با مردم، برای مردم، تا پیروزی

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
 
جملاتی برای ثبت در تاریخ
ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۱ : توسط : توحید

http://president.ir/media/main/121589.jpg

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

این مطالب که بیان می کنم ربطی به این ندارد که امروز چه کسی در اینجا دارد صحبت می‌کند، چه کسی آنجا نشسته، چه کسی این بالا نشسته و چه کسی در جای دیگری نشسته است و بعضی مسائل سیاسی و غیرسیاسی که دارد، دخالت می‌کند و من مطمئنم که اکثریت قاطع، بلکه همه نمایندگان مجلس در جریان آن نیستند که من به بعضی از آنها اشاره خواهم کرد. البته این را بگویم که من نمی‌خواستم وارد این مسائل بشوم. من همه تلاش خودم را کردم که ورود نکنم. بالاخره شما می‌دانید که دولت سه سال است که تحت سنگین‌ترین فشارهاست. همکاران پاک ما تحت سنگین‌ترین تهمت‌ها و افتراها بودند. همه چیز گفتند. چقدر احضار، برو و بیا و برخوردهای گوناگون صورت گرفت؟ من سکوت کردم، تحمل کردم و همکاران را به تحمل وا داشتم.همین الان شما می‌دانید که بولتن چاپ می‌کنند و در چند هزار نسخه آن را منتشر می‌کنند که سر تا پای آن تهمت و افترا به دولت و همکاران پاک من است، اما ما همه اینها را تحمل کردیم و بالاخره اینها خواهند گذشت، اما در روند اداری یک کشور من می‌دانم به جایی می‌رسیم که فردا خدای ناکرده به بن‌بست برمی‌خوریم. ملت دارد آسیب می‌بیند، لذا من چاره‌ای ندیدم که برخی از مسائل را در اینجا بگویم.

 

سازمان تامین اجتماعی یک نهاد عمومی غیردولتی است که متعلق به کارگران و بازنشستگان است. از پول اینها کم شده تا این صندوق تشکیل شده است، برای رسیدگی به امور این افراد تشکیل شده است و نه من و نه شما حق نداریم باری را بر آن تحمیل کنیم و هزینه و بدهی برای آن درست کنیم. فردا این خواهد ماند. بعضی از کشورهای اروپایی جلوی چشم ما هستند. این متعلق به کارگران و افراد معلوم و مشخص است. بزرگان و علما بگویند که از نظر شرعی چطور می‌شود. عده‌ای پول‌هایشان را گذاشته‌اند و صندوقی درست کرده‌اند. من و شما نمی‌توانیم برای آن خرج بتراشیم و باری را بر آن تحمیل کنیم. خلاف شرع است. این مال مردم است. این یک نهاد عمومی غیردولتی است، حالا برای تعیین رییس آن ترتیباتی تنظیم کرده‌اید تا یکی بیاید در هیات امنا انتخاب شود و بالای سر این صندوق بگذارند. امروز روزی است که ما باید به سازمان تامین اجتماعی کمک کنیم. ما باید از این سازمان که مربوط به کارگران عزیز است، حمایت و پشتیبانی بکنیم.

 

اینجا حکم دیوان عدالت اداری مطرح می‌شود. صرف‌نظر از این‌که امروز چه کسی رییس دیوان است، موضع سیاسی او چیست چه کسی رییس‌جمهور است، بالاخره دیوان عدالت باید یک نقطه اعتماد و آرامش و ثبات باشد. همین دیوان معظم عین همین شکایت اخیر که مطرح شده در سال 87 هم مطرح شده است. یعنی یک نفر آمده و گفته رییس سازمان تامین اجتماعی واجد شرایط نیست. همین دیوان اظهارنظر کرده است و گفته است چون این یک نهاد عمومی غیردولتی است ما صالح برای رسیدگی به عزل و نصب‌های آن نیستیم. امروز چه شده است که دیوان برای رسیدگی به این موضوع صلاحیت پیدا کرده است، یک اشکالی وجود دارد و ما باید اشکال را پیدا کنیم. اگر آرای هیات عمومی بخواهد تغییر کند چه چیزی ثبات پیدا می‌کند در این کشور؟ البته بگذریم از این‌که پرونده قبلی دو سال و خرده‌ای طول کشید و این مورد اخیر چند ماه بیشتر طول نکشید. در سال 85 سازمان مالیاتی یک شکایتی می‌کند که طبق اصلاحیه قانون مالیات‌ها، نهادهای وابسته به شهرداری‌های سراسر کشور از معافیت مالیاتی خارج می‌شوند. پنج سال طول می‌کشد تا به این پرونده رسیدگی شود، اما راجع به موضوع اخیر به سرعت رسیدگی می‌شود.

رییس دیوان تقاضای ابطال مصوبه دولت را کرده است. در آنجا فقط آیین‌نامه‌ها و تصویب‌نامه‌های دولت آمده است. چطور شما آمده‌اید و نصب دولت را رد می‌کنید؟ پس فردا چطور دولت می‌تواند در کشور کار کند؟ اگر ما اجازه دهیم دیوان خارج از چارچوب قانون اساسی عمل کند، چطور می‌توانیم بعدا کشور را اداره کنیم؟

اصل 55 قانون اساسی: «دیوان‏ محاسبات‏ به‏ کلیه‏ حسابهای‏ وزارتخانه‏‌ها، موسسات‏، شرکتهای‏ دولتی‏ و سایر دستگاه‏‌هایی‏ که‏ به‏ نحوی‏ از انحا از بودجه‏ کل‏ کشور استفاده‏ می‏‌کنند به‏ ترتیبی‏ که‏ قانون‏ مقرر می‏ دارد رسیدگی‏ یا حسابرسی‏ می‏‌نماید که‏ هیچ‏ هزینه‏‌ای‏ از اعتبارات‏ مصوب‏ تجاوز نکرده‏ و هر وجهی‏ در محل‏ خود به‏ مصرف‏ رسیده‏ باشد. دیوان‏ محاسبات‏، حسابها و اسناد و مدارک‏ مربوطه‏ را برابر قانون‏ جمع آوری‏ و گزارش‏ تفریغ بودجه‏ هر سال‏ را به‏ انضمام‏ نظرات‏ خود به‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ تسلیم‏ می‏‌نماید. این‏ گزارش‏ باید در دسترس‏ عموم‏ گذاشته‏ شود»، دیوان محاسبات نمی‌تواند به وزیر نامه دهد که مجلس مصوبه دولت راجع به نصب یک نفر را رد کرده و تو اگر بخواهی ادامه بدهی مجازات می‌شوی. این تجاوز از قانون اساسی است. اینها روابط را به هم می‌زند. آیا در اینجا راجع به مصوبات دولت چیزی هست؟ اصلا گفته شده که دیوان محاسبات می‌تواند دادگاه داشته باشد، محاکمه کرده و مجازات و اعلام کند؟ در اینجا دیوان محاسبات دو هفته قبل رییس بانک مرکزی را که از بودجه استفاده نمی‌کند، یک سال انفصال داد. عزیزان آثار این را در بازار ببینیم. من و شما ساعت‌ها برنامه‌ریزی اقتصادی می‌کنیم، بانک مرکزی باید جلو ببرد. این خلاف قانون اساسی است.

جلسه قبل ما خدمت شما آمدیم و عرض ارادت کردیم، دوستی‌ها را تقویت کردیم و پشت‌بند آن یک استیضاح درآمد. اشکالی ندارد ما بر سر عهد خودمان هستیم.

اصل 138 قانون اساسی: «علاوه‏ بر مواردی‏ که‏ هیات‏ وزیران‏ یا وزیری‏ مامور تدوین‏ آیین‏‌نامه‏‌های‏ اجرایی‏ قوانین‏ می‏‌شود، هیات‏ وزیران‏ حق‏ دارد برای‏ انجام‏ وظایف‏ اداری‏ و تامین‏ اجرای‏ قوانین‏ و تنظیم‏ سازمانهای‏ اداری‏ به‏ وضع تصویب‏ نامه‏ و آیین‏ نامه‏ بپردازد. هریک‏ از وزیران‏ نیز در حدود وظایف‏ خویش‏ و مصوبات‏ هیات‏ وزیران‏ حق‏ وضع آیین‏ نامه‏ و صدور بخشنامه‏ را دارد ولی‏ مفاد این‏ مقررات‏ نباید با متن‏ و روح‏ قوانین‏ مخالف‏ باشد. دولت‏ می‏ تواند تصویب‏ برخی‏ از امور مربوط به‏ وظایف‏ خود را به‏ کمیسیونهای‏ متشکل‏ از چند وزیر واگذار نماید. مصوبات‏ این‏ کمیسیونها در محدوده‏ قوانین‏ پس‏ از تایید رییس‏‌جمهور لازم‏‌الاجرا است‏. تصویب‏ نامه‏ ها و آیین‏ نامه‏ های‏ دولت‏ و مصوبات‏ کمیسیونهای‏ مذکور در این‏ اصل‏، ضمن‏ ابلاغ‏ برای‏ اجرا به‏ اطلاع‏ رییس‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ می‏ رسد تا در صورتی‏ که‏ آنها را بر خلاف‏ قوانین‏ بیابد با ذکر دلیل‏ برای‏ تجدید نظر به‏ هیات‏ وزیران‏ بفرستند»، در کجای این اصل اجازه داده که مصوبات دولت لغو شود؟ ما کاری به شخصی که اینجا نشسته نداریم، این بحثی حقوقی است. خواهران و برادران! این جلسه در محضر خدا، تاریخ و ملت است. من دارم اکنون یک درد کشور را برای شما می‌گویم. من امروز آمده‌ام برای شما درد دل کنم و برای حل مسائل کشور استمداد بطلبم. کجای این اصل نوشته است رییس مجلس می‌تواند مصوبات دولت و بخشنامه‌های رییس‌جمهور را باطل کند؟ پرسش من از مردم، حقوقدانان و شماست. دقیقا موضوع استیضاح از همین جاها سرچشمه می‌گیرد. دولت یک مصوبه می‌گذارد و لغو می‌شود و نگویید چون قانون است تو دهنت را ببند. من از شما عذر می‌خواهم.

ما به قانون اساسی سوگند خورده‌ایم. پس همه کسانی که گوش می‌دهند، بگویند از قانون چطور بیرون می‌آید که نه تنها رییس مجلس بر دولت حاکم شده، بلکه بر کل مجلس هم حاکم شده است و این غلط است و قانون اساسی ما این نیست. اگر بنا بود رییس مجلس بر دولت و بر مجلس حاکم شود، باید با رای مستقیم انتخاب می‌شد و به جای رییس جمهور گذاشته می‌شد و می‌گفتند مستقیم مردم رییس مجلس را انتخاب کنند، نه این‌که رییس جمهور را انتخاب کنند.

 

این دولت می‌خواهد مصوبات شما را در کشور اجرا کند و بالاخره اختیارات دولت چیست؟ وقتی عزل و نصب‌ها هم از دست دولت گرفته می‌شود، دیگر برای دولت چه می‌ماند، برای اداره کشور و این یک بحث دردمندانه است. من ریشه درد کشور را خدمت شما می‌گویم ، همه باید در چارچوب حرکت کنند، پس به طور مثال اگر دیوان عدالت اشتباه کرد، من به چه کسی باید شکایت کنم، در حالی که راه بسته است و می‌گویند به خود ما شکایت کن و من چطور به شما به خاطر جرم خودتان شکایت کنم؟ من از موضع نماینده ملت و رییس جمهور صحبت می‌کنم، من نوکر ملت، نوکر همه و نوکر شما هستم، اما الان رییس جمهور این کشور هستم و می‌خواهم از حقوق اساسی ملت دفاع کنم. ملت رای داده‌اند و رییس جمهور انتخاب کرده‌اند، به ملت بگویید رییس جمهوری که می‌خواهید انتخاب کنید، تحت امر رییس مجلس است و بگذارید ملت رای دهند و اشکالی ندارد که در این صورت باید قانون اساسی را از پایه اصلاح کنیم یا اگر بنا بر این است که دیوان عدالت در انتصابات دولت دخالت کند، مشکل‌آفرین خواهد شد و در تاریخ خواهد ماند و رفتارهای ما را تحلیل خواهد کرد. باید به قانون اساسی برگردیم، باید مسائل را ریشه‌ای حل کنیم و بحث من اصلا دفاع از شخص آقای مرتضوی نیست و من از یک روند بحث می‌کنم و از حقوق اساسی حرف می‌زنم.

یک نفر بالاخره بگوید که دولت در این کشور چه کاره است، سه قوه مستقل در کشور داریم و استقلال قوه مجریه در کجاست؟ وقتی همه مصوبات دولت به راحتی لغو می‌شود، و انتصاباتش لغو می‌شود، دولت چه کار باید بکند؟ و به طور مثال معاونی بگذارد و بگویند نباید بگذاری و یا استانداری انتخاب می‌کند و می‌گویند نباید این اتفاق بیفتد که همه اینها به ضرر کشور است. کسی فکر نکند اگر اختیارات بیشتر و فوق قانون اساسی برای یک قوه گرفتیم، به نفع کشور می‌شود و یا به نفع ما می‌شود.

 

آقای مرتضوی هم فردی مثل همه افراد جامعه است و هزاران نفر در این کشور مدیر هستند و ایشان هم یکی از آنهاست، پس چرا اینقدر حساسیت وجود دارد؟ من فکر می‌کنم مسائلی در پشت صحنه می‌گذرد که نه نمایندگان و نه ما از آن خبر نداریم و وقتی در میدان اداره کشور وارد می‌شوند عناوین دیگری پیدا می‌کند و به دعوای من و شما تبدیل می‌شود در حالی که ما با هم دعوا نداریم بلکه می‌خواهیم با هم کار کنیم.

{پخش نوار مربوط به مکالمه فاضل لاریجانی و سعید مرتضوی مبنی بر ورود فاضل لاریجانی به پرونده مرتضوی به پشتوانه برادرانش برای امتیازگیری از مرتضوی در پروژه های اقتصادی....}

بخش هایی از صحبت های دکتر احمدی نژاد در مجلس شورای اسلامی در جلسه استیضاح وزیر کار- پانزده بهمن نود و یک

با تشکر از خبرگزاری ایسنا

 


 
روز ماندگار در تاریخ ایران: فایل صوتی سخنرانی دکتر احمدی نژاد در جلسه استیضاح
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩۱ : توسط : توحید

http://film.irna.ir/NSite/FullStory/News/?Id=6860

از اونجایی که این فایل صوتی از سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی توسط داس نابود شده لطفاً به لینک های زیر مراجعه کنید:

استیضاح 1

استیضاح 2 (پخش نوار و توضیحات)

پانزدهم بهمن نود و یک


 
صحبت های دکتر احمدی نژاد در اختتامیه تئاتر فجر
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۱ : توسط : توحید

Mona Hoobehfekr (16 of 29).jpg

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

خدای بزرگ را سپاسگزارم و از صمیم دل خوشحال، این فرصت و توفیق را عنایت کرد امروز در جشن با شکوه در خدمت پیشکسوتان، هنرمندان و هنرآفرینان سرزمین عزیزمون باشم. جلسه ما جلسه بسیار عزیز و ارزشمندی است. چرا که در این جلسه کسانی حضور دارند که یک عمر موجودیت خودشون را برای اعتلای فرهنگ این سرزمین هزینه کردند. و باز در جلسه ما جوانان پرنشاطی حضور دارند، با شوق و عشقی وصف ناپذیر مصمم اند این راه نورانی را تا رسیدن به قله های عظمت دنبال بکنند. جلسه، جلسه ی بسیار زیبایی است. اشاره کردند من اولین خدمتگزاری هستم که در تئاتر شرکت می کنم، پس بالاترین افتخار به نام بنده ثبت شد. از این بابت بسیار خوشحالم از یک سو و متاسف از سوی دیگر. خوشحال از اینکه این فرصت و توفیق شد بیایم عرض ارادتی کنیم به ساحت نمایش و تئاتر کشور عزیزمون و تأسف از اینکه ای کاش زودتر می آمدیم خدمت شما عزیزان. تجلیلی که انجام شد، تجلیل از اساتید تئاتر و هنرهای نمایشی کشور، دو سه تا معنا داره. معنای اول، قدرشناسی ملت ایران از خادمان خودش هست. رئیس جمهور به نمایندگی از ملت بزرگ نشان را تقدیم میکنه. معناش اینه که ملت ایران، یک ملت قدرشناسی است. قدر همه ی کسانی که برای اعتلای او، برای عزت او، برای پیشرفت مادی و معنوی او فداکاری کرده اند به خوبی می شناسد و تجلیل می کند. معنای دوم این است که هنر، رمز و راز زندگی است و زندگی غیر هنرمندانه، زندگی نیست. هنرمندان در حقیقت زندگی آفرین اند. من میخوام در همین مورد، در موضوع دوم، چند کلمه ای درس پس بدم خدمت شما اساتید و اهل هنر. میخوام برگردم به اصل خلقت. همه ی این عالم برای انسان خلق شده. اگر انسان را ما از هستی برداریم دیگه سایر مخلوقات بی معنا میشن. اونی که معنا میده به سایر مخلوقات انسان است. و همه مخلوقات خلق شده اند برای اینکه در خدمت انسان باشند، شرایطی را فراهم بکنند که انسان بتواند انسانی زندگی کند. خدایی که این عالم را خلق کرده، مطلق زیبایی است، عین زیبایی است. همه ی زیبایی است و عالم را زیبا خلق کرده. شنیدید، زیاد شنیدیم، ان الله جمیل و یحب الجمال. خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد. من فکر می کنم شاید اینطوری بشه خوند: و یخلق الجمیل و یخلق الجمال. یعنی خدا جز زیبایی خلق نمی کند. همه ی هستی زیباست و زیباترین زیبایی های هستی متجلی در انسان است. انسان زیباترین مخلوق خداست. خدا انسان را برای زیبایی خلق کرد و زیبا خلق کرد و از انسان خواست که زیبا زندگی کند. انسان به دنیا آمده که زیبا زندگی کنه. انسان به دنیا نیامده که زشت و سخیف زندگی کنه. خدا به انسان فرصت داده که از دل خاک خودش را بالا بیاورد و زیبایی ها را در خودش متجلی بکند. و این ظرفیت را در انسان قرار داده است که بتواند تجلی همه ی زیبایی ها باشد. انسان زیبایی دوست است. ما انسانی نداریم که زیبایی دوست نباشد. مگر اینکه این حس را، این گرایش را و این استعداد را در خودش کشته باشد. همه ی ما زیبایی دوستیم. چرا گل را می بینیم میگیم زیباست؟ زیبا یعنی چه؟ چطور همه میگیم این گل زیباست؟ همه یه حس داریم. میگیم زیباست. به او گرایش داریم. تمایل داریم، از اون خوشمون میاد، با او احساس سنخیت و یگانگی می کنیم. غیر از این است که در نهاد ما یک حقیقتی به نام زیبایی نهفته است و وقتی ما هر شی ء زیبایی را می بینیم، هر زیبایی را می بینیم، با او مقایسه می کنیم و در می یابیم که زیباست. با چی مقایسه می کنیم؟ زیبایی هام نسبت داره. بعضی زیبایی ها هست که انسان ها را سرمست می کنه. همه ی انسان ها را سرمست می کنه. معلومه که این مقایسه با مطلق زیبایی است. یعنی خود خدای متعال که دل انسان آیینه ی خدای متعال است. همه ی زیبایی ها در دل انسان و حقیقت انسان نهفته است. وقتی زیبایی را می بینیم، با او مقایسه می کنیم میگیم زیباست. اگه در نقطه مقابل او باشه میگیم زشت است. حالا زیبایی ها یه سلسله زیبایی های مادی است، طبیعی است مثل گل، جنگل، درخت، دریا، آسمان، ستاره ها، همه ی این هستی. همه ش زیباست. اما معلومه که زیباتر از اون، زیبایی های انسانی است. همه از پاکی خوشمون میاد. پاکی را می ستاییم. چرا؟ برای اینکه پاک، زیباست. با فطرت الهی ما همخوانی داره، با حقیقت انسانی ما همخوانی داره. در ذهن همه ی ابناء بشر عدالت زیباست. برای اینکه همخوانی داره با اون زیبایی مطلقی که در نهاد انسان قرار داده شده. صداقت زیباست، فداکاری زیباست، شجاعت زیباست، عشق زیباست. عزیزان من، عالم سرشار از زیبایی است. هرجا که انسان ها، زیبایی را دور می زنند، یا زیر پا می گذارند، یا از او غافل می شوند، زشتی ها خودش را نشون میده. زشتی ها حقیقتی نداره، وجودی نداره. زشتی جایی است که از زیبایی خالی است. وقتی زیبایی نیست، در نظر ما زشت است. مقایسه می کنیم با نهادمون، با فطرتمون، او را با هیچ چی شبیه پیدا نمی کنیم. از نظر ما مذموم است، زشت است. بدترین زشتی ها، زشتی هایی است که از انسان ها بروز و ظهور می کند. بد اخلاقی ها، خودخواهی ها، ظلم ها، بی عدالتی ها، طغیانگری ها، منیت ها، خودبرتربینی ها، غرورها، حسادت ها، کینه ها. در نظر همه ی ما اینا زشته. چرا زشته؟ چون وقتی اینها بروز میکنه، از محل بروز او در می یابیم که در آنجا عشقی نیست، پاکی نیست، صداقت نیست، عدالت نیست. مأموریت انسان در این عالم اینه که تلاش کنه زیبایی ها را بروز بده از خودش. من عرضم را خلاصه می کنم. میخوام برگردیم به کار هنرمند. هنرمند چه کاره است؟ نقش هنرمند چیست؟ هنرمند میخواد چه بکنه؟ به نظرم نقش هنرمند، بازآفرینی ارزش های انسانی نهفته در دل انسان هاست. کار هنرمند کار انسانیه. مخاطب هنرمند، انسان ها هستند. اما کجای انسان ها؟ حقیقت انسان ها. مخاطب هنرمند، اندیشه است، قلبه، نقطه ی شعوره. حقیقت انسانه. فطرت انسانه. و الا کسی که بخواد فقط چشم ها و گوش ها را تسخیر بکنه، هنرمند نیست. انسان که به چشم و گوش نیست. حقیقت انسان بسیار بسیار بالاتر از جسم مادی و حواس مادی اوست. مأموریت هنرمند بیدار کردن انسان ها، یادآوری عظمت و حقیقت انسان ها و زیبایی های انسانی است. حتی اونجایی که زشتی ها را به تصویر می کشد. بالاخره میخواد به قول شماها کنتراست ایجاد بکنه. باید این تفاوت در نظر مردم به نمایش دربیاد تا بیداری اتفاق بیفته. کار هنرمند تذکر است. یادآوری انسان هاست به حقیقت خودشان. و به نظرم این کار بسیار مقدسی است. اول هنرمند هستی خود خدای متعال است. بالاترین هنرمندهاست. پیامبران همه هنرمند بودند. انسان های بزرگ همه هنرمند بودند. برای اینکه اومدن یه تابلویی را ترسیم کردند، زیبایی های انسانی را در مقابل چشم انسان ها قرار دادنذ. بیداری ایجاد کردند. انسان ها را به خودشون برگردوندند. و به نظرم کار هنرمند، مقدس است. برای اینکه با اون خمیر مایه ی انسانی سر و کار دارد. اصلا هنرمند بودن یعنی دارای آرمان های انسانی بودن. اصلا هنرمند بدون آرمان انسانی معنا نداره. هنرمند بودن یعنی اصلاح گر بودن. هنرمند میخواد اصلاح کنه. هنرمند نمیخواد تخریب کنه چون تخریب زشته. تخریب زیبایی نیست، ساختن زیبایی است. من خدا را شکر می کنم که هنرمندان عزیز ما در ایران سربلند از گذشته های دور، از اعماق تاریخ تا امروز، دارای اندیشه انسانی و زیبا و متعالی اند. برای کمال انسان ها تلاش می کنند. برای تعالی انسان ها تلاش می کنند، دارای اهداف مقدس اند، دارای آرمان های بلند انسانی اند. به همین خاطر ماندگارند. ماندگارند. هر عملی که با احیای حقیقت انسان سر و کار داشته باشه، در این عالم خواهد ماند. اصلا خلق زیبایی، زیبایی بعد از اینکه خلق شد، ماندگار است. نمیتونه از بین بره. اثر هنری، دو هزار سال گذشته، هزار سال گذشته، هشتصد سال گذشته، هر روز که می بینیم، تازه تر است. هر چی انسان ها به خودشون برگردند و خودشون باشن، آثار هنری براشون زیباتر است. و اثر هنری که از انسان های زیبا به جا مانده است، زیباتر است. همه ی انسان ها باید به سمت کمال برن، به سمت قله انسانی و البته هنرمندان باید جلوتر. کسی که به خورشید نزدیک تر است، نور افشانی بیشتری دارد. و زیبایی و جلوه ی بیشتری. من خدا را شکر می کنم که جامعه ی هنری این سرزمین مثل مردم این سرزمین، مثل تاریخ این سرزمین، مثل فرهنگ این سرزمین، انسانی می اندیشند، انسانی عمل می کنند، برای انسان ها، برای عدالت، برای پاکی، برای صداقت، برای زیبایی های انسانی. و البته شما می دونید در هنرهای نمایشی تئاتر پایه است. زیباترین زیبایی های هستی در روابط بین انسان ها جلوه میکنه. همه ی عواطف زیبا، همه ی صفات زیبا، در روابط بین انسان هاست و تئاتر به نظرم جزء زیباترین هنرمندی هاست. از کسی که شروع می کنه به نوشتن، ایده ای را می پردازه، یک متنی را خلق می کنه، تا اون مربی و کارگردان و کسی که میاد رو صحنه، اگر خودش در اون موضع احساس موضوع قرار نگیره، حس نکنه، نره در اون موضع قرار بگیره، ساعت ها هم اگه در صحنه بچرخه چیزی از او به مخاطب منتقل نمی شود. اونی که منتقل میشود اون اصالت ها و حقیقت وجودی بازیگر است که به تماشاگر منتقل می شود. و نزدیک ترین ارتباط، بدون واسطه ترین ارتباط بین هنرمند و متن مردم ، تئاتر است. جایی که مستقیم همه ی عشق و زیبایی و همه ی خوبی ها را منتقل می کنه به مخاطب. به همین دلیله که آثارش ماندگارتر است. و هر چقدر از پشتوانه عشق و حقیقت بالاتری برخوردار باشه، ماندگارتر و عمیق تر. من خدا را سپاسگزارم که امروز هنر تئاتر در کشور ما پر رونق است. هم پیشکسوت ها را داریم، الحمدالله هستند، بازی می کنند، هم نظر میدن راهنمایی می کنن، هم جوانان عزیز پرشور را داریم و یک طیفی از هنرمندان آماده به کار برای ایران عزیز، برای انسان، برای تعالی انسان. جناب آقای رشیدی، هنرمند عزیزمون اینجا متنی را قرائت کردن، خواستن که بیشتر رسیدگی بشه. چشم، حتما این کار را میکنیم. البته من شنیدم این متون نمایشی را یه خرده زیادی گیر میدن در ارشاد...اینطوره؟ من میخوام از مجموعه همکاران عزیزم در وزارت ارشاد متواضعانه خواهش کنم. بابا بهترین هنرمندان ما- همه هنرمندان ما خوبند- بهترینشون در حوزه تئاترند. همونطور که اشاره کردند تئاتر یعنی فداکاری کردن و کم دریافت کردن، تئاتر یعنی خاک خوردن و دلسوزی کردن و عشق ورزیدن و کمتر دریافت کردن، درسته؟ آقا به جامعه هنری به خصوص به جامعه تئاتر کشور اعتماد کنید. هیچ مشکلی پیدا نمیشه. بذارید یه جمله ای رو بگم، حتما فردا یه عده ای دست میگیرند و شروع می کنند حملات آنچنانی از زمین و هوا و دریا و به قول خودشون از شش جهت شروع می کنند. من اینو میگم همه اونایی که باید بشنون بشنون البته یواش میگم که خیلیا نشنون. بابا، والا بلا به پیر به پیغمبر فرهنگ متعالی ایران را خود همین مردم حفظ کردند، کسی خیال نکنه از این مردم بیشتر می فهمه و اون میخواد پیچ مردمو بگیره دستش هی تنظیم بکنه که فرهنگ حفظ بشه. بسپرید دست مردم بذارید مردم فرهنگ را {حفظ کنند}. اگر ما خیال کنیم فرهنگ این سرزمین را مثلا رئیس جمهور و وزیر و چهار تا مدیر و همکارانشون یه گروه مثلا کارشناس- همه هم محترم اند- اینا نشستن، اینا اولا فقط فرهنگ می فهمن، بعدم فقط اینا دلسوز فرهنگن، بعدم اینا فقط بلدن حفظش بکنن، این تصور اشتباهه. معناش اینه که ما هفتاد و پنج میلیون انسان عاشق فرهنگ، عاشق تعالی، عاشق کرامت، عاشق پیشرفت، اینو میخوایم بذاریم کنار، بارشو برداریم بذاریم رو دوش چند نفر. این تازه بهترین حالته. خب چنین چیزی شدنی است؟ اصلا تو عرصه اقتصاد ما بگیم هفتاد و پنج میلیون نفر برن کنار، دو هزار نفر بیان همه اقتصاد کشورو اینا درست کنن. کارخونه بزنن، تجارت کنن، بقیه مردم هم بشینن نگاه کنن. اقتصاد درست میشه؟ اقتصاد زمانی است که همه ملت فعال باشن در اقتصاد. فرهنگ هم همین طوره. چند هزار سال از عمر ایران می گذرد؟ از روزی که ایران ایران شده است. بذارید یه دو سه جمله از ایران بگم براتون. باز البته بالاخره... چند هزار سال از عمر ایران می گذرد؟ هفت هزار؟ چند هزار سال. شاید ما تنها ملتی هستیم که تاریخ ما سرشار از حوادث سنگین شکننده است. یعنی اتفاقاتی که برای سرزمین ما افتاده صدها و صدها، یه دونه اش کافی بوده که یک ملت را از صفحه ی گیتی به طور کامل پاک کنه اما برای ما صدها و صدها از این اتفاقات افتاده. تو این چند هزار سال با همه ی تحولاتی که اتفاق افتاده، هرگاه ما یه برش تاریخی میزنیم، ملت ایران را می بینیم، می بینیم همون ملت ایران است. پایه ملت ایران بر فرهنگ گذاشته شده. بر توحید، بر عدالت، بر عشق، بر محبت، بر صداقت، بر پاکی، بر دوست داشتن سایر انسان ها. این در متن فرهنگ ماست. خب شما بوستان رو ببینید، گلستان رو ببینید. چه خبره بوستان و گلستان؟ همه ش انسانه. همه ش زیبایی های انسانی است. حافظ را ببینید فردوسی را ببینید، سنایی را ببینید وحشی را ببینید مولوی را ببینید خواجه نصیر ابن سینا ... قبل از اینکه ملت ایران آگاهانه و آزادانه مکتب پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی (ص) را انتخاب بکنه هم باز ملت ایران ملت ممتاز بود. ملت موحد بود ملت عاشق عدالت بود عاشق اعتلای انسان بود کمال جو بود به دنبال بهترین ها بود بهترین های انسانی. همیشه به دنبال قله بوده ملت ایران. بعضیا فکر می کنن اینکه ملت ایران بهترین ها رو میخواد این چیز منفی است. منفی نیست این مثبته. آدم اگر بهترین ها رو نخواد حرکتی اتفاق نمی افته، تلاشی اتفاق نمی افته. امروزم همون ملته. این انقلاب عظیم اسلامی را هم ملت برپا کردن. امام بزرگ ما که یک شخصیت بی نظیر و کم نظیر تاریخی است بعد از پیامبران و اوصیا، او هر بار صحبت کرد گفت کار ملت است ، این انقلاب رهین همه ی ملت  است. یعنی مرهون همه ی ملت است. واقعا هم همینطور بود. یه انقلاب شد همه آمدند. روح جمعی ملت ایران بیدار شد، روح موحد، روح پاکی جو، روح عدالت طلب، روح انسانی، روح جمعی، اراده کرد، اتفاق افتاد. اون روح هست. اون ویژگی ها هست. باید به پیشکسوت هامون اعتماد کنیم باید به جوونهامون اعتماد کنیم. این مسئولیت همه است. مسئولیت احمدی نژاد و احمدی نژادها نیست که ما خاک پای این ملتیم. همه ی ما به فرهنگمون زنده هستیم. فرهنگ رو باید حفظ کنیم و من فکر می کنم این حس در تک تک ایرانی ها وجود داره که برای حفظ و تعالی و ترویج فرهنگشون احساس مسئولیت می کنند مال خودشون می دونن. به ویژه در تئاتر. خود پیشکسوت ها را دعوت کنید بذارید بشینن جوونها که میان، راهنماییشون کنند. تجربیاتشونو منتقل کنند به جوونها. تعامل کنند. فکر نمی کنم ما از این جهت ضرری ببینیم. مراسمی که برگزار شد امروز خب قرار بود از پنج تن از عزیزانمون تجلیل بشه، سه تا از این عزیزان گفتن کسالت دارن، خانم علو، آقای انتظامی، آقای مشایخی. از خدا میخوام به اونها و همه ی کسانی که کسالت دارن سلامتی و شفای کامل عنایت بفرماید. اما برنامه ی ما ادامه داره انشالله. بزرگان دیگری هم امروز در جلسه ما هستن و بعضی نیستن امیدوارم در فرصت های بعدی بتونیم همینطور گام به گام از هنرمندان عزیزمون به ویژه در تئاتر که پایه هنره - کسانی هم که در سینما درخشیدن پایه شون تئاتر بوده- اصل هنر اینجاست که حس انسانی اینجا متجلی میشه ، از اینجا در سینما هم هرکی بره معلومه که موفق خواهد بود. امیدوارم بتونیم این جلسات را هم برگزار کنیم و قطار تجلیل از هنر، هنرمندی، و زیبایی آفرینی ملت ایران، پر شتاب به سمت قله ها حرکت کنه. از همه ی شما تشکر می کنم. موفق و سربلند و پیروز باشید.

دوازده بهمن هزار و سیصد و نود و یک- تالار وحدت