با مردم، برای مردم، تا پیروزی

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
 
در آینده نزدیک همدیگر را خواهیم دید روز حرکت برای نجات بشریت و شروعش از قدس است
ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و الصلوه و السلام علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

خیلی خوش آمدید و از ملاقات با شما خیلی خوشحال هستم. نام مصر و ملت مصر برای ما خیلی عزیز است. یک قرابت فرهنگی و قلبی بین ما وجود دارد. یک عامل معنوی ملت های ما رو به هم پیوند داده. هر دو ملت ملت فرهنگی هستند. دارای تاریخ و تمدن و نقش مهم دارند در فرهنگ و تمدن امروز بشر. هر دو ملت به دنبال توحید و عدالت و آزادی اند. هر دو ملت وضع موجود حاکم بر جهان رو نمی پسندند و با اون مخالفند. و هر دو به دنبال وضع بهتری برای دنیا هستند. هر دو ملتی هستند که بین خودشون مهربانی و برادری رو ترویج میکنند. خیلی خوشحالم که شما عزیزان رو امشب ملاقات می کنم. امام عظیم الشأن ما به دنبال پیوند بین همه ملت ها بود. او معتقد بود زمانی وضعیت جهان اصلاح می شود که همه ی ملت ها با هم متحد بشوند. او معتقد بود که ملت ها به طور اصولی مشکلی با هم ندارند و می تونند به سرعت با هم دوست و متحد باشند. او معتقد بود مرزبندی ها، بعضی اختلافات ، جنگ ها و کینه ورزی ها ناشی از اقدامات مستکبران و خودخواهان و قدرتمندان است. قدرت ها و حاکمان فاسد ملت ها را به جان هم می اندازند. و الا ملت ها با هم مشکلی ندارند. اختلاف و دعوایی ندارند. آنها ملت ها رو تکه تکه می کنند ، با هم اختلاف می اندازند تا بتونن حکومت کنند. و امام راه چاره رو در این می دونست که ملت ها متحد بشن و در مدیریت جهان مشارکت کنند. ملت ها بیان اراده خودشونو در مدیریت عالم اعمال بکنند. خوشبختانه امروز به سرعت زمینه های تحقق این آرمان امام فراهم میشه. ملت ها بیدار میشن. مرزهای مصنوعی بین ملت ها برداشته میشه. مطالبات و آرزوها و آرمان ها به هم نزدیک میشه. البته بعضی ملت ها نقش پیشگامی دارند و مسئولیت پیشگامی هم دارند مثل ملت مصر و ملت ایران که اینها باید در تحقق عدالت و وحدت جهانی و حاکمیت توحید و برادری پیشگام باشند. ملت هایی که از این مرزها عبور می کنند ملت های جهانی اند. انسان هایی که از این مرزها عبور می کنند جهانی اند. گرچه در یک نقطه به دنیا میان اما متعلق به همه هستند. مثل پیامبر (ص) عزیز ما که متعلق به همه بشریت است. و هرکس به هر نسبتی با پیامبر سنخیت پیدا بکنه به همون نسبت جهانی میشه. و متعلق به همه بشریت میشه. و رنگ و نژاد و زبان و جغرافیا تأثیری در مراودات و موضع گیری ها و رفتار او نداره. ما شما رو و مردم  مصر رو خیلی دوست داریم. از عزت شما ما احساس عزت می کنیم. از پیروزی های شما احساس پیروزی می کنیم. و امیدواریم به همه آرزوها و اهدافتون برسید و انشاءالله با هم بریم برای کمک به بشریت. امیدوارم سفرتون به ایران سفر خوبی باشه و انشاءالله به سلامت برگردید به مصر. من هم علاقه دارم به مصر و دوست دارم مصر رو ببینم. ولی مشکل اونایی که اسمشون رئیس جمهوره اینه که خودشون نمی تونن همینطور راه بیفتن برن. نیازمند مقدمات است. امیدوارم شرایطی فراهم شود که بتونیم از نزدیک به مردم مصر عرض ارادت کنیم. ولی نیاز به اینها نیست. مردم مصر در قلب ما هستند و همه شونو ما دوست داریم. همشونو دوست داریم. انشاءالله همه تون موفق باشید.

پرسش و پاسخ روزنامه نگاران و خبرنگاران مصری:

-آقای رئیس جمهور از شما تشکر می کنم برای این سخنان زیبا و دلنشین که نسبت به مردم مصر و روابط خوب بین دو کشور دارید. و می خواستیم اینجا خوشحالیمون رو اعلام کنیم از حضورمون در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام قدس سره الشریف. اگه به ما اجازه بدید سوالات کوتاهی بپرسیم.

روزنامه نگار: تصور شما و پیش بینی شما نسبت به آینده روابط ایران و مصر با توجه به تحولات کنونی در منطقه چیست؟

رئیس جمهور: من فکر می کنم بالاخره دو ملت ایران و مصر روابطشونو با هم برقرار میکنند. هیچ کس نمیتونه جلوشو بگیره. شاید این یک الزام تاریخیه. همه ملت های آزاده در یک نقطه به هم می رسند. آنجا که کار برای آزادی و عدالت و صلح پایدار است. اونجا همه به هم می پیوندند. طبیعی است که ملت های پیشگام زودتر به هم می پیوندند. ولی من نگرانی ندارم از اتفاقات. مهمترین ارتباط ارتباط قلبی است ارتباط فرهنگی و آرمانی است که اینها الحمدالله وجود دارد به سرعت داره گسترش پیدا می کنه. ارتباط ظاهری هم برقرار خواهد شد.

روزنامه نگار: آخرین پیشرفت ها در پرونده هسته ای ایران و اینکه ایران چگونه می نگرد به تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی؟

رئیس جمهور: ببینید موضوع هسته ای یک مقطع یا یک بهانه از سلسله مقاطع و بهانه هایی است که مستکبرین علیه ما دارند. اونها با آرمان ما با موجودیت ما با جهت گیری های ما مخالفند. بنابراین هسته ای برطرف بشه یه موضوع دیگه میاد جلو. اصل درگیری سر جاش هست. اونا وقتی ما رو تهدید می کنند ما بهشون می خندیم.

روزنامه نگار: مواضع ایران با مواضع کشورهایی که در آنها بهار عربی صورت گرفته مطابق است اما نسبت به مواضع ایران در زمینه سوریه یک انتقاداتی صورت می گیرد

رئیس جمهور: موضع ما در مقابل ملت ها موضع خیلی روشنی است. ما دو تا نکته رو تأکید می کنیم. عدالت ، احترام ، آزادی، حق ملت هاست. پیشرفت حق ملت هاست. اعمال حاکمیت ملی حق ملت هاست. این یک نکته است. نکته دوم اینه که این باید به دست ملت ها اعمال بشه. دخالت بیگانگان کمکی نمیکنه. و اینو نمیشه از طریق ناتو یا جاهای دیگه به دست آورد. ناتو با همه ی ما دشمنند. اونها با مردم مصر با مردم سوریه ایران عربستان لیبی الجزایر تونس سودان، با همه مخالفند. ما باید خودمون مردم با هم بشینند تفاهم کنند. نباید کسی کشته بشه. نباید مردم کشته بشن. از هر طرف کشته شود اونها خوشحالند. چون اساس یک کینه و دشمنی درست میشه. و الا نظر ما راجع به همه ی ملت ها یکسان است. ما ملت سوریه رو تقسیم نمی کنیم. همه شونو دوست داریم. ما از حقوق اساسی ملت سوریه دفاع می کنیم.

روزنامه نگار: آیا به نظر شما کشورهای خلیج فارس و عربستان هنوز به عنوان یک سد قرار می گیرند برای روابط ایران با دیگر کشورهای عربی؟ امتداد وجود ایران و تشیع یک نگرانی ایجاد کرده برای برخی کشورهای عربی مثل این امتداد در لبنان، بحرین.

رئیس جمهور: از نظر شما چند تا اسلام داریم؟ کلا ؟ خدا چند تا اسلام فرستاده ؟

روزنامه نگار (همه روزنامه نگاران) : الواحد

رئیس جمهور: الان شما ده دوازده نفر که اینجا هستید در تمام موضوعات نظرتون یکیه با هم؟ اسلام یکی بیشتر که نیست. ما همه با هم برادریم. دشمنان بین ما می خوان تفرقه بندازند. میگن این عربه این غیر عربه. این شیعه است این سنی. وقتی بین ما فاصله افتاد صهیونیست ها میان اینجوری حاکم میشن. هر تفرقه ای خواست دشمنان و خواست شیطانه. هنوز در مصر ، در ایران ، یک هزارم اسلام هم پیاده نشده. حالا ما بیایم با هم سر این یک در هزار دعوا کنیم؟ هنوز که دستورات پیامبر (ص) در جایی پیاده نشده. حالا باید دست به دست هم بدیم زمینه فراهم بشه انشاالله دستورات پیامبر (ص) اجرا بشه. ما با هم برادریم. ما نمی خوایم بر هیچ کس مسلط باشیم. ما دوست شما ، کمک کار شما و مخلص شماییم.

روزنامه نگار: الان ما شاهد گفتگوهای ایران و گروه پنج به اضافه یک هستیم. چرا گفتگوی ایرانی- عربی در مورد مسائل موجود انجام نمی شود؟

رئیس جمهور: موضوع دو تاست. پنج به اضافه ی یک اکثرشون دشمن ما هستن. ولی ما با کشورهای عربی دوست و برادریم. ولی آماده گفتگو هستیم. هر جایی لازم باشه ما در خدمت برادران هستیم. ما همیشه در خدمت هستیم. هر جا توضیح لازم باشه گفتگو لازم باشه بحث لازم باشه همکاری. اگه ما ها دست به دست هم بدیم نیاز به هیچ کس دیگر نداریم. ثروت داریم، سرزمین داریم، نقاط کلیدی جهان رو داریم، دانشگاه و دانشمند داریم، صنعت و کشاورزی داریم. می تونیم با هم تبادل کنیم. شما یک لحظه امکانات همین کشورها رو، ایران ، بقیه کشورها رو کنار هم بذارید. ببینید اگه ما با هم تبادل کنیم احتیاجی به دیگران هست؟ اونا می خوان با هم رابطه نداشته باشیم که جنس خودشونو بفروشند. اصلا داستان خیلی ساده است. ما هیچ مشکلی نداریم و آماده هستیم در هر جایی بشینیم با هر گروهی از برادرانمون گفتگو کنیم. همین الانش نشستیم ما با هم چه مشکلی داریم؟ آیا احساس جز برادری است؟ انقدر کار هست باید انجام بدیم برای آبادانی کشورهامون و باید دست به دست هم بدیم و کمک کنیم. من شنیدم دولت آمریکا برای اینکه یه ملیارد دلار بده به دولت مصر کلی شرط سیاسی گذاشته. ما آمادگی داریم تمام صنعت و فناوری و تجربیات خودمونو رایگان بذاریم در اختیار برادران. من خودم حاضرم بیام اونجا تمام سدها و کارخانجات و جاده های مصر را کمک بکنم ساخته شود. همینطور برادران و خواهران مصری بیان در ایران کمک بکنند. ما افتخار میکنیم. انشاالله موفق باشید. سلام ویژه منو به مردم مصر برسونید. همین طور به مسئولین روزنامه ها و تلویزیون و خبرگزاری ها. بگید در آینده نزدیک همدیگرو خواهیم دید. روزی که حرکت کنیم برای نجات کل بشریت و شروعش از قدس است. انشاالله موفق باشید.

-از شما تشکر می کنیم به خاطر تحملتون و به خاطر این اطلاعاتی که به ما دادید که بسیار به ما کمک می کنه. و خواهشمندم که اجازه بدید عکس دسته جمعی با شما بگیریم.

سیزدهم خرداد هزار و سیصد و نود و یک- دیدار با اصحاب رسانه مصر

 


 
سخنرانی دکتر احمدی نژاد در افتتاح مسکن مهر پرند/ محاسبات اصلی عالم و دعای مردم
ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

... بذارید قبل از اینکه تذکراتم رو خدمت همکارانم در بخش های گوناگون و مردم عزیز عرض بکنم، یه نکته ای رو یادآوری کنم. بعضیا با ساخت و ساز در تهران مخالفند. استدلال هایی می آرند. میگن آقا اگه شما ظرفیت در تهران درست کنید، مهاجرت اتفاق می افته و مشکلات به وجود میاد. با همین استدلال دهها سال در تهران محدودیت های شدید اعمال شد. ما وقتی شهرداری در خدمت مردم تهران بودیم همینو دادیم مطالعه بکنن که آیا ایجاد ظرفیت مسکونی باعث مهاجرته یا مهاجرت علت های دیگری دارد. پاسخی که در اومد این بود که مهاجرت علت های دیگری داره. نه اینکه ظرفیت های مسکونی تأثیر نداره اما متغیر مستقل اثرگذار جدی نیست. ساختارهای اقتصادی است، جهت گیری های اقتصادی است ، مبادلات تمرکز پول و ثروت و چرخش و تمرکز سیستم حکومت و مسائل فرهنگی و رقابت ها و ... دهها متغیر مهم اثر داره. ما نمی تونیم با یه حرفی که خیلی پایه ی علمی نداره استان اصلی کشور رو که مرکز اداره ی کشوره، چشم و چراغ مردمه، چشم و چراغ ملت ایرانه، همه ی ملت ایران دوست دارن این استان پیشرفته و آباد باشه. همه به پایتختشون و مرکز کشورشون افتخار می کنن. با یک برداشت هایی که معلوم نیست چقدر عالمانه باشه بیست سال سی سال چهل سال جوری طراحی کنیم، ضابطه بگذاریم که حاشیه های آنچنانی شکل بگیره، بافت های فرسوده شکل بگیره، اصلا چهره چهره ای نباشه که در خور ملت ایران باشه. خب حالا مسکن مهر اومد این باور نادرست شکسته شد، داره کار میشه. باید بریم به سمتی که ظرف چهار پنج سال بافت های فرسوده جمع و جور بشه. حداقل به اندازه مردم استان ظرفیت ایجاد بشه، و مردم بتونن در یک فضای مناسبی زندگی کنند...

...کارو پول انجام نمیده کارو همت های بلند انجام میده. انسان هر چقدر در خودش اراده ایجاد کنه خدا امکانات مادی اونو پر می کنه. شما تصمیم بگیرید بگید ما می خوایم ایرانو برسونیم به درجه یک دنیا. این تصمیمو بگیرید خدا ابزارشو براتون فراهم می کنه. امکانات بیرون تابع اراده ی انسان ها و همت انسان هاست. من اینو قبلا هم گفتم الان باز میگم. وقتی بحث مسکن مهر مطرح شد خب تو یه مرحله ای بودیم از اون پلکان ها و جهش های قیمت مسکن بود. یک بساطی درست شده بود. یه عده ی قلیلی در یک مناطق خاصی از تهران کل کشور رو تحت تأثیر قرار داده بود. ما در جلسه ی شورای مسکن گفتیم آقا بیاید یه میلیون خونه بسازیم. گفتن آقا یه میلیون ؟ اصلا یه میلیون می دونید؟فکر می کردن من حالیم نمیشه یه ملیون چقدر مصالح میخواد نیروی انسانی می خواد پول میخواد زمین و کار میبره. فکر میکردن متوجه نمیشم...پیشنهاداتی میدادن. آقا بیایم یه چند جا کلنگ بزنیم یه ده هزار تا واحد شروع کنیم جو روانی رو تمامش کنیم. گفتیم نمی خوایم فریبکاری کنیم با مردم، می خوایم مشکل مسکنو در کشور حل کنیم. و من باور دارم که شدنی است. اینجا ایرانه...نمی دونه آدم راجع به اون کسانی که طی صد و پنجاه سال دویست سال فضایی رو در این کشور به وجود آوردن که خودباوری و اعتماد به نفس ملی ما رو تضعیف کردن، شخصیت عظیم ملت ایران رو تضعیف کردن. بابا دو هزار سال پیش تو ایران حکومت هایی بوده ، سرزمینی رو اداره میکرده سه برابر پنج برابر ایران فعلی. راهها بوده ، ارتباطات بوده ، اقتصاد بوده، مدیریت بوده ، فرهنگ بوده ، دانشگاه بوده ، متناسب با شرایط خودش و خوب بوده. آداب بوده سنت ها بوده انسانیت بوده، خداپرستی بوده پاکی بوده. حالا ما وسعتمون شده یک سوم، با این همه پیشرفت های علمی، فنی نمی تونیم جمع و جورش کنیم؟ حتما می تونیم. برگردیم به خودمون. کارهای بزرگ. یکیش مسکنه. صنعت ، کشاورزی ، علم ، فناوری. همه شو میشه برد گذاشت رو طاق دنیا. به خدا میشه گذاشت رو طاق دنیا. خوب دیدیم که شد. بعد من تو جلسه گفتم من یه میلیونو به اصطلاح به عنوان آزمایشی مطرح کردم ما باید بریم به سمت اینکه همه ی ایرانیا خونه مناسب داشته باشن. مرحله اولش هم اینه که هرکس یه پناهگاهی داشته باشه. پناهگاه مناسب مستحکم و در حد امکان زیبا. گفتن آقا پولش نیست ، زمینش نیست. حساب کتاب می کردن آقا اینقدر فولاد میخواد اینقدر سیمان میخواد. خب حالا ظرفیت فولاد کشور شد دو برابر، سیمان شد دو و سه دهم برابر. ظرفیت نیروگاه های کشور شد دو برابر. تا سال هشتاد و چهار ظرفیت نیروگاه های کشور سی و هشت هزار و سیصد مگاوات بود الان از شصت و پنج شش هزار تا عبور کردیم. یعنی میشه... میشه همه شو ساخت. برید، خدا برکت میده...بذارید یه رمزی رو براتون بگم. به خدا امور عالم با محاسبات مادی جلو نمیره. نه اینکه با محاسبات مادی جلو نمیره ها ، در ظرفیت محاسبات مادی جلو نمیره. شما اگه بخوای از اینا عبور کنی و جلو بزنی باید وارد محاسبات و تبادلات اصلی عالم بشی. همه ی عالم دست خداست. این مردمو دیدید شما امروز، یکیشون یه دعا می کنه تمام درهای آسمان به روتون باز میشه. اصلا میگی از کجا پول اومد چطوری شد...بودجه ای که تو این پنج شش سالی که ما در فشار دشمنان بودیم و درگیری و بحران اقتصادی جهانی با دوره ی مشابه قبلش یک نسبت بگیرید ببینید اگه کمتر از شش هفت برابر بود. بحران اقتصاده تو دنیا. شش هفت برابر بودجه دادن به شما. کجا اومد، اومد، هست ، در همین کشور هست. خدا زنده ش میکنه. درشو باز می کنه، فکرا رو باز می کنه، راهشو باز می کنه دسترسی میده به شما...

از همه صمیمانه تشکر می کنم. دست به دست هم بدیم، یه یا علی بگیم ، ایرانو برسونیم به اونجایی که شایسته ملت ایران است. موفق و سربلند باشید.

بیست و پنجم خرداد هزار و سیصد و نود و یک- شهر جدید پرند در استان تهران


 
قسمت هایی از سخنرانی دکتر احمدی نژاد در کرمانشاه/ بالاترین جفا در حق ملت ایران
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

... امروز وظیفه و مأموریت اصلی ما ساختن ایرانه. ساختن ایران باید اولا متکی به طبیعت و زمین ایران باشه. استعدادهای طبیعی که خدا در این سرزمین قرار داده است. ثانیا متکی به توانایی متخصصین و کارکنان و کارگران و سرمایه گذاران و طراحان خودمون باشه. ثالثا متکی بر اندیشه و فرهنگ ایرانی باشه. ایران رو باید با اتکا به استعداد ایران، توان ایرانی و اندیشه و فرهنگ ایرانی بسازیم. و این هم شدنی است. دیدیم که شدنی است...

... دشمنان نمی خوان این اتفاقا در کشور ما بیفته، می خوان مشغول کنن ملت ما رو. عده ای هم هستن که دانسته، ندانسته، همون نقشه رو ادامه میدن. زمان به سرعت داره میگذره، ما با سایر کشورها و ملت ها در حال رقابتیم. البته ما رقابت ناجوانمردانه، رقابت تخریب کننده، رقابت غیر انسانی رو قبول نداریم. رقابت مثبت، هر ملتی پیشرفت کنه ما خوشحال میشیم. ما از فقر دیگران ناراحتیم. نگاه ما جهانی است. اما زمان داره میگذره، ثانیه ها داره میگذره. کسی حق نداره یک ثانیه وقت کشور رو به چیزهای باطل بگذرونه. یه ملت بزرگ، صاحب تاریخ، صاحب اندیشه، صاحب تمدن، صاحب معرفت، موحد، عدالت خواه، با محبت. باید بسازیم ایرانو ببریم جلو...

... جایی که ایران باید بهش برسه جای بالایی است. جایی که می تونیم بهش برسیم جای بالایی است. و همه ی این سر و صداها برای اینه که ایران به اونجا نرسه. برای اینکه ما به اونجا نرسیم. باید دست به دست هم بدیم. همه ، همه ی ملت. هر کس هر کجا که هست، هر کجا که هست حرکت کنیم، بسازیم، ایجاد کنیم. بالاخره همه ی ما یه دوره ای داریم... خیلی سریع میگذره. از ثانیه ها باید استفاده کنیم برای کار، برای ساختن. کشور ما هم که ماشاالله هر سال یه انتخاباته... بعضیام از یه سال قبل کارها رو شل کنند ... تا یه سال بعد. خب پس کی کار کنیم در کشور؟ یه دولت چهار سال وقت داره ، از ثانیه اول که داور سوتو می زنه شروع میشه تا ثانیه آخر. مثل یه بازی فوتباله. میشه یک تیمی از دقیقه هفتاد بگه دیگه ولش کن بازی رو ، ما دیگه راه میریم. آقا ممکنه دقیقه نود و چهارم هم تیم ایران گل بزنه. درسته؟ که زد. هر ثانیه ش ممکنه یه اتفاقی بیفته. هر ثانیه ش مهمه . هر ثانیه ش مهمه. نمیشه بگیم حالا این شش ماه رو ولش کن بعدا جبران می کنیم. بعدا مال بعدا است. اگه بعدا میتونی پنج برابر کار کنی اون مال همون بعدا است. باید پنج برابر کار کنی، تو اون شش ماهه هم باید پنج برابر کار می کردی. همه هوشیار باید باشیم. کار ، کار ، کار. اون چیزی که میمونه برای ما ، اون چیزی که ما رو جلو می بره ، اون چیزی که آینده رو میسازه عبارتست از کار عالمانه ی پیگیر دلسوزانه. حالا یه نصیحتی هم بکنم. بعضیا متوجه نیستن چه کار می کنن. خیال می کنن با دروغ گفتن و تهمت زدن و خراب جلوه دادن کشور دارن خدمت می کنن یا خودشونو مشهور می کنن. اشتباه می کنن. جوری جلوه میدن که انگار کشور یه کشور خرابه است. این بزرگترین توهین و ناجوانمردی به ملت ایرانه. حواسشون نیست که چه عده ی زیادی رو دلسرد می کنه، چه عده ی زیادی رو سست می کنه. امیدها رو ... ما هم مثل بقیه ملت ها، یه فهرست بلند خوبی ها  داریم یه فهرست ضعف ها. خوبی ها رو باید اضافه کنیم ، ضعف ها رو هم باید برطرف کنیم. حالا به خاطر رقابت های پست، هی تهمت و توهین و دروغ و ...  مسابقه هم هست. مسابقه است. یکی میاد میگه آقا بیست ملیارد تومن در بانک فلان شد، میگه بیست ملیارد تومن؟ صد ملیارد تومن! کنتور که نداره که. کسی هم نیست که گوششو بگیره که مرد حسابی این حرفو زدی خب بیا اثبات کن ببینیم آخه تو همینطور همه رو متهم کردی بیا اثبات کن. آزاده. ظاهرا رفع القلم. قلم برداشته شده که هر کی هر چی دلش میخواد بگوید. متوجه نیستن که خب این چه تصویری داری از ایران به دنیا مخابره می کنی. همه ش همین تیکه های ادعاها رو میگیرن میذارن جلومون تو دنیا. همینا رو میگیرن. من مواجهم، هیچ سندی وجود نداره. نه اینکه اشکال نیست در ایران. اینایی که اینا میگن نیست. اینایی که ادعا می کنن نیست. همینا رو میگیرن میبرن کنار هم می چسبونن میشه گزارش علیه ملت ایران. آقا ایران اینجوریست، ایران اینجوریست. اسباب تخریب گسترده ی چهره ی پاک ملت ایران در دنیا. و الا ، آدمای متخلف تو ایرانم هست خب دستگاه های مربوطه برن بگیرن برخورد کنن. عادلانه ، درست نه سیاسی. درست برن رسیدگی کنن، برخورد کنن. به اندازه ای که هست مجازات کنن. هر چی هست. هر کی است و هر چی هست. اما اینکه یه جوری حرف می زنن که انگار کل کشور خرابه، کل ایران خرابه. جفا از این بالاتر به ملت ایران میشه؟ ملتی که دنیا بهش امید بسته. او رو بزرگ میشمره. صاحب فرهنگ میدونه. او رو یه ملت شریف میدونه. همینطوری میگن. حالا ما به اونا کاری نداریم چون به حرفمون هم گوش نمیدن ظاهرا. من هر دفعه که میگم تشدید میکنن. حمله رو پنج برابر می کنن. فعلا هم سیبل منم و همکاران من . فعلا خیال می کنن ما رو بزنن تخم سه زرده کردن. ما که کف خیابونیم ، دم دست مردم، زیر پای مردمیم. زدن ما، فحش دادن به ما که هنر نیست. اگه راست میگن برن اونایی که .... بله واقعا جرأت دارن برن سراغ .... انشاالله امیدوارم در ماه مبارک رمضان امسال مردم کل استان و مردم عزیز کرمانشاه از همه نعمت ها و برکات الهی از جمله آب شیرین سد استفاده بکنند. انشاالله موفق باشید. والسلام علیکم و رحمه الله.

بیست و دوم خرداد هزار و سیصد و نود و یک- کرمانشاه


 
بخشی از سخنرانی دکتر احمدی نژاد در سالگرد ارتحال امام
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

... اگر کسی عاشق خداست باید عاشق انسان ها باشد. پیامبر عزیز ما و امیرالمؤمنین علیهما السلام تجلی کامل عشق به انسان ها بودند. رحمه للعالمین بودند. امیرالمؤمنین همگان را سفارش می کند. مراعات یکدیگر را سفارش می کند. می فرماید دیگران یا هم کیش تو هستند یا هم جنس تو در خلق،  انسان اند. و در فرمان جاودانه ی به مالک اشتر، به مالک می فرماید ، ای مالک، قلبت را از عشق به انسان ها سرشار کن و با همه ی وجود در خدمت اونها باش. عشق به انسان ها و حفظ کرامت انسانی و خدمت به انسان ها در اندیشه ی امیرالمؤمنین علی علیه السلام و امام راحل دارای جایگاه اصلی و بی بدیل است که هیچ امری آن را مخدوش نمی کند. عزیزان من، در وجود پیامبر، در وجود امیرالمؤمنین، در وجود امام، کینه وجود ندارد حتی نسبت به دشمنان، حتی وقتی که نبرد می کنند. در نبرد با دشمنان هم انگیزه ی اونها عشق به انسان ها، عشق به ارزشها، عشق به عدالت ، و جلوگیری از سقوط بیشتر دشمنان و احیای عدالت و کرامت انسانی است. همه ی وجود اونها عشق است. اگر عشق باشد، خدمت و رسیدگی به بندگان خدا معنا پیدا می کند. اگر عشق باشد، عدالت معنا پیدا می کند. عشق و محبت به انسان ها مایه عدالت ، رعایت حقوق دیگران و صیانت از کرامت انسان است. بدون عشق به انسان ها و سوختن برای آنها، ادعای عشق به خدا یک دروغ زشت و بزرگ است. عزیزان من، امام راحل عظیم الشأن ما ، عاشق انسان ها بود و با همه مهربانی می کرد و خدمتگزار ملت بود. در مدت کوتاهی که در قم تشریف داشتند به میان مردم و محرومین می رفتند. همیشه با مردم در کنار مردم برای مردم ، مراقب حقوق و کرامت مردم ، فداکار در راه مردم بودند. امام برای محرومین حساب ویژه داشتند. مانند امیرالمؤمنین علی علیه السلام. دائما سفارش می کردند، آنها را ولی نعمت مردم، ولی نعمت حکومت، ولی نعمت خود می خواندند. اما ، عامل چهارم و عامل آخر عبارتست از آزادی، همراه با آگاهی. عزیزان من، آگاهی و آزادی انتخاب رمز کمال انسان است. انتخاب بهترین ارزش ها بدون آزادی و آگاهی و از روی اجبار یا مسیری غیر از آزادی ، فاقد ارزش است. حتی انتخاب عبودیت و توحید و عدالت زمانی ارزش دارد که همراه با آگاهی و آزادی باشد. زمانی کمال آفرین است که همراه با آگاهی و آزادی باشد. اگر قرار بود ارزشهای الهی به بشریت تحمیل شود، پیامبران و بزرگان ما قادرتر و بهتر بودند. پیامبر عزیز ما از خداوند خطاب دریافت می کند که تو تنها تذکر دهنده هستی و بر انسان ها سیطره نداری. امیرالمؤمنین علی علیه السلام و امام راحل عظیم الشأن ، برای آگاهی مردم، انتخاب آزاد مردم ، ارزش بالایی قائل بودند. بدون آگاهی، بدون اراده و انتخاب مردم ارزشها مستقر نمی شود و اگر شد فاقد پشتوانه است و مستمر نخواهد ماند. استقرار ارزشها زمانی ارزشمند و مستمر خواهد بود که با انتخاب آزاد و آگاهانه ی مردم همراه باشد. امام فرمود ، رأی، رأی ملت است. میزان، رأی ملت است. اجازه نداد هیچ رأیی بر هیچ کسی تحمیل شود و تا آخر از آزادی انتخاب ملت صیانت کرد. او آمد با یک انقلاب عظیم اراده ی آزاد مردم را به اعماق تمام نظام تسری داد و همه ی حکومت را از آن مردم و متعلق به عواطف و اراده های آنان معرفی کرد. تا آخر اجازه نداد کسی از آراء او در انتخابات مطلع شود مبادا که آزادی مردم در انتخابات خدشه دار شود. امام برای آگاهی مردم تلاش کرد. فرمود ما امر مخفی نداریم. به مسئولین امر کرد در جلسات خصوصی خود به گونه ای سخن بگویند به گونه ای تصمیم گیری کنند که از افشای آن نزد مردم نترسند و شرمنده نباشند. عزیزان من ، امام هم تعالی انسان را و هم تحقق حکومت جهانی سرشار از توحید و عدالت را دنبال می کرد. برای تک تک انسان ها ارزش قائل بود و به دنبال تعالی و کمال همه ی آنان بود. تمام حرکات و برنامه و زندگی و انقلاب خود را برای مقدمه سازی تحقق حکومت جهانی سرشار از عدالت طراحی و سازماندهی کرد. او به دنبال آرمان های بلند انبیا و اولیا در تحقق حیات طیبه در سراسر جهان بود. معتقد بود که خواست و اراده ی مردم عامل اصلی در تحقق این آرمان و تسریع در وقوع آن است. او از مرز منیت ، نژاد ، جغرافیا و قدرت عبور کرده بود. نگاه او جهانی بود و به دنبال حکومت برای حکومت مثل قریب به اتفاق دولتها و رهبران جهان نبود. اصولا ، عزیزان من ، نگاه به قله های آرمانیست که انگیزه حرکت ایجاد می کند و برگرفتن نگاه .... عزیزان من ، اصولا نگاه به قله های آرمانیست که انگیزه ی حرکت ایجاد می کند و برگرفتن نگاه از آرمان حکومت جهانی در واقع گرفتن انگیزه ی حرکت اصلاحی و در جا زدن و خراب شدن است. امام ، گرایش به اشرافیت در مدیران را نشانه ی روی برتافتن آنان از آرمان الهی و حکومت جهانی می دانست و به شدت با آن مبارزه می کرد. او حفظ جمهوری اسلامی را از اهم واجبات می دانست و مقدمه سازی و حفظ آنرا به تحقق آرمان ها و حرکت در جهت توحید و عدالت و رعایت حقوق مردم و خدمت به مردم می دانست. او حکومت را برای مقدمه سازی استقرار توحید و عدالت و عشق و آزادی در سراسر زمین به رهبری امام صالحان، فرزند پیامبر اسلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برپا کرد و همواره این مأموریت را یادآوری می کرد. او تمام مکاتب ساخته ی دست بشر را در ایجاد سعادت برای بشر کاملا شکست خورده و در پایان راه می دانست. امام تنها و کامل ترین جایگزین وضع موجود عالم را مدیریت جهان شمول انسان کامل ، امام عصر علیه السلام می دانست. او تحقق همه ی آرزوهای الهی و فطری انسان ها را در حکومت جهانی باور داشت و در آرزوی آن یک عمر مجاهدت کرد. فرمود این قرن به خواست خدا، قرن غلبه ی مستضعفان بر مستکبران است. عزیزان من ، امروز بشریت بیش از هر زمان دیگر به اندیشه امام ، به راه امام ، به آرمان امام و منش امام نیازمند است. به فضل الهی این اندیشه و راه به سرعت به راه و اندیشه همه ی ملت ها و بشریت تبدیل می شود. ملت های سرخورده از چپ و راست ، از بالا و پایین ، و حکومت های خودخواه ، مستکبر ، و دنیا طلب ، به دنبال حکومت صالحان و عدالت و آزادی حقیقی اند و این نوید آن است که اندیشه ی حکومت مهدوی به سرعت در حال گسترش است. به فضل الهی ... به فضل الهی به زودی جهان از وجود زورمداران و تحقیر کنندگان حقیقت و کرامت انسانی و ستمگران و مستکبران خالی خواهد شد و توحید و عدالت و عشق و آزادی در جهان مستقر خواهد شد. امام ما، زنده و درخشنده است چرا که توحید و عدالت زنده است. امام ما زنده است چرا که عشق و محبت زنده است. یکی دو کلام از زبان شما خطاب به امام عزیز و عرضم تمام . ای امام ، ای یگانه ی دوران ، در بیست و سومین سالگردت عشق تو سوزان تر در قلب ملت و ملت ها جاری است و پیام و راه تو فروزان تر از همیشه فراروی همه ی آزادیخواهان و عدالت طلبان عالم قرار دارد. ای امام بزرگ ببین که ملت تو و عاشقان تو با همه ی وجود میراث تو را پاس می دارند و متحد و یکدل تا تحقق همه ی اونها ایستاده اند و از پای نخواهند نشست. ملت ایران ، و همه ی آزادگان و عدالت طلبان جهان ایستاده اند و هیمنه و بیرق بدخواهان و ستمگران را در تاریخ دفن خواهند کرد.

سیزدهم خرداد هزار و سیصد و نود و یک- حرم مطهر امام خمینی


 
فایل سخنرانی شنیدنی دکتر احمدی نژاد در میان جمعی از منتخبان مجلس نهم
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : توحید
 
متن کامل سخنرانی دکتر احمدی نژاد در مراسم بزرگداشت فردوسی در جمع فردوسی پژوهان
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم‌ عجل‌ لولیک‌ الفرج‌ والعافیة والنصر واجعلنا من‌ خیر انصاره و اعوانه‌‌ والمستشهدین‌ بین‌ یدیه‌

خدای بزرگ را سپاسگزارم که توفیق حضور در این جلسۀ معنوی و البته تاریخی را عنایت فرمود. از همۀ برگزارکنندگان، استادان، صاحب‌نظران، اندیشمندان، هنرمندان، نقالان و شاهنامه‌خوانان، صمیمانه تشکر می‌کنم.
مطالب بیان شد، استادان عزیزمان آقای دکتر صالح‌پور، رواقی و نقالان عزیزمان روح مطلب را بیان کردند. بنده هم به عنوان خادم ملت ایران می‌خواهم به ساحت همۀ بزرگان این سرزمین، بزرگان ادب و فرهنگ سرزمین نورانی ایران، عرض ادبی داشته باشم.
مطلبم را با دو تذکر خدمتتان عرض می‌کنم. البته درس پس دادن در محضر استادان است.
تذکر اول، هر اندیشه، مکتب و ارزشی اگر بخواهد در تاریخ نهادینه، ماندگار و جاری بشود، علاوه بر اینکه باید دارای ویژگی‌های ذاتی مناسب باشد، باید توسط یک ملت به معنای واقعی ملت باور بشود و آن ملت موجودیت خودش را پای آن اندیشه و مکتب هزینه کند والا اندیشه‌ها، مکتب‌ها و ارزش‌ها، هزار هزار در تاریخ دفن شده‌اند. یکی از آنها که در دورۀ خود ماست، مکتب مارکسیسم است. تا اعماق زندگی مردم وارد می‌شود و فلسفه، ادبیات، قانون، منطق و هنر درست می‌کند، اما چون توسط یک ملت به معنای ملت باور نمی‌شود، به سرعت محو می‌شود و از بین می‌رود.
تذکر دوم، تذکری تکراری است. وقتی ما از ایران صحبت می‌کنیم، این به معنای تجدید یا تأکید بر تعصبات قومی، نژادی و حتی جغرافیا و بازگشت به گذشته نیست. نگاه به آینده است. سخن از یک هویت و منش و ویژگی‌هایی است که هر فرد و ملتی برای کمال و سعادت باید از آنها برخوردار باشد و به آنها تکیه کند. امروز سخن از فردوسی و شاهنامه است. چرا حکیم ابوالقاسم فردوسی برجسته است؟
ممکن است بگویید او زبان فارسی را زنده کرد. حرف درستی است. اما قبل از او، رودکی عزیز این کار را کرد که البته رودکی و فردوسی از یک جنس‌اند و در یک راستا زندگی کرده‌اند. او چه کار کرد و چه حقی بر گردن ملت ایران و جامعۀ بشری دارد؟ این یک سؤال جدی است. فردوسی در شاهنامه خلاصه نمی‌شود. اگر بخواهیم عظمت فردوسی را دریابیم، باید برگردیم و نقش تاریخی فردوسی را تجزیه و تحلیل کنیم. به ناچار باید به اصل آفرینش اشاره‌ای بکنیم. خدا این عالم را به چه منظور خلق کرد؟ برای انسان. انسان را برای چه خلق کرد؟ برای دو امر که در حقیقت یک امرند. خدا انسان را برای کمال، شکوفایی و خدایی شدن خلق کرد. او انسان را خلق کرد که در زمین آیینۀ او باشد. بزرگ، عظیم، عالم و خلاق بشود و دوم در زمین یک زندگی سعادتمند و سرشار از زیبایی برپا کند؛ زندگی انسانی و الهی و البته کمال انسان و جامعۀ سعادتمند از مسیر استقرار توحید، عدالت، عشق و آزادی می‌گذرد. شما همه صاحبان خرد و کفایت هستید.
اما به ملت ایران برگردیم. تاریخ ملت ایران را نگاه کنید. ملت ایران همواره ملتی موحد، عدالت‌جو، مهرورز و آزادی‌خواه بوده، همیشه به حقوق ملت‌ها احترام می‌گذاشته و همیشه به دنبال کرامت انسانی و ملتی کمال‌جو بوده و به هیچ حدی از مراتب کمال قانع نشده و همیشه به دنبال برترین نقطه بوده است. داستان تولد حضرت عیسی را دارید. جمعی از ایرانیان از قبل به مولد حضرت عیسی رفتند. منتظر بودند که پیامبر الهی بیاید و جامعۀ برتری را به آنها عرضه کند. جناب زرتشت را در آغوش گرفتند و برای پیامبر عزیز اسلام هم لحظه‌شماری می‌کردند.
آداب، رسوم، تاریخ و عظمت ملت ما، گواه این مدعاست که ملت ایران قرن‌ها و قرن‌ها پرچم‌دار حرکت کمالی بشر، توحید، عدالت، عشق و آزادی بوده است. تمام تعلیمات جناب زرتشت که نتیجۀ عملی توحید، عدالت و عشق است: پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک، اعتقادات ملت ایران است.
در یک دورۀ طولانی در عالم و تاریخ بشر فقط ایران بود و ایران بود و ایران. همۀ فرهنگ، تمدن، انسانیت و ارزش‌ها تحت پرچم ایران بود و ملت ایران همیشه مخالف ظلم و بی‌عدالتی بود. عدالت آن‌قدر در بین ملت ایران جایگاه والایی داشت که بعضی‌ها هم که به دنبال عدالت نبودند، لقب عدالت را بر خود می‌نهادند. ملت ایران همیشه مخالف تحقیر انسان‌ها و به دنبال علم، هنر و معرفت بوده است. ملت ایران ملتی حق‌جوست و هرجا حقی را دید تسلیم شد. تاریخ ایران نشان نداده که ملت به معنای ملت، حقی بر او عرضه شده باشد و در برابر آن حق مقاومت کند. حق‌جویی در ذات فرهنگ ایران نهادینه شده است. ملت ایران در طول تاریخ یک حرکت رو به کمال را داشت. نمی‌خواهم بازخوانی تاریخ کنم. برادر عزیزم جناب آقای بقایی خیلی مختصر چند تلنگر زدند. ملت ایران در این دورۀ اشکانیان که الآن برای ما فراموش شده، در اوج فرهنگ و تعالی بوده است. خیلی چیزهایی که امروز به آن افتخار می‌کنند، آن زمان به مراتب بالاترش در این سرزمین بوده است.
اما اواخر ساسانیان زشتی‌های فراوانی بر ملت ایران تحمیل شد. از یک سو، جامعۀ طبقاتی، بسیاری از ارزش‌های انسانی منزوی و کرامت شخصیت ملت ایران مخدوش شد. از طرف دیگر ولع و انتظار ملت ایران برای رسیدن به یک جامعۀ برتر، دست به دست هم داد و زمینه را برای پذیرش پیام و پیامبر آخر فراهم کرد.
حالا فرمودند جنگی اتفاق افتاد، ولی آن جنگ ملت ایران نبود. محال بود آن کسانی که مقابل ملت ایران بودند، اگر ملت به صحنه می‌آمد، بتوانند ملت را شکست بدهند. ملت به صحنه نیامد. ملت ایران در زمان پذیرش پیام پیامبرِ آخر از کسانی که او را دعوت به این پیام می‌کردند، بسیار پیشرفته‌تر بود. اما آرزوهای تاریخی خودش را در پیام پیامبر دید و با آغوش باز آن را پذیرفت و همۀ موجودیت خودش را به میدان آورد و به امید استقرار توحید، عدالت، عشق و آزادی تسلیم حق شد. ملت ایران همۀ هویت خودش را به صحنه آورد و برای برپایی سعادت جامعۀ بشری خودش را فدا کرد. البته اگر پیامبر اسلام آن زمان مبعوث نمی‌شد، حتماً جامعۀ ایرانی دچار انقلابات فراوانی می‌شد. اعتراضات شروع شده بود. ملت ایران تسلیم حق شد. باوری در ملت ایران به وجود آمد که ساکنان سرزمین وحی امانت الهی را به خوبی پاسداری و حرکت کمالی بشر را پیش‌قراولی خواهند کرد.
ملت ایران تصور کرد که آنها بار امانت را به درستی به دوش خواهند کشید و به آنها سپرد. یک مدت گذشت، آرام‌آرام شرایط عوض شد. جانشینانی به نام پیامبر آمدند. ملت ایران مشاهده کرد که مسیری که پیامبر ترسیم کرده است، طی نمی‌شود و آرمان‌ها دنبال نمی‌شود. ارزش‌های الهی از اولویت ساقط می‌شوند. تعصبات قومی بدتر از قبل، اما امروز با لباس پیامبر و تقدس جانشین و میراث‌دار پیام پیامبر شده‌اند و وارثان حقیقی پیامبر یکی پس از دیگری و پس از تحمل فشارهای سنگین یا قطعه قطعه می‌شوند یا مسموم و زندانی می‌گردند. فاسدها حاکم شده‌اند. متوکل عباسی، جانشین پیامبر شده است. ثروت‌ها انباشته و جامعۀ طبقاتی برپا شده است. عرب و عجم رسمیت و قانونیت پیدا کرده است و برای عرب‌ها حقوق بالاتر و عجم عنصر درجۀ دو اجتماعی معرفی می‌شود. همۀ ضدارزش‌هایی که ملت ایران برای فرار از  آنها به دامن اسلام پناه آورده بود، این بار به نام اسلام بر ملت‌ها و ملت ایران تحمیل می‌شود.
بعضی‌ها می‌گویند تمدن و فرهنگ. کدام تمدن و فرهنگ؟ اگر ما بپذیریم که عباسیان واجد فرهنگ و تمدن‌اند، خودمان از فرهنگ و تمدن ساقط شده‌ایم. یک مشت عیاش، فاسد، دنیاطلب و آدمکش حاکم شده‌اند و جز عیاشی و گسترش سرزمین کاری ندارند. به راحتی حکم قتل صادر می‌کنند. پاکان در زنجیر و ناپاکان بر مسند هستند. همۀ زشتی‌ها، تعصبات و خودبرتربینی‌ها به شکل جدید و با ماسک غیرقابل خدشۀ تقدس وابسته به جانشینی پیامبر حاکم شده است و در این فاصله هویت ملت ایران مضمحل و یک ملت بزرگ، فعال و پیشگام به یک ملت منفعل و منزوی تبدیل شد. ملت ایران یکباره چشم باز کرد و دید داشته‌های گذشته را از دست داده و دستاوردی هم نداشته است و همواره تحت فشار تحقیر و توهین کسانی است که بویی از حقیقت پیام پیامبر اسلام نبرده‌اند. داستان تحقیرها داستان غم‌باری است. چه کسی را تحقیر کردند؟ یک ملت شجاع بزرگ را تحقیر کردند. بگذارید اینجا به عظمت ملت ایران دو اشاره بکنم.
شما داستان کراسوس و سورنا سردار ایرانی را می‌دانید. بالاخره نبرد بود. سورنا سردار ایران کسی را برای مذاکره با کراسوس فرستاد، نشستند، گفتگو کردند و با هم به تفاهم نرسیدند. کراسوس بلند شد با یک غروری گفت: مذاکرات کافی است. بقیۀ مذاکرات در پایتخت ایران. این سرباز دلاور ایران برخاست، نیشخندی زد و او را مسخره کرد. گفت چرا می‌خندی؟ گفت اگر در کف این دست مو دیدی، پایتخت ایران را هم خواهی دید و بعد آن فرماندۀ متجاوز به دست همین سربازان شجاع قلع و قمع شد و او از هزار کیلومتری پایتخت ایران هم عبور نکرد. در همین دوره، وقتی صدام حمله کرد، وسط جلسۀ کنفرانس خبری بلند شد. گفتند چرا بلند می‌شوی؟ گفت بقیه‌اش در تهران. امروز با آرزوی رسیدن به تهران و آبادان با یاران خودش در جهنم محشور است. این ملت بود.
عزیزان من! یک غصۀ تاریخی بر ملت ایران حاکم شد. ملتی که می‌خواست دنیا را به سعادت برساند، امروز اسیر یک عدۀ بی‌فرهنگ شده است. اگر وضع به همان منوال جلو می‌رفت، اثری از پیام پیامبر در عالم باقی نمی‌ماند. این نقطۀ کلیدی من است و ان‌شاءالله به فردوسی می‌رسیم. این ابیات وصف حال ملت ایران در آن زمان است.

ناله خفته در گلو، کاری بکن

سینه پر درد است فریادی بکن

کار رسمان و دو دست مرتضی

رد گل‌ میخی به پهلوی ضحی

دیو و دد بر منبر و محراب شد

زهر نامردی درون آب شد

شد جوانمردی به نامردی اسیر

تخت پور مصطفی آماج تیر

رأس فرزندان مصباح الهدی

اختر رخشنده بر سرنیزه‌ها

شیر پنجم مانده از اهل کسا

سر برآورد از زمین کربلا

جای پیغمبر ولی سفیان و جهل

کشتن یاران حق آسان و سهل

این حدیث جاری و زخم دل است

قصۀ پیکار حق و باطل است

ای خدا دنیا پر از بیداد شد

طاقت یاران مولا طاق شد

کشتی نوح است بر گل مانده است

چشم‌ها بر مهر آخر مانده است

گو بیا آرام جان کاری بکن

سینه پر دَرد است فریادی بکن

حکیم ابوالقاسم فردوسی در ابتدای غیبت کبرای امام زمان (عج) به دنیا آمده است. جالب است که حضرت رودکی در ابتدای غیبت صغرا به دنیا آمده است و در انتهای غیبت صغری از دنیا رفته است و مرگ او همزمان با تولد فردوسی بود. در ذهن من این‌گونه است که دو سربازی هستند که پست و انجام یک مأموریت تاریخی را به هم تحویل داده‌اند. اما فردوسی چه کرد. عنایت کنید. در این فاصله این‌طور نبود که دانشمندان و بزرگان ایرانی نبودند. چرا خیلی‌ها بودند، آمدند، گفتند، نوشتند و تلاش کردند که بین خط اصلی و ناب با خط انحراف تمیز قائل شوند و ملت‌ها را آگاه کنند. بعضی‌ها سعی کردند حکومت عباسی را اصلاح کنند. به حکومت نزدیک شدند، رفتند نصیحت و تلاش کردند، اما محو شدند. تلاش‌هایشان ارزشمند و ماندگار، اما تحولی اتفاق نیفتاد. چه کسی تحول را رقم زد؟ حکیم ابوالقاسم فردوسی. به این خاطر است که به او حکیم می‌گویند. چرا حکیم؟ برای  اینکه با یک نگاه عمیق تاریخی درد و درمان را تشخیص داد.
به تذکر اول برمی‌گردم، حکیم ابوالقاسم فردوسی دید که ملت ایران منفعل شده است. ملتی که باید پرچمدار حق و عدالت باشد و تا یک ملت به معنای ملت صاحب فرهنگ، پشت مکتب قرار نگیرد، مکتبی باقی نخواهد ماند. چه بایست می‌کرد؟ روشن است. از یک طرف بایستی حقیقت مکتب را تبیین می‌کرد. از طرف دیگر هویت موحد عدالتخواه حق‌جوی ملت ایران را زنده و  با این مکتب گره می‌زد و فردوسی همین کار را کرد.
ملت ایران به دنبال راهی نو بود. کار بزرگ فردوسی این بود که هویت ملت ایران را زنده کرد. او روح جمعی موحد و عدالتخواه ملت ایران را مجدداً بیدار کرد و بار امانت را روی دوش ملت گذاشت. گفت: شما خیال کردید اینها دارند مکتب را جلو می‌برند. اشتباه می‌کنید، شما باید این امانت را به عهده بگیرید و جلو ببرید. او همۀ تاریخ ایران را زنده کرد. چشم امید ملت ایران را از متعصبان کور دل به داشته‌ها و توانمندی‌ها و ریشه‌های تاریخی و  آرمانی خود ملت ایران برگرداند. یک بار دیگر روح مسئولیت‌پذیری ملت ایران را زنده کرد. حالا اینها را ببینید. ابیات حضرت فردوسی را در توحید، نبوت، ولایت اهل‌بیت و... دیگر الآن همه حفظ هستیم. حالا برای شما چند بیت می‌خوانم.

تو را دین و دانش رهاند درست

در رستگاری بباید جست

اگر دل نخواهی که باشد نژند

نخواهی که دائم بود مستمند

به گفتار پیغمبرت راه جوی (بازگشت به حقیقت مکتب)

دل از تیرگی‌ها بدین آب شوی

گرت زین بد آید گناه من است

چنین است و این دین و راه من است

بر این زادم و هم بر این بگذرم

چنین دان که خاک پی حیدرم

و اما حضرت فردوسی می‌خواست هویت ملت ایران و عدالت را زنده کند و می‌خواست بت‌شکنی کند و این نیازمند حماسه است. چرا در قالب حماسه سرود؟ اصلاً دستور کار و موضوع مأموریت فردوسی جز در قالب حماسه  امکان‌پذیر نیست. باید حماسی باشد تا روح را زنده کند. ملتی که نزدیک به سیصد سال آسیب دیده، انقطاع فرهنگی اتفاق افتاده است. ملت ایران به دنبال پیامبر بود، المعتصم بالله نصیبش شد؛ به دنبال توحید بود، شرک و خودپرستی نصیبش شد. آمدند ایران عظیم تاریخ‌ساز را آن‌طور تحت فشار قرار دادند که عنصر درجۀ دو تحقیرشده توسری‌خور شد. تغییر این روند نیازمند حماسه است. ملتی که قرن‌ها در انتظار حاکمیت عدالت تلاش کرده، سروده، سوخته و ساخته، هنر و عشق ورزیده، مجاهده کرده، تحمل کرده، حاکمان  فاسد را به زیر کشیده و با عشق، صداقت و خلوص همۀ وجود خود را در طبق اخلاص گذاشته  است، یکباره بعد از دویست سال می‌بیند همه چیز را از دست داده است. چنین ملتی برای زنده شدن، نیازمند حماسه است. فردوسی آمد از یک‌سو سابقۀ پاکی، توحید و عدالت‌خواهی ملت ایران را به رخ کشید و از سوی دیگر، توانایی‌های ذاتی در فرهنگ‌سازی و تمدن‌آفرینی ملت ایران را شکوفا کرد. او هویت ملت ایران را زنده کرد و راه را که ادامۀ راه نبی، وصی و اهل‌بیت است به خوبی ترسیم کرد. مسئولیت تاریخی ملت ایران و حقیقت اسلام را یادآور شد. شاهنامه توحیدنامه، خدانامه و تفسیر قرآن است. جناب آقای آذر یا صالح‌پور چند بیت خواندند. دیوان، جامع همۀ خصلت‌های زشت است. اینها همه تعلیمات پیامبر و قرآن است.
او حقیقت اسلام و مرز حقیقت اسلام را از زشتی‌ها، پلشتی‌ها، فریب‌ها و تزویرها به خوبی ترسیم کرد. یادآوری کرد که حقیقت اسلام همان گمشدۀ تاریخی ملت ایران است که باید خود ملت از آن صیانت کند. زبان فارسی را زنده کرد و پس از او بود که شکوفایی حقیقی ملت ایران آغاز شد و علما، شعرا و بزرگان آمدند. حافظ، سعدی، خاقانی، سنایی، وحشی، مولوی و خیام آمدند و همین‌طور یک ملت جوشید. نه اینکه اگر او آن کار را نمی‌کرد، اینها نمی‌آمدند، اما ظرفی برای معرفی و تجلی عظمت‌های آنها به نام زبان فارسی وجود نداشت. اگر نبود ما از کجا عظمت حافظ و سعدی را در این زیبایی شیرین فارسی می‌توانستیم دریافت کنیم. تا به امروز نهضت‌ها برپا شد و دانشمندان آمدند. خودش می‌فرماید:

بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی

کسی گفت ایشان ادعا کرده من زبان فارسی را زنده کردم. کاری نکرده که آن‌قدر ادعا می‌کنید! تمام ملت‌های عالم غیر از آن عدۀ اندکی که مدعی بودند، عجم نامیده می‌شدند. فردوسی همۀ بشریت را زنده کرد. نگاه فردوسی جهانی است. فردوسی با آرش مرز فرهنگی ایران را ترسیم کرد. و به نظر من داستان آرش وصف حال خود فردوسی است. جانش را گذاشت تا مرز فرهنگی ایران را ترسیم کند. مرز فرهنگی ایران کجاست؟ مرز ایران کجاست؟ هرجا توحید، عدالت، عشق، پاکی و آزادی است، آنجا ایران است. نه به معنای آنکه ما می‌خواهیم برویم آنجا حاکم شویم. خیر. آنجا ایران است. ما به آنجا عشق می‌ورزیم و آنجا و مردمش را دوست داریم. مرز ایران، مرز فرهنگ است.
حالا یک داستان هم هست که بالاخره سلطان محمود نپذیرفت. نقل زیاد است. می‌گویند هیچ جای شاهنامه ذکری از سلطان محمود نیست، نپذیرفت. ولی من فکر می‌کنم مسئله بالاتر از این حرف‌هاست. سلطان محمود چشم باز کرد، دید فردوسی همۀ بنیان‌های حکومت‌های غیرعادل، غیرانسانی و غیرالهی را متلاشی کرده است. دید که اگر بخواهد به رسمیت شناخته شود، جایی برای او امثال او و بقیۀ اشغالگران و غیراشغالگران در این سرزمین وجود ندارد. باید رد کند. چقدر جالب است آن صحنه‌ای که صله را می‌فرستد و از آن طرف پیکر فردوسی در حال تشییع است. و چقدر زیباست که خدا نخواست که وجود و شخصیت نازنین فردوسی، به گرفتن صله از آن حاکم آلوده شود که دیگر کار فردوسی برای ما ارزشی نداشت و چه بسا با این نیت که این کار عظیم تخریب بشود، آن کار انجام شد. عزیزان من! کار فردوسی احیاست. امروز هم مسئولیت و مأموریت همان است. پرچم‌داری توحید، عدالت، عشق و آزادی و این شأن ملت ایران است.

سیاوش منم نز پری‌زادگان

از ایرانم از شهر آزادگان

که ایران بهشت است یا بوستان

همین بوی مشک آمد از بوستان

ندانی که ایران نشست من است

جهان سر به زیر دو دست من است

هنر نزد ایرانیان است و بس

ندارند شیر ژیان را به کس

همه یک‌دلانند و یزدان‌شناس

به نیکی ندارند از بد هراس

دریغ است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود

همه جای جنگی‌سواران بُدی

نشستن‌گه شهریاران بُدی

اگر سر به سر تن به کشتن دهیم

از آن به که کشور به دشمن دهیم

چو ایران نباشد تن من مباد

بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

 

 

منبع: سایت ریاست جمهوری

نه خرداد هزار و سیصد و نود و یک - مراسم تجلیل از فردوسی پژوهان و ثبت جهانی نقالی

 


 
متن کامل سخنرانی دکتر احمدی نژاد در افتتاحیه مجلس نهم
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

یاد امام عزیز و شهدای گرانقدر رو گرامی می دارم و خدای بزرگ رو سپاسگزارم که در آیین افتتاح مجلس نهم توفیق حضور رو عنایت فرمود. برگزیده شدن شما توسط مردم مناطق گوناگون کشور و تشکیل مجلس نهم رو به همه ی شما، به مقام معظم رهبری و به ملت بزرگوار ایران تبریک و تهنیت عرض می کنم. عزیزان من، جایگاه و شأن ملت ایران یک جایگاه و شأن یگانه است. ملت تمدن ساز و فرهنگ آفرین، ملت مؤمن، شجاع، هوشمند، صبور و بزرگوار، ملتی آزادیخواه و عدالت طلب، که در حقیقت صاحب انقلاب و کشورند. بدون تردید ملت ایران، بهترین ملت تاریخ، و عالم است. ملتی که در طول تاریخ، از ارزش های الهی به خوبی صیانت کرده است و همه ی موجودیت خود رو برای دفاع از ارزش های الهی هزینه کرده است. و امروز هم با تمام وجود به دنبال پرچم توحید، آزادی و عدالت است. عزیزان من، همه چیز، متعلق به این ملت است. همین ملت امروز من و شما را، سر کار آورده است. قدرت ملت، تجلی قدرت خداست، و ما هر چه داریم از ناحیه وفاداری و فداکاری و بزرگواری همین ملت است. این مطلب رو هرگز نباید، فراموش کنیم. مطلبی که باید همیشه به هم متذکر بشیم، و یادآور باشیم اینه که، علت حضور من و شما در این مناصب چیست، و ملت برای چه، ما را برگزیده است. همه می دانیم، که ملت، انقلاب نکردند، فداکاری نکردند، که افراد و شکل ها عوض شوند. عده ای بروند، عده ی دیگری بیایند. انقلاب عظیم اسلامی برای تحقق آرمان های بلند الهی و انسانی ملت ایران است، که هزاران سال، به دنبال آن بوده است. علت برگزیدن من و  شما توسط مردم و ملت پیگیری همین آرمان هاست. استقرار یگانه پرستی ، پاکی، مهرورزی، عدالت ، دفاع از آزادی و حقوق ملت، رفع فقر و تبعیض و برپایی عدالت، ساختن جامعه الگو و پیشرفته و حاکم کردن ارزش های الهی و انسانی در ایران وجهان است. در یک کلام، مسئولیت من و شما مقدمه سازی و الگوسازی برای برپایی حکومت جهانی توحید، و عدل و عشق است. و البته همه ی اینها، همه ی اینها، از ناحیه عبودیت خداوند، عشق به ملت و خدمتگزاری حاصل خواهد شد. باید موحد و عاشق ملت باشیم. من و شما شأنی جز خدمتگزاری ملت نداریم. باید همواره یادمان باشد، که ما آقا بالاسر و بالاتر مردم نیستیم. ما همه نوکر مردمیم. چه شما که هرکدام مورد اعتماد مردم حوزه های انتخابیه قرار گرفته اید چه بنده که افتخار نمایندگی ملت را دارم، همه ی ما شأن و افتخارمان این است که نوکر مردمیم. تکلیف خدمتگزار و نوکر هم که، معلوم است. باید ببیند که ملت و آقای او، چه می خواهد. ملت از ما انقلابی ماندن و پیگیری اهداف انقلاب را، مطالبه می کند. رفع تبعیض و فقر، و بی عدالتی، دفاع از حقوق ملت، حفظ حرمت بیت المال، عمران و آبادی، رفع مشکلات، پیشرفت کشور، صداقت، پاکی، سلامت و خدمتگزاری. اینها مطالبات ملت ، از برگزیدگان خود است. البته عزیزان، اگر عاشق ملت و ارزش ها نباشیم، خدمتگزاری حقیقی، غیر ممکن است. مجلس از مهم ترین ارکان نظام جمهوری اسلامی است. مهم ترین مأموریت مجلس، قانونگذاری است. در مجلس، اصل بر قانونگذاری است و قانونگذاری درست، پایه و اساس تحقق همه ی آرمان و همه ی مطالبات تاریخی ملت است. روشن است که قانون باید جامع، مانع، دقیق و ماندگار باشد. کشور باید با قوانین پایدار و مستحکم اداره شود، تا ثبات در امور پیدا شود. باید بیشترین وقت و دقت در حوزه ی قانونگذاری صرف شود. مطالعه ی عمیق، حتی مطالعه ی تطبیقی، استفاده از همه ی تجربیات و موازین حقوقی، ضروری است. اون قانونی که دائما در معرض اصلاح و تغییر قرار بگیرد، منجر به ثبات و کارآمدی در کشور نمی شود. کشور با انبوه قانون اداره و آباد نمی شود، بلکه با قانون خوب، جامع و راهگشا، پیشرفت می کند. اگر فقط یک قانون بگذرد ولی دارای مشخصات واقعی یک قانون باشد، کشور را متحول می کند. و البته قانون اساسی، پایه ی همه ی امور و بالاترین میثاق ملی ما، و میراث گرانقدر امام و شهدا و انقلاب است. حفظ حرمت، حدود و اصول قانون اساسی پایه و اساس همه ی کارها و برنامه ریزی هاست. هرگز نباید به محور بودن قانون اساسی در تنظیم امور کشور خدشه ای وارد شود. نباید به هر بهانه ای، قانون اساسی مورد خدشه قرار بگیرد. حفظ حریم و حرمت قانون اساسی، و به تبع آن قوانین عادی برآمده از آن، مهم ترین اصل در استحکام کشور و تحقق آرمان ها و پیشرفت است. دولت، برادر شما، در کنار شما، همه ی ظرفیت عظیم کارشناسی خود را، برای انجام امر مهم قانونگذاری، صادقانه تقدیم شما می کند. مأموریت دیگر مجلس، نظارت است. نظارت کار بسیار مهمی است. کار بدون نظارت، کار غیر قابل قبول است. نظارت باید درست، عالمانه ، و پاک، و بدون دخالت در مرزهای حقوقی و مسئولیت های دیگران باشد. نظارت، مکمل اجرا، برای تحقق اهداف، و برنامه هاست. هرگز نباید، نظارت، ابزار اعمال نظرات شخصی باشد. عزیزان من، همه ی ما، یک مأموریت رو دنبال می کنیم. مسئولیت عظیم انقلاب، و خدمت به ملت. این تقسیم بندی ها، در واقع یک تقسیم کار است. همه مسئولیم. مجلس باید قانونگذاری و نظارت کند، دولت باید اجرا بکند، قوه قضائیه قضاوت  کند، اما همه مکملیم. در یک نقشه، اجزاء یک نقشه، برای ساختن یک جامعه الگو و نمونه. طبق اصل پنجاه و هفت  قوا مستقل و زیر نظر رهبری اداره می شود. نه دخالت مجریه در مقننه درست است و نه به عکس آن. هر کدام در مرز خودشان باید حرکت کنند، اما همدل، مکمل، برادر، در یک راستا. البته جایگاه رئیس جمهور، به عنوان برگزیده ملت، در اجرای قانون اساسی، در جای خود محفوظ است. هرگز، تلاش برای گرفتن اختیارات بیشتر و دخالت در امور دیگران، به نفع کشور نخواهد بود. این، فقط، تخریب کننده است. عزیزان من، همدلی، رمز موفقیت است. همه باید با هم کار کنیم. یار هم باشیم. دولت در خط مقدم اداره ی کشور است. همه باید کمک کنند. همه باید مسئولیت بپذیرند، و هرکس در حد نقش خود در تصمیم گیری ها،  و برنامه ریزی ها، و تأثیرگذاری ها، باید، مسئولیت بپذیرد.  به خدا، به خدا می شود در ایران ، کارهای بزرگ و تحولی انجام داد. ملت نشان داده است که ظرفیت کارهای عظیم را دارد. باید اراده کنیم، به ملت، و به خدای متعال، متکی شویم و جلو برویم. به جای اینکه مانع ملت شویم باید راهگشا و یار ملت باشیم.  به خصوص امسال که توسط مقام معظم رهبری سال تولید نام گرفته است همدلی و کار بیشتری مورد نیاز است. امروز که شیاطین از همه ی جوانب بسیج شده اند که ملت ایران را تحت فشار قرار دهند، رفع و دفع این فشارها و همدلی و همکاری، الویت اول است. و اما کلام آخر، خواهران و برادران، همه ی این بساط، آزمایش است. همه ی این بساط، فرصت و بهانه است برای اینکه من و شما از دل این تحولات و تطورات، کمال و سعادت پیدا کنیم. فرصتی است، که از مسیر خدمت صادقانه به مردم، به مراتب بالاتری، از انسانیت و کمال، دسترسی پیدا کنیم. باید مراقب باشیم، اینو خطاب به خودم عرض می کنم، که هر روز، از قبل، مؤمن تر، پاک تر، سالم تر، مردمی تر، خادم تر، مهربان تر، عدالت طلب تر، انقلابی تر، و خدایی تر بشویم، که غیر از این، خسارت و حسرت ابدی است. مبادا، مبادا، مبادا، فرصت ها و قدرتی که ملت به ما به امانت سپرده است، برای امور شخصی، یا خدای نکرده رقابت های گروهی و باندی صرف شود، که خسارت دنیا و آخرت است. مبادا، مبادا، فرصت خدمتگزاری، به جای خدمت، صرف کسب مناصب و فرصت های بزرگتر، به ظاهر بزرگتر، و جدیدتر شود. که این وسوسه ی شیطان و خسارت دنیا و آخرت است. عزیزان من، چهار سال، خیلی زود، می گذرد. مبادا، مبادا،  جلوه گری و وسوسه ی یک موقعیت اجتماعی و سیاسی، یک ثروت، یک باغ و ملک ، ما را از مأموریت و مسئولیت عظیم پیگیری آرمان های انقلاب و شهدا و ایثارگران، جانبازان و آزادگان، و خدمت به ملت منصرف کند که حسرت ابدی را در پی خواهد داشت و ملت بزرگ، ما را نخواهد بخشید و خدای بزرگ، وکیل این ملت مؤمن و بزرگوار است. و همه ی اندیشه و اعمال ما، تحت نظارت اوست. عزیزان من، بیایید، یک بار دیگر میثاق ببندیم، به گونه ای عمل کنیم، که مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، از ما راضی باشد و تلاش و اندیشه و زندگی ما را، در راستای منویات و آرمان های الهی خود بیابد. یا علی... بسم الله. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

هفت خرداد هزار و سیصد و نود و یک- خانه ملت


 
سخنرانی جالب دکتر احمدی نژاد در جزیره ابوموسی/ تمدن ملت ایران گواهی بر خلیج فارس
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

...می خوام یه درسی از مکتب پیامبر عزیز اسلام کوتاه خدمتتون مرور کنم. یه نکته ای درباره ی خلیج فارس، بعد هم درباره کارهای سازندگی. همه ی انسان ها به دنبال سعادتند. همه بلا استثنا. آرزو و مطالبه ی اصلی همه ی انسان ها سعادت است. اما رمز و راز سعادت عبارتست از صبر و استقامت. هرکس بخواد به هر کمالی، به هر ارزشی، به هر حقیقتی دسترسی پیدا بکند، رمز اون عبارتست از استقامت. صبر. الصبر مفتاح الفرج. صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند، بر اثر صبر نوبت ظفر آید. هر ملتی که بخواد به قله ها برسد، آرمان های بلند رو تجربه کند و آرزوهای انسانی و الهی خودش رو در اختیار بگیرد باید اهل صبر و استقامت باشه. پیامبر عزیز ما که اسوه بود، برای همه ی بشریت، همه ی عصرها و نسل ها الگوی مقاومت بود. مقاومت و صبر در همه ی عرصه ها. در هدایت مردم، چه رنج ها کشید. چه بسیار مردم عادی، حتی انقلابی، که وقتی می خوان اصلاح بکنن، اصلاح گری کنند، هدایت کنند، با موانعی مواجه میشن، دلسرد میشن، کوتاه میان، رها می کنند. اونقدر پیامبر در راه هدایت مردم اذیت شد که فرمود هیچ پیامبری به اندازه من اذیت نشد که خدای متعال بر این امر گواهی داد. در بندگی خدا صبر و استقامت داشت. بالاترین جلوه های عبودیت در وجود نازنین پیامبر عزیز ما متجلی هست و بود. در عشق و علاقه ی به مردم، صبر و استقامت می کرد. می آمدند در خانه ی پیامبر می نشستند، پاها رو دراز می کردن، لم می دادن، مشغول حرفهای بی ربط و گفتگوهای بی حاصل، تا نیمه های شب، پیامبر آنقدر به مردم عشق و علاقه داشت به روشون نمی آورد که بابا من پیامبر خدام، کار دارم، مسئولیت دارم، مثل شما بیکار نیستم، شما خونه رو اشغال کردید پاشید برید. هیچ گاه نگفت. تا خدای متعال فرمود که پاشید برید بیرون پیامبر رو راحت کنید. اونقدر عاشق مردم بود، بیابانی خاک آلود آنچنانی از راه می رسید، پیامبر عبای خود رو پهن می کرد او رو بر عبای خود می نشاند. دستهاشو می شست، صورتشو می شست، نوازش می کرد، محبت می کرد، چقدر عاشق مردم بود، که حتی دشمنان خودش رو بخشید. این نیازمند صبره، نیازمند تحمله، نیازمند خود خوریست. نیازمند استقامت است. در خدمت به مردم و محرومان، در دفاع از ارزشهای الهی، در برافراشتن پرچم توحید، اهل صبر و استقامت بود. بالاترین صبر و استقامت از ناحیه ی پیامبر عزیز ما متجلی شد. در برابر خودخواهان، متجاوزان، محکم بود، صبور بود، هفتاد جنگ، تحمل کرد. جنگ احد رو تحمل کرد. همه رفتند، امیرالمومنین علی علیه السلام و شاید یکی دو نفر دیگه ماندند، همه فرار کردند، در برابر سیل لشگر دشمنان خدا و انسانیت. پیامبر ایستاد. توهین کردند، ایستاد، تحقیر کردند، ایستاد، سنگ به پیشانی و دندان عزیزش زدند، ایستاد. عمویش را کشتند، ایستاد و می دونست بعد از او هم چه اتفاقی می افتد، اما باز ایستاد. در راه حق در دفاع از حق، در دفاع از مظلومان، در مقابله با ظالمان، ایستاد. عزیزان من، راه فلاح و رستگاری، راه عزت، راه سعادت، راه چشیدن طعم حقیقت انسانی و کرامت انسانی، صبر و استقامت است. الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون. رسیدن به سعادت ابدی، رسیدن به مراتب کمال، مستلزم صبر است. استقامت است. ایستادن پای پرچم توحید و پرچم عدالت. و پرچم ارزش هاست. اگر کسی برای خدا صبر کند، پایداری کند، نیروهای غیبی، امدادهای الهی، ملائکه ی خدا و سنت های الهی هم به کمک او خواهند آمد. این سنت خداست که اگر کسی برای خدا بایستد، هزار هزار ملائکه به یاری خواهند آمد. و صبر و استقامت در راه خدا، در راه توحید، موجب برطرف شدن حزن و اندوه است. خدا بشارت داده است: لا خوف علیهم و لا هم یحزنون. همه ی حزن ها و اندوه ها مال اینه که انسان در برابر سختی ها و مشکلات و هجمه ی شیاطین صبر خودش رو از دست می دهد، استقامت خودش رو از دست می دهد، اما کسی که اهل استقامت است ناراحتی نداره، گله نداره، نگرانی و اندوهی ندارد. محزون نمی شود. عزیزان من، هر هدف مقدسی، فقط با صبر و استقامت قابل وصول است. کسانی که اهل صبر و استقامت نباشند، دائم باید مواضع خودش رو به نفع دشمنان و شیطان صفتان تخلیه کنند و عقب نشینی کنند. اونقدر صبر و استقامت مهم است که خدای متعال به پیامبر عزیز ما هم فرمان صبر میدهد. فاصبر کما صبر اولوا العزم من الرسل. صبر کن، همان گونه که پیامبران اولوالعزم صبر کردند. حضرت نوح و موسی و عیسی و حضرت ابراهیم خلیل صبر کردند. یا در جای دیگه، فرمان استقامت می دهد. فاستقم کما امرت. مقاومت کن. به پیامبر عزیز. ما خدا رو سپاسگزاریم که ملت عزیز ایران، مردم شهرستان ابوموسی اهل استقامت و صبر و بردباری اند. ملت ایران هزاران سال صدها سال با صبر و استقامت توانسته است از موجودیت خود، از فرهنگ خود، از استقلال خود، از آرمان های خود، از تمامیت خود، صیانت کند. همه ی پیروزی ها و برجستگی های تاریخ ملت ایران حاصل صبر و استقامت است. ملت ایران بارها اشغال گران رو در خودش هضم کرد، اونها رو محو کرد، به رنگ و بوی خودش در آورد با صبر و استقامت. ملت ایران با صبر و استقامت عظیم ترین انقلاب دوران معاصر رو برپا کرد و طی سی و سه سال با صبر و استقامت در برابر همه ی مستکبران و خودخواهان عالم ایستاد و حرف خودش رو، حرف حق خودش رو، به کرسی نشاند. در برابر زیاده خواهان ایستاد. امروز هم عزیزان من، برای ساختن کشور، برای پیشبرد امور کشور، نیازمند صبر و استقامتیم. ما خدا رو شکر می کنیم که ملت عزیز ایران، در سرتاسر سرزمین ایمان و نور اهل ایمان، اهل استقامت و اهل صبر هستند.

اما نکته دوم، درباره خلیج فارس. البته من خیلی علاقه مند نیستم وارد این بحث ها بشم چون بعضی حقایق مثل خورشیده. اونقدر درخشانه که کسی نمی تونه حقیقت و وجود اونها رو زیر سوال ببره. اونایی که خاک می پاشن به چهره خورشید، چشمان خودشون رو می آزارند. اما بعضی وقتا لازمه بعضی توضیحاتی آدم بدهد. خب همه ی اسناد تاریخی گواه بر خلیج فارس است. اما من می خوام از یک منظر دیگری یک دو کلمه بگم. اصلا نامگذاری های پدیده های طبیعی در طول تاریخ چه جوری انجام شده است؟ چه جوری اسم میذاشتند؟ روشنه. چند تا عامل باعث نامگذاری میشده است. مهم ترین اونها عبارتست از فرهنگ و تمدن. اگر یک تمدنی، یک فرهنگی، یک اندیشه ای غالب بشود، گسترش پیدا کند، ارزشمند و مطلوب جامعه ی بشری بشود، همه تلاش می کنند اسم ها رو به نوعی به اون فرهنگ منتسب کنند. شما ببینید، امام آمد، همه دوست داشتند اسم خیابونشونو بذارن اسم امام. اسم ساختمونهاشونو بذارن اسم امام. چه بسیار مردمی در جهان، اسم فرزندانشونو به نام امام انتخاب کردند. چرا؟ چون امام یک فرهنگ متعالی، یک ارزش عظیم را خلق کرد. به دنیا منتشر کرد و معرفی کرد. نگاه کنیم به گذشته ی تاریخ. چند هزار سال قبل، چه فرهنگی بر دنیا حاکم بود؟ چه تمدنی حاکم بود؟ جز تمدن و فرهنگ ملت ایران، چیز دیگری در دنیا وجود داشت، که ملت ها برای نامگذاری به او تأسی کنند؟ من این سوال رو از همه ی مدعیان دنیا می پرسم، مورخان، صاحب نظران. چیزی وجود نداشته است. پنج هزار سال قبل، چهار هزار سال قبل، سه هزار سال قبل، دو هزار سال قبل، هزار سال قبل، فرهنگ اصلی حاکم بر بخش وسیعی از عالم از جمله منطقه ما، فرهنگ و تمدن ملت ایران بوده. دیگه در اطراف ایران فرهنگ و تمدنی وجود نداشته که بخواد در برابر این عرض اندام بکند. روشنه که پدیده ها رو به نام این فرهنگ، به نام این ملت، به نام این سرزمین نامگذاری کنند. الان تو شرق آسیا میریم، در بسیاری از کشورها، پنج هزار، سه هزار، هشت هزار، واژه ی فارسی تو زبان مردمه. اسامی ایرانی هست. حتی رو پدیده های طبیعی. چرا؟ به خاطر غلبه ی فرهنگ و تمدن ایران. زیبایی فرهنگ و تمدن ملت ایران. انسانی بودن فرهنگ و تمدن ملت ایران. در اطراف ما دیگه چی بوده؟ کی بودن؟ چیزی داشتن؟ من نمی خوام بگم چه جوری زندگی می کردن، ولی روشنه که. در تاریخ هست. الانم رودروایسیا رو برداری بلافاصله یرجع الی اصله. بر می گردن به اصل خودشون. کجا ملت ها حاضر بودن که پدیده های عظیم رو بیان به نام عقب افتاده های تاریخ نامگذاری کنند؟ معلومه که یک تمدن اثر گذار است . و عامل دوم عبارتست از حاکمیت. قدرت. حکومت. حکومت فراگیر. حکومت ماندگار. حکومت اثرگذار. حکومت فرهنگ ساز. در کجای دنیا به اندازه ی ایران، حکومت ماندگار، حکومت اثرگذار، حکومت فرهنگ ساز، حکومت تمدن ساز، وجود داشته است؟ نیست. البته ملت ایران همیشه موحد بوده است. به دنبال عدالت بوده است. آگاهانه اسلام رو انتخاب کرده است و همه ی موجودیت خودش رو پای اسلام فدا کرده است با افتخار. و این کارو همیشه خواهد کرد. تا حاکمیت توحید و عدالت بر همه ی جهان. تنها حکومت های بزرگ مسلط ایرانیا بودن. چه حکومتی در برابر ایرانیا عرض اندام کرده در طول تاریخ؟ وجودی نداشتن. سه هزار سال پیش، پنج هزار سال پیش، دو هزار سال پیش. کسی وجود نداشته که. همه تحت سیطره ی فرهنگ و تمدن و حاکمیت ایران زندگی می کردند. معلومه که پدیده ها به نام ایران که در اون زمان پارس و دیار پارس نامیده میشد، بعد کلمه ی پارس معرب شد، شد فارس. همه ی مورخین، همه ی سیاستمداران، این حرفا رو می دونند. البته ما گرفتار بازی های رسانه ای و بچگانه نمیشیم. اونام که بعضیا پول میدن این حرفا رو بزنن خودشونم می دونن. یکی از این دوستان، حاکمان حاشیه ی خلیج فارس به من می گفت شما جدی نگیرید این حرفا رو. همینایی که این حرفا رو می زنن خودشون دبستان می رفتن تو کتاباشون خوندن خلیج فارس. و می گفت سخت نگیرید، بعضی از اینا حتی نشونی جزایر خلیج فارسم بلد نیستن. نمیدونن کجاست. گفتم ما نگران نیستیم، نگران کسی است که ضعیفه. ملت عظیم ایران، همین دفعه امسال، سال گذشته ما سفر کرده بودیم به نیویورک، خبرنگارا سوال می کردن، فلان مسئول امریکایی این حرفو زده، فلان مسئول اروپایی این حرفو زده. گفتم والا اینا از عقلشونم استفاده می کنن این حرفا رو می زنن؟ یکی میخواد راجع به ایران حرف بزنه خب نقشه ی جغرافیا رو بذاره جلوش، یه نگاهی به این نقشه ی ایران بکنه، هیبت ایران بکنه، بعد راجع به ایران حرف بزنه. جوری حرف نزنن که هرکس شنید بگه اینا چقدر بی سوادند. نه تاریخ می دونن نه جغرافیا، نه سیاست بلدن نه فرهنگ. نه ادب دارن، نه اخلاق....راجع به ملت ایران با حساب کتاب حرف بزنن، مودبانه حرف بزنن. البته ملت ایران خوبی ها رو برای همه میخواد، ارزشها رو برای همه می خواد، عدالت و عزت و سلامت و پیشرفت رو برای همه می خواد. در طول تاریخ همین طور بوده. ملت ایران پرچمدار علم در سده های گوناگون بوده و علم خودشو رایگان در دنیا منتشر کرده است. من به عنوان کسی که با چشم خود دیده است دارم میگم، در تمام دنیا میریم می بینیم آثار علمی ایران از پونصد سال قبل هزار سال قبل ششصد سال قبل دویست سال قبل، رایگان در اختیار سایر ملت ها بوده است. ما هیچ وقت برای خودمون دست و پا نمی زنیم. امروزم که می گیم خلیج فارس باید امن باشه برای همه می گیم امن باشه، عزت باشه برای همه. من چند بار نصیحت کردم. گفتم مراقبت کنید. بالاخره کوتاه آمدن از شأن انسانی هم حدی داره. بیان پایگاه بزنن تو کشور ما، یا توی خاک ما، برای منافع خودشون، بعد خرجشو از ما بگیرن. انقدر توهین به یک ملت میشه؟ البته از ملت ایران ناراحتن چون ملت ایران هرگز چنین تحمیل ها  و چنین توهین هایی رو تحمل نخواهد کرد. ملت ایرانه. انقدر دشمنان ملت ایران اومدن تو تاریخ دفن شدن اسمی از اونها نیست اما اسم ایران هست و خواهد بود...من بازم نصیحت می کنم. یه مقدار بیندیشند، یه مقدار فکر کنند، بالاخره این رفتار اونها در تاریخ خواهد ماند. حالا می گیم خدا و پیغمبر و هیچی. چون اگر خدا و پیغمبری در کار بود که زندگی ما خیلی باید عوض میشد. نه اینکه در کار نیست، یعنی در کار ما. اگر ما باور داشتیم به خدا و پیامبر زندگی هامون یه چیز دیگه بود. چهار تا قلم آدم بی عرضه ی صهیونیست فاسد و آدمکش اینجور ملت فلسطین رو به اسارت نمیکشید. معلومه ما خدا و پیغمبرو کنار گذاشتیم تو زندگی مون. اگه خدا و پیغمبر بود که اینجوری نبود وضع. عوض میشد وضع. وضع دنیا عوض میشد. حالا ما می گیم اونا هیچ. که خیلی ظلمه که ما بگیم خدا و پیغمبر هیچ، خدا و پیغمبر بره کنار دیگه چی میمونه؟ حالا میگیم آقا کلام امام حسین علیه السلام، اگه دین ندارید، آزاده باشید. کرامت انسانی، شرافت انسانی، بالاخره اینا ثبت میشه تو تاریخ. کی هستن اونا یه مشت قلدر غارتگر جهانخوار. بخوان حکمرانی بکنن، فرمان بدن، بشینن اونجا پیچا رو تنظیم کنن. والا بلا اونا از ملت ایران می ترسن، چون می دونن ملت ایران فرصت پیدا کنه، ملت ایرانه که پیچ ابرقدرت ها رو تنظیم می کنه و بالا پایین میکنه. اما برسیم به شهرستان ابوموسی که بعضیا معتقدند این کلمه ابوموسی، بوم سبز بوده. یعنی بام سبز یعنی جزیره سبز و بسیار زیبا بوده است...

بیست و سه فروردین هزار و سیصد و نود و یک- پهنه ی نیلگون خلیج همیشه فارس