با مردم، برای مردم، تا پیروزی

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
 
زنده باد بهار
ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ دی ۱۳٩۱ : توسط : توحید

 


"... ظهور منجی آغازی دیگر، تولدی دوباره و زنده شدن مجدد است. آغاز استقرار صلح و امنیت پایدار و زندگی واقعی است. آمدن او پایان ظلم، بداخلاقی، فقر و تبعیض و آغاز عدالت و عشق و همدلی است؛ او می آید تا دوران شکوفایی حقیقی انسان و نشاط و شادمانی واقعی و پایدار آغاز شود. مهدی موعود (عج) می آید تا بازدودن پرده های جهل، خرافه و تعصب و گشودن دروازه های علم و آگاهی، دنیایی سرشار از دانایی بر پا کند و زمینه مشارکت فعال و سازنده همگانی را در مدیریت جهانی فراهم سازد. او می آید تا مهربانی و امید و آزادی و کرامت را به همه انسانها هدیه کند،او می آید تا آدمیان طعم دلپذیر انسان بودن و شهد شیرین با انسان زیستن را تجربه کنند،تا "دست ها به گرمی در هم" و "قلب ها سرشار از عشق با هم" و "اندیشه ها پاک و هماهنگ بر هم" ، در خدمت امنیت، رفاه و سعادت جامعه بشری درآید و او می آید تا همه فرزندان سیاه، سفید، سرخ و زرد حضرت آدم (ع) را از پس یک تاریخ جدایی و فراق به خانه برگرداند و کامشان را به وصال جاودانه شیرین سازد. ظهور منجی و مسیح و یاران صالح جهانی آنان نه از طریق جنگ و زور بلکه از مسیر بیداری اندیشه و توسعه مهر در همگان، آینده همیشه روشن بشر را با طلوع خورشید پرفروغ و بی غروب آگاهی و آزادی رقم خواهد زد و در تن سرد و یخ زده جهان شور خواهد ریخت. او بهار را به جان آدمیت و جهان بشریت هدیه خواهد کرد، او خود بهار است و با آمدنش به زمستانِ وجودِ بشرِ در " زنجیر جهل، فقر و جنگ" پایان می بخشد و فصل شکفتن و شکوه انسان را فریاد می زند. اکنون می توان رایحه خوش و نسیم روح انگیز بهار انسانها را حس کرد. بهاری که در آغاز آن هستیم اختصاص به نژاد، قوم، ملت و منطقه خاصی ندارد و به زودی همه سرزمین ها را در آسیا، اروپا، افریقا و امریکا فرا خواهد گرفت. او بهار همه عدالت طلبان، آزادی خواهان و پیروان انبیاء الهی است. او بهار انسان است و خرمی دوران. بیائیم همه با هم در مسیر آمدنش با همدلی و همکاری و ایجاد سازوکارهای وحدت آفرین و آرامش بخش راه بگشائیم و از فیض وجودش جانهایِ تشنه بشریت را سیراب کنیم. زنده باد بهار، زنده باد بهار و باز هم زنده باد بهار."

بخش پایانی آخرین سخنرانی دکتر احمدی نژاد در سازمان ملل - مهر ۹۱


 
مردمی که قالی می بافند نباید روی حصیر زندگی کنند...
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ : توسط : توحید

"مردمی که قالی می بافند، نباید روی حصیر زندگی کنند...ملتی که روی دریای ثروت نشسته است، نباید فقیر داشته باشد...ملتی که تاریخ دارد، فرهنگ و تمدن دارد، همت و اراده و ایمان دارد، ملتی که پیامبر و علی و حسین و مهدی دارد، هرگز درنخواهد ماند و همه قله ها را فتح خواهد کرد..."

جمله پایانی دکتر احمدی نژاد در مجلس شورای اسلامی - بیست و هفت دی نود و یک

فایل صوتی سخنرانی دکتر احمدی نژاد در مجلس :

http://president.ir/media/main/120837.mp3


 
دکتر احمدی نژاد : امیرکبیر زنده است چرا که ایران زنده است...
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳٩۱ : توسط : توحید

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

... امیرکبیر که نماد قهرمانان این ملت است، در دورانی طلوع کرد که ملت ایران در یک خواب عمیق تحمیلی از ناحیه دشمنان فرو رفته بود. اما می خوام الان خطاب به امیرکبیر بگم: ای بزرگ، ای شهید، امروز ملت ایران در اوج بیداری است. صدها و هزاران امیرکبیر امروز در این سرزمین می بالند. خون تو در رگ های این میهن جاری شده است. اون دشمنانی که یک روز آمدند، اون فقر را، اون مریضی ها را، اون تحقیر را، اون ظلم را بر ملت ایران تحمیل کردند، امروز در سراشیبی افول اند و امروز ملت ایران در مسیر صعود است. امروز روح جمعی ملت ایران، بیدارتر، متحدتر، شجاع تر، مصمم تر و حاضرتر در صحنه از همه مقاطع تاریخی این سرزمینه. من یقین دارم، هرکس، تحت هر عنوان، تحت هر منصب، تصور کند می تواند شرایط  دوران امیرکبیر را بر ملت ایران تحمیل کند، حتما در اشتباه بزرگی است و به زودی به اشتباه خود پی خواهد برد. ملت بیدار شده است. اقیانوس عظیم ملت به تلاطم آمده است. همه ی آلودگی ها رو پاک خواهد کرد. حتی اگر اون آلودگی به نظر خیلی بزرگ بیاد. حتی اگر اون آلودگی درون ملت باشد، درون سیستم حکومتی باشد. امروز ملت در حرکت است. البته آرزوی سفلگان و حسودان و دشمنان همچنان پابرجاست که ملت ایران رو در بند بکشند، روح جمعی ملت ایران رو خاموش کنند. اما من به عنوان کوچک ملت ایران، به شما اطمینان می دهم که اون دوران تاریک هرگز و هرگز در آینده ی این سرزمین تکرار نخواهد شد. اطمینان می دهم که این حرکت ملت ایران به فضل الهی او را تا اوج قله های عزت و عظمت پیش خواهد برد. موانعی هست، از درون و از بیرون. دست اندازهایی هست. اما من اطمینان دارم که ملت از این موانع و دست اندازها عبور خواهد کرد. آینده متعلق به ملت ایران و همه ی ملت هاست. ملت ایران یک تاریخ، پرچمدار توحید و عدالت و مهربانی بوده است و امروز جهان تشنه ی اینهاست. مطالبه ی توحید و عدالت و مهربانی به سرعت جهانگیر می شود. و تجسم عشق و عدالت، پرچمدار عشق و عدالت، در انتظار است. در انتظار ملت ایران و در انتظار جامعه بشری. مطمئنم همه ی آرزوهای امیرکبیر، و امیرکبیرها و قائم مقام ها و قهرمانان و بزرگان این سرزمین در آینده نزدیک با افتخار و عزت محقق خواهد شد. از همه ی عزیزان، خانواده معظم شهیدان، علما، نمایندگان، هنرمندان، دانشمندان، مورخان، همه ی کسانی که بعد از بیش از صد و شصت سال امروز جمع شده اید  تا به دنیا بگویید : امیرکبیر زنده است چرا که ایران زنده است، تشکر می کنم.

بیستم دی هزار و سیصد و نود و یک- مراسم بزرگداشت امیرکبیر- تالار وحدت

دیدن پست آقای فرهاد جعفری درباره این مراسم نیز خالی از لطف نیست:

http://goftamgoft.com/?Pn=view&id=1151


 
خلاصه ای از تفکر دکتر احمدی نژاد درباره انسان و ... ایران
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱ : توسط : توحید

Mona Hoobehfekr (4 of 7).jpg

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

خدای بزرگ رو سپاسگزارم، از صمیم دل خوشحال، این فرصت و توفیق رو عنایت فرمود لحظاتی رو در جمع گروهی از برگزیدگان و نخبگان جوان از سرزمین بزرگ و نورانی ایران باشیم...دو عنصر همه ی ما که در این سالن هستیم و همه ی ملت ایران رو به هم پیوند میده. عوامل پیوند ما دو تاست. عنصر اول انسان بودن ما. حلقه ی اصلی ارتباطی بین ما و همه ی جوامع بشری عبارتست از انسان بودن. بزرگ ترین لطف خدا بر ما این است که ما رو انسان خلق کرد و ما رو در زمره ی انسان ها قرار داد. انسان چیست؟ چه باید بکند؟ به کجا باید برود؟ اینها سوالات اساسی است که در برابر هر فردی در هر مقطعی از تاریخ و هر نقطه ای از جغرافیا وجود داره.  انسان چیست؟ بهترین تعریف رو خدای متعال داده است. او که انسان رو به عنوان بالاترین مخلوق خلق کرد و در خلق انسان کامل به خودش آفرین گفت. از میان همه ی مخلوقات متنوع و بی شمار عالم هستی، انسان رو برگزید و او رو بالاترین قرار داد و در خلق او به خودش تبریک گفت. انسان چیست؟ انسان ظرفی است که می تواند و باید، نماینده و تجلی خدا باشد. همه ی موجودات عالم به نوعی ظرف تجلی خدا هستند. آیه هستند، نشانه اند، تجلی اند. اما با ظرفیت های محدود. انسان، دارای ظرفیت تجلی نامحدود است. یعنی می تواند به گونه ای عمل کند، به جایی برسد که تجلی همه ی زیبایی ها و همه ی صفات خدای متعال بشود. خدا انسان رو در خاک آفریده است. در پایین ترین مرتبه. اما در دل او و در نهاد او و در فطرت او، استعداد خدایی شدن قرار داده است. پاسخ سوال دوم معلوم شد. انسان چه باید بکند؟ باید خود را از خاک تا خدا بالا بکشد. ماموریت انسان در زمین جز این نیست. هرکس از زبان خود این ماموریت را تعریف کرده است. یکی گفته به کمال رسیدن، یکی گفته سعادت انسان، یکی دیگه گفته آرامش انسان، یکی گفته رسیدن به مقام بندگی مطلق خدا، یکی دیگه هم گفته رسیدن به مقام تجلی تمام صفات و اسماء الهی. همه ی اینها یک مفهوم داره. انسان خلق شده است تا از نقطه ی زمین خودش رو تا اوج آسمان یعنی خدا بالا بکشد. این ماموریت همه ی انسان ها در طول تاریخ است. نقطه ی نهایی کجاست. نهایتی نداریم. یک سیر کمالی بی نهایت است. اما، چگونه می شود خود را شناخت؟ چگونه می شود راه را شناخت؟ چگونه می شود حرکت کرد؟ چگونه می توان قله ها را یکی پس از دیگری شناخت و فتح کرد؟ برای پاسخ به همه ی اینها که نیاز انسان برای کمال است، ما نیازمند یک حقیقت دیگری هستیم و اون عبارتست از انسان کامل. همه می دانند دسترسی به خدا، دسترسی به ذات خدا، شناخت خدا به معنای شناخت ذات خدا، ناممکن است. برای اینکه او خالق است، ما مخلوق. او بر همه ی عالم اشراف دارد و محیط است. ما محاط هستیم. ما نمی توانیم به ذات خدا و حقیقت خدا دسترسی پیدا کنیم. خب چه باید کرد؟ برای رسیدن به خدا ما نیازمند شناخت خدا هستیم. راه، به ظاهر بسته است. آیا می توان تصور کرد که خدای مهربان، خدای بزرگ، انسان رو خلق کرده است، برای او ماموریتی تعریف کرده است، اما راه انجام اون مأموریت بسته است؟ قطعا چنین تصوری خلاف است. راه بسته نیست. راه باز است. راه عبارتست از انسان کامل. انسان کامل کسی است که همه ی صفات و زیبایی های خدای متعال را در وجود خودش متجلی کرده است. معنای این حرف این است: اگر می خواهید خدا را ببینید، انسان کامل را ببینید. اگر می خواهید به حقیقت علم و حکمت و لطف و مهربانی و زیبایی خدا دسترسی پیدا کنید، به سراغ انسان کامل بروید که او تجلی اتم خداست. بالاترین تجلی خدا در عالم هستی انسان کامل است. اگر می خواهید بدانید به کجا باید برسید، قله ی سعادت شما، نشانه ی حرکت در مسیر سعادت شما کدام است، انسان کامل است. او هدایت یافته ی کامل است. اوست که در مسیر مستقیم حرکت می کند. عزیزان من، برای شناختن خود نیز، نیازمند انسان کاملیم. بدون انسان کامل، آفرینش هستی، آفرینش انسان، توصیه به سعادت، به کمال، به انسانیت، به ایمان، به پاکی، به عدالت، بی معناست. رمز همه ی اینها انسان کامل است. به لحاظ خلقت عالم، انسان کامل در مرتبه ی اول خلق است. چرا که بالاترین است. و بقیه ی موجودات عالم به تبع انسان کامل خلق می شوند. انسان کامل، مظهر علم خداست، مظهر حکمت خداست، مظهر مهربانی و لطف خداست. همان گونه که خدای متعال، مطلق علم و حکمت و مهربانی و زیبایی است، انسان کامل، عالم ترین، حکیم ترین، زیباترین، مهربان ترین و انسانی ترین انسان عالم است. و دسترسی به او آسان. خدا او رو خلق کرده است. در دسترس بشر قرار داده است. در کنار بشر، برای بشر. برای چشاندن شیرینی مهربانی به بشر. برای چشاندن زیبایی انسان بودن به بشر. خدا انسان کامل رو خلق کرده است. انسان کامل متعلق به همه ی انسان هاست. متعلق به همه ی بشریت است. عزیزان من، تنها راه کمال، تنها راه پیشرفت حقیقی، تنها راه انسان شدن حقیقی، تنها راه رسیدن به خدا، عبارتست از انسان کامل. و او متعلق به همه است. به همه نزدیک است. در کنار همه است، دلسوز همه است، عاشق همه است. برای همه است. در طول تاریخ، شیطان و شیاطین، برای منحرف کردن انسان ها از مسیر کمال و سعادت، یعنی از رسیدن به خدا، پیچیده ترین و بزرگ ترین تزویر و توطئه را به کار بسته اند و آن نیست جز غفلت کردن انسان ها از حقیقت و وجود انسان کامل. محال است کسی بدون انسان کامل و بدون حرکت در مسیر انسان کامل بتواند یک ارزش، یک زیبایی و یک خوبی را در زمین مستقر کند. هر جا شما هر خوبی که می بینید، هر زیبایی که می بینید، هر ارزشی که می بینید، به واسطه ی وجود انسان کامل است. کسی که همراه انسان کامل، در مسیر انسان کامل حرکت نمی کند، محال است که بتواند در زمین عدالت را، مهربانی را، عزت را و زیبایی را مستقر کند. به همین دلیل است که همه ی پیامبران الهی آمده اند، نقطه ی ثقل و محور اصلی دعوت اونها به انسان کامل است. آشنا کردن ملت ها و انسان ها با انسان کامل است. انسان کامل محور وحدت همه است. امروز ببینید وضعیت دنیا رو. اقوام گوناگون، مذاهب گوناگون، بعضی ها در درگیری، در تفرقه، در جدال. برای چی؟ وقتی از تک تک انسان ها سوال کنیم برای چی زندگی می کنید، برای چی تلاش می کنید، میگن میخوایم به عدالت برسیم، به سعادت برسیم، به آزادی برسیم، به کمال برسیم. اینها مشترک همه ی انسان هاست. اما شیاطین میان، بر ذهن و اندیشه ی بعضی مسلط میشن، هدف رو منحرف می کنند، خودخواهی ها، سلطه گری ها، دنیاخواهی ها، خودپرستی ها را به جای سعادت طلبی حاکم می کنند و این میشه وضع دنیا. جنگ ها، کشتارها، تبعیض ها، کینه ها، دشمنی ها، همه به خاطر این است که انسان ها- گروهی از انسان ها- حقیقت انسان کامل رو فراموش کردند و از تلاش برای رسیدن به او و پیروی او و عشق به او، به سمت تلاش برای خودخواهی ها، سلطه طلبی ها، ثروت اندوزی ها، روی آوردند. تمرکز شیطان، بر غفلت انسان ها از انسان کامل است. می بینید وضع دنیا رو. چرا باید انسان ها با هم دشمنی داشته باشند؟ اینجا اشاره کردند: شیعه، سنی. شیعه یعنی چه؟ سنی یعنی چه؟ مگر نه این است که همه ی ما به دنبال توحید هستیم؟ مگر نه این است که همه به دنبال عدالتیم. مگر نه این است که همه به دنبال محبت و انسانیت و سعادتیم؟ همه به دنبال خداییم. مرزبندی ها برای چیست؟ تفرقه ها برای چیست؟ تقسیم بندی ها از کجاست؟ عده ای مسیحی اند، عده ای مسلمان. عده ای بودایی اند، هندو هستند، طبیعت گرا، این  تقسیم بندی ها از کجاست؟ دعواها از کجاست؟ تعصبات از کجاست؟ همه از ناحیه ی اولا غفلت از انسان کامل و ثانیا پیروی از شیطان است. عده ای برای خودشون حکومت راه انداختن در دنیا. به اشکال مختلف. یکی ممکنه ادعاش فقط سیاسی باشد. مثل رهبران آمریکا. دیگرانی هستند ادعای صرفا مذهبی دارند. مثل بسیاری از رهبران مذاهب. هر کدام دکانی. هر کدام برای خود حکومتی. اون کسی که حقیقتا به دنبال سعادت بشر هست، باید به دنبال وحدت بین ملت ها، همدلی بین ملت ها، گرد آوردن ملت ها حول پرچم توحید، عدالت و عشق به انسانیت باشد. نه اینکه دنبال جدا کردن ملت ها. فاصله انداختن بین ملت ها، طبقه بندی کردن انسان ها، ایجاد درگیری و کینه و نفرت بین انسان ها. هر انسانی، هر رهبری، هر سیاستمداری، هر رهبر مذهبی، اگر به دنبال وحدت بین ملت ها، برداشتن مرزها، و کمک به انسان ها برای رسیدن به مقام انسان کامل نباشد، حتما طاغوت است. حتما یک نوع طاغوت و زمامداری ناصالح است. عزیزان من، محور اصلی و اول مشترک ما عبارتست از انسان بودن و انسان کامل و تلاش برای رسیدن به انسان کامل. انسان کامل رمز وحدت همه ی ملت ها و انسان هاست. فارغ از رنگ و نژاد و زبان و طایفه و حتی مذهب. همان گونه که هر پیامبری وقتی آمد، محور وحدت همه در دوران خودش بود. مردم رو دسته بندی نکرد، جدا نکرد. همگان را به توحید و عدالت دعوت کرد. صرف نظر از موجودیت فعلی اونها یا موجودیتی که در زمان داشته اند. انسان کامل هم متعلق به همه ی ماست. او محور وحدت همه است. چرا که تجلی عدالت و توحید و عشق است. همه ی اون چیزی است که بشر در طول تاریخ آرزو کرده است. از آن خوبی ها و زیبایی ها. امروز هرکس به فکر صلاح بشریت است. به فکر اصلاح جامعه بشری است، راهی جز دعوت ملت ها به انسان کامل ندارد.

و محور دوم مشترک همه ی ما، عبارتست از ایران عزیز. همه ی ما عاشق ایرانیم. ایران یک گلستان بزرگ با گل های زیبا و رنگارنگ است. ای کاش، ای کاش، زمانی برسد که تمام اقوام ایرانی، در زندگی روزمره و اجتماعی، با همون سنت های زیبا، با همون اخلاق انسانی، با همون مهربانی و با همین لباس های زیبای اقوام ایرانی تردد کنند، ارتباط برقرار کنند، زندگی کنند و فعالیت کنند. از این بالا ما نگاه می کنیم، اقوام گوناگون هستند: آذری ها، کردها، لک ها، لرها، بختیاری ها، قشقایی ها، عرب ها، همین طور دور می زنیم، هرمزی ها، بلوچ ها، سیستانی ها، خراسانی ها، گیلک ها، ترکمن ها، گیلانی ها، تات ها، ... چقدر زیباست! رنگارنگ، اما همه یکی هستیم: ایرانی! ما ایران رو دوست داریم.  چرا دوست داریم؟ به دو دلیل. دلیل اول، هرکس وطن خودش رو دوست داره، هرکس خانه ی خودش رو دوست داره. همه ی ما هم ایران رو داریم. اما علت بالاتر و اون علتی که همه ی ما رو در طول تاریخ به هم پیوند داده است، عبارتست از زیبایی های فرهنگی و انسانی ایران زمین. وقتی میگیم ایران، ایران فقط یک جغرافیا نیست. ایران کوه ها و دشت ها و دریاها و رودخانه ها و جنگل های زیبای این سرزمین نیست، ایران یک فرهنگ است. ایران شیوه ی ویژه و خاصی از نگاه به انسان و عالم و نگاه به زندگی است. ایران یعنی عشق، ایران یعنی توحید، ایران یعنی عدالت. ایران یعنی فداکاری، ایران یعنی شجاعت، ایران یعنی تلاش برای سعادت انسان. ایران یعنی صلح. ایران یعنی برادری. ایران یعنی تقسیم خوبی ها با همه ی انسان ها. ایران یعنی در غم و شادی همه ی انسان ها شریکیم و ایران یعنی...جوانان عزیز و برومند بی نظیری که امروز در ایران دارن زندگی می کنند. ایران یعنی ابن سینا، ایران یعنی خواجه نصیر، ایران یعنی ابوریحان، ایران یعنی حافظ، ایران یعنی سعدی، ایران یعنی مولوی ایران یعنی سنایی ایران یعنی وحشی بافقی و ایران یعنی پروین اعتصامی، ایران یعنی صائب تبریزی... ما ایرانو دوست داریم به خاطر زیبایی های ایران. به خاطر عظمت های این سرزمین. به خاطر مردان و زنان بزرگ این سرزمین و به خاطر پرچمداری عدالت و توحید و محبت که ملت ایران در طول تاریخ بر دوش کشیده است. ما با همیم. همیشه با هم بوده ایم. صرف نظر از فراز و نشیب های روزگار، صرف نظر از خوبی ها یا بدی های حاکمان و زمامداران، ما همیشه با هم بوده ایم. و از مرزهای فرهنگی این سرزمین بزرگ صیانت کرده ایم... ملت ایران اهل حمله و تجاوز نیست، هیچ وقت نبوده. اهل جنگ افروزی نیست چون یه ملت فرهنگی است. ببینید، محاورات روزمره ملت ایران رو ببینید. همه ش توش شعره، لطیفه است، ادبه. احساساته، پاکیست، زیباییست. ادبیات ایران رو ببینید همه ش ادبیات انسانی است. توحیده، عدالته، عشقه، انسانه. ملت ما اهل تجاوز نیست، اما شما می دانید که ملت ایران در دفاع بسیار پیشرفته و قدرتمند است. تاریخ نشان داده است، هر دستی به سمت ایران دراز یشود، قطع خواهد شد. من میخوام از قول شما جوونها به همه ی بدخواهان ملت ایران، چه اونایی که در مراکز قدرت جهانی نشستند، چه اونایی که احیانا در اطراف مرزهای ما هستند، چه اونایی که ممکنه، غافلانه و خودخواهانه، در داخل کشور باشند، میخوام بهشون بگم: اگه همه ی شیاطین، همه ی بدهای تاریخ، همه ی زشت اندیشه های تاریخ، اگه دستهاشونو به هم بدن، بخواهند ملت ایران را از راه رسیدن به عدالت و آزادی و توحید و انسان کامل باز بدارند، ملت ایران همه اونها رو پشیمان خواهد کرد و انگ ننگ را بر پیشانی اونها خواهد زد. بله ممکنه امثال بنده، شبیه بنده، شایستگی ملت ایران رو نداشته باشیم  و وقتی در منصب نمایندگی ملت ایران قرار می گیریم، اونطوری که لازم است و در تراز ملت ایران است، عمل نکنیم. این ملت مانند یک رودخانه ی عظیم زلال است که آلودگی ها را، بد اخلاقی ها را، بد اندیشی ها را، خودخواهی ها را، و بد اندیش ها و آلوده ها و خودخواه ها را خودش از دامن خودش پالایش خواهد کرد و بیرون خواهد انداخت. ملت ایران خودش از خودش مراقبت خواهد کرد و اگر آلودگی پیدا بشود، آلودگی را پاک خواهد کرد. ملت ایران به دنبال استقرار عدالت و آزادی و صلح در همه ی جهان است و البته در الویت اول، در ایران عزیز. من خدا رو سپاسگزارم که امروز می بینیم، تلاش برای ساختن ایران، یعنی برافراشتن پرچم فرهنگ، اندیشه، عدالت و صلح به یک اندیشه ی عمومی در همه ی سرزمین و در دل و جان جوانان تبدیل شده است. امروز جوانان ایران زمین ، بالاترین سرمایه ملت ایران و جامعه ی بشری هستند. در  هر کجا که می رویم، اون نقطه ی نهایی آرزوی جوانان ایران زمین استقرار عدالت، پیشرفت، عزت، عشق و انسانیت در همه ی جهان است. و من بذارید، بهتون بگم- بالاخره من اعتقادات خودمو میگم، خیلیام ناراحت میشن، تحمل نمی کنن، عکس العمل های تند نشون میدن- من باورم این است که جوانان ایران، جوانان ایران، عاشق انسان کامل، امام زمان هستند و تا استقرار حکومت او مبارزه خواهند کرد. من ایمان دارم اگر افرادی در این کشور باشند که قدر جوانان را و عدالت و توحید و عشق را نشناسند و بخواهند که مانع حرکت جوانان این سرزمین بشوند، جوانان این سرزمین  با ایمان، با پاکی، با وحدت، همه ی این موانع رو از پیش پا بر خواهند داشت و ایران رو خواهند ساخت و به نقطه ی اوج عزت شایسته خواهند رساند. امروز جوانان ما خودشون رو باور کردند. منتظر امثال بنده نمی مانند. راه کمال رو پیدا کردند. دیدید این عزیز نقاشمون رو. اومدند، شعارشون چی بود: ما می توانیم.

بذارید یکی دو دقیقه جمله آخر رو هم عرض کنم...عزیزان من، هرکس دنیای خودش را خودش می سازه. هر نسلی زندگی را خودش می سازد. هر ملتی آینده را خودش می سازد. هرکس منتظر دیگران ماند، ماند. و هرکس آستین همت را بالا زد، رسید. امروز باید حرکت کنیم برای استقرار عدالت، آزادی، توحید، انسانیت، اخلاق، برادری و پیشرفت در زمینه های گوناگون و حرکت کنیم. من اطمینان دارم که جوانان این سرزمین، راه نورانی سعادت رو با ایمان و شجاعت و اعتماد به نفس کامل دنبال خواهند کرد...

سخنرانی در دومین اجلاس وحدت و انسجام جوانان ایران- بیست و چهارم آبان نود و یک


 
بخش هایی از سخنرانی دکتر احمدی نژاد در نخستین یادواره هنرمندان شهید
ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

...هنرمندی و شهادت دو جلوه ی بسیار متعالی از حقیقت انسان است. این عالم همه ش زیباست. اساس خلقت عالم زیبایی است. هستی منهای زیبایی بی معناست. کسی که از زیبایی اثری ندارد، وجود ندارد. هر چه هست زیباست و هر چه که زیباست هست. اجازه بدید متوسل بشیم به خواجه شیراز.

جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

هرکس که این ندارد، حقا که آن ندارد

اصلا این عالم خلق شده است تا خدا زیبایی ها را به نمایش در آورد...هرکس اثری از جمال جانان که زیبایی مطلق است ندارد، جان ندارد...انسان اومده در پی زیبایی ها. خلق شده برای رسیدن به زیبایی ها. برای زیبا شدن و تجلی زیبایی شدن. همه ی زندگی همینه. اومدیم که زیبایی های انسانی را به نمایش بگذاریم. این اساس خلقت ماست...هنرمندی بازآفرینی زیبایی های عالم هستی است. هنرمند کارش بازآفرینی است. عالم جاری زیبایی هاست. هنرمند اینها را بازآفرینی می کند، مجسم می کند. بالاترین هنرمندی تجسیم زیبایی های انسانی است. بالاترین زیبایی، زیبایی های روحی و کمالی انسان است. اونجایی که یک جوانمردی به تصویر کشیده می شود، یک گذشت، یک وفاداری، یک پاکی، یک صداقت. یک عظمت روح انسان. که هنرمندان عزیز ما، با خلق صحنه ها، تفاوت ها، برجسته سازی ها، دنبال معرفی زیبایی های روحی انسان اند. هنرمندی جز برجسته کردن و بازتاب دادن عظمت ها و زیبایی های روحی انسان نیست. انسان چقدر ظرفیت داره؟ چه میزان از زیبایی های عالم هستی را می تواند بروز دهد و متجلی کند؟ انسان موجود لایتناهی است. می تواند همه ی زیبایی های خدا را در خودش متجلی کند. اصلا انسان ظرف تجلی زیبایی های خداوند است. حالا چطوری میشه به اونجا رسید؟ باید از خودمون بگذریم. چطور میشه انسان از خودش بگذرد؟ با عشق. عشق رمز زیبایی است. رمز و راز هنر و هنرمندی است. اگر عشق نباشد، در این عالم هیچ زیبایی خلق نخواهد شد. هیچ کمالی اتفاق نمی افتد. کمال بر اثر کینه و عداوت و دشمنی اتفاق نمی افتد. کمال انسان در گرو عشق است. عشق به خوبی ها، عشق به خدا، عشق به زیبایی ، عشق به عظمت انسان، عشق به عظمت خدا. ایناست که انسان رو بالا می کشد. میرسه جایی که جز خدا نمی بیند. اون هنرمندی که اثری رو خلق میکنه که هرکس با اون اثر مواجه میشه متحول می شود، دستگاه ذهنیش متحول میشه، نگاهش به عالم، معیارهاش عوض میشود، کدام هنرمند است؟ اونی که با عشق و محبت به خوبی ها و زیباییها زندگی می کند، می اندیشد، می نویسد، می نگارد، ترسیم می کند، بازی می کند. هنر شهادت است و شهادت، هنر است. هنر بازآفرینی زیبایی هاست، شهادت دادن به حقیقت زیبایی ها در عالم هستی است. هنرمندان شاهدند و شهادت هنر است. اوج هنر شهادت است. جایی که کسانی به نقطه ای می رسند که همه عظمت ها و زیبایی ها را یک جا ترسیم می کنند. یک بریدن و یک پرواز در ملکوت بی نهایت و چقدر زیباست تکریم و تجلیل از هنرمندان شهید. کسانی که یک عمر شاهد بودند و در نقطه اوج به ابدیت پیوستند. سلام و درود خدا بر امام، سلام و درود خدا بر شهیدان، سلام و درود خدا بر هنرمندان این دیار که عشق و ایمان و پاکی را در گوش نسل ها زمزمه می کنند. سلام و درود خدا بر هنرمندان شهید که بالاترین جلوه انسانیت را با شهادت خودشون آفریدند و راه را برای عظمت های انسانی باز کردند. جان بی جمال جانان میل جهان ندارد...اوج جمال جانان کجاست؟ کیست؟ چه کسی است که همه صفات خدا را منعکس می کند؟ آینه ی جمال خداست. معلوم است. انسان کامل است. اول پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) و پس از او انسان های کامل یکی پس از دیگری و در دوره ما امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بالاترین جلوه خداست. محال است که بدون عشق به او ما به این دنیا آمده باشیم...جان بی جمال جانان میل جهان ندارد. اونهایی که به اوج رسیدند یه بار چشمشون به اون جلوه افتاد، چشمشون به اون جمال افتاد، از خود بی خود شدند و از زمین تا آسمان پر  کشیدند. درود بر شما و درود بر همه ی شهیدان و هنرمندان و هنرمندان شهید این دیار. موفق و سربلند باشید.

تالار وحدت- دی ماه نود و یک


 
آزاده باشیم...
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ دی ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

 آزادگی بالاتر از آزادی و عدالته. ممکنه آدم تحت ظلم قرار بگیره اما آزادگی او مخدوش نشه. آزادگی یعنی چه؟ به تعبیر خودمونی یعنی مردونگی. یعنی معرفت. یعنی حق طلبی. رها شدن از همه ی تعصبات قومی و قبیله ای و رنگ های گوناگون. در هر عرصه ای یه نوعش هست. یه موقعی بود قبیله الف ، قبیله ب، طایفه فلان. الان هست حزب فلان، جناح فلان. گروه ما، گروه اونا. بیاد تو دولت راجع به خبرنگاری یه جور حرف بزنه ، شد خبرنگار یه جور دیگه حرف بزنه. اومد شد کارمند این وزارتخونه ازش تعریف کنه. رفت کارمند رقیب شد، ضدش حرف بزنه. اینا همه ش تعصبات و قالب هایی است که آزادگی انسان رو مخدوش می کنه. وقتی آزادگی مخدوش شد ، حقیقت انسانی لگدماله. خیلیا ممکنه پیام پیامبران بهشون نرسیده باشه. آزادگی ربطی به این نداره که حتما آدم پیرو مثلا فلان فرقه باشه یا فلان مذهب باشه. نه خیلیا هستن نماز شبشون هم ترک نمیشه اما وقتی میایم سراغ آزادگی که تجلی مکرمت ها و بزرگی های روح انسانه، می بینیم خبری درش نیست. آزادگی یعنی اینکه انسان اگر دید حق مخالفش هم تضییع شده است، بایسته ، دفاع کنه، فریاد بزنه. آزادگی یعنی هر جا ظلمی بود بایسته. مهم نیست ظلم علیه کیه. علیه مردم آمریکاست، علیه آفریقاست، علیه چینی هاست، علیه مسلموناست، علیه مسیحیاست، علیه بودایی هاست، براش فرقی نکنه. و اصلا این نتیجه دینداری است. اصلا دینداری باید انسان رو به آزادگی برسونه. و اون دینداری که انسان رو به آزادگی نرسونه ، یعنی رها نکنه روح انسان رو از این دل بستگی ها و تعصبات معلومه که قلابی است، خودفریبی است... مهم اینه که انسان آزادگی اش را حفظ کنه... آزادگی یعنی اینکه انسان خودشو به چیزای کوچیک نفروشه. عظمت انسانی خودش رو با امور کوچک ... شاید یکی از وجوه این که دائم باید ما به وجود امام و انسان کامل متذکر بشیم، همین زنده کردن روح آزادگی در انسانه. وقتی آدم همیشه آخرین نقطه کمال رو هدفگیری می کنه دیگه به مراتب پایین تر تن نمیده. تن نمیده. یک کسی که بنده خداست، دیگه به سایر بندگی ها تن نمیده. هم آزاد میشه هم آزاده... امام حسین علیه السلام در کربلا خطاب به اون سقوط کرده های پست گفتن اگر شما دین ندارید، لااقل آزاده باشید. آدم آزاده وقتی دید دشمنش زمین خورده دیگه لگد نمی زنه. وقتی دید دشمنش تسلیم شده پناه آورده دیگه درب و داغونش نمی کنه. آدم آزاده وقتی یه قدرت امضایی به قول یکی از دوستان دستش افتاد دیگه عقده ها و خودخواهی ها و تمایلات شخصی خودشو تحمیل نمی کنه. آزاده وقتی به یه منصبی رسید خودشو گم نمی کنه...

بخش هایی از سخنرانی دکتر احمدی نژاد به مناسبت روز خبرنگار- مرداد نود و یک


 
پیام تبریک دکتر احمدی نژاد به مناسبت میلاد حضرت عیسی (ع) و آغاز سال نوی میلادی
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ دی ۱۳٩۱ : توسط : توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

سالروز میلاد مسعود منادی عدالت، پیام‌آور صلح و مهربانی حضرت عیسی بن مریم(ع) و طلیعه سال نو 2013 میلادی بر تمامی موحدین و پیروان دین مسیحیت به ویژه هموطنان عزیز مسیحی‌ام گرامی باد.

عیسی مسیح(ع) پیامبر مهربانی و سمبل صبر و شکیبایی است. به فرموده قرآن کریم: «انّما المَسیحُ عیسی ابنُ مَریَمَ رَسُولُ اللهِ وَ کَلِمَتُهُ» او فرزند حضرت مریم است که افتخار پیام‌آوری خداوند و منزلت کلام ربوبیت را یافته است.

دعوت به عدالت مهمترین دعوت همه پیامبران الهی بوده است. حضرت عیسی علیه‌السلام نیز مانند همه انبیاء عظام الهی مبشر سعادت و پیام‌آور صلح و عدالت و پرچمدار توحید و تکریم انسان می‌باشد و امروز بشریت بیش از همیشه به این پیام نجات‌بخش نیازمند است و نجات بشریت از بحران‌ها، نابسامانی‌ها و شعله‌های فتنه مستکبران عالم که همواره بشریت را تهدید می‌کند در گرو بازگشت به همین ارزش‌هاست.

امروز جهان در آستانه تحولی بزرگ قرار گرفته و گرایش‌ ملت‌ها به حقیقت‌جویی، عدالت‌طلبی و مبارزه بی‌امان با ظلم و ستم در همه جای عالم مشاهده می‌شود و بشر بیش از گذشته به معنویت و اخلاق احتیاج پیدا کرده است. ان‌شاء الله، با عنایت خداوند متعال و پیروی بیشتر ملت‌های تشنه حقیقت از دستورات نورانی انبیای الهی که برترین پشتیبان نیازهای متعالی و معنوی انسان‌ها هستند، دوره‌ای درخشان و نقطه‌ای مطلوب، یعنی دنیایی سرشار از عشق و برادری و عدالت و خدامحوری را شاهد باشیم.

اینجانب با گرامیداشت مجدد میلاد پیامبر عشق و دوستی، حضرت عیسی مسیح علیه‌السلام و تبریک آغاز سال نو میلادی، از درگاه خداوند متعال برای هموطنان مسیحی و همه مسیحیان مؤمن و بلکه موحدان جهان، سربلندی و سالی سرشار از نشاط و بهروزی، مسألت می‌نمایم و امیدوارم با ظهور حضرت عیسی مسیح(ع) در کنار مصلح کل و موعود امم، حضرت مهدی عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف، عدالت مبتنی بر معنویت و مهرورزی در سایه اتحاد و همدلی ادیان الهی در سراسر جهان استقرا یابد.

ششم دی نود و یک