با مردم، برای مردم، تا پیروزی

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
 
سخنرانی دکتر احمدی نژاد در افتتاحیه نمایشگاه قرآن: قرآن ، منشور حکومت مهدوی
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

خدای بزرگ رو سپاسگزارم که توفیق حضور در جمع عزیز خادمان قرآن کریم رو عنایت فرمود...

کار نمایشگاه کار بسیار عظیم و ارزشمندی است و خدا رو سپاسگزاریم که امروز در این سرزمین نورانی اهتمام به قرآن ، تدبر در قرآن ، آموزش قرآن ، فهم قرآن ، سکه رایج است و جمع کثیری از مومنان و فداکاران در این مسیر تلاش و مجاهدت می کنند. اما بنده هم باید خدمت شما و خدمت قرآن عرض ارادتی داشته باشم. تردیدی نیست که قرآن کریم بزرگترین هدیه و عطیه خداوند به بشر است که پیامبر عظیم الشأن ما حضرت محمد مصطفی (ص) از اون به نام ثقل اکبر یاد فرمودند در کنار ثقل کبیر که ائمه علیهم السلام اند. دو حقیقت اند که از یکدیگر جدا نمی شوند، قابل تفکیک نیستند ، تمسک به هرکدام تمسک به دیگری است. " وَالَّذِینَ یُمَسَّکُونَ بِالْکِتَابِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ إِنَّا لاَ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ ".  مصلحان هستند که متمسک به کتاب اند و ائمه ما مصادیق تام و تمام مصلحان اند. من می خوام امروز در خدمت شما نه یک مقایسه ای بین قرآن و انسان کامل و امام انجام بدم بلکه رابطه اونها رو می خوام بیان کنم. قرآن خودش معرّف انسان کامل است و انسان کامل تجلی قرآن است. "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ". معرفی انسان کامل و ائمه علیهم السلام و امامان معرفی کتاب خدا هستند و هر دو به صراط مستقیم الهی دعوت می کنند و هر دو به استوارترین راهها انسان ها را فرا می خوانند."إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ". و در زیارت جامعه خطاب به ائمه داریم که "انتم الصراط الاقوم". هر دو نورند. "فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِی أَنزَلْنَا". قرآن نور است ، ائمه نوراند. یک رابطه عمیق بین پیامبر و ائمه با قرآن وجود دارد. در حقیقت یک حقیقت اند. دو تجلی از یک حقیقت. هر کدام معرف دیگری است. قرآن ذکر است. "وَالْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ" ائمه عین ذکر اند. خود ذکراند ، اهل ذکرند. قرآن حجت خداست بر بشریت و ائمه نیز حجت خدا هستند. قرآن می فرماید : "وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا" . معلومه که انسان کامل و امام و ائمه جامع اسماء الحسنی هستند. قرآن برهان است. "یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءکُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّکُمْ" . برهان است. و در زیارت جامعه خطاب به ائمه عرض می کنیم که شما برهان الهی هستید بر بشریت. هر دو نورالله اند. "یُرِیدُونَ أَن یُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ" "و اللّهُ یُتِمَّ نُورَهُ " . و در زیارت حضرت صاحب الامر می خوانیم: السلام علی النور الذی اراد اهل الکفر اطفائه وعد الله أن یتم نوره. هر دو نور خدا هستند. قرآن کتاب مبین است. "تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِینٍ" . و آیات قرآن بینات اند، روشن کننده و حجت اند. "وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ" . پیامبر عزیز و ائمه نیز مبین آیات هستند. "وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ". هر دو مبیّن اند. پیامبر و ائمه مبیّن و مفسّر و تلاوت کننده آیات کتاب الله هستند. السلام علیک یا تالی کتاب الله و ترجمانه. کتاب مبین جامع همه علوم است. "وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ". امام صاحب علم الکتاب است. یعنی جامع همه علوم است. خدا می فرماید: "کَفَى بِاللّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ". قرآن شامل همه علوم است، امام حامل همه علوم است. هر دو رحمت الله اند. قرآن رحمت الله است. پیامبر رحمت الله است و امام و انسان کامل رحمت الله. "هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمِ یُوقِنُونَ " و خطاب به پیامبر فرمود "وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ" . پیامبر رحمت است ، قرآن رحمت است، ائمه نیز رحمت اند. رحمت الله الواسعه. ائمه و انسان کامل مصداق اتمّ و اکمل عمل به قرآن و عینیت قرآن اند. بالاترین برپادارندگان نماز و پرداخت کنندگان زکات، آمرین به معروف و ناهیان از منکر، جهادکنندگان در راه خدا آنگونه که حق جهاد است. داعیان به سمت حکمت و موعظه حسن. برپا دارندگان قسط و عدل ، تالیان کتاب الله، کلمه تقوی، عروه الوثقی. و حجت بر اهل دنیا. ائمه معصومین علیهم السلام و انسان های کامل اند و مخلصین در توحید خدا. مخلصین فی توحید الله. عزیزان من، می بینید که امام عین قرآن است و قرآن عین امام است. اصلا امام عینیت قرآن است. قرآن منهای امام بی معناست و امام تجلی قرآن است. قرآن شناسی امام شناسی است و امام شناسی قرآن شناسی است. کار در قرآن ما را باید به امام برساند انسان کامل. قرآن منهای انسان کامل .... و البته امام است که مبیّن و مروج و عامل حقیقی به قرآن و احکام قرآن است. استقرار حقیقت قرآن در عالم و برپایی نظام قرآنی در هستی فقط و فقط به دست حقیقت قرآن و تجلی قرآن یعنی امام امکانپذیر است. امامی که جلوه قرآن است، جلوه حقیقت قرآن است. کلام او کلام قرآن، عمل او عمل قرآنی ، اندیشه او اندیشه قرآن، علم او علم قرآن، رسم او رسم قرآن، جمال او جمال قرآن، جلال او جلال قرآن است. امام و قرآن دو جلوه از تجلیات خداوند و دو اسم اعظم و دو آیت کبری هستند که در حقیقت یکی هستند. اگر بخواهیم حقیقت قرآن را معرفی کنیم باید امام را معرفی کنیم. اگر بخواهیم حقیقت قرآن را بشناسیم باید امام را بشناسیم. اگر به دنبال اخلاق قرآنی هستیم باید اخلاق امام را دنبال کنیم. اگر به دنبال اجابت دعوت قرآن به تقوی هستیم باید بدانیم که امام کلمه تقوی است. اگر به دنبال هدایت قرآنی هستیم باید بدانیم که امام علم الهدی است. اگر به دنبال علم و معرفت قرآنی هستیم ، علم کتاب نزد امام است امام اسوه و سرمشق است. انس با قرآن در انس با امام معنا پیدا می کند. قرآنی که به امام منتهی نشود، قرآن نیست کاغذی است بر سر نیزه. قرآن و امام با هم اند. قرآن منهای امام انسان را به مقصد نمی رساند. "هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ" "الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ". خدا نفرمود هدی للمسلمین. "هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ" "الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ". ایمان به امام هدایت آفرین است. موجب هدایت قرآن و فهم قرآن است. و البته امام و قرآن هر دو به کوثر توحید ملحق خواهند شد. باز معناش اینه که ، لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض، معناش اینه که یکی اند، دوتا نیستند. هر دو جلوه های توحید اند. عزیزان من، اگر بخواهیم که حقیقت قرآن حاکم بشود، احکام نورانی و معارف الهی قرآن در جهان گسترش پیدا کند و در عمل زندگی را ، روابط را، انسان را سازمان بدهد باید زمینه ساز حکومت مهدوی باشیم که منشور حکومت مهدوی قرآن است. و حاکم اون حکومت قرآن مجسم است و البته شرط رسیدن به حکومت مهدوی ، شرط قرار گرفتن در مسیر تمهید مقدمات حکومت مهدوی التزام به توحید و عدالت و پاکی است. خوبه یک نگاهی به وضع امروز جهان داشته باشیم. چه خبر است؟ مهم ترین سرمایه گذاری شیطان در برابر انسان در برابر خلیفه اللهی انسان در برابر امر خدا به او بر اطاعت از انسان ، عبارت است از دور کردن ذهن و دل و اندیشه انسان ها از حقیقت قرآن یعنی انسان کامل و ببینیم چه شده است. وضع عالم رو ببینیم. چه گذشت بر انسان. قطعا سرنوشتی که تا امروز داشتیم ، تاریخ انسان و وضع موجود بشر اون چیزی نیست که خدای متعال مقرر فرموده است. مقصود از خلق انسان محقق نشده است. باید محقق بشود. خدا رو شکر می کنیم که گسترده ترین و قدرتمندترین جلوه های خود پرستی و دنیا پرستی جامعه بشری در حال اضمحلال اند. مارکسیست ها رفتند، خشن ترین و گستاخ ترین جلوه بت پرستی و خود پرستی انسان که له کرد شخصیت انسان ها را ، راه هدایت را بست، راه کمال رو بست. به لطف خدا به بن بست رسید مضمحل شد. و جلوه دیگر خود پرستی انسان ها نظام سرمایه داری، اندیشه سرمایه داری، امروز نفس های آخر را می کشد. در بن بست است، دست و پای آخر را می زند. و جهان در انتظار است. یک راه حل اساسی بیشتر نیست. یک جایگزین مناسب برای نظم موجود جهان بیشتر وجود ندارد. یک راه حل. اون هم بازگشت به فرهنگ قرآن، بازگشت به انسان کامل، بازگشت به راه انبیا، بازگشت به راه پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی (ص) است. عزیزان من ، امروز هنر ما مسئولیت ما ماموریت ما، معرفی نظم متعالی حکومت مهدوی است که با فطرت انسان ها منطبق است. آرزوی چند هزار ساله ی بشر است. پاسخگوی همه نیازهای فطری انسان ها در حد اعلی است و همه آرزوها را برآورده خواهد کرد. امروز ماموریت این است. تنها جایگزین این است. امروز باید معارف قرآنی را، معارف مربوط به اهل بیت را ، معارف مربوط به انسان کامل امام عصر علیه السلام را در دنیا منتشر کنیم. حقیقت انسان را به انسان معرفی کنیم. اونهایی که انسان را مادی و تک بعدی معرفی کردند به فضل الهی در بن بست اند و در آستانه نابودی. البته لازم نیست که یادآوری کنم که قرآن در بین ما مهجور است. چرا که امام مهجور است. اگر مردم با امام آشنا بشند با قرآن آشنا خواهند شد. و به عکس. تجربه نشان داده است ، هر جا فارغ از تعصبات، خودخواهی ها، تحمیل کردن "خود" به جای دین و به جای حقیقت اسلام ، حقیقت قرآن و امام معرفی بشود ملت ها بر حسب فطرت خود از اون استقبال می کنند، به او روی می آورند، انتخاب می کنند. امروز جهان در آستانه دگرگونی های وسیع است. اگر کوتاهی کنیم، اگر خدای نکرده غفلتی بشود ، میراث پیامبران، میراث پیامبر عزیز ما،تنها باقیمانده الهی ، ذخیره الهی و حقیقت حکومت مهدوی به بشر معرفی نشود چه بسا مستکبران و استعمارگران با نقاب جدیدی مجدد خودشان را بر بشریت تحمیل بکنند و اونوقت دهها سال بلکه بیش از صد سال عقب خواهیم افتاد. نباید به شیاطین اجازه بدیم که خداخواهی و عدالت خواهی ملت ها را به نفع خودشون مصادره کنند. باید به خدا متوکل باشیم، باید وعده های او را باور کنیم. باید به آینده روشن بشریت امیدوار و مؤمن باشیم...

بیست و پنجم تیر هزار و سیصد نود و یک- مصلای تهران


 
دکتر احمدی نژاد: تاریخ حکومت صالحان فرا می رسد و آن روز دیر نخواهد بود...
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

... اساس همه آفرینش توحید است و توحید جوهر و حقیقت عالم است. مبنای تعالیم الهی و پایه اولی و اصلی آن نیز توحید است. همه پیامبران الهی اولین کلمه ای را که تعلیم فرموده اند کلمه توحید است و پیامبر عزیز اسلام نیز فرمودند "قولوا لا اله الا الله تفلحوا" رستگاری با ایمان به توحید قرین است. بر همین مبناست که گفته می شود خداوند قادر مطلق است. او منشأ همه قدرت هاست. "و هو علی کل شی ء قدیر". و قدرت او ازلی و ابدی است. و هیچ قدرتی در برابر او نمی تواند بایستد. بلکه در همه عالم قدرتی جز قدرت خدا وجود ندارد. خداوند عالم است. همه علم ها از اوست." و هو عالم الغیب و الشهاده و هو بکل شیء علیم". علم او ازلی است و او معلم بشریت است.  "علّم الانسان ما لم یعلم". هیچ کس جز به اذن او علمی فرا نگیرد. "و لا یحیطون بشی ء من علمه الا بما شاء". او صاحب و مالک عالم است. "قل اللهم مالک الملک". و اوست که حکومت و ملک را به هر که بخواهد می دهد. "تعطی الملک من تشاء". و او قهار است. "و هو القاهر فوق عباده". و او مدبر است. "یدبر الامر". و او آیات و نشانه های خود را تفصیل می دهد. "یفصل الامر". و اوست که تقدیر می کند. "و الذی قدّر و هدی". و همه امور به او برمی گردد. "و الی الله ترجع الامور". و او صاحب کرسی حکومت مطلقه در آسمان ها و زمین است. "وسع کرسیه السموات و الارض". خداوند با این اسماء حسنی بشر را بر گونه ی خویش آفرید تا به جای او در زمین حکمرانی کند و فرمود : "و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه". برای اینکه در زمین توحید و عدالت را بگستراند و اسماء او را از قدرت و علم و حکمت و تدبیر و رحمت در زمین متجلی سازد. این شأن خلیفه اللهی است که مظهر و جلوه ی اسماء الهی باشد. آغاز حرکت بشر برای رسیدن به چنین مقصدی از حضرت آدم علیه السلام شروع شد. و خدا شأن او را چنان توصیف فرمود که مسجود ملائکه و حامل علوم الهی باشد. علومی که احدی در عالم جز او نمی تواند حامل آن باشد. "و علّم آدم الاسماء کلها". و خدا همه ی حقایق را به خلیفه ی خود آموخت و آنگاه از او خواست علمش را بر ملائکه عرضه نماید. علمی که شاهدی بر علم خداوند متعال است. علم به غیب آسمان ها و زمین. "فلما أنبئهم بأسمائهم قال ألم اقل لکم انی أعلم غیب السموات و الارض". این مقام خلیفه الهی در زمین است و همین خدای مقتدر ، عالم ، رحمان و رحیم، رسل را ارسال و کتب را انزال فرمود تا عدالت به عنوان جلوه ای از توحید در جهان مستقر شود. مگر نفرمود : "انا ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط". این اراده و خواست خدای تعالی است که مردم قیام به قسط کنند. و او فرمود: "انا لننصر رسلنا". ما پیامبران خود را نصرت می کنیم. و یا فرمود : "و لقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین". کلمه ما و اراده ما به نفع پیامبران رقم خورده است. "انهم لهم المنصورون". آنها غلبه خواهند کرد. "و ان جندنا لهم الغالبون". و لشگر و سپاه خدا پیروز است. تمام این آیات با تأکید بر پیروزی راه پیامبران و سپاه خدا دلالت می کند. و در آیه شریفه فرمود: "هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و کفی بالله شهیدا". راه و رسم رسولان و رسول گرامی اسلام بر همه راه ها و رسم ها غلبه خواهد کرد. عزیزان من، هر پیامبری آمد، بشریت را یک گام به جلو برد و در شکوفایی استعدادهای او و کمالات اخلاقی و معنوی بشر مجاهدت نمود. اما معاندان و دنیاپرستان مخالفت کردند و تسلیم نشدند تا آنکه به عذاب الهی دچار شدند. اما سنت الهی تعطیل نشد. چراغ های هدایت یکی پس از دیگری آمدند و هر پیامبری که آمد فرمود : "فإن تولوا فقد ابلغتکم ما ارسلت به الیکم و یستخلف ربی قوما غیرکم" اگر از دستورات الهی رویگردان شوید من رسالت خویش را به شما رساندم و پروردگار من مردم دیگری را جانشین شما خواهد ساخت. این رسالت تا آنجا که رسولان پیروز شوند و عدل در جهان مستقر و حکومت خدا به دست خلیفه اش برپا شود ادامه خواهد داشت. "و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الارض یرثها عبادی الصالحون". و این یک پیام برای بندگان مؤمن و یک بشارت است که بدانند حتما محقق خواهد شد. "ان هذا لبلاغا لقوم عابدین". و آنگاه که این امر محقق شود معلوم خواهد شد که حقیقت آن چیست. حقیقت آن بارش رحمت خدا و تحقق کلمه رحمت و رسالت انبیای الهی است. و بعد از این آیه شریفه است که می فرماید : "و ما ارسلناک الّا رحمه للعالمین".  و البته همه جهان تحت رحمت واسعه پیامبر عظیم الشأن اسلام قرار خواهد گرفت. و آن روز است که اراده خدا محقق شده است و نور او به کمال و تمام رسیده است. "لیتمّ نوره". و اتمام نور محقق می شود و لو آنکه که کفار و مشرکین نخواهند. در آن روز نور توحید قلوب را روشن می کند، قلب ها مظهر اسماء الهی می شود و چیزی جز قدرت خدا و حکمت و رحمت و فضل و لطف و عدالت او دیده نمی شود. و در آن روز صالحان به حکومت می رسند و صالح کل، وصی و وارث همه پیامبران الهی و صالحان روی زمین به حکومت می رسد. او وارث آدم صفوه الله است. وارث رسالت و مقصد او. او وارث نوح نبی الله است تا مقصد او را و اهداف او را پیاده کند. او وارث حضرت ابراهیم خلیل الله است تا توحید ابراهیمی را مستقر کند. او وارث اسماعیل ذبیح الله است. او وارث موسی کلیم الله است که فرمود من و برادرم تسبیح تو می گوییم و ذکر تو را بسیار خواهیم کرد : "کی نسبحک کثیرا و نذکرک کثیرا". او وارث عیسی روح الله است که فریاد می زد و بندگان خدا را به عبادت او دعوت می فرمود "و ان الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم". او وارث رسول الله خاتم انبیاء الهی ، محمد مصطفی (ص) است. او وارث علی مرتضی  و وارث فاطمه زهرا و اولاد رسول خدا حسن و حسین و همه اولیا و اوصیا علیهم السلام است. عزیزان و سروران و میهمانان گرامی، بدون تردید اراده خدا محقق می شود. رسالت همه انبیای الهی و اولیا و اوصیا محقق می شود چرا که اگر نبود وعده الهی مبنی بر تحقق کلمه توحید در زمین و حکومت خلیفه الله و پیروزی پیامبران و سپاهیان حق و مومنان و صالحان، هیچ امیدی باقی نمی ماند. هیچ انگیزه ای بشریت را به تکاپو وانمی داشت و مومنان را تشفی خاطری نبود و مجاهدان را قوت حرکت و رهروان صراط مستقیم الهی را نشاط و جسارت حرکت نبود. همه حرکت ها و مجاهدت ها آنگاه معنا می کند که نهایت آن پیروزی باشد و خدا می داند در این سیر تاریخی آمدن پی در پی رسولان چه رمزها نهفته است. بشریت باید به این حقیقت ایمان بیاورد که با پیروی از هوای نفس و در معصیت الهی به جایی نخواهد رسید و هزاران سال است که این را می آزماید و اوج آن آزمایشی است که امروز بشر گرفتار آن است. قدرت مندان و زورگویانی که سوار بر توسن خودخواهی و استکبار می رانند و همه چیز را از علم و فناوری تا منابع عظیم طبیعی و انسانی ، همه را در خدمت آمال و هواهای خود قرار داده اند ، آنها بشریت را به کجا برده اند؟ برای او صراط های مختلف توصیف کرده اند یک روز با فلسفه ماده گرایی و اندیشه های مارکسیستی، و یک بار با اندیشه ی لیبرالیسم متکی بر ماتریالیسم که انسان را بر گرد خودخواهی ها و هواهای نفس خویش طواف می دهد، و روز دیگر اندیشه های دیگری که عموما به خودپرستی و هوا پرستی برمی گردد انسان را مأیوس و سرگردان می کنند. آنها بشریت را به کجا رسانده اند؟ با تحمیل جنگ ، با چپاول منابع و ثروت های بشری با تحمیق و اضلال، با تضییع حقوق ، با بی عدالتی ، با اشغالگری، با تحقیر و با له کردن کرامت انسان ها. آنها چیزی جز فساد و تباهی ، ناامنی و تاریکی برای بشریت به ارمغان نیاورده اند. امروز می بینیم که هر چه بدبختی و ستم و گرفتاری برای بشر وجود دارد از ناحیه حکومت ناصالحان و ستمگران و غاصبان است و این تجربه چند هزار ساله ی انسان است. این جریان تا کی می تواند ادامه یابد؟ آیا راهی جز قیام عمومی مردم جهان برای ایستادگی در برابر ستمگران و برپایی قسط و عدل وجود دارد؟ و آیا راهی جز سپردن امر حکومت بشری به انسان صالح کامل و خلیفه الله وجود دارد؟ خلیفه الله موعود امم است. نقطه امید و اتکاء حرکت تکاملی بشریت است و اگر این موعود نبود حرکت انبیای الهی ناقص می ماند. امید می مرد و اثری از زیبایی ها و ارزش های متعالی باقی نمی ماند و تدبیر و اراده ی الهی متوقف می شد. اما می دانیم که قدرت و اراده ی خداوند حاکم است و تدبیر الهی و تمام وعده او محقق خواهد شد. عزیزان، علما و دانشمندان ، ترویج مهدویت ترویج همه خوبی ها و زیبایی هاست چرا که مهدی علیه السلام وارث همه صالحان ، همه خوبی ها و همه زیبایی ها در طول تاریخ است. ترویج مهدویت و دعوت حضرت مهدی علیه السلام دعوت به رسالت انبیاء الهی است. دعوت به توحید و عدالت است و بشریت، امروز تشنه توحید و تشنه عدالت است و این امر ملموسی است که همه شما با آن مواجهید. به فضل الهی و با تدبیر الهی به سرعت زمینه بارش رحمت حق و استقرار عدالت در جهان فراهم می شود. فراموش نکنیم که قلب ها به دست خداست و میل به حقیقت در فطرت بشر است. همه زیبایی، عشق ، محبت، عدالت ، برادری و رواج آنها را دوست دارند و شرایط امروز جهان نیز بشریت را از حکومت زورگویان و ناصالحان خسته و مأیوس کرده است. بنابراین شرایط فراهم است. عزیزان من، دعوت مردم به حکومت صالحان و به صالح کل حضرت مهدی علیه السلام نگاه ها و هدف ها را مجتمع و به یک نقطه امن متوجه می سازد. آنان را حول عدالت خواهی و حول ولایت حضرت مهدی متحد می کند و ایشان را در احقاق حق و ایستادگی در برابر زورگویان تشجیع می کند. حضار محترم و عزیزان ارجمند، پیام مهدویت و پیام دعوت به منجی یعنی دمیدن روحیه نشاط و امید در مردم. یعنی انصراف آحاد بشر از حکومت ستمگران، یعنی ایستادگی و صبر و مقاومت ، یعنی دعوت مردم به خیر و تقوی ، به اخلاص و بندگی، به عدالت خواهی و عزت. و از آنجا که همه پیامبران الهی وعده ظهور منجی را داده اند و در بین عموم امت ها انتظار آمدن منجی یک حقیقت انکار ناپذیر است، دعوت به منجی بهترین پایه و محور برای وحدت و انسجام خداپرستان و پیروان همه ادیان الهی در جهان است، بلکه دعوت بشریت به وحدت و توحید کلمه است. البته دشمنان بشریت همچنان که فرعون از آمدن حضرت موسی وحشت داشت در ترس و وحشت هستند. آنان نمی خواهند که مردم امیدوار باشند و به جهانی پر از عدالت فکر کنند. شما شاهد بودید ، آنان حتی اعلام کردند ، بشر به پایان تاریخ رسیده است. مفهوم دیگر این کلام این است که بشریت به چیز دیگری و نقطه بالاتری دست نخواهد یافت و رهیافت ها و دستاوردهای بشری به انتها رسیده است. از دید و منظر آنان لیبرالیسم و دموکراسی لیبرال آخر راه و نقطه نهایی و کمال است. البته ما هم می گوییم که زورمداران و قدرتمندان به آخر خط رسیده اند و تاریخ آنان به سر آمده است اما تاریخ حکومت صالحان فرا می رسد ، تاریخ استقرار عدالت فرا می رسد و بشریت تولدی دوباره خواهد یافت. تولدی توأم با محبت و عشق، توأم با عقل و تدبیر ، توأم با نیکی و خیرخواهی ، و بشر تولدی دوباره خواهد یافت. تولدی در توحید و عدالت...و آن روز دیر نخواهد بود...

شهریور سال هزار و سیصد و هشتاد و شش- همایش دکترین مهدویت


 
سخنان مهم دکتر احمدی نژاد- از اسلام حقیقی تا قانون اساسی جمهوری اسلامی
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

خداوند بزرگ رو سپاسگزارم که توفیق آستان بوسی حضرت امام رضا علیه السلام رو عنایت فرمود. اعیاد شعبانیه و عید عظیم نیمه شعبان را به شما ، ملت ایران و جامعه بشری تبریک عرض می کنم. یاد و نام شهید مظلوم بهشتی و یارانش رو گرامی می دارم و هفته قوه قضائیه را به همه شما و همه قضات مؤمن و پاک و شجاع و کارکنان شریف و به ویژه ریاست محترم قوه تبریک عرض می کنم. بدون تردید نقش اساسی مرحوم شهید بهشتی ، اولین رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی در تبیین و ترویج اندیشه انقلاب اسلامی و تدوین آن در قالب قانون اساسی و همچنین ترسیم خط روشن قضاوت اسلامی بر کسی پوشیده نیست. سال شصت ، سال تمیز خط اصیل و ناب انقلاب اسلامی از پیرایه ها و انحرافات و تحمیل ها بود. امروز در خدمت شما ، نه به عنوان رئیس جمهور و برگزیده ملت بزرگ ایران بلکه به عنوان یک برادر مسلمان و ایرانی معتقد به مبانی انقلاب اسلامی و در محضر خدای متعال، امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و حضرت امام رضا علیه السلام و در پیشگاه تاریخ می خواهم درباره دو مطلب با شما سخن بگویم. جناب آقای بختیاری گزارش کار و ساختارها و تحولات رو دادند اما از اونجا که در هفت تیر قرار داریم، من می خوام مطلب اولم رو درباره اصل انقلاب اسلامی و اهداف انقلاب با شما در میون بگذارم و مطلب دوم درباره حقوق اساسی مردم. اما درباره انقلاب عظیم اسلامی؛ همه می دانند که بدون تردید انقلاب ما بزرگترین و مهم ترین تحول دوران معاصر نه تنها در ایران بلکه در جهان است. انقلاب اسلامی ، مردمی ترین و گسترده ترین موج انقلابی و تحول خواهی در جهان است. اما هر روز و در هر جلسه ای باید ما اهداف انقلاب را یادآور شویم. براستی اهداف انقلاب اسلامی سال پنجاه و هفت کدام است. شما بهتر می دانید که اصولا انسان به طور فطری به دنبال کمال و خدایی شدن است. تحقق این خواست فطری در برپایی عدالت ، آزادی و احیای کرامت انسانی است. در حاکمیت طاغوت ، بسیاری از مظاهر موجودیت و شخصیت ملت ایران پایمال شد. حاکمیت تبعیض و شکل گیری طبقه ممتازه ی هزار فامیل و برخوردار از ثروت سرشار و حقوق گسترده تر و بالاتر و در مقابل تحقیر شخصیت ملت ایران و فقر گسترده و چپاول بی سابقه ثروت ملت ، فرصت شکوفایی و بالندگی را از ملت ایران سلب کرده بود. وابستگی حاکمیت به بیگانگان و دشمنان ، نقض گسترده استقلال کشور، همراه با خفقان گسترده و شکنجه ی بی حد و مرز در زندان های ساواک جهنمی و دادگاه های نظامی و سرکوب اندیشه و تفکر و هر نوع حرکت عدالت طلبانه و آزادیخواه، ملی و مردمی ، فرصت اعتلای ملت را از بین برده بود. روشن است که ملت بزرگ و تاریخ ساز ایران ، یک بار دیگر و مانند هزار و چهار صد سال قبل تحقق همه ی آمال و آرزوهای خود یعنی عدالت و آزادی و برخورداری از کرامت انسانی و پیشرفت و تعالی را در اسلام ناب محمدی جستجو کرد و به آن ایمان آورد. همان اسلامی که امام راحل عظیم الشأن ، آن را رهبری و عرضه کرد. اسلامی که به همه ی انسان ها احترام می گذارد. حقوق و نظر آنها را محترم می شمارد و به آن اصالت می دهد و امامش می فرماید که میزان رأی ملت است. اسلامی که امام متقینش به خاطر شدت عدالتش در محراب به شهادت می رسد و حاضر نیست دانه ای را به ظلم از دهان موری بگیرد. اسلامی که رهبرانش با وجود اینکه اندیشه های آنان حق مطلق بود ، لکن آنرا به نزدیکترین افراد خانواده خود نیز تحمیل نکردند. اسلامی که امام مبینش در برابر تضییع حق و ظلم به یک دختر یهودی تحت ضمه حکومت می فرماید اگر مردی از غصه شنیدن این خبر بمیرد قابل ملامت نیست. اسلامی که ضامن آبرو و احترام و کرامت آحاد مردم و آزادی آنهاست. اسلامی که در برابر سیری عده ای قلیل و گرسنگی توده های مردم فریاد می زند و تیغ تیز عدالت را بر سر تبعیض و بی عدالتی فرود می آورد. اسلامی که رهبرانش با سادگی و پاکی و زندگی در سطح پایین ترین طبقات اجتماعی در بین مردم، همراه مردم، و برای مردم اند و رفاه خود را فدای برخورداری جامعه می کنند. اسلامی که با مجرم زندانی و قاتل امام خود نیز به احترام رفتار می کند و از غذای امام به او می خوراند و اجازه ی ظلم و بی عدالتی به او را نمی دهد. اسلامی که امام معصومش حتی یک عبارت تبعیض آلود را از قاضی نمی پذیرد و دادگاه را ترک می کند. اسلامی که دائما مردم را ، حقوق اساسی آنها را ،  اصالت اراده ی آنان را و کرامت آنان را مورد تأکید قرار می دهد و اسلامی که امامش - امام راحل- حکومت را پاکی و خدمتگزاری به مردم و فداکاری در راه صیانت از حقوق آنان و اجرای عدالت نامید. آری عزیزان من، ملت ایران تحقق همه ی آرمان ها و آرزوهای چند صد ساله ی خود را در این اسلام دید و به ندای امام لبیک گفت و حرکت کرد. همه ی موجودیت خود را ، جان و مال و آرامش خود را ، در طبق اخلاص گذاشت و به انقلاب هدیه کرد. ملت حرکت کرد تا با برپایی ارزش های الهی جامعه الگو و نمونه ای بسازد و راه را برای حاکمیت جهانی توحید و عدالت و عشق باز کند. به گواهی امام راحل و مقام معظم رهبری ، ملت وفادار ایران همواره مأموریت خود را به خوبی انجام داده است. هیچ کوتاهی نکرده و کم نگذاشته است. دوستان و همکاران عزیز، این مناسبت ها برای این است که ما همواره مسئولیت خطیر انقلابی خود را یادآوری و وضعیت خود را با آن اهداف و ارزش ها ارزیابی نماییم. هرگز نباید خود را با شرق و غرب و یا کشورهای همسایه دور و نزدیک مقایسه نماییم. و البته در صورت ضرورت باید با برجستگی ها و نقاط اصلی قوت و نه با نقاط ضعف آنها مقایسه کنیم. ما باید خود را با اصل انقلاب مقایسه کنیم چرا که مدعی یک مکتبیم. انقلاب برای انقلاب و یا حکومت برای حکومت و یا جابه جایی در قدرت و چهره ها نیست که این در نقطه مقابل حقیقت انقلاب است. اصل حکومت برای برپایی عدالت و احقاق حقوق و آزادی های مردم و صیانت از کرامت ملت و ترویج پاکی و یگانه پرستی است. بی تردید رضایت مردم و مقبولیت نظام معادل مشروعیت آن و به همان اهمیت است. حکومت اگر به اجرای عدالت و احقاق حق نینجامد به گفته مولای عدالت خواهان از عطسه بز بی ارزش تر است. مبادا، مبادا ارزش های انقلاب و حقوق مردم در پس کوچه های گرایشات و ادبیات قدرت و ثروت به لق لقه ی زبان ها و تعارفات سیاسی تبدیل شود و یا فرهنگ حقیقی اسلام و انقلاب اسلامی در جامعه و در حکومت مهجور گردد. مبادا جناح بندی های قدرت و ثروت جای حق و باطل بنشیند و تعصبات گروهی و حزبی مشروعیت یابد و مانع از مشاهده ی حقیقت شود. در دوره ی انقلاب زمانی بود که افراد را برای پذیرش مسئولیت تحت فشار اخلاقی و تکلیف شرعی قرار می دادند. زمانی بود که افرادی فداکارانه شبانه روز و اضافه کار می کردند و حقوق نمی خواستند و یا اینکه پس از دریافت آن مازاد نیاز خود را به بیت المال بر می گرداندند. زمانی بود که پارتی بازی و یا هزینه کردن و تبلیغات پر خرج برای رسیدن به مناصب حکومتی ضد ارزش و مطرود تلقی می گردید. زمانی بود که با مشاهده تبعیض و بی عدالتی و یا نقض حقوق مردم چهره ها بر افروخته و فریادها بلند می شد. مبادا این حقایق و ارزش ها در پیچ و خم توجیهات بی پایه و حتی تحت عنوان حفظ نظام در حاشیه قرار بگیرد. چرا که حفظ نظام مکتبی به حفظ و زنده نگه داشتن و پایبندی به همین ارزش هاست. صیانت از حقوق اساسی و آزادی های مشروع مردم و اجرای عدالت بهترین حافظ کشور و نظام است. اساسا نظام بدون اجرای عدالت و صیانت از حقوق مردم ، نظام نیست. همه باید بین خود و خدا خود را با این حقایق بسنجیم. قرار نیست کسی را قانع کنیم. هرکس بین خود و خدا. باید خود را به گونه ای ارزیابی نماییم که خداوند می بیند و قضاوت نهایی با اوست و خدا را نمی شود فریب داد، و یا به نحوی و یا ملاحظاتی ساکت کرد. خداوند با هیچ کس خویشاوندی ندارد و تضمین های او صرفا در رعایت موازین و اصول و حرکت در مسیر درست است.

اما مطلب دوم درباره برخی از حقوق ملت و مسئولیت های حکومت در قانون اساسی است. که شهید مظلوم بهشتی با مدیریت الهی خود و با کمک یاران الهی خود به عنوان سند افتخار و میراث ماندگار انقلاب به ثبت رسانید. واقعا هر بار اینها را مرور می کنیم می بینیم اسلام ناب چه عظمتی دارد و ما چه سرمایه عظیمی در اختیار داریم. حقوق اساسی ملت در قانون اساسی قابل عرضه به همه دنیاست. باور من این است در مقایسه با حقوق اساسی ملت ها در قوانین اساسی گوناگون ، مترقی ترین ، الهی ترین ، و زیباترین حقوق اساسی مردم در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. به چند تا اصل می خوام اشاره کنم. اصل دوم. جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ی ایمان به : 1- خدای یکتا ، لا اله الا الله و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او. 2- وحی الهی و نقش بنیادین آن در بیان قوانین. 3- معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا 4- عدل خدا در خلقت و تشریع 5- امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در دوام انقلاب اسلامی. 6- کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا. یعنی کرامت و ارزش انسان، آزادی انسان ها، هم عرض وحی الهی ، معاد ، عدل ، امامت و رهبری . در کجا کرامت انسان در این حد از ارزش ثبت شده است؟  که البته ذیل همین بند شش جزء جیم ، نفی هرگونه ستمگری و ستم کشی ، سلطه گری و سلطه پذیری ، قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی الی آخر. اصل 3. دولت جمهوری اسلامی، یعنی حکومت جمهوری اسلامی، موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم همه ی امکانات خود را برای امور ذیل به کار گیرد: ایجاد محیط مناسب برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی. بالا بردن سطح آگاهی های عمومی ، آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان ، تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار، طرد کامل استعمار ، جلوگیری از نفوذ اجانب؛ می رسیم به حقوق مردم. محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی، تأمین آزادی های سیاسی و اجتماعی در حدود قانون. مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خویش. حاکمیت اراده مردم. رفع تبعیضات ناروا. ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی. تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون. در اصل شش، اصالت اراده و رأی مردم در اداره ی کشور. در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکا آرای عمومی اداره شود. از راه انتخابات. انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، اعضای شوراها، و نظایر اینها یا از راه همه پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می گردد. امور کشور باید به اتکای آراء عمومی اداره شود. اصل 9، اینم از اصل های  بسیار مهم قانون اساسی است. در جمهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند. آزادی ، استقلال، وحدت ، تمامیت ارضی تفکیک ناپذیر، و حفظ آن ها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی ، اقتصادی ، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند. حالا اینجا برمی گردیم به حقوق مردم؛ و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند.   بعید می دونم در قانون اساسی کشوری این جور از آزادی های مشروع مردم صیانت شده باشه. اجازه بدید یک تکه صورت مذاکرات را استخراج کردم، مرحوم شهید بهشتی متن اصل رو که می خونن این از اصولی است که خیلی وقت گرفت. حالا بعضی از آقایون یادشون هست، من دیدم حضرت آیت الله یزدی هم اسمشون هست اینجا،  وارد مذاکره شدن و بحث کردن. از اصولی است که بعد از اینکه تو کمیسیون ها و چند بار رفت و برگشته تو صحن عمومی حداقل دو ساعت وقت گرفت. دیگه آخرش تذکر میدن آقا دو ساعت بسه دیگه تمومش بکنید. اینجا بحث میشه که خب استقلال رو چه جور تشخیص بدیم، مرز استقلال، مرز آزادی، اینا با هم اند با هم نیستند دو مقوله اند یک مقوله اند اینجا مرحوم شهید بهشتی توضیح بسیار زیبایی میده: نائب رئیس، متشکرم ، عنایت بفرمایید ، آن چیزی که در همان پیش نویس به عنوان اصل ششم آمده بود همان اندیشه زیربنای اصل فعلی بود. این اصل که حفظ واقعی استقلال کشور از طریق حفظ عدالت و آزادی در کشور است. وقتی در یک جامعه و کشوری عدل و آزادی درست پاسداری نشود، خود به خود راه برای نفوذ بیگانگان هموار می شود  و بالعکس، آنچه می تواند به آزادی یک ملت معنا بدهد استقلال آن ملت است. استقلال آزادی می آورد، آزادی استقلال می آورد.لازم و ملزوم یکدیگرند. ایشون میگن در جامعه ای که دیکتاتوری باشه وابستگی هم خواهد آمد ، جامعه ای که آزادی باشه استقلال خواهد آمد. جامعه ای که استقلال و عدم وابستگی به بیگانه باشد آزادی خواهد آمد. اصل نوزده: مردم ایران از هر قوم و قبیله باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و نژاد و زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد شد. اصل بیست : همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند. و از همه ی حقوق انسانی، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند. اصل بیست و دو: اینم جزء اصل های بسیار زیباست. حیثیت ، جان ، مال ، حقوق ، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است. مگر در مواردی که قانون تجویز می کند. اصل بیست و سه، اینم جزء افتخارات قانون اساسی ماست. تفتیش عقاید ممنوع است. و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد. اصل بیست و هفت: تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.  اینم بحث زیاد برده در مجلس خبرگان قانون اساسی. به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد, نه هر چیز دیگه.  آقا فلان بخشدار و فرماندار و فلان مدیر کل به خطر میفته. خب بیفتد. هزاران اینها فدای یک ثانیه حاکمیت اسلام ناب. اصل سی و دو : اینم جزء افتخاراته. هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود. بلافاصله. و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت ، پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.  اصل سی و شش: حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد. و البته قانون هم عطف به ماسبق نمی شود. اصل سی و هفت: باز از اصول مترقی و زیباست. اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد. و اصل سی و هشت: سند افتخار اندیشه اسلام ناب و قانون اساسی جمهوری اسلامی است. هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت ، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود. اینم از اصولی است که در زمان تصویب قانون اساسی ساعت ها وقت به خودش اختصاص داد. درباره جزئیاتش بحث شد. وقتی متن رو خوندند، بحث شد مفصل. یکی از اعضا گفتند که جوری بنویسیم که شامل تنبیه مدارس هم بشه. چون بعضی از مربی های مدارس ناآگاهانه تنبیه می کنند بچه ها رو، اینم باید بیاریم جزءش به شکلی بنویسیم که حتی تنبیه در یک مدرسه هم ممنوع مطلق بشود. دیگرانی هم نظرات دیگری داشتند، این نکته جالبه که می خوام ببینید ، بعد نظر شهید بهشتی. یه شخص عزیزی که بسیار عزیز بود، فرد بسیار خوب ، انقلابی و صالحی بود. خدا رحمت کند ، از دنیا رفته است. او وقت می گیره صحبت میکنه، میگه "شکنجه به هر نحو برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع، ممنوع است. ما معتقدیم که این یک امر غیر اسلامی ، یعنی شکنجه، و غیر انسانی است و رأی هم به این می دهیم ، یعنی اصلو قبول داریم." حالا می خواد یه حاشیه بزنه؛ یه حاشیه ظریف ، بعد موضع شهید بهشتی، "ولی بعضی از مسائل باید مورد توجه قرار گیرد. مثل اینکه احتمالا چند نفر از شخصیت های برجسته را ربودند، و دو سه نفر هستند که می دانیم اینها از ربایندگان اطلاع دارند و اگر چند سیلی به آنها بزنند ممکن است کشف شود. آیا در چنین مواردی شکنجه ممنوع است؟" رئیس جلسه: کسب اطلاع راه هایی دارد که بدون آن هم می توانند اطلاعات را به دست آورند. دوباره همون فرد خوبِ مرحوم، می فرمایند، "اگر چند شکنجه اینجوری به او بدهند، مثلا سیلی بزنند، مطلب را می گوید. مثلا در واقعه استاد مطهری یک فردی می شناسد که احتمالا ضارب چه کسی است. اگر به او بگویند تو گفتی می گوید نه". یعنی باید بالاخره سیلی بخورد. رئیس جلسه می گن، ضرر این کار بیش از نفعش هست. دوباره همون عزیز می فرمایند که "مسئله دفع افسد به فاسد آیا در این مورد صدق ندارد؟ با توجه به اینکه در گذشته هم وجود داشته است." اینجا شهید بهشتی وارد میشن. میگن آقای عزیز ، توجه بفرمایید که مسئله ی راه چیزی باز شدن است. به محض اینکه این راه باز شد، و خواستند کسی را که متهم به بزرگترین جرم ها باشد یک سیلی به او بزنند ، مطمئن باشید به داغ کردن همه ی افراد منتهی می شود. پس این راه را باید بست. یعنی حتی اگر ده نفر از افراد سرشناس ربوده شوند و این راه باز نشود جامعه سالم تر است. رئیس جلسه هم میگن ، اگر گناهکاری آزاد شود، بهتر از این است که بیگناهی گرفتار شود. ما اینو می تونیم در تمام مجامع جهانی به عنوان نگاه انقلاب به کرامت انسان و حقوق اساسی انسان ها عرضه کنیم و به اون افتخار کنیم و خوشبختانه رأی بسیار بالایی هم دادند خبرگان به این اصل با همین ترتیبی که قرائت شد و امروز جزء اصول قانون اساسی است.  باز اصل سی و نه: هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت ، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است. معمولا در دنیا یک کسی که متهم است یا محکوم میشه دیگه آبروش هدر است. میگه به هر ترتیب که باشد ممنوع است. موجب مجازات است. دوستان من، آنقدر حقوق اساسی و آزادی مردم و حرمت اشخاص و عدالت و حق مهم است که در اصل صد و بیست و یک رئیس جمهور طی سوگند شرعی ملزم به صیانت از آنها می شود. که من همه شو نمی خونم. میگه من ، به عنوان رئیس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می کنم که ... خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور ، ترویج دین و اخلاق ، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص همان گونه که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم الی آخر. دوستان من ، اینها متن و تار و پود قانون اساسی است که میثاق ملی و سند افتخار و مبنای قانونی ارزیابی هاست. همه مسئولیم و باید دائما خود را با این معیارها و ارزش ها ارزیابی کنیم. روشنه که مسئولیت قوه قضائیه مسئولیت محوری است. خود خدای متعال قاضی است. امر قضاوت امری است که مسئولیت اولیاست مسئولیت انبیاست. در سلسله مراتب نظام اجتماعی اول قانون عادلانه و جامع و مانع قرار دارد و سپس قضاوت صحیح و عادلانه و سریع. یک قطره عدالت جامعه را احیا می کند. برخی از صاحب نظرانی که در مورد دایره نفوذ ولایت فقیه اختلاف نظر دارند اما قضاوت را جزء مسلمات مسئولیت فقیه می دانند. شاید به همین دلیل است که در جمهوری اسلامی قوه قضائیه به طور کامل تحت نظر فقیهِ حاکم و با نصب مستقیم او مستقر می شود.  من نمی خواهم نقش سایر دستگاه ها و سایر قوا را در اجرای عدالت و در برنامه ریزی و یا قانون نویسی و یا اجرای درست کمرنگ کنم یا نادیده بگیرم ولی قطعا جایگاه و نقش قضاوت بی بدیل است. ویژگی هایی که برای قاضی برشمرده شده است، برای قانون گذار و یا مجری نیامده است. نه اینکه آنان نباید از این ویژگی ها برخوردار باشند بلکه برخورداری از آنها برای قاضی الزامی است. و اصل صد و شصت و چهار قانون اساسی ، لوازم استقلال قاضی و صیانت از شأن قاضی و قضاوت را به روشنی بیان کرده است. عزیزان من ، اینها مسئولیت همگانی است. همه باید دست به دست هم بدیم برای اجرای این اصول نورانی که منبعث از اسلام ناب محمدی است. امیدوارم با ایمان به خدا و عشق به آینده روشن بشریت، یعنی حاکمیت نهایی عدالت و توحید تحت زعامت یگانه ی هستی ، حضرت ولی عصر عجل تعالی فرجه الشریف، کشور را در طراز انقلاب اسلامی و با اهداف و معیارهای اعلامی سال پنجاه و هفت اداره کنیم و هر روز خود را به آن معیارها نزدیک تر سازیم. انشاء الله. از حوصله ای که کردید و از رؤسای محترم دو قوه و از بقیه عزیزان سپاسگزارم. سربلند و عزیز و موفق باشید.

ششم تیر ماه هزار و سیصد و نود و یک- بزرگداشت هفته قوه قضائیه مشهد مقدس

فایل صوتی : http://president.ir/media/main/112071.mp3


 
بخشی از سخنرانی یک سال پیش دکتر احمدی نژاد / طراحی جدید
ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ تیر ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

...برای من قطعی است، همین جریانی که سردمداران استکبار به بهانه ی مقابله ی با او لشگرکشی کردند به منطقه ی ما {طالبان}، این جریان ساخته ی دست خود آنها بود. یک جریان بدلی بود در مقابل اندیشه بلند ملت ایران، که هم منادی توحید است، هم منادی عدالت است، هم منادی آزادی است، هم منادی کرامت انسانی است. هم به دنبال علم و فناوری و پیشرفت و عمران و رفاه یک جامعه...برای اینکه هرگاه اسم از تحول آمد، اسم از انقلاب آمد، اسم از توحید و عدالت آمد، بلافاصله چهره ی آنها را بگذارند پشت صفحه ی تلویزیون ها...وقتی صحبت می کردیم از تحولات جهانی، حرکت به سمت عدالت، ضدیت با استکبار، آنها بلافاصله صحنه های جنایات گروه هایی را نشان می دادند که به ظاهر با آنها مقابل بودند اما در واقع خودشان آنها را برپا کردند. البته آن جریان هم به پایان رسید... هر جا کسی اسم اسلام را برد، اسم دینداری را برد، اسم پیامبران را برد، بلافاصله گزارش عملکرد آنها را به تصویر کشیدند. یعنی اینکه هرکس این شعارها را می دهد، دنبال آن کارهاست...الان دنبال برپا کردن جریان دیگری هستند که به جای خشونت دنبال نرمی و ملاطفت است. جریانی که هم با استکبار می سازد، هم رژیم صهیونیستی را به رسمیت می شناسد، هم نوعی از فرهنگ دینی را ارائه می کند که در نقطه مقابل حرکت اصیل انقلاب مردمی ملت ایران باشد...این پرده از نمایش خیلی زودتر پایین خواهد افتاد. برای اینکه در عالم یک بدبینی، یک بی اعتمادی نسبت به مستکبران و یک آگاهی نسبت به قدر و منزلت انسان پیدا شده است. یک حرکتی از اعماق ملت ها برای بازگشت به راه انبیا آغاز شده است. عزیزان من، مأموریت ما سنگین است. باید به سرعت یک جامعه ای را برپا کنیم با ویژگی های متعالی و من یقین دارم که می توانیم... فکر نکنیم که اینها دور است...مأموریت امروز ما برپایی جامعه شاهد با انسان های متعالی است و این شدنی است...عالم هستی جریان دارد، به سمت بی نهایت، سیر کمال انسان و جامعه انسانی. ماندگاری و اثرگذاری و تعالی آن چیزی نیست که رسانه ها به تصویر می کشند. در طول تاریخ مردان و زنانی که حقیقت انسان را احیا کرده اند اکثرا گمنام اند و گمنام اند...

اردی بهشت هزار و سیصد و نود- دیدار با معلمان


 
متن سخنرانی دکتر احمدی نژاد در اجلاس توسعه و محیط زیست
ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلوه و السلام علی جمیع الانبیاء و المرسلین و علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه

جناب رئیس

روسای محترم دولت ها و هیئت ها

خانم‌‌ها و آقایان

خداوند را سپاس که فرصت حضور در این اجلاس را در شهر زیبای ریودوژانیرو عنایت فرمود.

از خانم رئیس جمهور و دولت و ملت بزرگ برزیل برای سازماندهی خوب اجلاس تشکر می نمایم.

همکاران گرامی


امروز جمع شده ایم تا با همفکری و استفاده از تجربیات، راهی به آینده بهتر  و زیباتر برای ملتهایمان و برای مدیریت بهتر جهان ترسیم نمائیم.

در گذشته بارها شاهد چنین تلاش هایی بوده ایم لیکن در 2012 و پس از حدود شصت سال شاهدیم که نظام بین الملل و برنامه ریزی توسعه در تحقق اهداف شکست خورده و جهان نیازمند نظم و  راه و برنامه جدیدی است.

دوستان

افزایش شکاف شمال- جنوب و بحرانها و نگرانیهای گوناگون از جمله بحران هویت و خانواده، جنگ ها و اشغال گریها و کینه ورزیها، مسابقه تسلیحاتی بی پایان و بحران اقتصادی و بحران اخلاق و معنویت و در واقع عدم تحقق آرمانهای انسانها، همه از نتایج دیریت و نظم حاکم و برنامه ریزی توسعه است.

گردهم آمده ایم تا با اصلاح وضع، مرهمی بر زخم های کهنه جامعه بشری باشیم و افق روشن تری را ترسیم نمائیم.

همکاران من

ریشه یابی مبانی نظری نظم موجود به یافتن راه بهتر کمک خواهد کرد.

شک نداریم که انسان محور آفرینش و هر برنامه ریزی توسعه است و همه تلاش ها برای تحقق رفاه و سعادت اوست.

بنابراین نوع نگاه به انسان و روابط اجتماعی او مبنای اصلی نظام اجتماعی و برنامه ریزی توسعه است.

توجه فرمائید:

اگر فقط به ابعاد مادی انسان اصالت داده شود و از سایر ابعاد او غفلت شود.

اگر انسان موجودی فردگرا و مصرفی و سودجو معرفی شود و لذت و سود اصالت یابد و نیازهای معنوی و اخلاقی او فراموش گردد.

اگر انسانها دشمن و رقیب یکدیگر در بهره برداری از محیط و امکانات تعریف شوند.

اگر کسی به هر ترتیب بر دیگران غلبه کند به عنوان نوع اصلح معرفی شود و دارای شأن اجتماعی والاتری باشد.

اگر نظریه تنازع برای بقا بر روابط اجتماعی حاکم شود وضع همان است که در چند قرن اخیر حاکم بوده است.


یعنی اینکه عده ای :

راحتی و امنیت خود را در ناامنی، برخورداری خود را در فقر و عزت خود را در ذلت دیگران جستجو می‌‌کنند و برای رسیدن به آن هر وسیله‌‌ای را توجیه می‌‌کنند.

از نظر آنان فریب‌‌کاری و خیانت، تخریب محیط زیست و هر اقدام غیر اخلاقی، مباح و بلکه لازم است و عامل به آنان زرنگ‌‌تر و موفق‌‌تر ارزیابی می‌‌شود.

توجه کنید:

یک دوره طولانی برده‌‌داری و استعمار و غارت بی‌‌سابقه فرهنگ و هویت و موجودی دهها و صدها میلیون انسان بی‌‌پناه و له کردن شخصیت و آزادی و حقوق آنان.

یک دوره طولانی جنگ‌‌های جهانی و جنگ کره و ویتنام و جنگ صهیونیست‌‌ها علیه فلسطین و ملتهای منطقه و لبنان و غزه، جنگ صدام علیه ایران و ناتو علیه افغانستان و عراق و جنگهای افریقا و بالکان و سایر نقاط جهان .

و در یک دوره طولانی نوع خاصی از اقتصاد و زندگی و چپاول سیستماتیک از خزانه ملتها، تحمیل فقر به حدود سه میلیارد نفر و نابودی گسترده محیط زیست و گسترش بیماریهای پیچیده و صعب العلاج و آلودگی‌‌های متعدد محیطی، همه با شعارهای زیبا و به ظاهر انسانی مانند آبادانی و توسعه بر جامعه بشری تحمیل شده است.

در کشورهای در حال توسعه دهها سال است که مردم و مدیران تلاش می‌‌کنند ولی فاصله‌‌ها و مشکلات پا برجاست.

در نظام حاکم عده‌‌ای اقلیت همچنان توسعه یافته و معیار توسعه‌‌اند و اکثریت کشورها باید مثل آنها شوند.

همکاران
گرامی؛

آیا فکر نمی‌‌کنید همه این دورانها و وقایع یک روند متصل تاریخی و ناشی از حاکمیت همان طرز تفکر خود برتربینی و مادی‌‌گرای برده‌‌دار و استعمارگر دیروز و نظام سرمایه سالار و سلطه‌‌گر امروز است. تمام سازوکارهای امروز حاکم بر جهان اعم از سیاسی، امنیتی، اقتصادی، پولی و مالی و حتی حقوق بشر در همین راستا عمل می‌‌کنند.

عده‌‌ای معدودکه خود را برتر از دیگران می‌‌دانند برای حفظ سلطه خود بر جهان و بهره‌‌مندی نامحدود از ذخایر ملت‌‌ها دائما چهره و شعار خود را عوض می‌‌کنند و طرح‌‌های نو ارائه می‌‌نمایند.

به راستی چه کسانی از نظام حاکم و برنامه‌‌ریزی توسعه سود برده‌‌اند و چه ملتهایی صدها مشکل لاینحل اجتماعی روی دست آنها مانده است.

البته معدود نظریه‌‌پردازان توسعه نیز هستند که داعیه سلطه ندارند ولیکن به دلیل مبانی فکری نادرست دچار اشتباه می‌‌شوند.

دوستان


امروز هم طراحی و اجرای هر برنامه‌‌ای که بر همان مبانی نظری استوار باشد قدم گذاشتن در راه اشتباه گذشته و کوچه بن‌‌بست است.

مگر سازمان تجارت جهانی، شورای حقوق بشر، شورای امنیت و بانک جهانی و صندوق بین-المللی پول و بقیه موفق بوده‌‌اند که با همان مبانی و در جهت تکمیل استمرار و پوشاندن اشکالات اساسی آنها قرار است سازمان جدیدی ایجاد شود.

همکاران گرامی؛ راه حل چیست ؟


ما ناگزیریم روی تعریف و شناخت دقیقتری از انسان و روابط اجتماعی او تفاهم و بر همان اساس نظم جهانی و برنامه‌‌ریزی توسعه را سازماندهی نمائیم .

ما معتقدیم؛

انسان موجودی چند بعدی است که می‌‌تواند با اعتلای اخلاقی و معنوی جانشین خداوند در زمین باشد. به همین دلیل ذاتاً‌ یگانه‌‌پرست و حق طلب، عدالت‌‌گرا، طالب علم و معرفت و دوستدار عشق و زیبایی است.

انسان موجود نامتناهی است و برای جاودانگی خلق شده است.

انسان خواهان کرامت است و با تحقیر خود مخالف است.

حیات این جهان فرصت پرواز انسان تا اوج ملکوت خوبیهاست.

انسانها برای رسیدن به سعادت و رفاه ، نه رقیب یکدیگر بلکه یاور و مکمل یکدیگرند و سعادت یکی مانع سعادت دیگری نیست.

فداکاری و از خودگذشتگی برای دیگران نشانه‌‌ای از شکوفایی انسانیت انسان و عزت و ماندگاری اوست.

عشق و محبت به دیگران و تلاش بیشتر و به نسبت بهره‌‌مندی کمتر برای رفاه دیگران از جلوه‌‌های انسانی و معیار کمال و بزرگی اوست.

صیانت از محیط زیست و کمک به پیشرفت مادی و معنوی جامعه نشانه‌‌‌ای از حیات برتر انسانی، عقلانیت و حکمت اوست.

کسی حق ندارد محیط زیست را که متعلق به همه است تخریب نماید که در این صورت حیات همه انسانها را نشانه رفته است.

جان و مال انسانها مصون است و کسی نباید اندیشه تجاوز به آن را در سر بپروراند.

کرامت، آزادی و انتخاب آزاد حق همه ملتها و انسانهاست و هیچ فرد یا نهادی تحت هیچ عنوان سیاسی و غیر سیاسی حق سلب آن را ندارد.

علم و معرفت راه سعادت و در خدمت دوستی و عدالت و اخلاق است.

عزیزان برای اصلاح وضع جهان باید:

1- در تعریف از انسان بازنگری و در تعیین مفهوم جامع و صحیح آن مشارکت و تفاهم نمائیم.

2- نظام بین‌‌الملل و برنامه‌‌ریزی توسعه را در خدمت انسان و تعالی مادی و معنوی او طراحی و اجرا نمائیم.

3- در نظم آینده، عدالت و مهرورزی را نهادینه و خودخواهی و خودبرتر بینی را ریشه‌‌کن نمائیم.

4- بر اصالت خانواده و حرمت و جایگاه ویژه زنان و نقش آسمانی و زیبای مادری تأکید کنیم.

5- خداوند یگانه و قادر حکیم و شنوا و بینای کامل را بر تمام اندیشه و عمل خود ناظر و او را در حسابرسی از خود، عالِم و عادل بدانیم.

6- زمامداری صالح و عاشق انسانها و مروج اخلاق و معنویت را گسترش داده و جایگزین زمامداری تشنة قدرتی کنیم که امروز بر گلوی جوامع بشری چنگ انداخته و راه نفس کشیدن را بر آنها بسته است.

7- همه ملتها و دولت‌‌های برآمده از رأی ملتها در مدیریت جهانی مشارکت سازنده، مهروز و متعهدانه داشته باشند.

همکاران گرامی

امروز که نظم غیر متصل به آسمان-پس از سقوط اندیشه مارکسیستی- به پایان راه رسیده است تکرار اشتباهات نابخشودنی است. نظم انسانی و صالح باید توسط زمامداران صالح برقرار شود و آن روز نزدیک است.

همة انبیاء‌الهی وعده داده‌‌اند که با تلاش ملت‌‌ها، مصلح کل و انسان کامل که عشق و صلح همیشگی را به بشریت هدیه می‌‌کند، به همراه حضرت عیسی(ع) خواهد آمد و جامعه بشری را در سایه توحید و عدالت و عشق به والاترین درجه و زیباترین شکل از زندگی خواهد رساند.

شایسته آن است که در مقام مدیریت و برنامه‌‌ریزی برای توسعه و پیشرفت جوامع خود، با درک ضرورت داشتن جامعة‌جهانی دلسوز، مسئول و متحد و با نگاهی بلند به ظرفیت‌‌های بالندة‌انسانی و تلاش هم‌‌افزا برای شکوفایی استعدادهای بشری و بهره‌‌های زیستی و طبیعی، راه را تا آن منزل مقصود هر چه کوتاه‌‌تر کنیم.


این مسئولیت مهمی است که انسان امروز و فردا ما را به انجام دقیق و جدی آن فرا می خواند.

متشکرم

مبنع : سایت president.ir

سی و یکم خرداد هزار و سیصد و نود و یک- ریودوژانیرو