطئه ها را برنامه ریزی می کنند، توطئه هایی که یک دونه از اونها می تواند صد تا حکومت و صد تا ملت را ساقط کند. طراحی می کنند موج ها را رو هم سوار می کنند میان در نقطه ی آخری که میخوان ضربه ی کاری رو به ملت ایران بزنند این موج برمیگرده تو سر خودشون و اونها از شما شکست می خورند. علت چیست؟ من به اونها پاسخ دادم، گفتم دو تا علت دارد. که این دو علت در حقیقت یکیست. علت اول این است که ملت ایران ملت اهل ایثار است. فرهنگ ایثارگری به واسطه ی عشق به پیامبر و آل پیامبر و خط نورانی ولایت و امامت در بین ملت ایران عمیق است، رایج است...و علت دوم آن است که ملت ایران در استمرار راه مکتب حسینی ، در استمرار کربلا و عاشورا، به پرچمدار امروز کربلا، به وارث حسین، به منتقم خون حسین ، به عدالت گستر حقیقی و به یگانه منجی بشریت، امام عصر، مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، ملت ایران در استمرار تاریخی مکتب حسین علیه السلام به امام عصر علیه السلام رسیده است. ملت ایران به خوبی دریافته است که عاشورا موتور اصلی محرک انقلاب بزرگی بود که پیامبر گرامی اسلام پایه گذاری کرد. ملت ایران به خوبی دریافته است که عاشورا و کربلا تنها ضامن و تضمین استمرار روح انتظار تا ظهور مولا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. ملت ایران دریافته است که کربلا سرمایه گذاری خداست. خدا در مراسم ذبح حضرت اسماعیل و پذیرش اون ذبح از حضرت ابراهیم و بخشودن اسماعیل وعده داد به یک ذبح عظیم. و اون ذبح عظیم اون طور که بیان فرموده اند، حادثه ی کربلاست. حادثه ی کربلا هنرنمایی خداست. خدا داره عزیزترین کسانش را ذبح می کند. چرا؟ سرمایه گذاری می کند تا انقلاب محمدی، امروز به انقلاب مهدوی متصل شود. عزیزان من، رمز ماندگاری ملت ایران، رمز عظمت و شکست ناپذیری ملت ایران، روحیه ی ایثارگری است که این روحیه ی ایثارگری بهره ای است از پیوستگی عمیق ملت ما به فرهنگ اسلام ناب، ولایت و امامت و امام عصر علیه اسلام و این همان چیزی است که بشریت امروز بیش از هر زمان دیگری به او نیازمند است. بشر ،امروز به مفسر مکتب حسینی، به راهنمای مکتب حسینی و به پرچمدار مکتب حسینی نیازمند است. به فضل خدا دشمنان بشریت بزرگترین طاغوت های تاریخ ، بزرگترین فرعون های تاریخ بشر ، امروز در برابر ملت ایران در حال شکست خوردن و عقب نشینی و اضمحلال اند و فضای جهان به سرعت آماده دعوت از امام ، آماده پذیرش امام و آماده ی استقرار حکومت جهانی عشق و عدالت می شود... 

آذر هزار و سیصد و هشتاد و نه- در جمع مردم استان مرکزی