با مردم، برای مردم، تا پیروزی

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
 
دکتر احمدی نژاد: فردوسی ریشه ی همه حکمرانی های ضد انسانی را سوزانده است
ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

... موضوع نشست شما نقش انجمن ها در فعالیت های بین الملل و جهانی شدن است. البته من درس پس میدم خدمت اساتید عزیز. چرا جهانی شدن مهمه ؟ اصلا یعنی چی جهانی شدن؟ اصلا انسان بدون نگاه جهانی می تواند به جایگاه شایسته خودش دسترسی پیدا کنه؟ اصلا انسان می تونه جهانی نباشه؟ آرمان های تاریخی ما داریم. یعنی انسان از روز اول آرمان هایی رو دنبال می کرده حتی اون انسان های قبیله ای رفته از تاریخ یا حتی اونهایی که هنوز به یه نوعی دوام دارند. وقتی عمق آرزوهاشون رو می کاویم دنبال آرزوهای واحدی هستند. دنبال عدالت اند، دنبال عزت اند، دنبال بزرگ شدن و عظمت اند. اینا مطالبات مشترک بشری است. همه از پاکی خوششون میاد همه از احترام خوششون میاد همه از محبت خوششون میاد همه از کرامت و بزرگواری خوششون میاد از جوانمردی از شجاعت ، خوششون میاد. همه دوست دارن بر همه ی هستی سیطره پیدا کنند هیچ کس به اون حدی که درش قرار داره راضی نیست. این عناصر مثبت و مشترک تک تک انسان ها در طول تاریخ است. تحقق این مطالبات و آرزوها که مطالبات فطری است - که حالا یه اشاره ای می کنم که فطرت یعنی چی- اینها فقط و فقط در گرو جهانی شدن انسانه. تا نگاه انسان، عمل انسان، کارکردهای انسان، مدیریت انسان، خودش رو نکشه در سطح جهان این مطالبات فرصت تحقق پیدا نمی کنه. این نیست که یه کسی بره در یک گوشه ای درها رو به روی خودش ببنده ، ارتباطشو با جامعه بشری قطع بکنه، تصور کنه که میتونه این مطالبات خودش رو محقق کنه. نشدنی است. حتی یک کشور اگر خیلی هم بزرگ باشه، دور خودشو دیوار بکشه بگه من می خوام عدالت رو پیاده کنم، میخوام انسان رو بزرگ بشمارم ، میخوام مسائل انسان رو حل کنم، آرزوهاش رو برآورده کنم، حتما موفق نمیشه. تجربه شد. شکست خورد. اصلا انسانیت انسان در ارتباط با دیگران معنا و مفهوم پیدا می کنه. و الا یک انسان مجردی در قلب یک جنگل حصار کشیده چه چیزی از انسانیت او فرصت تجلی و بروز و ظهور پیدا می کنه؟ فرقش با بقیه موجودات که اون اطراف هستند خیلی قابل تمیز نیست. در ارتباطات هست و اون حقیقت انسان زمانی ظرف ظهور پیدا می کنه که جهانی بشه. حالا تو پرانتز یه جمله ای بگم. اون مطالبات، اون حقیقت مشترک انسان چی هست؟ تو ذهنتون یه سری چیزا رو حذف کنید. همه ی آدما رو بیارید تو ذهنتون. چهره ها رو بردارید- بالاخره همه جسمیم دیگه هر کس یه چهره ای یه اندامی داره اینو حذف کنید- زبان ها را هم حذف کنید، گذشته تاریخی را هم حذف کنید. نژاد و جغرافیا را هم بردارید. یکی خوش اخلاقه یکی بد اخلاقه یکی خنده رو است یکی اخمو ، اینا رو هم حذف کنید. اینا رفتاریه. هر چیزی که قابل جدا شدن از انسان هست و انسان میتونه از او عبور کنه اینا رو بذارید کنار. تهش اون خالصش چی می مونه؟ یه حقیقت الهی که به دنبال تعالی است. به دنبال خدایی شدنه. همه ی اون صفاتی که برای خدا ما ذکر می کنیم تک تک آدمها به دنبال کسب اون صفات هستند. در بالاترین حد ممکن. همه دنبال قدرتند، همه دنبال جاودانگی اند، همه دنبال عزت اند، همه دنبال اشراف علمی بر هستی اند، همه به دنبال تسلط بر هستی اند، از ضعیف ترین آدمهای دنیا هم شما سوال جواب بکنید بپرسید به چه حدی قانع است خواهید دید که به هیچ حدی قانع نیست. این فطرت الهی انسان هاست. جلوه خدا در عالم هستی است. که در دل انسان گذاشته شده. و فقط انسانه که این ظرفیت رو داره. و زمانی میتونه به اون نقطه کمال برسه که جهانی فکر کنه. ارتباطات جهانی ، نگاه جهانی، برنامه ریزیها جهانی، تعاملات جهانی. حالا چطوری میتونیم جهانی بشیم چطوری میتونیم یک جهانی انسانی و پایدار بشویم؟ چون خیلیا ممکنه جهانی بشن. الان دولتی رو ما می شناسیم که بیش از پنج هزار پایگاه نظامی و اطلاعاتی در تمام دنیا داره. تمام شبکه های اصلی ارتباطی جهان مال اونه. تو تمام نقاط دنیا سفارتخونه داره کنسول گری داره...اینجوری هم بعضی ها دنبال جهانی شدن هستن. با هجوم به فرهنگ ها و تخریب همه سنت ها و آیین ها و اصالت ها. بعضی ها هم اینجوری دنبال جهانی شدن هستند. همانطور که یه عده از دوستان اشاره کردند اینجا این حتما شکست خورده است. هر برنامه ای هر حرکتی که مبتنی بر فطرت الهی انسان ها نباشد، در جهت شکوفایی فطرت های الهی نباشد، این بالاخره پایدار نخواهد بود حتی اگر همه ی دنیا رو فتح کنه. شرایط لازم برای ماندگاری رو نداره. بالاخره می خوره زمین...سی سال قبل فرهنگ آمریکایی در دنیا فرهنگ درجه یک بود. من مردم رو بحث نمی کنم- مردم آمریکا هم مثل مردم جاهای دیگه - مثل ما- همه جا مردم حق طلب اند ، عدالت طلب اند. من حاکمان رو میگم. اونا میخوان از موضع قدرت سیاسی جهانی بشن. این حتما بن بسته. باز اینجا یه تعریفی بکنم، بازم درس پس میدم، خیلی ظلم شده به واژه ها، خیلی ظلم شده به فرهنگ ها، یکی از واژه هایی که خیلی بهش ظلم شده واژه سیاسته. سیاست یعنی تدبیر، تدبیر امور. اما امروز سیاست شده یک محملی برای پیشبرد خودخواهی ها و خودبرتربینی ها و سلطه طلبی ها و زورگویی ها و ... وقتی میگیم سیاست بلافاصله این در ذهن ها تداعی میشه. از این طریق عده ای میخوان جهانی بشن. قطعا ما در نقطه مقابل این هستیم. راه اصیل جهانی شدن عبارتست از راه علم و راه فرهنگ. اصلا اون حقیقت وجودی انسان جز در سایه علم و فرهنگ و معرفت شکوفا نمیشه، بزرگ نمیشه. محاله. نه اینکه آدما قوی و قدرتمند نمیشن. اما قدرتی به دست میارن که در جهت کمال خود اونها هم نیست. وقتی ما میگیم کار علمی در واقع بالاترین خدمت به حقیقت انسانه. نه اینکه باز علمو میخوایم برای تسلط بر دیگران. بعضی ها کار علمی هم می کنند باز برای تسلط بر دیگران. دیدید دیگه الان دیدن بمب اتم دیگه جواب نمیده رفتن سراغ سلاح های بسیار خطرناک تر و کشنده تر از بمب اتم. بمب اتم را بندازیم یه مقدار امکانات مادی هم از بین میره آثارش در نسل ها می مونه، نمی خوان تبعات منفی رو تحمل کنن. سلاح هایی ساختن که فقط موجودات زنده رو از زمین پاک می کنه برای یک بار ، اثر ماندگار هم نداره.بقیه چیزها سالم سرجاشه. آزمایشم کردن. ما کار علمی در جهت نزدیک شدن انسان ها به هم ، در جهت شکوفا شدن حقیقت انسان ها، در جهت رسیدن به فصل مشترک همه ی انسان ها که پاکی و عدالت و عزت و ... علم نباشه انسان معنا پیدا نمی کنه. دروازه ی ورود انسان به هستی علمه و اگه علم نباشه اصلا انسان معنا نداره و بعد هم فرهنگ و معرفت است. فرهنگ باز به معنای اون ادبیات و سنت ها و ارزش هایی که ناظر بر همون مطالبات مشترک فطری است. حالا کی باید کار علمی انجام بده کی کار فرهنگی انجام بده؟ کشور ما شاید بیشتر بعد از انقلاب اینطور شد، قبل از انقلاب هم بوده ، همیشه مردم ما توقعشون از حاکمان بالا بوده. همیشه. اینم فی نفسه چیز بدی نیست. مردم باید توقعشون از حاکم خیلی بالا باشه. از او عدالت بخواد، از او احترام بخواد ، از او اندیشه بخواد ، از او حرکت درست بخواد، صیانت از حریم ملی بخواد. اما چند دهه است این توقع بالا تبدیل شده به مطالبات جزئی و فراموش شدن توان ملی. یعنی همه کارو دولت انجام بده. شدنی است؟ قدرتمندترین دولت تاریخ هم نمیتونه همه ی نیازها رو برآورده کنه. اصلا نشدنی است. یه دولت چقدر توان داره ؟ اصلا دولت توانشو از کجا میگیره؟ حالا با همه ی ایراداتی که به سیستم های دولتی وارده. اون توانی که باید بیاد به عرصه و به نیازهای تاریخی، به نیازهای زمان، پاسخ بده توان مردمی است. هفتاد و پنج میلیون جمعیت داریم نزدیک هفتاد و شش میلیون. اگه هفتاد و شش میلیون انسان همه تنظیم بشن تو یه راستا حرکت کنند همه ی توان ها هم افزا بشود یه ظرفیت بی نهایته. همه ی هدف ها قابل تحققه. هیچ قدرتی با این نمی تونه برابری کنه. هنر دولت اینه که راه رو باز کنه این توان ها بیاد بیفته تو یه جاده اما اصل با کار مردمی است. کی باید کار علمی انجام بده؟ خود مردم. کی باید کار فرهنگی انجام بده؟ خود مردم. حتی سیاست به تعبیر درستش، کی باید سیاست ها رو جلو ببره؟ خود مردم. خیلی وقتا ملاقات یک دانشمند ما با یک دانشمند صدها گره رو باز میکنه که تو دهها ملاقات سیاسی و کار دیپلماسی قابل باز شدن نیست. مردم. چند میلیون ایرانی ارتباطات دارن با بیرون از کشور. فقط هفت هشت ده میلیون نفر هر سال مسافرت می کنند. اینا هم که ارتباط علمی و فکری دارن عددشو نداریم ولی حتما بیش از اینه. کل کارکنان وزارت خارجه سه هزار نفرن. چی کار میخوان بکنن سه هزار نفر؟ چند تا هیئت علمی داریم تو کشور؟ هفتاد هزار تا. اعضای انجمن ها چند نفرند؟ صد هزار نفر. اصلا قابل مقایسه نیست. هر یک نفر عضو انجمن میتونه با پنجاه نفر در دنیا ارتباط داشته باشه. نامحدود. تو اتاقت نشستی تماس داری دیگه. حرف میزنی، میشنوی ، پیام میدی، پیام میگیری. باید بریم به سمت جهانی شدن و آینده رو ما بسازیم. باید آینده رو بسازیم. آینده چه خواهد بود؟ همونی که ما اراده می کنیم. اونی که ما اراده کنیم همون میشه آینده. خارج از این وجود نداره. خدای متعال اینطور مقرر کرده است که "ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" هر چی بشیم و اراده کنیم او خواهد شد. باید آینده رو بسازیم. و می توانیم. و می توانیم. از کارهای اصلی شیطان برای جلوگیری از کمال انسان ها تحقیر انسانه. کاری میکنه که آدما خودشون خودشونو کوچیک بینگارند. کسی خودش خودشو کوچیک بی انگاره کارش تمامه. می تونیم. من با نخبگان یه مطلبی رو عرض کردم، اشاره میکنم عرضمو تمام می کنم. تو دنیا کجا می تونیم وایسیم؟ سطح ملت ایران کجاست؟ شایستگی ما کجاست؟ کی اینو تعیین می کنه؟ عوامل متعددی دست اندر کار است. اما به نظرم مهمترین عامل خود ما هستیم. ما خودمونو در چه سطحی باور کنیم به همون جا خواهیم رسید. به سرعت در دسترس ما قرار میگیره. مثل یه ورزشکار می مونه. یه ورزشکار اگر خودشو المپیکی فرض کنه حتما خواهد شد. مگر حالا حادثه ای اتفاق بیفته. و الا سنت الهی اینه که خواهد شد. از نظر علمی اگر ما خودمونو در قله ی جهان باور کنیم به سرعت به قله جهان خواهیم رسید. خواهیم رسید. باید در هر بخشی بالاترین قله ممکنو هدف بگیریم. در هر بخشی. و من باورم اینه که می توانیم. می توانیم. حالا من باورهای خودمو می گم. اگر ما خودمونو باور کنیم زمان هم در اختیار ماست. زمان هم به تسخیر انسان در میاد. یه دفعه می بینید کار پنجاه ساله تو ده سال انجام شد. کار پنجاه ساله تو پنج سال انجام شد. این تسخیر زمانه دیگه به نوعی، یک تعبیری از تسخیر زمانه. دیگران تو پنجاه سال رسیدن، ما تو سه سال میرسیم. جلو زدیم از زمان. ارتباطات علمی، ارتباطات فرهنگی، بعضیا منفعلند چون خودشونو کوچیک می بینن. داشتیم دیگه. یه ایرانی به محض اینکه با یه خارجی حرف می زنه میگه حرف نزنید - منظور با یک غیر ایرانی است ، من به خارجی داخلی عقیده ندارم چون بالاخره این مرزها به زودی برداشته خواهد شد ، هر مرزی که بخواد بین انسانیت انسان ها فاصله بندازه بین ارتباط انسانی افراد با هم فاصله بندازه اینا برداشته خواهد شد با شتاب بالا داریم میریم به اون سمت- بعضیا ملت را کوچک می انگارند. فکر می کنن حالا مثلا اگر چند تا استاد ما نشست با چند تا استاد اروپایی یا آمریکایی حرف زد اونا اینو به کار می گیرند و مسلط بر این میشن. کوچک انگاشتن توان ملت. رها کنید. باید بره این نیروی عظیم و انرژی عظیم آزاد بشه تو دنیا. اشاره کردن آقای دکتر محقق اینکه فرمودن، من خودم رفتم تو قلب آفریقا دیدم آثار فرهنگ ایران رو. رفتم از کتابخونه های قدیمی بازدید کردم نسخ خطی رو دیدم. با علما نشستم صحبت کردم. واژه های فارسی، سنت های ایرانی، نوع نگاه ایرانی به مسائل جهان و بشریت در علوم گوناگون در فلسفه در ریاضیات در پزشکی، کتبی مال ششصد سال قبل هشتصد سال قبل اونجا هست مطالعه می کنند مباحثه می کنند. باید انرژی عظیم ملت ایران یک بار دیگه آزاد بشه در جهت جهانی شدن و اینم مجراش ارتباطات علمی است ارتباطات فرهنگی است. در این جلسه بزرگداشت حافظ سفیر یک کشور اروپایی یه جمله زیبایی گفت، گفت متاسفانه امروز سیاست و سیاستمداران فرهنگ و انسانیت ما رو به گروگان گرفتند. نمیذارن ارتباط بین انسان ها برقرار بشه. من علتشو میدونم. اونایی که نمیذارن ارتباط بین انسان ها برقرار بشه میدونن اگر این ارتباطات برقرار بشه دیگه جایی برای اونها نمی مونه. چند سال پیش ما نامه دادیم گفتیم بذارید بین تهران و نیویورک پرواز مستقیم برقرار شه. دانشگاهی ها برن ، بیان، موافقت نکردند. من میدونم چرا موافقت نکردند. بعضی هام البته در داخل هستند که با این چیزا مخالف اند. باید بریم با اون خودباوری حقیقی ایرانی برآمده از اندیشه ی توحیدی اندیشه ی الهی . با اون بریم. با اون ایرانی که فردوسی تعریف کرد حالا به مناسبت این دو جمله بگم عرضمو تموم کنم. عرض ارادتی واقعا به ساحت فردوسی داشته باشیم.  چه عظمتی بوده این مرد. بله فشار بهش زیاد بوده. استاد فرمودند. تحت فشار بوده. ولی خوب که تحت فشار بود. اگر در اون دوره از فردوسی تجلیل می کردند کار فردوسی عبث بود و بی اثر بود. ارزشی نداشت. ارزشی نداشت. فردوسی یک حکیم بود، عمیق، تاریخ رو می شناخت، انسان رو می شناخت، تحولات رو می شناخت ، همه ی ارزش های الهی رو زنده کرد، نه فقط برای ملت ایران برای بشر. همین شعری که خوندن، خودش داره میگه:

بسی رنج بردم در این سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

اون موقع عرب بود، غیر عرب همه عجم بودند. فقط ایرانی ها عجم نبودند که. همه عجم بودند. عجم زنده کردم. بشریت رو زنده کردم. استدلالش هم روشنه. شما فرهیخته و اندیشمندید. اشاره کفایت می کنه. شکوفایی حقیقت انسانی در سایه توحیده، در سایه عدالته. در سایه پیگیری راه انبیای الهی است. که ملت ایران همیشه دنبال این بوده. ملت ایران همیشه دنبال این راه بوده. در طول تاریخ. فداکاری کرده. هزینه کرده. جان فشانی کرده در راه این آرمان های متعالی، درخشان ترین کارنامه متعلق به ملت ایرانه. از پیش می رفتند به استقبال تحولات بزرگ بشری. از اینجا می رفتن، شنیده بودن قراره حضرت عیسی به دنیا بیاد رفتن به استقبال. شنیده بودن که قراره رسول خاتم به دنیا بیاد رفتن به استقبال. عده ای اومدن گفتن ما شما رو دعوت می کنیم به مکتب پیامبر ملت پذیرفت تسلیم کرد خودشو. ملت پذیرفت. اما تو دویست سیصد سال یه فریب تاریخی اتفاق افتاد. عده ای آمدند به نام جانشینان پیامبر همون افکار ضد بشری، همون افکار ظالمانه، همون جهانگشایی ها و ظلم ها رو به نام پیامبر. خیلی سخته. ضد دین به نام دین، ضد عدالت به نام عدالت ، دارای تعصبات جاهلی اند، لباس پیامبر پوشیدند. مقابله باهاش خیلی سخت است. نیازمند بت شکنی است. نیازمند خط شکنی است. نیازمند احیای هویت یک ملت بزرگ به نام ایران است. و فردوسی این کارو کرد. اومد هویت تاریخی ایرانی ها رو زنده کرد. کار عظیمی کرد فردوسی. معلومه که اون شاه زمان نباید خوشش می اومد. چون ریشه تمام اشغالگری های تاریخ رو فردوسی سوزانده است. ریشه همه حکمرانی های ضد انسانی را سوزانده است. ریشه ی خودخواهی ها را سوزانده. بایدم بدش می اومد. خدا خیلی فردوسی رو دوست داشت ، خیلی فردوسی رو دوست داشت. اون طرف هم فهمید که اشتباه کرده. فردوسی رو طرد کرده،  در تاریخ منفوره. اون روزهای آخر جایزه فرستاد. من فکر می کنم فردوسی رو خدا خیلی دوست داشت. وقتی جایزه اومد از این ور بدن فردوسی داشت میرفت برای قبرستان. چه بسا اگر زنده بود می رفتند بالا سرش با شمشیر می گفتند یالا بگیر. چاره ای نداشت. و بلافاصله شیپورچی ها تو عالم شیپور می زدند که فردوسی از شاه این چنینی جایزه گرفته است. دیگه شاهنامه معنا نداشت. حکمت معنا نداشت. هویت ایران معنا نداشت. او جانشو گذاشت برای احیای هویت ایرانی. هویت ایرانی میگیم باز بعضیا نگن آقا ضد اسلام حرف زد! اینا آدمهای کوته بینند. اشاره کردن دوستان، هویت ایرانی یعنی هویت توحیدی هویت انسانی هویت عدالت مرز هم نداره. هر جای دنیا اینا باشه اونجا ایرانه. هر جا. مرز نداره که. حوزه فرهنگی ایران کجاست؟ همه ی دنیا. توحید جهانیه، عدالت جهانیه، انصاف جهانیه، عشق جهانیه، کرامت جهانیه ، احترام به دیگران جهانیه. علم جهانیه. همه جا. و او زنده کرد. این یک کار عالمانه است. یه کار عمیقه که بشریت رو زنده میکنه. من تشکر می کنم از همه ی شما امیدوارم که بتونیم در آینده ی نزدیک ساز و کاری داشته باشیم که بیش از گذشته از این ظرفیت عظیم علمی استفاده بشه... یک کسی در خدمت جامعه بشری قرار می گیرد خودشو وقف خدمت به جامعه بشری می کنه در واقع داره به خودش خدمت می کنه، خودشو داره تو این هستی بالا میبره. بیاید دست به دست هم بدیم همه ی ارزش های الهی و انسانی که ملت ایران حداقل هفت هزار سال پای اونها ایستاده از طریق کار علمی، از طریق کار فرهنگی و از طریق کار عالمانه انشاالله در دنیا منتشر کنیم. من تردید ندارم که فردای ایران و فردای بشریت با این استعداد عظیم علمی و فرهنگی فردایی بسیار درخشان است. پیش به سوی ساختن فردای زیبا و دوست داشتنی. موفق و سربلند و پیروز باشید.

سخنرانی در نشست انجمن های علمی ایران- آبان نود و یک


 
دکتر احمدی نژاد در جمع فرهنگیان : چرا خدا ظلم را نمی بخشد؟
ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

... مهم ترین برجستگی و مطالبه انسان، مطالبه ی فطری انسان، عبارتست از احساس کرامت. انسانی که احساس کرامت نکند، له شده است. امکان شکوفایی در او وجود ندارد. مثل دانه ای است که در خاک خفه شده است.  احساس کرامت باید بکنند. کجا باید لذت کریم بودن و با کرامت بودن را انسان ها هم دریافت کنند و راه کرامت را آموزش ببینند؟ در آموزش پرورش. هر یه نفری که میاد از همون ابتدایی باید بزرگ شمرده بشود. هدیه ی الهی است، امانت الهی است. یک انسان است و می تواند خلیفه الله بشود. همه ی اسماء الهی در فطرت او به ودیعت گذاشته شده است. و او می تواند جلوه همه اسماء خدا بشود. راهش احساس کرامته. فرزندان ملت باید احساس بزرگی کنند. احساس عظمت کنند. احساس کرامت کنند. بنابراین در کتب درسی ما، در روش های آموزشی ما، در کارهای تربیتی ما، کوچکترین کلمه و حرف و رفتاری که کرامت این هدایای الهی را مخدوش بکند باید حذف شود. ادبیات ما، نگاه ما، کلام ما، نوشته ی ما، ارزیابی های ما، امتحان ما، ثبت نام ما، باید به گونه ای باشد که همه در این نظام احساس کرامت کنند. انسان تحقیر شده، انسان مرده است. و این هنر شماست. انسانی که احساس کرامت کند به پستی ها تن نخواهد داد. همه ی مشکلات، همه ی انحرافات، همه ی درجا زدن ها، همه ی سقوط ها از ناحیه ی انسان های تحقیر شده است. باید طعم شیرین کرامت انسان بودن را بچشد و این شدنی است. اصلا خمیر مایه ی معلمی کرامت و عزت نفس است...عنصر دیگری که در نظام تعلیم و تربیت باید در روح و جان فرزندان این ملت نهادینه شود عبارتست از عدالت. اصلا محیط آموزش و پرورش باید محیط سرشار از عدالت باشه. عدالت شرط محیطی لازم برای شکوفایی انسان است. چرا عدالت انقدر مهمه؟ چرا همه پیامبران آمده اند برای برپایی عدالت برای برپایی قسط؟ لیقوم الناس بالقسط ، چرا؟ چرا عدالت انقدر مهمه؟ یه چیزی خدا می خواد به بشریت تحمیل کند؟ خیر. عدالت بستر شکوفایی انسانه. این گل را شما نگاه کنید، گل زیبا به ثمر نشسته. اون شاخه ی اصلی، اون دانه ی اصلی همه ی استعدادهای خودشو بیرون ریخته، شده این گل. در چه شرایطی این استعدادها بیرون ریخته خواهد شد؟ زمانی که اون دانه در یک شرایط محیطی متعادل پرورش پیدا کند. آب مناسب، نور مناسب، خاک مناسب، دمای مناسب. این میشه شرایط عادلانه محیطی برای یک دانه. هر کدوم از اینا به هم بخوره معیوب میشه. یه درخت سیب، هر کدوم از این شرایط براش به هم بخوره سیبش معیوبه، یا میوه نخواهد داد، یا میوه ی معیوب خواهد داد. یعنی استعداد ذاتی خودش رو بروز نخواهد داد. عدالت اجتماعی، عدالت در روابط انسان ها، عدالت آموزشی، عدالت در رفتارها، این در واقع بستر و محیط مناسبه برای شکوفایی انسان ها. چرا ظلم انقدر بده؟ چرا خدا اینقدر ظلم رو تحقیر میکنه و سرکوب میکنه باهاش مخالفت می کنه؟ چرا ظلم رو نمی بخشه خدا؟ برای اینکه ظلم حقیقت انسان ها را له می کند. فرصت شکوفایی و خدایی شدن رو از انسان ها میگیره. و در نقطه مقابل عدالت است. باید بچه های ما در طول ده دوازده سال تمرین عدالت کنند. مطالبه عدالت، عشق به عدالت، باید در کام و جان فرزندان این ملت نهادینه بشود. و باید محیط اونقدر عادلانه باشد که یک کودک، یک دانش آموز فرصت پیدا کنه همه ی استعدادهای زیبای خودش رو بیرون بریزه. اینا باید فراهم بشه... بذارید باز راجع به اهمیت عدالت باز یه جمله بگم. کلام پیامبر عزیز ماست، ببینید مقایسه کفر با ظلم. الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم. میگه یک حکومت با کفر باقی میمونه، کفر خیلی چیز بدیست، اما با ظلم باقی نمیمونه. این سنت خداست. قانون خداست. ظلم همه موجودیت انسان ها رو از بین میبره. اصلا نمیذاره اون نهال وجود انسان ها جوانه بزند... سرفصل آموزش و تربیت ما باید تعلیم و تربیت عدالت باشد. در کتب درسی، نوع نگاه معلم، لبخند معلم، پراکنش عشق معلم...عنصر دیگری که برای شکوفایی انسان و کمال انسان لازم است عبارتست از آزادی. آزادی. از شعارهای اصلی انقلاب ما آزادی بود. استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی. همعرض هم. هر جا، این ویژگی انسانه، هر جا احساس کند امری بر او تحمیل شده است در یک فرصت مناسب و در یک زمان مناسب او رو جبران خواهد کرد. عکس العمل رو نشون خواهد داد. باید بچه های ما تمرین آزادی کنند. در آزادی است که انسان ها انتخاب می کنند و انتخابی کمال دهنده. ارزش های الهی زمانی ارزش الهی اند و اثر سازنده در روح و جان انسان ها دارند که آزادانه انتخاب بشن. و الا با اکراه باشه حتما اثرش تخریبی است. به خصوص در تعلیم و نهادینه کردن ارزش های الهی باید اونقدر این ارزش ها زیبا ، با منطق، با برنامه ی تربیتی عمیق، روانشناسانه، عرضه بشود که فرزندان ملت ما آزادانه ارزش های الهی که منطبق بر فطرت اونهاست انتخاب کنند. هر ارزش الهی که تحمیل بشود در یه نقطه ای عکس العمل منفیش بروز خواهد کرد. اثر تخریبیش بیش از اثر سازنده ش است. در کشورم همین طوره. اصل دین هم همین طوره. لا اکراه فی الدین. آیه ی قرآنه. کسی نمیتونه چپ و راستش کنه. توجیهات الکی بیارن نخیر آقا اینجوریش کن اونجوریش کن. مثل بعضی از اصول قانون اساسی نیست که تفسیرش ضد خودشه! آیه ی قرآنه. اصلا همه ی عظمت اسلام و توحید در انتخاب آزاد ملت هاست. و الا اگه بنا بود که با اکراه باشه خب امیرالمومنین قدرتش از همه بالاتر بود یگانه هستی است. اصلا بالاتر خود خدا این کارو میکرد دیگه. راحت می کرد همه بشریت رو. ده هزار سال رنج بشریت، پیامبر پشت پیامبر، یا کشتند، یا تکذیب کردند، یا له کردند، یا منزوی کردن، یا به آسمان رفتن از ترس کشتار بنی بشر. خدا می تونست از همون اول پیچو یه جوری تنظیم بکنه، تمام. همه ی عظمت جمهوری اسلامی به این بود که ملت ایران آزادانه ، نه تحت رودروایسی حزب ، گروه، تبلیغات، نه زیر سایه فشار سر نیزه و تفنگ، آزاد آزاد اومد رأی داد. پاشم وایساد. بهترین فرزندان خودشو داد. فرزندان این سرزمین باید تمرین کنند آزاداندیشی را، انتخاب درست را، انتخاب آزادانه را، انتخاب آگاهانه را، ایستادن پای تصمیم و انتخاب را. باید تعلیم ببینند. به خصوص در ارزش های الهی. این جاها باید معیارهای کیفی برای اندازه گیری لحاظ شود. البته باید ما همه جا نمازخانه داشته باشیم فضاهای ورزشی، فضاهای هنری کتابخانه، اینا رو باید داشته باشیم. بگیم آقا ما روزی پنجاه هزار نماز جماعت برقرار می کنیم، بسیار عالی، این چیز خوبیست اما منظور ما این نیست. باید ببینیم این نمازی که برپا می شود آیا "ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر" هست یا نیست. یعنی این بچه ها دارن به لحاظ معنوی و کیفی میرن بالا یا نه نمازم می خونن اما همون طوری هستن. راستگویی، صداقت، پاکی، این باید عظمتش دریافت بشه توسط یک انسان. ترجیحش باید انتخاب بشه توسط یک انسان. چرا امام زمان غایبه؟ این سرود بسیار زیبایی خوندن. حالا صرف نظر از اینکه ما غایبیم یا امام زمان. امام که نمی تونه غایب باشه، امام هست، همه جای عالم امام هست، هیچ جا خالی از امام نیست. پس ما غایبیم از صحنه. چرا اینطور شده؟ خب خدا میتونست با یه اشاره حاکم کنه امام رو بر هستی. امام هست، ما نیستیم. باید انتخاب کنیم. زمانی که جامعه بشری برسه به اون نقطه ای که انسان کامل رو انتخاب بکند، اون موقع همه چیز عوض می شود. انتخاب بکنه....

تیر نود و یک


 
دکتر احمدی نژاد: دموکراسی تنها شیوه شناخته شده برای استقرار زمامداری صالح است
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩۱ : توسط : توحید

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه

جناب آقای رئیس

عالیجنابان، خانم‌ها و آقایان


- خداوند بزرگ را از توفیق حضور در این اجلاس سپاسگزارم و از جناب آقای یودیونو رئیس محترم جمهوری و دولت و ملت بزرگ اندونزی برای حسن استقبال و پذیرایی و برنامه‌ریزی خوب اجلاس تشکر می‌نمایم.

- اجلاس مجمع دموکراسی بالی در دوره تحولات بزرگ و درباره مهمترین موضوع زندگی بشر یعنی شیوه حکمرانی و بر اساس روش گفتگو، تفاهم و مشارکت برگزار می‌گردد و از این منظر یک حرکت ارزشمند است که امیدوارم با همدلی و همراهی روزافزون همگان نقش سازنده‌ای در همگرایی و اصلاح وضع جهان ایفا نماید.

همکاران محترم

همه ما در موضوعات زیر اشتراک نظر داریم:

- در بین مخلوقات خداوند، انسان دارای جایگاه ممتاز بوده و جهان برای او و در خدمت رشد و بالندگی او آفریده شده است.

- انسان دارای استعدادهای عظیم الهی مانند تعقل، قدرت انتخاب، علم‌آموزی، مدیریت و کمال‌جویی است و میل به جاودانگی دارد.

- همه انسانها به دنبال سعادت، کرامت و رفاه و ساختن دنیایی بهتر و زیباتر بوده‌اند. 

- حقیقت وجودی انسان و تحقق آرزوها و شکوفایی استعدادهای او، در نظام اجتماعی و در سایه صلح پایدار معنا و مفهوم پیدا می‌کند. 

- صلح پایدار نیز تنها در سایه حاکمیت عدالت، پاکی، آزادی و مشارکت همگانی فرصت استقرار پیدا می‌کند.

- به تعبیر دیگر زمامداری صالح شرط لازم و اصلی برای سعادت بشر است.

دوستان گرامی

- بشر طی هزاران سال و در یک سیر کمالی برای رسیدن به زمامداری صالح تلاش و شیوه‌های گوناگونی را تجربه کرده است. گرچه در اکثر مقاطع زمامداران ناصالح بر او تحمیل شده‌اند.

- امروز دموکراسی به عنوان آخرین دستآورد بشر، تنها شیوه شناخته شده‌ای است که می‌تواند راهی به سوی استقرار زمامداری صالح محسوب گردد.

- دموکراسی آنقدر جاذبه دارد که بسیاری آن را قله دستآوردهای بشر معرفی می‌نمایند.

- دموکراسی امیدهای فراوانی را برانگیخته است و مبارزات گسترده‌ای صرف تبیین و استقرار آن در جای جای جهان شده و می‌شود.

- اما آیا مشکلات جامعه بشری برطرف شده و سعادت آنگونه که مورد نظر بوده حتی در کشورهایی که مدعی پرچمداری و کمال دموکراسی‌اند استقرار پیدا کرده است. 

- نگاهی به وضع موجود داشته باشید.

- روند برده‌داری و استعمار و تضییع حقوق انسانها به شکل‌های جدیدی ادامه دارد. 

- اشغال سرزمین‌ها و آواره و اسیر کردن مردم بومی مانند فلسطین، لشگرکشی و کشتار مانند افغانستان و عراق و پاکستان، خفقان و سرکوب و نقض گسترده آزادی‌ها و حقوق اساسی ملت‌ها،‌تروریسم، پایگاههای نظامی و اطلاعاتی قدرتهای مسلط جهانی، چپاول سیستماتیک ثروت ملت‌ها و تحمیل عقب‌ماندگی و فاصله طبقاتی بر آنها، توسعه سلاحهای کشتار جمعی خطرناک‌تر از اتم و تهدید آشکار ملت‌ها ادامه دارد.

- اکثریت ملت‌ها از وضع موجود ناراضی‌اند به گونه‌ای که هر کجای جهان شعار "تغییر" آراء‌فراوانی را به خود جلب می‌نماید. اکثریت ملت‌ها این احساس را ندارند که ارادة‌آنان در زمامدارانشان جاری می‌شود.

- به راستی مشکل در کجاست و چگونه باید به آن پایان داد.

همکاران عزیز

- شکی نیست که خداوند حق حاکمیت را به انسانها هدیه کرده و اجازه داده است که انسانها خود سرنوشت و شیوه زندگی خود را انتخاب نمایند. 

- او از انسانها خواسته است که با اراده و انتخاب آزاد خود عدالت و پاکی را مستقر و راه را برای سعادت جامعه و صلح پایدار هموار نمایند.

- نظام اجتماعی و شیوه زمامداری نقش اصلی را در انجام این مأموریت بزرگ دارد.

- حاکمیت متشکل از دو بخش قابل تفکیک اما به هم پیوسته یعنی مردم و حاکمان است. 

- هر دوی اینها مسئولند و باید با هم حاکمیت را اداره نمایند.

- نوع دریافت از نقش هر یک از این دو تاثیر تعیین کننده در ایفای مسئولیت دارد.

- مردم باید خود را حاکم بپندارند و با احساس مسئولیت دائمی نسبت به امور اجتماعی به عنوان یک وظیفه قطعی، عدالت و پاکی و آزادی را در زندگی خود اعمال نمایند و به طور مستمر آن را مطالبه، در تحقق آن مشارکت و بر اجرای آن نظارت داشته باشند. امکان تحقق این ارزش‌ها با میزان حساسیت اجتماعی به آنها رابطه مستقیم دارد. 

- متاسفانه برخی با انگیزه‌های گوناگون نقش مردم در زمامداری را به دادن رأی به کاندیداها و احزاب تنزل داده و می‌دهند.

- این امر موجب کاهش نقش و حساسیت اجتماعی آحاد جامعه در مدیریت و مآلاً عامل اصلی در بروز مشکلات در نظام‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است.

- از سوی دیگر حاکمان نیز در جهت اجرای عدالت و استقرار پاکی و آزادی باید خود را تنها متعهد به مردم بدانند و تمام ظرفیت حکومت را در راه آن اهداف به کار گیرند. 

- تحقق اهداف متعالی مذکور میسور نخواهد بود مگر آنکه حاکم خود پاک، عادل و آزاد باشد و جز عشق به مردم و ایمان به وظایف و تکالیف پذیرفته شده، انگیزة دیگری برای قبول مسئولیت نداشته باشد. 

- چنین حاکمی قطعاً نباید به غیر از قاطبة مردم به جایی متعهد باشد.

- حاکم باید فصل مشترک خوبی‌ها، زیبایی‌ها و مطالبات فطری مردم باشد.

- متاسفانه برخی با انگیزه‌های گوناگون، حاکمیت را فرصتی برای 

بهره‌برداریهای شخصی و حزبی می‌دانند. به تعبیری همان تمایلات دیکتاتوری را در قالب‌های جدید و فریبنده و گاه به نام دموکراسی به مردم تحمیل می‌کنند.

- کم و یا نادیده انگاشتن نقش مردم از یک سو و انحراف در کارکرد حاکمیت از سوی دیگر موجب تبعات منفی گسترده‌ای شده است که به برخی از آنها اشاره می‌نمایم:

- دموکراسی در عمل به حاکمیت اقلیت تبدیل شده است و اکثریت مردم در تصمیمات اساسی جوامع نقش تعیین کننده ندارند. به وضع اروپا و امریکا نگاه کنید.

- انتخابات که یکی از صحنه‌های اصلی تجلی اراده مردم است به صحنه مبارزات تبلیغاتی سرمایه‌داران و هزینه‌های سنگین تبدیل شده است و بسیاری از عناصر مستقل، پاک و کارآمد فرصت حضور در حاکمیت پیدا نمی‌کنند. 

- عدالت و آزادی و کرامت انسانی قربانی خودخواهی‌های عده‌ای اقلیت شده است.

- بین شعارها و رفتار حاکمان قبل و پس از انتخابات فاصله گسترده‌ای ایجاد شده است. 

- هزینه‌های تبلیغاتی موجب تعهد حاکمان به گروههای خاص شده و عملاً آنها را از اهتمام به مطالبات اکثریت مردم بازداشته است. 

- اصالت جلب آراء‌گروههای خاص اجتماعی موجب زیر پا گذاشتن بسیاری از ارزش‌ها و اصول انسانی شده است.

- در عرصه بین‌المللی نیز همان مشکلات اما در ابعادی گسترده‌تر وجود دارد.

- امروز همه می‌دانند که نظامات اجتماعی ملی و بین‌المللی درهم تنیده‌اند و تعامل آنها روزافزون است و به زودی دایره تأثیر و تأثر تا جایی گسترش می‌یابد که این دو به یک مجموعه واحد تبدیل و مرزها به مرز تقسیم کار سرزمینی مبدل می‌شوند.

- نظامات بین‌المللی به اندازه نظامات ملی دارای نقش و اهمیتند و اصلاح آنها به همان اندازه، مهم است.

- اما چه باید کرد؟

- بنظرم باید در یک همگرایی عمومی و در یک برنامه هماهنگ جمعی تلاش نمائیم:

1- فرهنگ عدالت، پاکی، آزادی حقیقی و مسئولیت عمومی 

عدالت‌طلبی و پاکی‌جویی تبلیغ و نهادینه گردد.

2- در شیوه‌های زمامداری تجدید نظر شود و سطح و نقش مردم در اداره جوامع به بالاترین سطح ممکن ارتقاء‌یابد به گونه‌ای که مردم در همه امور اجتماعی نقش و مسئولیت فعال و مستمر به عهده گیرند.

3- تعریف واحدی از حقوق اساسی انسانها از جمله آزادی، کرامت و حق حاکمیت تبیین و ترویج گردد.

4- شیوه گزینش حاکمان اصلاح و از سیطره سرمایه و گروههای خاص خارج شود.

5- اصلاحات اساسی در شورای امنیت و سازمان ملل و مراکز وابسته به آن به نفع عدالت و به نفع مردم و مشارکت عمومی ملتها در مدیریت جهانی انجام شود.

- نشست جنبش غیرمتعهدها در تهران با تبیین و تاکید بر نقش مشارکت عمومی ملت‌ها و دولتها در استقرار صلح پایدار، همگان را به این مشارکت فراخوانده است.

- استقرار کامل و حقیقی دموکراسی یعنی حاکمیت مردم جز در سایه تعهد عمومی به عدالت و پاکی و آزادی ممکن نیست و این خود بر آمده از دو حقیقت متحد یعنی خداپرستی و عشق به مردم است.

- پرستش ثروت و قدرت و خالی شدن قلب‌ها از عشق به انسانها علت اصلی عدول از عدالت و همه مشکلاتی است که امروز گریبان جوامع بشری را به سختی گرفته است.

- پرستش خدا در حقیقت عشق به همه زیبائیها و در نقطه اوج عشق به بهترین مصداق زیبایی، یعنی انسان است.

- پرستنده‌ترین انسانها، عاشق‌ترین به مردم‌اند و عاشق‌ترین به مردم، پرستنده‌ترین‌اند. 

- دمکراسی هرگز از لوله‌های تفنگ و یا دیگر شیوه‌های تحمیلی مستقر نخواهد شد.

دوستان و همکاران

- مسئولیت‌‌ جامعه بشری در استقرار عدالت و پاکی در سایه اراده ملت‌ها و بر اساس توحید و عشق به انسانها بالاترین و سنگین‌ترین مسئولیت است که طی قرون و اعصار فداکاریهای فراوان در راه آن انجام شده است.

- اما خالق مهربان انسانها را در انجام این مأموریت رها نکرده و پیوسته یار و مددکار آنان بوده است.

- خداوند جامعه‌ای سرشار از عشق، زیبایی و صلح را مقرر کرده و وعده داده است و این خلاصه پیام پیامبران الهی است.

- او می‌داند که چند هزار سال زندگی بشر در زمستان سختِ تبعیض و تحقیر در حال سپری شدن است و جانها به سرعت تشنه بهار عدالت و پاکی و آزادی می‌شوند. 

- او می‌داند که جز از طریق حاکمیت کامل توحید، عشق، عدالت و آزادی بر مراکز اصلی جهان، انسانها طعم شیرینِ بودن و زندگی را نخواهند چشید.

- او مقرر کرده است که انسان کامل که بالاترین مرتبة‌تجلی خداوند و همه زیبائیها در عالم هستی و تنها راه دسترسی انسان به خدا و خوبیها است به همراه حضرت عیسی(ع) و صالحان خواهند آمد و با بکارگیری ظرفیت‌هایِ مثبتِ انسانیِ همة ملت‌ها بهارِ واقعیِ بشریت را به او هدیه خواهند کرد.

- او می‌آید و همه زنجیرها و فشارهای سنگین مادی و روحی را از دوش بشر برمی‌دارد و آزادی حقیقی را به او هدیه می‌کند.

- او می‌آید و عشق و عدالت را در تمام رگهای هستی و تمام زوایای مناسبات ملی و بین‌المللی جاری می‌کند.

- او می‌آید و کرامت همه ملت‌ها و انسانها را زنده می‌کند و راه را برای مشارکت کامل و واقعی همه ملت‌ها و انسانها در مدیریت جوامع ملی و بین‌المللی باز می‌کند.

- او می‌آید و همه انسانها را تا خدا بالا می‌کشد و جهانی سرشار از سعادت و امید و زیبایی به همه هدیه می‌کند.

- ظهور منجی به همراه مسیح آغاز بهار حقیقی بشریت است.

- صدای پای بهار می‌آید، همه آماده باشند و با امید و عشق به کاروان بهار بپیوندند.

- مجدداً از برادرم جناب رئیس جمهور و همه شما که برای هدفی مقدس گردهم آمده‌اید تشکر می‌کنم و امیدوارم مجمع دموکراسی بالی در اهداف خود موفق باشد.

موفق باشید

هجدهم آبان هزار و سیصد و نود و یک- مجمع دموکراسی بالی- اندونزی

منبع : سایت ریاست جمهوری


 
مظلومیت امام عصر (عج) از زبان دکتر احمدی نژاد
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

... پیامبران مظلوم بودند برای اینکه قدر اونها شناخته نشد. امیرالمومنین مظلوم بود قدر او شناخته نشد. پیامبر خاتم مظلوم بود قدر او شناخته نشد. امروز هم امام مظلوم است. نزدیک به هزار و دویست سال امام است خلیفه خداست چشم او چشم خدا گوش او گوش خدا قلب او قلب خدا دریافت او دریافت خدا. همه عالم رو می بینه همه هستی رو می بینه. همه ظلم ها رو می بینه. همه ناجوانمردی ها رو می بیند. مظهر لطف خداست مظهر رافت خداست. همه ی خلق خدا رو دوست داره. همه ی انسان ها رو دوست داره. می بینید چه اتفاقی داره در عالم می افته...این خطاب خطاب جهانی است. خطاب قبیله ای و طایفه ای نیست. تنها راه نجات بشریت بازگشت به انسان کامل است بازگشت به امام است. هرکس ادعا بکند و در طول تاریخ ادعا کرده است که غیر از طریق انسان کامل می تواند سعادت جامعه بشری را تامین کند دروغگوی بزرگی است. می بینیم که نتونستن. در کجای تاریخ حتی در یک گوشه ای جمعی به سعادت کامل رسیدن؟ نذاشتن که. شیاطین نذاشتن. در زمان خود رسول خاتم هم نذاشتن. دیدیم که نذاشتند. نذاشتن که مردم ذوب در پیامبر بشن. وجودشونو گره بزنن با پیامبر، هستی شون رو گره بزنن با پیامبر. نذاشتن. هم انسان ها مظلوم شدند و بالاتر از اونها پیامبران و امروز انسان کامل، امام مظلوم است. ظلم های فراوانی میشه به امام. هرجا ظلمی می شود، ظلم به امام است. ظلم به خداست. هر جا ناجوانمردی اتفاق می افته ناجوانمردی نسبت به امام است نسبت به خداست. خیلی وقتا افراد در قالب دلسوزی ظلم می کنند. اونایی که امام رو بد معرفی می کنن به جهان. امام رو جوری معرفی می کنن که اصلا امام بناست بیاد ماها رو بر کرسی حکومت دنیا حاکم کند یا بناست بیاد یه زندگی مثل اون چیزی که ما امروز داریم انجام میدیم به دنیا عرضه کند؛ این بالاترین ظلم به امام است. یا اینکه بعضیا امام رو سپر می کنن برای خودشون...این ظلمه به امام. زمانی جامعه بشری به سعادت خواهد رسید که امام از مظلومیت خارج بشود. و البته اون روز وعده داده شده است. وعده داده شده است. نسیمش امروز در عالم پیچیده است. عطرش در عالم پراکنده شده است. صاحب غدیر در راه است. تکمیل کننده رسالت انبیا در راه است. وارث امیرالمومنین و پیامبران و حضرت زهرا و بقیه ائمه در راه است...امروز هرکس به دنبال عدالت است هرکس به دنبال سعادت جامعه بشری است هرکس ادعایی دارد که می تواند در جامعه بشری کمالی را بیافریند باید دنبال معرفی امام و حاکمیت امام باشه و الا بیراهه است. به جایی نخواهد رسید. تجربه شد در طول تاریخ. در دوره اخیر هم تجربه شد. الان هم خیلی ها در تکاپو و تلاطم اند میخوان سیستم ها رو عوض کنند. ادعاها فراوان است که میگن ما می تونیم درست کنیم همه چیز را. بفرمایید. شما خودتونو نتونستید درست کنید. هرکس ادعای اصلاح گری و مصلحی دارد شرط صداقتش شرط درست بودنش اینه که ببینیم چقدر به امام دعوت می کند نه به خودش. غدیر در راه است. غدیر روز تجدید میثاق با همه خوبی ها و زیبایی های هستی است. روز تجدید میثاق با خداست. روز معرفی انسان کامل است. روز معرفی امام است...

یازده آبان نود و یک- مراسم ثبت جهانی مسجد جامع عتیق اصفهان


 
سیاوش هنوز هم زنده است...پریسا شیبانی درباره دکتر احمدی نژاد
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ آبان ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

صحبت های پریسا شیبانی به نمایندگی از ایرانیان مقیم کویت درباره دکتر احمدی نژاد

"اما اینک تو باید بگویی ای سرزمین عاشقان از آن فرزند خاکی ات، از آنکه نشناخته آمد، مختاروار قدم نهاد، و چه زود شناخته شد. چرا که بیرق عدالت را کاوه وار ، پاکی سیاوش را مظلوم وار، صلابت رستم را بی ادعا، تنهایی های علی را غریبانه و سخنان امیرکبیر را آتشین وار به زبان می آورد. او آمد و واژه خشکیده اعتماد با آمدنش به گُل نشست. هفت سال، آری هفت سال کشتی به گل نشسته تو را ای سرزمین آریایی ام از طوفان آتش و خون به ساحل نجات رساند تا فرزندانت بدانند سیاوش هنوز هم زنده است و آزمون گذشتن از آتش کینه ها و هوس ها یادآور پاکدامنی او در این بحبوحه ی تهمت ها و فسادهاست. اما او خسته است ، آری او خسته است و عزم رفتن کرده. زیرا بارها در این سالها قلب آسمانی اش با تندباد زخم زبان ها و تهمت ها به شکستن نشسته. من ، این هموطن دور مانده از وطن او خوب می دانم رنج و خستگی از قضاوت های ناآگاهانه ی دشمنان دوست نما بارها وجودش را لرزانده اما حتی لحظه ای تردید از ادامه ی این راه به خاطر پر رنجش خطور نکرد. با او که اکنون افتخار میزبانی اش را دارم سخنها دارم. این منم، میراث دار اشک های به خون نشسته ی لیلی ، این منم وارث بی قراری های شیرین، شجره نامه ی عمر مرا با خون نگاشته اند. مظلومیت و غریبی چشمان من نشان از بی کسی زینب دارد پهلوی شکسته فاطمه نشان وجود ترک خورده ی من از نقش زن بودن است. پس با ما از رفتن ها نگو. می دانم غروب آشناست و دلت هوای کربلا دارد. سالهاست که کربلایی ام. با ما بمان. این سرزمین هنوز هم تشنه ی روح بلندپرواز توست. تو از درد این مردم زاده شده ای.  تو از درد این مردم زاده شده ای.  پس رهایشان نکن.  و این بار مسیح وار با کالبدی از نور و امید دوباره طلوع کن که ایران امروز ، که ایران امروز نتیجه ی تمام خودباوری های دیروز توست."

با تشکر از شبکه ایران : http://www.inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=1&Id=116191&Rate=0

مهر نود و یک - دیدار با ایرانیان مقیم کویت


 
متن نامه مهم دکتر احمدی نژاد به رئیس قوه قضائیه
ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ آبان ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

آیت الله صادق لاریجانی

رئیس محترم قوه قضائیه

سلام علیکم

پاسخ مورخه 91.07.30 جنابعالی که با مُهر"خیلی محرمانه" ارسال گردید واصل و موجب تشدید نگرانی اینجانب از نحوه اجرای اصول متعدد قانون  اساسی از سوی ریاست محترم قوه قضائیه گردید. از آنجا که این مکاتبات مربوط به حقوق اساسی ملت است ضرورتی به محرمانه بودن ندارد، درباره نامه فوق نکات زیر را متذکر می گردم:

1- بر اساس اصل 113 قانون اساسی رئیس جمهوری به عنوان منتخب ملت بالاترین مقام رسمی کشور پس از رهبری و رئیس قوه مجریه و به علاوه مجری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. همچنین بر اساس اصل 121 قانون اساسی ریاست جمهوری با سوگند شرعی متعهد به صیانت از حقوق اساسی ملت شده است. متن اصول فوق ک املاً‌روشن است. صیانت از حقوق اساسی ملت از منظر تدوین کنندگان قانون اساسی آنقدر مهم بوده است که در متن سوگند شرعی ریاست جمهوری به وضوح درج شده است و تفاسیر متعدد شورای محترم نگهبان نیز بر این مسئولیت و اختیار خطیر رئیس جمهوری تاکید دارد.

2- اینجانب بر اساس وظیفه قانونی، بررسی نحوه اجرای اصول قانون اساسی در آن قوه از جمله نحوه دادرسی را در برنامه کاری خود داشته ام. از سال 88 چندین بار با جنابعالی مکاتبه و مواردی از قانون اساسی را تذکر داده ام لیکن از علنی کردن آنها خودداری نموده ام. در سخنرانی های عمومی تذکرات لازم برای اجرای عدالت و رسیدگی دقیق به حقوق مردم داده ام. به خصوص در جلسه مورخه 91.04.06 مسئولین قضایی در مشهد مقدس نگرانی خود را دربارة اهتمام کافی قوه قضائیه به تامین و رعایت حقوق اساسی ملت مندرج در اصول متعدد قانون اساسی از جمله اصول2 ، 3 ، 6 ، 9 ، 19 ،20 ، 22 ، 23 ، 24 ، 25 ، 26 ، 27 ، 32 ، 34، 35 ، 36 ، 37 ، 38 و 39 به صراحت اعلام نمودم.

3- در نامه خود فرموده اید که رئیس جمهوری قبل از برنامه ریزی برای سرکشی به زندان باید از قوه-قضائیه اجازه بگیرد. دو بار هم تاکید کرده اید که سرکشی به زندان اوین به مصلحت نمی باشد و یک بار هم فرموده اید که موافق نیستید. باید یادآور شوم که در اصول قانون اساسی لزوم اجازه یا موافقت و یا مصلحت اندیشی قوه  قضائیه در اجرای وظایف قانونی رئیس جمهوری پیش بینی نشده است.

چگونه جنابعالی اجرای قانون اساسی را به مصلحت نمی دانید. اگر این نگاه بر کل فعالیت های قوه قضائیه حاکم باشد آیا نمی شود تصور کرد که برخی از اصول قانون اساسی و حقوق اساسی مردم با مصلحت اندیشی و تشخیص شخصی در قوه قضائیه متوقف شده و یا نادیده انگاشته می شود. متاسفانه جنابعالی قبلاً اعلام کرده اید که وجود هیئت منصفه مطبوعات که صراحت اصل 168 قانون اساسی است را قبول ندارید که در این مورد حضوری تذکر دادم. اما متاسفانه ظاهراً بخشی از اقدامات قوه قضائیه درباره مطبوعات و رسانه ها با همین نگاه انجام می گیرد.

4- در نامه فوق با استناد به عناوینی چون ضرورت رسیدگی به معیشت مردم و یا اینکه یکی از منتسبین نزدیک اینجانب (آقای جوانفکر  مدیر روزنامه ایران) مشغول تحمل کیفر در زندان اوین است و یا اینکه چرا در سال هفتم  ریاست جمهوری سرکشی انجام می شود و یا اینکه نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری بعدی هستیم، سرکشی از زندان اوین را دارای شائبه سیاسی و حمایت از مجرم تلقی فرموده اید:

اولاً به استناد کدام اصل از اصول قانون اساسی جنابعالی می توانید امری را تفسیر سیاسی کنید و مانع از اجرای قانون اساسی شوید.

ثانیاً آیا به عنوان رئیس قوه قضائیه می توانید به استناد تشخیص سیاسی خود حکمی صادر نمائید.


ثالثاً مگر بناست قوه قضائیه و یا زندان اوین در انتخابات آتی نقشی ایفا نمایند.

رابعاً آیا جنابعالی برنامه های کاری و اجرای وظایف مندرج در قانون اساسی و اصل قضاوت را منوط به شرایط سیاسی می دانید.

خامساً به راحتی به اینجانب اتهام " حمایت از مجرم" زده اید. گرچه اینجانب حکم علیه آقای جوانفکر را بر خلاف عدالت می دانم ولیکن محاکمه تمام شده و ایشان در حال تحمل مجازات است. چگونه ممکن است سرکشی به زندان حمایت از مجرم تلقی شود. به علاوه شما از کجا می دانید که دیدار با ایشان در برنامه کاری اینجانب بوده است.

در حالی که جنابعالی به آسانی به رئیس جمهوری که نماینده ملت و مجری قانون اساسی است اتهام می‌زنید آیا می توان برای آحاد مردم که پشتیبان خاصی جز خداوند ندارند امنیت قضایی متصور بود. ضمن احترام عمیق به خیل عظیم قضات متعهد و کارکنان شریف قوه قضائیه باید اذعان نمایم که برخی معتقدند این رفتار به یک رویه در مسئولین بلند مرتبه قوه قضائیه تبدیل شده است. توجه شما را به برخورد سخنگوی قوه قضائیه با سئوال خبرنگار جلب می نمایم. لازم به ذکر است که آقای جوانفکر مشاور مطبوعاتی اینجانب بوده ولیکن هیچ نسبتی با اینجانب دور یا نزدیک ندارد.

سادساً‌ آیا به نظر جنابعالی اجرای اصول قانون اساسی می تواند تحت تاثیر سالهای مختلف مسئولیت یک مسئول متوقف و یا دگرگون شود. آیا باید پذیرفت که بسیاری از رفتارها و مواضع در قوه قضائیه تحت تاثیر حوادث سیاسی است.

سابعاً اتفاقاً‌رفع ریشه ای مشکلات مزمن اقتصادی کشور ایجاب می نماید که علاوه بر اقدامات صرف اقتصادی، نحوه اعمال عدالت و برخورد با مفاسد اقتصادی و رانت خواری های عده ای خاص و ایجاد امنیت عمومی اقتصادی که در تمهید فضای سالم اقتصادی و اثر بخش بودن سیاستها و برنامه های اقتصادی دولت نقش تعیین کننده دارد، نیز مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد. اموری که جزء‌وظایف اصلی قوه-قضائیه بوده و از این جهت نقش این قوه را ممتاز کرده است تا جایی که به اعتقاد بسیاری از علما وظیفه قطعی و لاینفک حکومت قضاوت است. متاسفانه گزارش مستند و دقیقی از انجام این وظایف قوه قضائیه در دسترس نیست.

ثامناً در حالیکه به فرموده امام راحل (ره) زندان باید دانشگاه باشد و علی القاعده درب آن به روی اقشار مختلف از جمله حقوقدانان، روانشناسان، جامعه شناسان و محققین علوم انسانی و دانشجویان و مددکاران اجتماعی باز باشد، بازدید رئیس جمهوری که انتظار می رفت با استقبال مسئولین قوه قضائیه مواجه شود، شائبه ای ایجاد نمی کند بلکه مخالفت با این امر شائبه های زیادی ایجاد خواهد کرد.

تاسعاً آیا قابل قبول است که اینجانب نیز پرداخت بودجه های کلان به قوه قضائیه را به مصلحت ندانم.

5- ضمن تذکر اصول 61 ، 113 ، 121 ، 161 و بند 2 اصل 156 اعلام می دارم که به استناد اصول متعدد قانون اساسی از جمله اصل 113 و سوگند شرعی اصل 121، مصمم به اجرای کامل قانون اساسی و اصلاح اساسی و ریشه ای امور کشور هستم و مطمئناً با سرکشی از زندانها و برخی دادگاهها نحوه اجرای اصول قانون اساسی و رعایت حقوق اساسی ملت را مورد بررسی قرار داده و گزارش آن را به ملت بزرگ و مقام معظم رهبری تقدیم خواهم کرد. انشاء‌الله .

در انجام این وظیفه سنگین یاری همه قوا و دلسوزان و لطف خدای متعال را می طلبم.

محمود احمدی نژاد


 
ما از تبار رستم و فرهاد و آرشیم...سخنان دکتر احمدی نژاد در جمع ایرانیان در کویت
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ آبان ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
خدای بزرگ را سپاسگزارم و از صمیم دل خوشحال از اینکه در سفر کوتاه به کویت این فرصت را عنایت کرد لحظاتی را در جمع صمیمی و با صفای هموطنان عزیز باشیم سرود بسیار خوبی را خواندند دختران عزیزمان، خوشامد به لهجه و بیان اقوام گوناگون ایرانی بسیار زیبا بود. اشعار هم غیر از آن قسمت هایی که درباره من بود همه اش زیبا و دلنشین بود خوب آقای وزیر ارشاد اینجا هستند به من گفتند از زبان لسان الغیب به شما سلام عرض کنم من هم این کار را انجام می دهم بالاخره باید سلام عرض کنیم به هموطنان عزیز:

سلامی چو بوی خوش آشنایی          بدان مردم دیده روشنایی
انشا الله همیشه سالم و سرفراز باشید نمی خواهم زیاد معطلتان بکنم می خواهم دو سه نکته را خدمتتان عرض کنم. معلوم هست در جمع ایرانیان بهترین سخن، سخن از ایران هست فکر می کنم کمتر کسی است در دنیا که این را نداند که وقتی سخن از ایران می شود سخن از یک فرهنگ است سخن از دایره جغرافیایی خاصی نیست سخن از ارزشها و آرمان هایی است که همه ملت ها در طول تاریخ به دنبال آن بوده اند ما ایران را دوست داریم به دو جهت : اول حب الوطن من الایمان هر کس باید زادگاه خودش را دوست داشته باشد چرا که بستر نشو و نما و کمال انسان است؛ دوم اینکه ایران حقیقتا دوست داشتنی است آنهایی که با تاریخ آشنا هستند هم شما یک لحظه تاریخ جهان را در ذهنتان ترسیم کنید

این فرض را که ما ایرانی هستیم را بگذارید کنار، یک نفر هستیم مال هیچ جا، یک انسان هستیم می خواهیم انتخاب کنیم به ما قدرت انتخاب داده اند می گویند انتخاب کن که کجایی باشی، تاریخ بشر را در ذهنمان ترسیم کنیم همه ملت ها را، همه عزیزند، آفریقا را؛ آسیا را؛ اروپا را؛ امریکا را یک لحظه می شود تصویر کرد آن مقدار که از تاریخ می دانیم آیا تاریخ ملتی به درخشانی تاریخ ملت ایران هست؟دیروز ما آذربایجان بودیم یکی از مسؤلین آذربایجان به من می گفت: که من رفتم به موزه معروفی در اروپا، همه موزه را دیدم یک لحظه با خودم فکر کردم اگر آثار مربوط به ایران را از این موزه برداریم آیا چیزی از  آن موزه باقی می ماند؟ شما فرهنگ و تمدن بشری را ببینید این را همه اذعان دارند اگر سهم ایران را از تمدن بشری برداریم نمی گویم چیزی باقی می ماند اما چیز قابل توجهی از آن باقی نمی ماند. ویژگی های ایران، ویژگی های بسیار بسیار برجسته ای است فرصت نیست من همه آنها را مرور بکنم اما چند تا از آنها را بگویم بد نیست، شاید لازم باشد هر روز اینها را بیان کنیم ملت ایران شاید تنها ملتی است که از ابتدا موحد بود هیچ آثاری از بت پرستی در باستان شناسی های ایران بدست نیامده است، بیش از 7 هزار سال شناسایی شده است تاریخ ایران در باستان شناسی، همیشه ملت ایران موحد بوده است اگر هم کسانی دنبال خط دیگری بوده اند خود ملت ایران آنها را در درون خود هضم کرده است.

 

ملت ایران همیشه حق طلب بوده است

ملت ایران همیشه حق طلب بوده است هر وقت کلمه حق از زبان هر کسی بیرون آمده است ملت ایران پذیرفته اند، تعصب قومی نداشته اند از برجسته ترین نمونه های حق طلبی ملت ایران، پذیرش اسلام هست. ایران تنها ملتی است که آزادنه اسلام را انتخاب کرد و پذیرفت، بعضی ها خیال می کنند آمدند ایران را شکست دادند و فتح کردند، اینطور نیست، ملت ایران در آن زمان به لحاظ علمی، صنعتی و توانایی های مختلف بسیار پیشرفته تر از کسانی بود که او را به اسلام دعوت کردند. ملت ایران به آنها نگاه نکرد بلکه به کلام حق پیامبر و اهل بیت ایشان نگاه کرد دید حق آنجاست پذیرفت و الا قادر نبودند که ایرانی ها را شکست بدهند. ملت ایران به صحنه نیامد، اسلام را پذیرفت و 1400 سال پایش هم ایستاد. بیشترین خدمات را به اسلام، ملت ایران انجام داده است باز از جاهایی که خدمات و تلاش های ملت ایران را برداریم چیزی باقی نمی ماند تبیین اندیشه و مکتب اسلام و فرهنگ اسلامی است. ایرانی ها همیشه حق طلب بوده اند.

ایرانی ها همیشه عدالت طلب بوده اند

ایرانی ها همیشه عدالت طلب بوده اند؛ عاشق عدالت. تا جایی که بعضی از حاکمان ایران که شاید هم با عدالت فاصله زیادی داشتند برای جلب توجه مردم به خودشان لقب عادل می دادند. ملت ایران همیشه کمال جو بود یعنی به دنبال کمال انسانی سعادت بشری بوده است به هیچ حدی از پیشرفت قانع نبود به همین دلیل است که در دامان خود انسان های بزرگ تربیت کرده است که برخی از آنها بعد از گذشت هزار و اندی سال مثل خورشید می درخشند همیشه بهترین ها را خواسته است. شما ملتی را پیدا نمی کنید که در زندگی داخلی خودش هم هنرمندانه زندگی کند. بگذریم از اینکه در یک مقطع کوتاهی به واسطه حضور مستعمرگران یک مقدار رابطه ما قطع شد این صنایع دستی عظیم ایران را نگاه کنید هیچ جای دنیا اینطور نیست. هنرمندانه ترین زندگی مال ایرانی ها بوده است چرا؟ برای اینکه کمال جو و زیبایی دوست هستند. ایرانی ها همیشه صلح دوست بوده اند و صلح را برای همه می خواستند عدالت را برای همه می خواستند . بحث ناامنی خلیج فارس بود هم در نیویورک و هم در اینجا سوال کردند خوب می خواهند ایران را متهم کنند که می خواهد امنیت را به هم بزند و این حرف ها. گفتم در چند هزار سال که این خلیج فارس خلیج فارس هست، همیشه امن بوده است و ایران امنیتش را برقرار کرده است چرا؟ چون ایران امنیت را برای همه می خواهد صلح و عدالت را برای همه می خواهد هر گاه بیگانگان آمده اند امنیت منختل شده و ناامنی درست شده است یک موقع پرتقالی ها آمدند و یک موقع دیگر انگلیسی ها آمدند اخیرا هم به بهانه حمایت از صدام همه شان باهم آمدند و الا خلیج فارس همیشه امن بوده است ایرانی ها همیشه در غم وشادی ملت ها شریک بوده اند.

ایرانی ها عمیقا به عشق و محبت بین انسان ها پایبندند در هیچ جای دنیا ملتی را پیدا نمی کنید که اینقدر روابط بین مردم با هم عاطفی و نزدیک باشد. یک گوشه ایران زلزله می شود همه ایران بسیج می شود خیلی وقت ها اصلا قابل مدیریت نیست. جاده ها بند می آید کامیون پیدا نمی شود هر کس هر چه می تواند می آورد دو تا صحنه برایتان بگویم : در زلزله بم یک کسی که خودش دیده بود برایم نقل کرد گفت: ما کمک جمع می کردیم دیدیم مادری ماشین ما را نگه داشت و گفت من در همه زندگی ام یک مرغ را دارم و این دو تا تخمی که امروز این مرغ گذاشته اینها را بگیرید ببرید برای زلزله زده ها. کسی را داشتیم که تحت پوشش نهادهای حمایتی بود آمد مراجعه کرد و گفت من پول ندارم بدهم اما این نهاد حمایتی اخیرا یک یخچال خریده است و گذاشته در خانه من، بیایید این را ببرید . بگذارید یکی بالاتری را بگویم که آن ته عاطفه ایرانی ها را نشان می دهد خانمی مراجعه کرد و گفت من خودم سرپرست خانوده هستم همسرم فوت کرده دو سه تا بچه دارم و به سختی خانه را اداره می کنم من پولی ندارم که بدهم اما درخواست دارم دو تا از این بچه هایی که پدر و مادرشان در زلزله از دست رفته است را بدهید من اینها را نگهداری کنم.

ملت عاطفی ملت مهربان ملت صمیمی ما همیشه خوبی ها را برای همه خواستیم نه اینکه حالا در دل ملت چهار تا زدگی پیدا نمی شود، ممکن است چند نفری هم باشند که توجه نداشته باشند اما یک ملت را با چند نفر آدم معدود نمی سنجند یک ملت را در جریان تاریخی مورد بررسی قرار می دهند نگاه ملت ما همیشه جهانی بوده است اصلا نگاه تعصبی جغرافیایی و محلی نداشته است تقریبا در همه جای دنیا وقتی سابقه تاریخی شان را نگاه می کنیم جنگ قبائل و طوایف هست در همین اروپا تا صد سال قبل طوایف همدیگر را تکه پاره می کردند همین جنگ اول و دوم که در اروپا بود هفتاد هشتاد میلیون از خودشان کشتند چرا، اقوام در ایران داریم ولی این اقوام زیبایی جامعه ایرانی هستند مثل گلستانی که در آن گل های رنگارنگی هست اما نگاه ملت ایران هیچوقت محدود نبوده است دنبال اصلاح وضع جهان بوده اند.


کوروش مرد مومن و جوان ایرانی

اشاره کردند کوروش که یک مرد جوان مومن ایرانی بود، بعضی ها حواسشون نیست که در کجای تاریخ این اتفاق افتاده است بله امروز رئیس جمهور امریکا هم دم از عدالت می زند خیلی ها دم از عدالت می زنند برای اینکه بازار عدالت گرم هست. دو هزار و چند سال قبل پیروان حضرت موسی که موحدان زمان بوده اند آمدند کمک خواستند از کوروش بزرگ. که ما تحت ستم هستیم یک قومی هستند در همسایگی ما به ما ظلم و ستم می کنند اجازه موحد بودن و پرستش خدا را به ما نمی دهند  در سرزمین که به نوعی تحت اداره کوروش بود. کوروش حرکت کرد رفت آنها را ازاد کرد بدون اینکه یک نفر کشته بشود با تدبیر و مدیریت و با ذکاوت بعد از آزاد کردن آنها یک منشوری صادر کرد بعد از دو هزار و چند سال منشور ملل متحد را نوشته اند این دو تا بگذاریم کنار هم و مقایسه کنیم فرمان صادر کرد به لشکریانش احدی حق ندارد به کسی ظلم کند و به اموال و شخصیت کسی تجاوز کند کسی حق ندارد شخصی را به بیگاری و بردگی بگیرد همه در اندیشه و بیان آزاد هستند ملت ایران همواره نگاه جهانی و انسانی داشته اند.

راه حل همگان بازگشت همه ملت ها حتی خودمان به آرمان ها و فرهنگ متعالی ملت ایران است
عزیزان من امروز جهان به این اندیشه و فرهنگ ملت ایران نیازمند است بشریت تحت فشار هست استعدادهای انسان ها زنده به گور می شود طعم انسانیت را کسی نمی چشد در دنیا ببینید چه خبر است؟ گزارش های سازمان ملل می گوید از 7 میلیارد جمعیت دنیا 3 میلیارد فقیر هستند چقدر آدم به دنیا می آید قبل از اینکه بفهمد آدم است از دنیا می رود طعم آدم بودن را نمی چشد بخاطر اینکه ظلم ، بی عدالتی، خودخواهی ، غرور ، سلطه طلبی و طغیانگری  هست. می بینید چه خبر است خدا انسان ها را برای چنین زندگی خلق نکرده است، هیچ کس به آرزوهای خوبش نمی رسد آرزوها همه دفن می شود خدا ما را خلق نکرده است که آرزوهای خوبمان دفن بشوند خدا انسان ها را خلق کرده است برای خدایی زندگی کردن، انسان خیلی بزرگ است باید بزرگ زندگی کند با عظمت و باکرامت و باشرافت زندگی بکند، زیبا زندگی کند. معلوم است که وضع دنیا باید عوض بشود امروز تقریبا همه به این نتیجه رسیده اند که وضع دنیا باید عوض بشود این وضع نمی تواند ادامه پیدا بکند امروز به سرعت بحث جایگزینی وضع امروز دنیا در بین  صاحبنظران و سیاستمدارن دارد مطرح می شود می گویند این وضع موجود که به هم خورده و نمی تواند ادامه پیدا بکند بحران های فرهنگی اقتصادی اجتماعی .بن بست ها....باید یک نظم و نظام جدیدی بیاید این نظم جدید چه باید باشد؟ آن اندیشه ای که باید بیاید جهان را اداره کند کدام اندیشه و فرهنگ است؟ اینجاست که باید فرهنگ و ویژگی ها و آرمان های ملت ایران را به مردم دنیا معرفی کرد ما فکر می کنیم که راه حل همگان بازگشت همه ملت ها حتی خودمان به آرمان ها و فرهنگ متعالی ملت ایران است که البته همه اینها در دل توحید و اسلام ناب و پیروی از پیتامبر اسلام و اهل بیت گرامی ایشان هست.
بعضی ها می گویند چرا اینقدر با ایران دشمن هستند ؟معلوم که با ایران دشمن هستند مستکبران با ایران دشمن اند چرا با هر پیشرفتی که در ایران می شود مخالفت می کنند؟ توی دنیا پیشرفت زیاد هست، خیلی از کشورها در تکنولوژی و صنعت فضا پیشرفت کرده اند  و از ما هم جلوتر هستند اما باهاشون مخالفت و دشمنی نمی شود اما با پیشرفت های ملت ایران دشمنی می شود چرا؟ برای اینکه عقبه تاریخی ملت ایران را دارند می دانند که ملت ایران این ظرفیت را دارد که اگر فرصت پیدا بکند در سطح مدیریت جهان می درخشد و اگر اندیشه ملت ایران در جهان مستقر بشود دیگر جایی برای یکه تازی این مستکبران نمی ماند جایی وجود ندارد که ثروت ملت های عالم را بچاپند ببرند برای خودشان یکجا بگذارند روی هم .
لابد شنیدید این را من خیلی جاها این را مطرح کرده ام و خیلی ها الان متوجه شده اند این را در دنیا. خزانه داری امریکا دائما دارایی های قلابی کاغذی در دنیا منتشر می کند چون پولش در دنیا رواج است هی صفر می گذارد توی حساب ها، کاغذ می دهد اموال ملت ها را می برد به کشور خودش. هر جا هم کم می آورد حمله می کند مثل افغانستان عراق و ...

کلمه پارتیزان را شنیدید؟
امروز هم شروع کرده اند به تهدید ایران ، سرو صداهای الکی. از من می پرسند این رسانه ها و مسولین سیاسی که اینها تهدید می کنند چه خبره؟ ما به هر کدام یک پاسخی می دهیم که پاسخ ها معمولا یکی است. به بعضی ها من گفتم شما ایرانی ها را نمی شناسید این کلمه پارتیزان را شنیدید؟ پارتیزان یعنی کسانی که کار پارت ها را می کنند پارت ها کی هستند؟ ایرانی ها اشکانیان ؛پارت ها اینها چه جوری عمل می کردند ایران همیشه دشمن داشته چون پیشرفته و متمدن و بافرهنگ بوده است اقوام دیگر می خواسته اند ایران را غارت کنند چهل پنجاه نفر باهم می شدند، جنگ پارتیزانی؛ چند تا لشگر را با هم می خواباندند زمین. من یکجا گفتم که شما ایرانی ها را نمی شناسید اینها نمی شناسند ایرانی ها را این حرف های بی ربط را می زنند. ایرانی ها اهل حمله و تجاوز به جایی نیستند، هیچوقت ایران به جایی حمله نکرده است اما بدانید ایرانی ها مدافع خوبی هستند هر کس به ایران حمله بکند ایرانی ها کاری می کنند که تا ابد ننگ پشیمانی اش بر پیشانی اش بنشیند.
البته به بقیه شان هم گفتم که اینها حرف است اینها فقط می خواهد جنگ روانی بکنند ملت ایران یک ملت بزرگی است آنهایی هم یک زمانی به ایران حمله کردند در یک شرایط زمانی خاصی و کتابخانه ها را آتش زدند و علما و دانشمندان ما را کشتند ملت ایران همان ها را به مرور به رنگ خودش در اورد و در خودش هضم کرد شدند کارمند ملت ایران!

شروع می کنند تبلیغات در کشورهای همسایه که ایران خطرناکه ایران هسته ای است و چه و چه، شما پاسخ هایشان را می دانید ایران دوست همه کشورهاست معلوم است که می خواهند تفرقه درست کنند و حاکم باشند بر منطقه ما. اگر این حرف ها نزنند که نمی توانند سالی چهل پنجاه میلیارد دلار اسلحه بفروشند در منطقه ما . ایرانی ها همیشه و در همه جا منشأ خیر بوده اند، سفارش ما هم همین بوده و خودشان جلوتر از ما هستند در هر جایی از دنیا بروید هر جا ایرانی ها هستند مفید هستند از امریکا گرفته تا ژاپن. هر جا ایرانی ها هستند منشأ محبت و دوستی هستند زود با محیط خود انس می گیرند به دولت آنجا احترام می گذارند به مردم آنجا کمک می کنند کارهای خوبی انجام دهند هر کس در حوزه کاری خودش کارش را خوب انجام می دهد در امریکا هم که ایرانی ها هستند مفیدند. ما بارها اعلام کرده ایم که خوبی، صلح امنیتف عدالت برای همه . شاید ما تنها ملتی باشیم که برای پیشرفت خودمان نیاز به دشمن تراشی نیستیم. خیلی ها هستند که وقتی می خواهند خودشان را اثبات کنند با نفی دیگران خودشان را اثبات می کنند می گویند اینها بدهستند، بعد نتیجه می گیرند که خودشان خوب هستند. ملت ایران نیازی به دشمنی ندارد وقتی می خواهد خودش را اثبات کند یک تاریخ بزرگ پشت سرش هست. رودکی، فردوسی، حافظ، سعدی، ابن سینا، خیام، عطار، ابوریحان، رازی و فارابی را می آورد. هزار هزار انسان های بزرگ می آورد ما برای اینکه برجستگی های ملت ایران را تعریف کنیم نیازی نداریم که دیگران را تحقیر و یا نفی کنیم  اما آنها که در جیبشان و چنته شان چیزی ندارند با نفی دیگران خودشان را اثبات می کنند این دوره هم خواهد گذشت.

صدای پای بهار شنیده می شود
بگذارید چند جمله هم درباره تحولات منطقه ای بگویم بالاخره بحث هست که تحولات بهار هست بیداری هست و چه هست. هم بهار هست هم بیداری است اما من می خواهم بگویم که این مختص یک منطقه خاصی نیست همه جهان به سمت بهار در حال حرکت است این ده هزار سال جامعه بشری در زمستان بوده است هنوز بهار نیامده است بهار انسانیت بهار توحید، بهار عدالت، بهار شکوفایی، بهار عشق و محبت باید بیاید و این هم متعلق به همه است بهار متعلق به همه بشریت است و در راه است و می آید صدای پای بهار شنیده می شود یادم هست.

هدیه خدا به بشریت

سال اول که رفتیم سازمان ملل و اسم امام زمان را بردیم خیلی ها تعجب می کردند فکر می کردند این یک چیز طایفه ای است و مخصوص ما هست بعد که بحث شد فهمیدند امام زمان مال همه است برای همه بشریت است مال بودایی ها، هندی ها و مسیحی ها و یهودی ها هم هست امام زمان مال همه است هدیه خدا به بشریت است او بهار انسان هاست بعضی ها دنبال این هستند که مطالبه بهار را مصادره کنند ببرند دوباره تبدیلش کنند به بازیهای سیاسی که این حزب به قدرت برسد دوباره آن حزب به قدرت برسد همه بشریت نیازمند بهار است ما هم نیازمند بهاریم  نه اینکه ایران همه چیزش درست هست و ما در بهاریم، نخیر،  وقتی ما از ملت تعریف می کنیم معنی اش این نیست که وضعیت ما در نقطه ایده آل قرار دارد خیر ما هم باید اصلاحات انجام بدهیم منتها اصلاحات به سبک ایرانی اصلاحات درست، نه بزن و بکش که یک گروه دیگر بیاید سر کار و  آن برود کنار یکی دیگر بیاید.
خب من عرضم را تمام بکنم اجازه بدهید یکی دو تا شعر برایتان بخوانم که شاید زبان حال همه ما باشد خب بعضی از دوستان گفتند ما دراینجا در غربتیم. بله، دوری از ایران واقعا سخته. بالاخره ایران یک عشقی هست در دل انسان های صالح. البته به شما بگویم به لطف خدا عشق ایران در دل ملتهای دنیاست یکی از مطالبی که معمولا خبرنگاران جلوی ما کم می آورند این است که به من می گویند شما این حرف را می زنید ملت ما ناراحت است من زود دستش را می گیرم می گویم اگر راست می گویی عیب ندارد بیا با هم برویم توی خیابان کشور شما ببینیم که مردم از چه کسی خوششان می آید و از چه کسی بدشان می اید طرف خیلی زود تسلیم می شود همه ملت ها ایران را دوست دارند اما هر کس عشق ایران در دلش باشد هر کجا باشد در ایران هست این شعر ابوسعید ابی الخیر را توجه کنید:

گر در یمنی چو با منی پیش منی    گر پیش منی چو بی منی در یمنی
من با تو چنانم ای نگار یمنی          خود در غلطم که من توام یا تو منی

 

فردوسی هویت موحد ملت ایران را احیا کرد
و هر کجا که مردمش ارزشهای ملت ایران را دنبال می کنند آنجا ایران است. ایران یک جغرافیای محدود نیست بگذارید تیر آرش را هم برایتان بگویم این مفصل هست  من خواهش می کنم بروید این را مطالعه کنید بعضی ها خیال می کنند فردوسی داستانی را سر هم کرده است اینطور نیست فردوسی یک حکیم بود یک حکیمی بود که مسیر حرکت ملت ایران و حامعه بشری را به سمت صلاح عوض کرد  اگر فردوسی نبود اثری از توحید نبود بعضی ها می گویند این حرف خیلی اغراق آمیز است نه، قابل اثبات است او آمد هویت موحد ملت ایران را احیا کرد و مسولیت حفظ راه پیامبر اسلام را بر روی دوش ملت ایران گذاشت این خلاصه کار فردوسی است.

منظور از آرش خود فردوسی است
قرار شد مرز ایران را تعیین کنند واقعا مرز ایران کجاست؟ مرز ایران کجا بود؟ ایران که مرز جغرافیایی ندارد جوانی بنام آرش ـ که من فکر می کنم منظور از آرش خود فردوسی است و شرح حال خودش هست اما بنام آرش، نخواسته بگوید منم ولی درحقیقت او این کار را کرد آمد مرز فرهنگی ایران را مشخص کرد هر جا مرز خداپرستی عدالت محبت و پاکی است آنجا ایران است ـ آرش تیر می اندازد، این داستان خیلی زیباست جان خودش را بر سر تعیین مرز ایران می گذارد تیر را پرتاپ می کند چند روز در راه بوده  بالاخره می رود بر روی تنه یک درخت گردو می نشیند، برخی خیال می کنند قافیه تنگ آمده فردوسی گفته درخت گردو این نیست انتخاب درخت گردو هم حکیمانه است امروز همه دنیا می داند که درخت گردو ایرانی است  و به هر جای دنیا رفته است از ایران رفته است یعنی این تیر هر جای عالم میرفت داخل ایران فرود می آمد یعنی مرز فرهنگی ایران جغرافیا ندارد.

این دوبیت را درباره انتظار امام زمان برایتان می خوانم.

ما از تبار رستم و فرهاد و آرشیم    واندر شرار فتنه آخر سیاوشیم
در انتظار رویت آن مهر آخرین     در مجمر سپیده سپندی بر آتشیم



دریغ است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود

اگر سر به سر تن به کشتن دهیم

از آن به که کشور به دشمن دهیم

چو ایران نباشد تن من مباد

بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

 

منبع : شبکه ایران

فیلم های سخنرانی :

http://www.inn.ir/NSite/FullStory/photo/?Serv=5&Id=116213&Rate=0

http://www.inn.ir/NSite/FullStory/photo/?Serv=5&Id=116314&Rate=0

http://www.inn.ir/NSite/FullStory/photo/?Serv=5&Id=116318&Rate=0

http://www.inn.ir/NSite/FullStory/photo/?Serv=5&Id=116327&Rate=0

 

سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم کویت- مهر نود و یک